تبليغاتX
باز باران
عدالت، بارانی است که تشنگانش هم از آن گریزانند!

 زين همرهان سست عناصر دلم گرفت       راشل كُري و همت و چمرانم آرزوست

مطالب زير از سايت رسمي "مركز اسناد انقلاب اسلامي" گرفته شده است. مركزي مهم و حساس كه تنها منبع رسمي ثبت تاريخ و وقايع انقلاب عزيز اسلاميمان است. به طلبه‌اي عرض كردم ... گفت كي گفته نوكيا صهيونيستيه و پوزخندي زد . عجيبه كه با وجود شبهۀ قوي صهيونيستي بودن نوكيا و اعلام مراكز معتبر برادران و سروران عزيز من بدون فحص، همچنان در دام نوكيا و كوكاكولا و ... هستند و در برنامۀ آشپزي صدا و سيما، رسما از "مگي" و توليدات نستلۀ كثيف تبليغ مي‌شود. همان نستله‌اي كه پشتيبان اصلي "جشنوارۀ فيلم فجر" ماست! با تسليت به صفار هرندي و وزارت ارشاد دولت عدالت گراي مان!

در دو نوشتۀ قبلي كه ميتوانيد در پايين همين نوشته ملاحظه كنيد حديث صفوان جمال و روايت دوات و ... در منع همدستي با ظالم و عاقبت دوزخي همدستان ظالمان، و حماسۀ‌ دختر ۲۳ سالۀ امريكايي خانم راشل كري http://baharbia.blogfa.com/post-33.aspx، حرف زديم.  اينك استفتاي مقام معظم رهبري براي كساني كه عقلشان براي فهم مطلبی به این آشكاري، تا قوزك پاي راشل كُري هم نمي‌رسد؛ براي روشنفكراني هم كه ادعا قانون‌گرايي دارند، قانون آورديم تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد. این هم مطالب پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی ایران  http://www.irdc.ir/article.asp?id=1520

Coca Cola


وزارت خارجۀ رژیم اشغالگر قدس در روزنگاری که برای سال ۱۳۴۵ منتشر کرده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسراییل از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است. این شرکت در سال ۱۳۵۶، به پاس سی‌سال پشتیبانی از رژیم صهیونیستی و مقاومت در برابر تحریم مسلمانان از سوی هیات اقتصادی اسراییل مورد تشویق قرار گرفت. کوکاکولا در برابر دریافت ۵۵ میلیارد تومان معافیت مالیاتی، یک مجتمع تولیدی در زمین‌های یک روستای فلسطینی ساخته است. این شركت میزبان و پشتیبان مالی اتاق بازرگانی اسراییل و آمریکا در سال ۱۳۸۰ نیز بود. استفاده از مواد سمی و مضر برای کودکان در کشورهای جهان سوم و به‌کارگیری گروه‌های شبه‌نظامی برای برخورد با کارگران معترض در کشورهای آمریکای جنوبی، موجب شده که محصولات این شرکت از سوی برخی از نهادهای مدنی جهانی تحریم شود. متاسفانه شرکت خوشگوار مشهد با پرداخت سالانه بیش از یك و نیم میلیارد تومان به یكی از شعبه‌های کوکاکولا، محصولات این شرکت را تولید و توزیع می‌کند. مسئولان شرکت خوشگوار با درخواست مردم برای تحریم کوکاکولا مخالفت کرده‌اند.

پروندۀ سیاه کوکاکولا
• کارشناسان تغذیه مصرف کوکاکولا را برای کودکان و نوجوانان را مضر می‌دانند. مصرف این گونه نوشیدنی‌ها، مانع از جذب کلسیم، منیزیم، ویتامین A و B می‌شود.
• شرکت کوکاکولا از سال ۱۲۹۷ تا کنون از مواد اسیدی مضر برای تولید نوشابه استفاده می‌کند.
• این شرکت، از سال ۱۳۶۲ از شهد قندی گیاهانی که دچار تغییرات ژنتیکی شده‌اند، استفاده می‌کند. این مساله، سبب بروز خطر ابتلا به دیابت و چاقی مفرط می‌شود.
بر اساس گزارش سال ۱۳۸۲ مرکز علم و محیط زیست که یک سازمان پژوهش علمی غیر دولتی هندی است، نوشابه‌های کوکاکولا و پپسی که در این کشور تولید می‌شوند، حاوی آفت‌کش‌ها و مواد سمی‌ای چون د.د.ت هستند و حجم مواد سمی این نوشابه‌ها، سی‌برابر بیشتر از استانداردهای کشورهای اروپایی است. حتی محصولات این شرکت‌ها در آمریکا نیز حاوی این مواد نیستند.
پس از انتشار این گزارش، فروش شرکت کوکاکولا در آن سال، پانزده درصد کاهش یافت.
سازمان غذا و داروی آمریکا، پس از بررسی‌های فراوان نوشابه‌های شرکت کوکاکولا در سال ۱۳۸۵، از وجود ماده‌ی سرطان‌زای بنزن در آن‌ها خبر داد.

خوشگوار
نام شرکت: خوشگوار مشهد
زمینۀ فعالیت: تولید نوشابۀ گازدار غیرالكلی.
نشان‌های وابسته: كوكاكولا، فانتا، آب معدنی داسانی، خوشگواركوكا، خوشگوار پرتقالی
مدیر: مسعود یزدی
تلفن: 6۶۶۲۵۷۵۷ و ۶۶۲۴۹۶۹
نشانی کارخانه: مشهد، شهرك صنعتی توس، بزرگراه آسیایی
این شرکت که محصولاتش را پیش از انقلاب تحت نظر شرکت كوكاكولا تولید می‌کرد، پس از انقلاب اسلامی نیز ارتباط با شركت آمریكایی را حفظ كرد و سالانه، با واسطه‌ی یك شركت ایرلندی، یک میلیارد و پانصد میلیون تومان به حساب كوكاكولا در آمریكا واریز می‌كند. کوکاکولا که پس از انقلاب اسلامی از بازار ایران خارج شده بود از سال ۱۳۷۳، با امضای قرارداد فرانشیز با شرکت‌هایی از جمله خوشگوار، مجدداً وارد بازار ایران شد که شرکت‌های ایرانی از طریق یک شرکت ایرلندی به نام کوکاکولای آتلانتیک و بعدها از طریق شرکت کنسانتره Drogheda، شهد نوشابه را دریافت می‌کنند. مدیر شرکت خوشگوار در پاسخ به درخواست مردم برای قطع ارتباط با کوکاکولا می‌گوید: بازار فروش ما وابسته به همین نام است و نمی‌توانیم آن را حذف کنیم.


