|
|
|
|
|
وقتي بچه بوديم ميگفتيم چيه كه سنگينه وزن نداره، شيرينه مزه نداره؟ جوابشم خواب بود. حالا كه بزرگ شديم، لطف كنيد و بگوييد بولدوزر كاترپيلار۶۰ تني كه راشل را در زير شنيهايش له كرد سنگين تر است يا خواب ما؟
سنگين نميشد اين همه خواب ستمگران ميشد گر از شكستن دلها صدا بلند قرآن كتابي است كه خدا براي آوردنش محمد را مبعوث كرد و علي و فاطمه براي ماندش حسيني و زينبي شدند. آيا فقط براي آنكه بخوانيم و ندانيم و بكار نبنديمش؟ "و رسول گفت: پرودگارا! براستي كه امتم اين قران را مهجور و رها شده قرار دادند" فرقان ۳۰ آيا ما همانها نيستيم؟ ببينيم: تعاونوا علي البر ّ و التقوي و لاتعاونوا علي الإثم و العُدوان مائده۲: در كار نيك همديگر را ياري كنيد و در گناه و دشمني هم دستي نكنيد. ترديدي نيست كه معاونت بر اثم و همدستي در گناه، گناه و سرپيچي از پيامبر درون و برون است. پيامبر ص فرمودند: هنگام رستاخيز ملكي ندا ميدهد: كجايند ستمگران و همدستانشان؟ آنانكه دواتي برايشان آماده كردند يا بند كسيهاي برايشان بستند يا مدادي برايشان تراشيدند، اينان را با آنان محشور كنيد! بحار، جلد 72، ص376. "اي صفوان همه چيزت نيك و زيباست جز يك چيز. صفوان: فدايت شَوَم آن چيست؟ امام كاظم: اينكه ميخواهي شترانت را به هارون كرايه دهي. ولي به خدا سوگند من آنها را براي خوشگذراني و تفريح و شكار كرايه نميدهم، بلكه براي سفر مكه اجاره ميدهم، بعلاوه خودم سر پرستي آنها را عهده دار نميشوم بلكه غلامانم را ميفرستم. اي صفوان! آيا آنان بايد كرايهات را بپردازند؟ آري فدايت شوم. آيا دوست داري تا آن زمان بمانند؟ گفتم آري. فرمود آن كس كه طالب بقائشان باشد از آنان است و هر كس از آنان باشد قطعا وارد آتش ميشود. پس رفتم و همۀ شترانم را فروختم. خبر به هارون رسيد، احضارم كرد و گفت: ...اگر به خاطر خوش رفتاريت نبود همين الآن ميكشتمت" بحار، ج72، ص376 آفرين به صفوان كه پانانۀ باري و مسافرياش را با همۀ اشترانش [اتوبوسها و تريلرها] يكجا فروخت. اما به نظر شما صفوان جمّال "فهميده" تر است يا دختر مسيحي آمريكايي، خانم راشل كُري؟ درست در همان لحظهاي كه بولدورز 60 تني كاترپيلار آمريكايي پيكر مطهر يك دختر مسيحي آمريكايي را به جرم !؟ دفاع غير خشونت آميز از خانۀ فرزندان مظلوم امت محمد و آفريدههاي ستمديدۀ خداوند در فلسطين، به زير ميكشيد، من داشتم خون راشل را به صورت آنلاين در نوشابههاي خوشگوار مشهدالرضا مينوشيدم. تو داشتي براي "شام" فانتا ميخريدي، دختري داشت با لوازم آرايشي لورئال براي پارتي آماده ميشد. تمتع گزاران داشتند در مكه مكرمه كوكا، پپسي يا ميراندا سرو ميشدند. بچه حزب اللهي ها داشتند دردمندانه اين خبر تلخ را با نوكيا به هم تسليت ميگفتند. راشل! به احترام زينب، مرا ببخش! مادر راشل! به خاطر فاطمه مرا ببخش! تو تن لهيدۀ دختر زيبا و عزيزت را چه تلخ و غمگنانه از زير خواب سنگين و كثيف برخي مسئولين بيشعور و بيشرف و نفهم قضايي و اجرايي جهان اسلام، بيرون كشيدي. ولي چرا با سازمان فرهنگ و "ارتباطات" ايران تماس نگرفتيد تا آخوندي را كه "ارتباطات" خوبي دارد براي آموزش مسألۀ غسل و نماز ميت به تو و دوستان راشل، به نمايندگيهاي رايزني فرهنگي در خارج بفرستند. و هزينهشان