NOKIA


لارس ولف که یكی از مدیران ارشد نوكیاست، در گفتگو با نشریۀ یهودی جروزالم‌پست در سال ۱۳۸۰خبر از وجود «پروژۀ اسراییل» با هدف گسترش سرمایه‌گذاری‌ها و حضور بیشتر در سرزمین‌های اشغالی داد. این شركت حضور خود در اسراییل را با سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیارد دلاری در سال ۱۳۷۹ آغاز كرد و بخش عمدۀ این سرمایه در اختیار شركت‌های اسراییلی قرار گرفته است. نوكیا چند مجتمع تحقیقاتی و صنعتی را در سرزمین‌های اشغالی راه‌اندازی كرده و بخشی از فرآیند طراحی و تولید محصولاتی مثل باتری گوشی‌ همراه در این مجتمع‌ها انجام مي‌شود.


Nestle


شرکت نستله که بزرگترین تولیدکنندۀ مواد غذایی دنیا محسوب می‌شود، به پاس خدماتش به رژیم اشغالگر قدس، جایزۀ جوبیلی را از نتانیاهو (نخست‌وزیر وقت اسراییل) گرفته است. این شرکت بیش از ۲۰۰ ‌میلیارد تومان در اسراییل سرمایه‌گذاری کرده و در مقابل این خوش خدمتی، سالانه حدود ۲۴ میلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده دریافت می‌کند. کار اجباری کودکان در مزارع این شرکت و فروش محصولاتی که موجب مرگ چندین کودک شیرخوار شده، سبب تحریم نستله در برخی نقاط دنیا شده است. نستله در سال ۱۳۷۹، بیش از ۱۴ میلیارد تومان به صندوق پرداخت غرامت هولوکاست کمک کرده و یکی از سهامداران عمدۀ شرکت تولید لوازم آرایشی و زیبایی L'oreal ( از حامیان بزرگ رژیم صهیونیستی) است. متاسفانه شعبۀ ایرانی شرکت نستله، در سال ۱۳۷۳ با سرمایۀ حدود ۴۲ میلیارد تومان تاسیس شده و اکنون با مدیریت یک خارجی به نام پیر تروبا، بخشی از محصولات نستله را در ایران تولید و توزیع می‌کند.
پروندۀ سیاه نستله
• مرگ سالانه ۱۵ نوزاد بخاطر شیرِ خشک نستله در کشورهای نیمه صنعتی، موجب شد سازمان‌های جهانی فعالی در زمینۀ غذای کودکان، این شرکت را از سال ۱۳۵۶ تحریم کنند.
• در زمستان سال ۱۳۸۳، صدها پرنده، دام و حیوان خانگی در ونزوئلا مردند. کارشناسان علت مرگ را بیماری کبدی ناشی از مواد غذایی آلوده تشخیص دادند. این مواد غذایی، توسط نمایندگی نستله در این کشور توزیع شده بود. مجلس ملی ونزوئلا، نستله را مقصر شناخت و آن را به پرداخت غرامت افراد محکوم کرد.
• بر اساس گزارشی که نشریۀ فوربس در اردیبهشت ۱۳۸۳ به نقل از سازمان جهانی کار منتشر کرد، نستله، برای تولید شکلات از کارگران خردسال استفاده می‌کند. در بررسی‌های بعدی مشخص شد بیش از ۲۵۰ هزار کودک آفریقایی، در مزارع این شرکت در غرب آفریقا کار می‌کنند.

نستلۀ ایران
نام شرکت: نستلۀ ایران
زمینۀ فعالیت: تولید مواد غذایی
نشان‌های وابسته: نسکافه، کافی‌میت، نان، سرلاک، مَگّی
مدیر: پیر تروبا
تلفن: ۸۸۷۲۹۸۵۸
نشانی دفتر مرکزی: تهران، خیابان شهیدخالد اسلامبولی، کوچۀ ۲۱، پلاک ۱۲
محصولات نستله حضور بسیار طولانی در ایران دارد. شركت نستله ایران (سهامی خاص) در نهم اسفند ۱۳۷۳، با شمارۀ ۱۱۱۶۰۴ در ادارۀ ثبت شركت‌ها و موسسات غیرتجاری به ثبت رسیده است.سرمایۀ این شرکت بیش از ۴۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود که بخشی صرف خرید یک کارخانه‌ی تولید نوشیدنی در کرج شده است. تجهیزات این کارخانه، بدون انتقال فناوری جدید، بازسازی شده و در اختیار نستله قرار گرفته است. در اردیبهشت ۱۳۸۲، اولین غذای كودك نستله ایران با نام تجاری سرلاك وارد بازار شد.
شركت نستله ایران نمایندۀ انحصاری واردات، فروش و توزیع محصولات نستله در ایران را است و این شرکت خارجی مالك قسمت اعظم سهام نستله ایران بوده و مدیریت آن را نیز بر عهده دارد.
در دیماه ۱۳۸۴، شیر خشك نوزاد با علامت تجاری نان دركارخانۀ جدید سایت قزوین نستله تولید شد. از بهار سال ۱۳۸۴، نستلۀ ایران صادرات دایمی سرلاك به چند كشور خاورمیانه را شروع كرد. این روند در سال توسعه یافته و شامل صادرات شیرخشك نان نیز شد. محصولات نستله از طریق نمایندگی‌ها و توزیع‌كنندگان جنبی شركت سایه سمن، با استفاده از ناوگان خودرو‌های مخصوص توزیع می‌گردد.

نسکافه
هرچند نسکافه نام تجاری قهوۀ شرکت نستله است، اما هم اکنون به گونه‌ای خاص از قهوه گفته می‌شود که شرکت‌های مختلفی آن را تولید می‌کنند. مرادِ ما از نسکافه، همان کالایی است که شرکت نستله تولید می‌کند.


L’OREAL
اسراییل مركز منطقه‌ای این شركت در جنوب غربی آسیاست. كنگرۀ یهودیان آمریكا در بیانیه‌ای خشنودی خود را از پشتیبانی شركت L’oreal از دولت اسراییل اعلام كرده است. یكی از مدیران شركت در گفتگو با نشریۀ یهودی جروزالم‌پست، توقف فعالیت تجاری شركت در سرزمین‌های اشغالی از ۱۳۶۵تا ۱۳۷۳ را تنها یك تظاهر به پیروی از تحریم اقتصادی اسراییل از سوی اتحادیۀ عرب خواند. گفتنی است كه حتی این ظاهرسازی هم، با اعلام رسمی بازگشایی شعب شركت در شهر تل‌آویو و دیگر شهرهای اسراییل به پایان رسید. تقریباً نیمی از مدیران شركت یهودیند و جانشین مدیرعامل آن خود را عاشق اسراییل می‌داند. او هدف از ارایۀ سالانۀ بورسیۀ ده میلیون تومانی از سوی شركت را تلاش برای اقدامی به یادماندنی در پنجاهمین سالگرد تاسیس اسراییل دانست. این شركت به پاس پشتیبانی چشمگیر از اسراییل، جایزۀ جوبیلی را از بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) دریافت کرده است. 


Limited brands
لس وگزنر، بنیانگذار، مدیرعامل و رییس هیات مدیرۀ شركت، یكی از اعضای كمیتۀ اِمِت است. این كمیته یك «اتاق جنگ رسانه‌ای» است كه برای اطمینان از پوشش رسانه‌ای حوادث جهانی به سود اسراییل تشکیل شده است. نام این كمیته از برگردان عبری واژۀ حقیقت (emet) گرفته شده است. چند نفر از قدرت‌مندترین رهبران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایالات متحده از اعضای این كمیته هستند. بنیاد وگزنر در سال ۱۳۶۳ تاسیس شده و تقویت رهبری یهودی در آمریكا و اسراییل را هدف خود اعلام كرده است. اعطای بورس تحصیلی به مقامات دولت اسراییل و برگزاری سفرهای گردش‌گری رایگان برای جوانان یهودی آمریكا، بخشی از برنامه‌های این بنیاد است. یكی از اسناد داخلی این بنیاد كه در سال ۱۳۸۲ برملا شد، از سوی خبرنگاران «یك راهنمای صهیونیستی برای دستكاری افكار عمومی آمریكاییان به سود اسراییل» نام گرفت.


Intel corp
اینتل۱ یک واحد توسعۀ خود را در سال ۱۳۵۳ در حیفا و یک مجتمع تولید ریزپردازنده را در سال ۱۳۶۴ در قدس بنا نهاد. این واحدها نخستین مراکزی بودند که این شرکت خارج از مرزهای ایالات متحده ایجاد کرده بود. یکی از واحدهای این شرکت که در زمینۀ پردازنده‌های موسوم به پنتیوم ۴ فعالیت می‌کند، در زمین‌های یک روستای اشغال‌شدۀ فلسطینی ساخته شده و ساکنان این روستا که پیش از تخریب، ۳۰۰ خانه، دو مسجد و یک مدرسه داشته، قتل عام شدند و باقیماندگان اندک آن نیز حق بازگشت به زمین‌هایشان را ندارند.
مسوولان شرکت اینتل، به بهانۀ خودداری از ورود به مناقشات سیاسی، از گفتگو دربارۀ سرنوشت صاحبان حقیقی زمین‌های این منطقه پرهیز می‌کنند. شعبۀ اسراییلی این شرکت اکنون با بیش از ۴۰۰۰ نفر کارمند، سومین واحد بزرگ اینتل در دنیاست و صادرات آن سالانه بیش از ۱۰۰۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود. این واحد اكنون بر روی پردازنده‌های centerino كار می‌كند.

ریزپردازنده‌ی centrino
گونه‌ای از ریزپردازنده‌های شرکت اینتل که در رایانه‌های قابل حمل استفاده می‌شود. این پردازنده در مجتمع تحقیقاتی این شرکت در حیفا طراحی شده است.

ریزپردازندۀ پنتیوم 4
گونه‌ای از ریزپردازنده‌های شرکت اینتل که از سال ۱۳۷۹ برای رایانه‌های خانگی تولید می‌شود.

IBM
شرکت آی.بی.ام یك سال پس از اعلام تشکیل دولت اسراییل نخسیتن سرمایه‌گذاری‌هایش را در سرزمین‌های اشغالی شروع کرد و در سال ۱۳۸۱، به پاس نیم قرن خدمات چشمگیر به این دولت، جایزۀ سفیر را از شیمون پرز (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) دریافت نمود.
این شرکت که سابقۀ بدی در زمینۀ شرایط محیطی کارگران و تخلفات اقتصادی دارد، یکی از سه شرکتی است که در سال ۱۳۸۰، آریل شارون (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) از اینان تقدیر کرد. لارنس ریکیاردی که یکی از مدیران ارشد آي.بی.ام است، در گفتگویی با روزنامۀ یهودی جروزالم پست بیان کرد: «این سرزمین و آرمان‌های والایش برای ما بسیار مهم است.» جالب آن‌که این شرکت یکی از مهم‌ترین شریکان صنعتی و اقتصادی حکومت نازی آلمان در زمان جنگ جهانی دوم بوده است.
پرونده‌ی سیاه IBM
• شعبۀ آلمانی این شرکت، یکی از سازندگان ماشین‌های محاسبه‌گری بوده است که هیتلر برای ادارۀ راه‌آهن، نگهداری اطلاعات مربوط به اسرای جنگی و ساخت ادوات زرهی به آن‌ها نیاز داشته است. این همکاری از سال ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۴ ادامه پیدا کرده است.
• کارگران این شرکت در مکزیک، در ازای یک‌ساعت کار، کمی بیش‌ از ۵۰۰ تومان دریافت می‌کنند. IBM برای استخدام این کارگران، از شبکۀ پیچیده‌ای از شرکت‌های ریز و درشت استفاده می‌کند تا کارگرانش، اتحادیۀ کارگری تشکیل ندهند.