را به دلار تضمين كنند شايد بخواهند n73 بخرند. خانم سيدني كري! دختر تو پيش فاطمۀ ما از دختران لورئال بر لب ما و برخي نمايندگان مجلس و مسئولين اجرايي و قوۀ قضائيۀ و سينه زنهاي حسينيهها و گريهكنان و مصيبت خوانان اهل بيت روسفيدتر است. دختر تو شيعهتر است. مادر مسيحي راشل! بند پوتين آن سرباز اسرائيلي را ما فرزندان پيامبر اسلام با نوشيدن ادرار كفتارهاي كثيف اسرائيلي كه شركت خوشگوار در سپرايت سرو كرده بود تهيه كرديم. همرزمان داغدار راشل! پول بولدوزر كاترپيلار آمريكايي كه راشل عزيز را به زير كشيد دكترها و مهندسهاي ايراني مقيم آمريكا تقديم كرده بودند [روزانه ۱۰ ميليون دلار ماليات شهروندان آمريكايي را اسرائيل ميبلعد] پدر نامسلمان راشل! من اعتراف ميكنم كه پول دستگاه بيسيمي كه دستور له كردن راشل را صادر كرد برخي روحانيون حوزۀ علميۀ قم و پاسداران!! اسلام با غقلت، جهالت و يا بياعتنايي به حديث صفوان جمّال متقبل شدهاند. آي آخوندهاي محترم يا آنهايي كه اگر پاكت روضۀ "رباب" تان سبك شود، قهر ميكنيد. برويد بر منبرهايتان بگوييد كه وقتي رباب آب نوشيد و شيرش جوشيد ديگر شيرخوارش نبود. بگوييد، سريلاك، شير مادران فرزند مردۀ شيعۀ لبنان و عراق و فلسطين است كه شيرخوارشان را با گلولههايي [بخوانيد تيرهايي] كشتهاند كه شما با خريد محصولات نِسْتْله در خشاب حرملههاي صهيونيست گذاشتهايد. ديگر حق نداريم براي علي اصغر گريه كينم. قاتل خود منم! خود تو!
و لعن الله امّّّة أسرجت و ألجمت ... و لعن الله الممهّدين لهم بالتمكين من قتالكم: خدا لعنت كند آنانكه اسبها را زين و افسار كردند و ... آنانكه براي قاتلين شما زمينه سازي كردند راشل! تو بسيجيتري. تو آخوندتري. تو شهيدتري. تو فهميدهتري. تو روز قيامت جلو برخي مسئولين قوۀ قضائيۀ ما را خواهي گرفت. تو در المپياي واشنگتن فرياد مظلومان و مستضعفان مسلمان را شنيدي ولي برخي مدعيان مرجعيت در ايران خام و خاموشند و به فرمودۀ پيامبرشان نامسلمان: "هر كس صداي كسي را بشنود كه بگويد اي مسلمانان به دادم برسيد و اجابت نكند مسلمان نيست". بخش بعد: معرفي و روايت شهادت راشل بخش بعد: معرفي شركتهاي حامي صهيونيست و فتواي امام و ولی امر آقای خامنهاي ... |
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ميزان كم يا زياد تورم نشانگر سطح بالا يا پايين رفاه و رشد اقتصادي نيست. چون تورم زاييدۀ عوامل مختلفي است و كاهش آن هم دلايلي (افزايش بودجۀ جاري، يارانه يا ...) دارد كه لزوما نشان سطح بالاي رفاه يا رشد اقتصادي نيست. متأسفانه برخي موفقيت اقتصاد يك كشور را در ميزان رشد تورم ميدانند! آيا ميپذيريم كه مثلا نيجر كه تورمش را صفر اعلام كردهاند از نظر مديريت اقتصادي قويتر از كشورهاي اروپايي است كه تورم چند درصدي داردند؟ نكتۀ معمي كه مچگيران دولب نسبت به آن تغافل دارند، اين است كه مدام اعلام ميكنند كه بالاترين رقم تورم در خاورميانه از آن ايران است. و فراموش ميكنند كه آنچه از نظر علمي در اين ميان ارزش تعيين كننده دارد، درصد تورم است، نه عدد آن. اينك به جدول تورم چند كشور خاورمينه توجه بفرماييد