جروزالم‌پست
این روزنامۀ انگلیسی‌زبان از دهم آذر ۱۳۱۱ در بیت المقدس منتشر می‌شود. نام آن تا سال ۱۳۲۹ یعنی دو سال پس از اعلام تشکیل اسراییل، پالستین پست بود. شمارگان این روزنامه حدود ۵۰۰۰۰ نسخه برآورد می‌شود و سیاستمداران و خبرنگاران خارجی، بیشترین خوانندۀ آن هستند. این روزنامه تا سال ۱۳۶۸ به حزب کارگر و دیدگاه‌های چپ و لیبرال گرایش داشت؛ اما با تغییر مدیریت آن در این سال، به سمت حزب لیکود و جریانات راستگرا متمایل شد.

Sara Lee
سارالی بزرگترین تولیدكنندۀ پوشاك دنیاست. این شركت مالك بیش از ۴۰٪ سهام شركت دلتا جلیل (بزرگترین تولیدكنندۀ پوشاك اسراییل) و مهم‌ترین شریك تجاری آن است. تولیدات این شركت با عناوین و نشان‌های مختلفی در كشورهای مختلف به فروش می‌رسد.
مدیر این شركت به پاس پشتیبانی از نظام اقتصادی اسراییل و سرمایه‌گذاری در سرزمین‌های اشغالی، جایزۀ جوبیلی را از بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر پیشین این رژیم) دریافت كرده است. پایگاه رسمی سارالی در شبكۀ اینترنت، كاربران را تهدید كرده است كه هر اقدام مشكوك به ارتباط با مقولۀ تحریم اسراییل را به مقامات قضایی ایالات متحده گزارش خواهد كرد.

Walt Disney
نمایشگاه هزارۀ دیسنی، بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسراییل معرفی کرد؛ در حالیکه حتی بر اساس قطعنامه‌های سازمان ملل متحد هم، اشغال این شهر از سوی رژیم صهیونیستی خلاف قوانین بین‌المللی است. کارشناسان دیسنی به همراه نمایندگان اسراییل، بیش از ۱۸ ماه روی بخشی از این نمایشگاه که «تالار اسراییل» خوانده می‌شد کار کردند. جویش کرونیکل (نشریۀ یهودی چاپ لندن) نوشت: «اگر آن نمایشگاه را می‌دیدید، بی‌شک بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسراییل میپذیرفتید.»
درخواست برخی از سازمان‌ها و دولت‌های اسلامی از اتحادیه‌ی عرب برای تحریم شرکت دیسنی، در گام‌های آخر و با سخنرانی و مخالفت ولید بن طلال، شاهزاده‌ی سعودی و یکی از بزرگترین سهامداران یورودیسنی شکست خورد. دولت اسراییل نیز که بیش از یك میلیارد و هشتصد میلیون تومان از هشت میلیارد تومان هزینۀ ساخت این نمایشگاه را پرداخته بود، از دیسنی به خاطر مقاومت در برابر مسلمانان تشکر کرد. شرکت سرمایه‌گذاری خانواده‌ی دیسنی، بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان در سرزمین‌های اشغالی سرمایه‌گذاری كرده است. این شركت اعلام كرده كه می‌خواهد فعالیت اقتصادی جدیدی را آغاز كند که حجم آن دست‌کم ۲۵۰ میلیارد تومان است.

ولید بن طلال بن عبدالعزیز آل‌سعود
متولد ۱۶ اسفند 1333. ولید از یک سو نوه‌ی پسری عبدالعزیز، بنیان‌گذار عربستان جدید و از سوی دیگر نوه‌ی دختری ریاض الصلح، اولین نخست‌وزیر لبنانِ پس از استقلال است. وی مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی خود را در سال ۱۳۷۵ و کارشناسی ارشد علوم اجتماعی‌اش را در سال ۱۳۴۶ به دست آورد. شاهزاده ولید، فعالیت اقتصادی خود را از سال ۱۳۵۷ با خرید و فروش زمین و سهام آغاز کرد و هم‌اکنون سیزدهمین ثروتمند مرد دنیا به شمار می‌رود. بخشی از سهام شرکت‌هایی چون سیتی‌بانک نیویورک، موتورولا، اپل، AOL، یورودیسنی، نیوز و چند شرکت، هتل و بانک دیگر متعلق به اوست.
ولید علی‌رغم وابستگی‌اش به خاندان پادشاهی عربستان، از صحنه‌ی سیاسی این کشور کناره گرفته است؛ اما با توجه به تابعیت لبنانی‌اش، چندی است تلاش می‌کند جایگاهی برای خود در میان گروه‌های سنی لبنانی دست و پا کند که البته هنوز موفق نشده است. گرایش آمریکا دوستانه‌ی شاهزاده ولید موجب شد پس از فروریختن برج‌های نیویورک در سال ۸۰، چندین میلیون دلار برای بازسازی این شهر ارایه کند، که شهردار نیویورک نپذیرفت. 