دو گزيده از موفقيتهاي دولت انقلابي: جمع كل خصوصي سازي از سال 1370 تا پايان سال 1382 برابر با 2067 مليارد تومان بوده است، در حاليكه در دولت نهم در مدت دو سال و نيم به بيش از 22000 مليارد تومان رسيده است. يعني فقط در طول دو سال و نيم مديريت دولت نهم به اندازۀ 11 برابر تمام سالهاي 1370 تا پايان 1382 خصوصي سازي صورت گرفته است. ص 33 كتاب "چكيدۀ عملكرد 3 سالۀ دولت مردمي"
طي سال 1376 تا 1383 ميزان كل جذب بودجۀ عمراني كشور معادل 31 هزار مليارد تومان بودهاست، در حاليكه از ابتداي فعاليت دولت نهم تا پايان دي ماه سال 1386 ميزان جذب اعتبارات عمراني بيش از 31 هزار مليارد تومان بوده است. يعني 2 سال و چهار ماه فعاليت دولت نهم بيش از حدود 7 سال قبل از آن طرحهاي عمراني ايجاد شده است. ص 37 چكيدۀ گزارش عملكرد دولت مردمي
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
اساس شخصيت انسان درون و روانش است كه اگر دچار فشار شود تمام ابزارهاي بيروني كارايي خود را از دست ميدهد. امام صادق ع در دعاي ندبه پيروزيهاي حضرت محمدص را محصول رعب ميداند: " و نصرته بالرعب ..." اكثر موفقتهاي شيطان۱ و امريكا چنگ و دندان نشان دادن و موشكي را به سوي ليبي نشانه رفتن بوده است، راهكار بوي ادكلن فرانسويها و تيغ اتوي شلوار انگليسيها براي باج گيري هم از همين باب است. الان هم كم هزينه ترين و موفقترين راه براي شكست حريف جنگ رواني است، چيزي كه پيشترها با رجز خواني در آغاز نبردها همراه بود. اي موسي و هارون! "به سوي فرعون برويد كه او طغيان كرده است پس به او سخن نرمي بگوييد شايد كه پند پذيرد يا بترسد ... [و خداوند فرمود] نترسيد براستي من با شمايم در حالي كه ميشنوم و ميبينم ... [فرعون] گفت پرودگارتان كيست اي موسي؟ گفت پروردگارما كسي است كه به هر چيزي آفرينشي عطا كرد و سپس هدايت نمود"۲ شرايط سنگيني بود، فرعون سؤال سختي از موسي كرد شبيه سؤالي كه معلم از ماريا كرد. شايد نگراني پيشين موسي و احساس عدم توان پاسخگويي و دعا براي شرح صدر و رفع گره در زبان و درخواست همراهي هارون همه به دليل دشواري شرايطي بود كه فرعون و استراتژيستهايش فراهم ميكردند. صحبت كردن و دعوت به حق در مجلس فرعون حتي براي پيامبر اولوالعزم هم سنگين بود. فكر نكنيم وقتي زينب دختر عليع در مجلس ابن زياد و يزيد خطبه خواند يك اتفاق معمولي رخ داد، نه اتفاق بسيار معجزه آسا و دير فهم است. و شرايط به شدّت سنگينتر از اوضاع دعوت موسي بود . اگر موسي و هارون به نرمي سخن گفتند، زينب به درشتي سخن ميراند و مستقيما دودمان بني اميه را بر باد ميدهد. سبحان الله! فرعونيان نشستند و به دقت نقشه كشيدند كه موسي را خوار كنند و آخرين حلقۀ پيروزي بر سپاه حسين را كامل كنند و زينب و بازماندگان حسين را به ذلت بكشانند. هميشه در سپاه معاويهها عمرو عاصها بودهاند، كسينجر، اتقاقي امروزي در جبهۀ امريكا نيست. احمدي نژاد بيم ترور داشت، فكر نكنيم دانشگاه كلمبيا دانشگاهي با دانشجويان معمولي است. فكر نكنيم آنان نسنجيده و به احترام آزادي بيان تريبوني با اين حساسيت را در اختيار پيروان زينب گذاشتند. فكر نكنيم صحبت كردن در آن فضا جز با عنايت خداوند و مهديعج ممكن است : "إنّني معكما أسمع و أري" آنان در دعوت احمدي نژاد به دانشگاه كلمبيا كمترين ترديدي در نابودي حيثيت اسلام ناب و ذلت ايران نداشتند. اما چه شد؟ آري مهديعج فرزندانش را در هيچ جاي دنيا تنها نميگذارد۳ تمام فشار تاريخ روي زينبس بود. زني با آن همه مصيبت كه طبق قدرت عادي بشر بايد ضجه ميزد و خاك بر سر ميريخت اما او كاخ يزيديان را بر سرشان فرو ريخت. داستان ماريا: مريا دختري شيعۀ ايتاليايي و 7 ساله است. در كلاس اول درس ميخواند اما محجبه است آنهم نه حجاب دختران بي هويتي كه توله سگ بغل ميكنند. چند مسلمان سني ديگر هم در مدرسۀ او هستند اما بيحجاب. او متفاوت از بقيه است و براي يك بچۀ دبستاني متفاوت بودن چقدر سنگين است، آن هم در محيطي كه مسلمان بودن يعني تروريست بودن. هوا گرم است. مريا عرق كرده است، معلم ميگويد: ميتواني روسريت را برداري، اما ... . معلم مريا را صدا ميكند، مريا به جلو كلاس ميرود. همۀ بچهها به او زل ميزنند. هراس فضاي كلاس را پر ميكند. معلم به مريا نگاه ميكند، مريا منتظر است. معلم از مريا ميپرسد: "بگو ببينم اسم خداي تو چيه؟"
مريا هر چه جواب بدهد نتيجهاش تنها شدن و تك افتادن در كلا س است، جوابي كه براي همۀ همكلاسيهايش عجيب و تمسخر برانگيز است. او رسما جلوي همه تحقير شده بود. وقتي تا اينجاي داستان را شنيدم در مدتي كوتاه هزار جواب منطقي و فلسفي را از ذهن گذراندم اما هيچ نيافتم. درمانده و ترحم آميز منتطر ضايع شدن مريا ماندم. در يك آن چنان از مظلوميت مريا لب گزيدم كه طعم خون در دهانم پيچيد. مادرش گفت مريا گفته است: .... . او فراتر از فهم من و تو جواب داده بود. [جوابت را به خاطر بسپار و بعد ادامۀ مطلب را بخوان] او معلم معلمش شده بود، سؤال معلم را اصلاح كرده بود و بعد با اشاره به همۀ كلاس گفته بود: خداي مووووووووون الله ِ مريا براي مادرش تعريف كرده بود كه من هم به همه كلاس اشاره كردم و گفتم [با اداي "مون" به صورت ممتد] خداي مون اللهه.آري شيعه كوچولوي تنها در دبستاني در كانون ميسحيت هم بيصاحب نيست. شايد فكر كنيم ساده است در دانشگاه كلمبياي آمريكا يا در دبستان menzoni ايتاليا يا در مجلس ابن زياد و يزيد و فرعون چنين مقتدرانه حرف زد، اما بدانيد و آگاه باشيد بوش در يك سخنرانيدر وضع عادي به جاي اتريش (AUSTRIA) ميگويد استراليا (AUSTRALIA) و هزار تا گاف ديگر. چرا حاضر نميشود در كشور خودش با احمدي نژاد مناظره كند؟ شرايط آنقدر طاقتسوز بود كه موس عرض كرد: من ميترسم. هارون را با من بفرست و "ربّ اشرح لي صدري و يسّر لي أمري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي" طه/ ۲۵ تا ۲۹. ــــــــــــــــــــــــــ پي نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱. " الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء" شيطان اول به فقر بيم ميدهد وانگهي به فحشا فرمان ميدهد ۲."إذهبا إلي فرعون إنّه طغي فقولا له قولا ليّنا لعله يتذكر أو يخشي ... قال لا تخافا إنني معكما أسمع و أري ... فـأتياه فقولا إنّا رسولا ربّك فأرسل معنا بنيإسرائيل و لاتعذبهم ... إنّا قد أوحي إلينا أنّ العذاب علي من كذّب و تولّي ... قال فمن ربكما يا موسي قال ربنّا الذي أعطي كلّ شيء خلقه ثم هدي طه/43 تا 50. ۳. بنفسي انت من مغيب لم يخل منّا : فدايت گردم اي غايبي كه همراه مايي! دعا ندبه. ان شاء الله در فرصتي مناسب دربارۀآن نور سبز معروف توضيحاتي جالب تقديم ميكنم. |
||