Time Warner
همان‌گونه كه از نامش پیداست، این شركت نتیجه‌ی پیوستن چند شركت رسانه‌ای آمریكایی به یك دیگر است. شركت‌هایی همچون برادران وارنر، تایم و AOL كه هركدام در رشته‌ی خود یكی از بزرگترین‌ها بودند. تایم‌وارنر جایزه‌ی جوبیلی را به پاس پشتیبانی طولانی و همه‌جانبه از اسراییل، از بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر پیشین این رژیم) دریافت كرده است. نزدیك به یك‌سوم از همۀ سرمایه گذاری‌های شركت، در سرزمین‌های اشغالی انجام می‌شود و در همین راستا، همه‌ی سهام شركت‌های اسراییلی Ubique و ICQ را خریده است. ICQ شركت ناشر و سازندۀ نرم افزاری برای گفتگوی اینترنتی (چت) است كه توسط چهار جوان اسراییلی، با هدف عرضه‌ی شیوه‌ی جدید ارتباط از راه دور بنیان نهاده شده و هم‌اكنون طرفداران زیادی دارد. به گزارش نشریۀ یهودی جروزالم‌پست در سال ۱۳۸۰، یكی از نهادهای یهودی آمریكا از این شركت و دو مجتمع اقتصادی دیگر، به پاس پشتیبانی مالی از اسراییل تقدیر كرد.

Timberland
جفری سوارتز مدیرعامل و رییس هیات‌مدیرهی شرکت در پایان یک سفر چهار روزه به سرزمین‌های اشغالی، در گفتگو با نشریه‌ی یهودی جروزالم‌پست تاکید کرد كه اسراییل باید پیامش را به گوش جهانیان برساند. وی که فرزند یک خانواده‌ی دوآتشه‌ی یهودی است، به دولت اسراییل توصیه کرد كه صد سرباز را به عنوان مبلّغ به میان مردم آمریکا بفرستد تا واقعیت را برای آمریکاییان توضیح دهند. او اضافه کرد كه با احساس وظیفه‌ی فراگیر کردن پیام اسراییل به کشورش بازمی‌گردد. شرکت تیمبرلند بیش از بیست فروشگاه در سرزمین‌های اشغالی دایر کرده و یکی از تولیدکنندگان پوتین‌های سربازان ارتش رژیم اشغالگر قدس است. این خانواده یکی از مهم‌ترین پشتیبانان مالی موسسات آموزشی یهودیان در آمریکاست.


Starbucks
هوارد شولتز مدیرعامل شركت، از سوی یكی از موسسات یهودی به عنوان «پشتیبان صهیون» مورد تقدیر قرار گرفت. یكی از مقامات وزارت امور خارجه‌ی رژیم صهیونیستی نیز فعالیت یهودیان ثروتمندی چون شولتز را یكی از عوامل موفقیت تبلیغاتی اسراییل می‌داند. شولتز در یك سخنرانی در جمع یهودیان در یك كنست، انتفاضه را نماد تروریسم و یهودستیزی خواند و از مردم خواست برای پشتیبانی از اسراییل متحد شوند. شركت استارباكس یكی از حامیان اقتصادی ارتش اسراییل است و به خانواده‌های سربازان مجروح یا كشته‌شده در درگیری‌ها كمك مالی می‌كند. این شركت یكی از پشتیبانان مالی حضور نظامی آمریكا در افغانستان و عراق نیز است.

NEWS corporation
شركت نیوز یكی از بزرگترین مجموعه‌های رسانه‌ای دنیاست كه بیش از ۱۷۵ روزنامه و دهها شبكۀ تلویزیونی و رادیویی را در اختیار دارد. روپرت مرداخ، مالك این غول رسانه‌ای كه به گوركن كثیف مشهور است، به تازگی سرمایه‌گذاریهای سنگینی را در سرزمین‌های اشغالی آغاز كرده است. یكی از واحدهای این شركت كه NDS نام دارد، تعداد كارمندان خود را از بیست به ششصد نفر افزایش داده است. به گزارش نشریۀ یهودی جروزالم‌پست در سال ۱۳۸۰، یكی از نهادهای یهودی آمریكا، از شركت نیوز و دو شركت دیگر، به پاس پشتیبانی اقتصادی از اسراییل تقدیر كرد.


DELTA GALIL

داو لاتمن یكی از دوستان نزدیك ایهود باراك (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) است. او دلتاجلیل را در سال ۱۳۵۴ در اسراییل بنا نهاد و هم‌اکنون مهمترین سهام‌دار و مدیر آن است. سارالی (بزرگترین شركت تولیدكننده‌ی پوشاك دنیا) دومین سهام‌دار دلتا و شریك اصلی آن محسوب می‌شود.
دلتا محصولات خود را به واسطه‌ی نشان شركت‌های دیگر هم‌چون ماركس و اسپنسر، پوما، هوگوباس، كالوین‌كلین، نایك و ویكتوریاسكرت به بازار جهانی عرضه می‌كند.
لاتمن یكی از اهداف خود را تاسیس منطقه‌ی آزاد تجاری خاورمیانه میداند كه اسراییل در آن نقشی چون آمریكا در اتحادیه‌ی تجارت آزاد آمریكای شمالی (نفتا) خواهد داشت. دلتا بزرگترین تولیدكننده‌ی پوشاك در سرزمین‌های اشغالی و یكی از بزرگترین‌ها در سطح دنیاست.

Estée Lauder
رونالد لادر مدیر این شركت است. وی رییس كنونی صندوق ملی یهود و مدیر پیشین كنفرانس مدیران سازمان‌های یهودی آمریكاست. او كه یك صهیونیست دوآتشه و پركار آمریكایی است، مخالف سرسخت بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین‌هایشان است و معتقد است باید ایشان را از بین برد.  او در میان گروهی از صهیونیست‌ها در بیت‌المقدس، پس از ابراز مخالفت با گفتگو درباره‌ی حاكمیت دوگانه دولت اسراییل و دولت فلسطین بر این شهر، از سیاست مشت آهنین آریل شارون (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) پشتیبانی كرد. وی یك مركز پژوهشی را به راه انداخته كه بر اساس گزارش وزارت آموزش رژیم اشغال‌گر قدس یكی از تندروترین نهادهای راست‌گرای اسراییل است. سازمان‌های صهیونیست به غربیان توصیه می‌كنند كه برای شكستن تحریم مسلمانان علیه این شركت و شركت‌های مشابه، كالاهای آن‌ها را بخرند.


Babylon Ltd
شرکت سازنده و ناشر فرهنگنامه‌ی بابل* که این روزها نام کمابیش شناخته‌شده‌ای است، در سال ۱۳۷۵ در سرزمین‌های اشغالی تاسیس شده است. این شرکت هم‌اکنون با به‌کارگیری حدود ۸۰ نفر، دفاتری در اسراییل و آلمان دارد. نام و نشان عجیب این شرکت یکی از نخستین عناصری است که توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند. برگزیدن نام یك دولت باستانی که روزگاری یهودیان در آن زیسته‌اند و استفاده از تصویر سرزمینی سبز در میان دو نهر آب، یادآور آرمان موهوم حکومت یهودی از نیل تا فرات است. فراموش نکنیم که آنچه نشان تجاری شرکت می‌نمایاند، قلمرو سرزمینی همان دولتی است که این شرکت نامش را بر خود دارد. جالب آنکه کره‌ی زمینی که شرکت بابل به تصویر کشیده است، به جز همین دو رود و قلمرو میان آن هیچ جای دیگری ندارد! عجیب‌تر این‌كه این شركت دو پایگاه یكسان در اینترنت دارد كه در یكی از این دو هیچ نام و نشانی از اسراییل پیدا نمی‌شود و به جای آن نشانی دفاتر شركت در فلسطین، اردن و دیگر كشورهای اسلامی نوشته شده است!

*كه به اشتباه بابیلون خوانده می‌شود؛ در حالیكه بابیلون برگردان انگلیسی واژه‌ی بابل است" پايان مطالب پايگاه "مركز اسناد انقلاب اسلامي".

قانون حمايت از مردم فلسطين:  http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=7587

ماده هشتم: هر نوع برقراری رابطه‌ی اقتصادی و تجاری و فرهنگی با کمپانی‌ها و موسسات و شرکت‌های وابسته به صهیونیست‌ها در سطح جهان ممنوع می‌باشد.

عدم اراده مسئولان برای تحریم کالاهای صهیونیستی


تبصره) وزارت امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران موظف است ظرف مدت یک سال، در حد امکان لیست كامل شرکت‌ها و موسسات و کمپانی‌های صهیونیست را در سطح جهان شناسایی و به مجلس  شورای اسلامی و هیات دولت ارایه دهد. مصوب ۱۲/۲/۱۳۶۹ و مورد تأييد شوراي نگهيان در تاريخ ۱۹/۲/۱۳۶۹.

hspace=0لامحمد لا مكه

قانون واحده اسلامی در مورد تحریم اسراییل‌، مصوب ۲۹ شهریور ۱۳۷۱.

ماده واحده ـ اگرچه جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس تاکنون همواره و قاطعانه از هرگونه‌داد و ستد مستقیم و غیر مستقیم با رژیم غاصب اسرائیل مخالف بوده و این سیاست را به نحوجامع و شامل ادامه خواهد داد و با توجه به قطعنامه‌های سومین اجلاس کنفرانس اسلامی‌منعقده در مکه مکرمه و طایف در مورد برنامه عملیاتی اسلامی به منظور رویارویی با دشمن‌صهیونیست درباره تحریم اسراییل که حسب اعلام وزارت امور خارجه در پنجمین اجلاس سران‌کشورهای اسلامی به تاریخ ۱۹۸۷ در کویت به تصویب رسیده است عینا تصویب می‌گردد…

لطفا عكسهاي اين آدرس را نگاه نكنيد: http://kuchok.blogfa.com/post-3.aspx

طلاب حوزۀ علميۀ قم خواستار تحريم شركت‌هاي حامي صهيونيزم شدند:

 گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، جمعي طلاب و روحانيان حوزه علميه قم در نامه‌اي به دكتر محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري اسلامي ايران، خواستار تحريم شركت‌هاي صهيونيستي شدند.
در بخشي از اين نامه آمده است: ما طلاب و روحانيان حوزه علميه قم، هرگونه اقدامي را در جهت تقويت رژيم غاصب صهيونيستي، كه مولود نامشروع نظام سلطه است، محكوم نموده و براساس فرمايش حضرت امام خميني(ره) معتقديم كه اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود... . http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=23770

باركد كالاهاي توليد اسرائيل
image: barcode highlighting number 729 indicating an Israeli product

 فراموش نكنيم كه شركت‌هاي حامي صهيونيزم لزوما در كشور اسر ائيل ثبت نشده‌اند. عجيب استكه وزارت خارجۀ جمهوري اسلامي ايران در سلب مسئوليت از خود فهرستي از شركت‌هاي ثبت شده در اسرائيل ارائه نموده است تا بگويد تاجران نوكيا و شركت خوشگوار و ... طبق قانون فعاليت مي‌كنند. دريغ و درد! تمامی تولیدات صنعتی ، کشاورزی و ... در کشورهای مختلف جهان دارای بار کد مخصوصی است که نشان دهنده کشور سازنده و ویژگی های مخصوص آن محصول است. شمارۀ 729 سه رقم اول بار کد كالاهاي اسرائيلي است. 7290000000008

 

باشگاه آرسنال حامي رژيم صهيونيستي

 


وزیر جهانگردي رژيم صهيونيستي و رئيس باشگاه آرسنال

باشگاه آرسنال طي قراردادي با رژيم اشغالگر قدس، نقش مبلغ را براي جذب توريست به سرزمين‌هاي اشغالي ايفا مي‌كند و از اين راه ساليانه دو ميليون توريست راهي اسرائيل مي‌شود.

كوكاكولا كه قبلا در تجربۀ موفقي از به خدمت گرفتن حس مذهبي مسيحيان برايشان بابا نوئل درست كرده بود و لباس قرمز كوكاكولايي به تن شريفش كرده بود اينك به سراغ مهمترين عامل تجمع و انسجام اسلام يعني نماز جماعت آمده است:

hspace=0

 

تو كدام سمت ايستاده‌اي؟ من و تو خواهي نخواهي در مياان ميدان جنگيم. ما پذيرفته‌ايم كه مسلمانيم، دست كم انسانيم و  در برابر دشمنان انسانيت بايد بايستيم وگرنه نوبت خودمان مي‌شود. من حتي يك ريال نمي‌دهم.  من نسكافه نمي‌خورم. من حتي يك ريال نمي‌دهم كه بشود آن تكه سرب داغ، كه بشود يك قطره سوخت آن هيولاي آهني، كه بشود بند پوتين آن سرباز كثيف اسرائيلي .

تجمع دانشجویان و تحریم شرکت های حامی اسرائیل بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران طی دو نامه جداگانه به وزرای امور خارجه و بازرگانی خواستار اعلام لیست شرکت‌های اسرائیلی فعال در ایران شد. وزارت امور خارجه بنابر بند 8 قانون حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین موظف به تهیه لیست شرکت‌های اسرائیلی بوده است و پس از ارائه آن به مجلس شورای اسلامی، این لیست به وزارت بازگانی ارائه شود ... http://aqsana.ir/?p=234

هشدار به مسئولین برای جمع‌آوری تبلیغات صهیونیستی در مترو

رواج تبلیغ و فروش کالا‌های صهیونیستی در کشورمان، برغم اعتراضات گسترده از سوی مردم موجب شد تا دانشجویان متعهد کشورمان این‌بار خود دست به کار شده و با اولتیماتوم 6 روزه به شرکت متروی تهران خواستار جمع‌آوری تبلیغات شرکت صهیونیستی نستله شوند. دو تشکل دانشجویی در اطلا‌عیه‌ای از طرف جمع کثیری از دانشجویان تهرانی به مدیرعامل متروی تهران هشدار دادند که تا روز ۲۲ بهمن، کلیه فضاهای متروی تهران را از تبلیغات این شرکت صهیونیستی پاکسازی کند. این دانشجویان عنوان کرده‌اند که چنانچه این تبلیغات تا روز ۲۲ بهمن جمع آوری نگردد شخصا اقدام به جمع آوری آنها خواهند کرد. http://www.solehbasij.blogfa.com/post-55.aspx

استفتاءات مقام عظماي ولايت حضرت امام خامنه‌اي http://www.ommatnews.ir/?p=408

خرید هرگونه کالایی که موجب تقویت صهیونیسم شود، جایز نیست: پاسخ به استفتای دفتر نمایندگی ایران در آلمان، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۰ http://www.khamenei.de/fatwas/fatwas03.htm

آیا واردات کالاهای اسراییلی و تبلیغ آن‌ها جایز است؟ حتی اگر این کار بر اثر اضطرار صورت بگیرد، آیا فروش آن‌ها جایز است؟ باید از معاملاتی که به نفع دولت غاصب اسراییل ـ که دشمن اسلام و مسلمین است ـ خودداری شود و وارد کردن و ترویج کالاهای آنان که از ساخت و فروش آن سود می‌برند، برای هیچ‌کس جایز نیست. هم‌چنین خرید آن کالاها از سوی مسلمانان، به خاطر مفاسد و ضررهایی که برای اسلام و مسلمین دارد، جایز نیست: رساله‌ی اجوبه الاستفتائات، ترجمه‌ی فارسی، پرسش ۱۳۴۷

آیا خرید تولیدات شرکت‌های یهودی، آمریکایی یا کانادایی با این احتمال که این شرکت‌ها دولت اسراییل را تقویت می‌کنند، جایز است؟ اگر خرید و فروش این تولیدات، موجب تقویت دولت حقیر و غاصب اسراییل شده یا در راه دشمنی با اسلام و مسلمین به کار می‌روند، خرید و فروش آن‌ها برای هیچ‌کس جایز نیست، وگرنه اشکال ندارد. رساله‌ی اجوبه الاستفتائات، ترجمه‌ی فارسی، پرسش ۱۳۵۱

آیا خرید تولیدات شرکت‌های یهودی، آمریکایی یا کانادایی با این احتمال که این شرکت‌ها دولت اسراییل را تقویت می‌کنند، جایز است؟ اگر خرید و فروش این تولیدات، موجب تقویت دولت حقیر و غاصب اسراییل شده یا در راه دشمنی با اسلام و مسلمین به کار می‌روند، خرید و فروش آن‌ها برای هیچ‌کس جایز نیست، وگرنه اشکال ندارد رساله‌ی اجوبه الاستفتائات، ترجمه‌ی فارسی، پرسش ۱۳۵۵ 

چند پايگاه براي آگاهي بيشتر. عمدۀ مطالب اين بخش از همين چند پايگاه و وبلاگ گرفته شده است.

 http://www.inminds.com  

 http://rachel.blogfa.com

http://zionism.blogfa.com/cat-2.aspx

http://crypalestin.blogfa.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پي نوشت ــــــــــــــــــــــــ

۱ـ ناگفته نماند اگر استفاده از چيز حرام، اضطراري باشد مطابق وحي و عقل خودمان اشكالي ندارد، البته در حد ضرورت. أنما حرّم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير و ... فمن اضطرّ غير باغ و لا عاد فلا أثم عليه... بقرة/۱۷۳ . با تشكر از نظر آرش عزيز، اي. ام. دی كه توليد كنندۀ سي.پي.يو است، در فهرست سياه شركت‌هاي صهيونيستي نيست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/15ساعت 18:1  توسط باران  | 

شهید "فهمیده" راشل کوریآستانه شهادت راشل کوری، آیا کسی هست که یاید از عظمت وی بکند؟ درست در لحظه‌اي كه بولدورز 60 تني كاترپيلار آمريكايي پيكر مطهر يك دختر مسيحي آمريكايي را به جرم دفاع غير خشونت آميز از خانۀ فرزندان مظلوم امت محمد در فلسطين، به زير مي‌كشيد، من داشتم خون راشل را به صورت آنلاين در نوشابه‌هاي خوشگوار مشهدالرضا مي‌نوشيدم. تو داشتي براي فراهم کردن "شام" فانتا ميخريدي، خانم خبرنگارداشت با لوازم آرايشي لورئال، خود را براي مصاحبه با رئیس مجلس آماده مي‌کرد. تمتع گزاران در مكه مكرمه پپسي سرو مي‌شدند و بچه حزب اللهي ها دردمندانه اين فاحعه استراتژیک و تراژیک را با نوكيا به هم تسليت مي‌گفتند.

فطرت پاک انساني از رنج همنوعان خود، رنجمند خواهد بود، اگر به او اجازه ديدن و شنيدن داده شود.

 

يکشنبه 16مارس 2003: راشل کوری دختر آمريكايي 23 ساله، از اهالی شهر المپيا در ايالت واشنگتن، به همراه 8 تن از دوستانش - 5 آمريكايي و 3 انگليسي - از اعضاي جنبش جهاني همبستگی با ملت فلسطين (International Solidarity Movement) در محله "السلام" رفح، سعی می کنند که از اقدام يک دستگاه بولدوزر نظامی رژيم صهيونيستی در ويران کردن خانۀ يک فلسطينی، جلوگيری کنند.


راشل در برابر بولدوز مي‌ايستد و از سرنشين بولدوزر مي‌خواهد که آن را متوقف سازد. وی پيراهن پرتقالی شبرنگي به تن دازد که از دور قابل تشخيص است. اين فعال صلح با بلندگوی خود با راننده بولدوز صحبت میکند.

بقيه دوستانش نيز در فاصله 20 تا 15 متری راشل با فرياد از راننده بولدوزر می خواهند كه توقف کند. اما بولدوزر همچنان به سوی وی حرکت می کند، راشل روی يک تل خاک مي‌رود؛

اما بولدوزر به او امان نمي‌دهد و هيولاي آهني 60 تني پيكر راشل را به زير مي‌كشد، تيغه بولدوزر او را در خاک دفن مي‌كند. در همين زمان دوستان راشل فرياد می کشند و به راننده بولدوزر اشاره می کنند که توقف کند.

 

بولدوزر چند متر جلوتر مي‌ايستد. بيل فولاديش را كاملا پايين مي‌آورد و به سمت عقب حرکت مي‌كند تا خوب مطمئن شود كه بدن راشل را درهم شكسته است. پس از اين جنايت هولناك، نظاميان اشغالگر هيچ گونه کمکی به راشل نمي‌كنند. چند دقيقه بعد، يک آمبولانس فلسطينی به محل حادثه مي‌رسد و راشل را به بيمارستاني در رفح منتقل مي‌كند. راشل همان جا جان مي‌دهد. 

مرگ دلخراش راشل کوری تنها دو روز در برخي رسانه­ها منعکس شد. غیر از روزنامه­های ایالت واشنگتن عملا هیچ رسانه دیگری در پیگیری این جنایت چه درباره مراسم ختم و یادبود او در غزه که با دخالت تانک­های اسرائیلی به هم خورد و چه درباره عبور فخرفروشانه و با استهزاء بولدوزر قاتل از کنار مراسم و مزاحمت نیروهای اسرائیلی برای آمبولانس حامل جنازه راشل و چه درباره مجوز ندادن به والدین او برای سفر به فلسطین، گزارشی منتشر نکرد.

فردای شهادت راشل، ارتش اسرائیل نُه غیر نظامی فلسطینی از جمله سه کودک را کشت. بار اول نیست که آمریکایی­ها به دست اسرائیلی­ها تلف می­شوند. نیروهای اسرائیلی در نهم مارس 2002 یک زن آمریکایی 21 ساله را در حالی که کودکش را در بغل داشت کشتند. او دورگه فلسطینی - آمریکایی بود. نیروهای اسرائیلی در هشتم ژوئن1967 به ناو آمریکایی USS Liberty حمله کردند، 34 تن را کشتند و 172 نفر را نیز زخمی کردند. گویی اتفاقی نیفتاده است! آنها این واقعه را دفن کردند و در هیچ یک از کتاب­های تاریخ یا گزارش­های مربوط به خاورمیانه حتی اشاره­ای به آن نرفته است. اسرائیل بعد از چند سال سردواندن بالاخره خسارت کمی به خانواده­های قربانیان آمریکا پرداخت.


قصه پردازي اسرائيلي‌ها دربارۀ شهادت مظلومانۀ راشل كوري: بولدوزر ارتش اسرائیل می­خواست خانه­هایی را که مأمن تروریست­ها بود و از طریق تونل­های مخفی، در زیر آنها سلاح و مواد منفجره از مصر به رفح آورده می­شد، خراب کند، اما راشل کوری سد راه این عملیات شد. یکی از این خانه­ها همان خانه­ای است که به ادعای والدین راشل، متعلق به یک پزشک بیگناه است. راشل و رفقای جنبشی­اش وظیفه مراقبت از تونل­های زیرزمینی غزه را بر عهده داشتند. او خود را در موقعیتی قرار داد تا بیرون از میدان دید راننده بولدوزر باشد و براثر این حرکت ناشیانه به زیر شنی سنگین ماشین کشیده شد و جان داد. راشل پیش خود حساب کرده بود اگر راننده متوجه مانع تراشی او در دسترسی به تروریست­ها بشود، عقب­نشینی می­کند؛ اما در محاسبه­اش میدان دید کوچک راننده بولدوزر را حساب نکرده بود. تام هرندال از دیگر اعضای این جنبش است که در تیراندازی­ها کشته شد. راشل چوب حماقت خود را خورد. او برای اشاعه تروریسم فلسطینی و جلوگیری از محافظت اسرائیل از شهروندانش به غزه رفته بود. مجله چپ­گرای Mother Jones او را یک بی­شعور فریب­خورده خطرناک دانست. نتایج تحقیقات ارتش اسرائیل اقدام عمدی او به خودکشی را ثابت کرد. جیمز تارانتو، نویسنده وال استریت ژورنال پیشنهاد داده که جایزه «ابله ترین آدم سال» را به راشل کوری برای انگولک کردن یک بیل مکانیکی بزرگ اهدا کنند. اگر این انقلابیون جین پوش و جوجه آپارتمانی­های مارکسیست در عملیات ضد تروریستی در هر نقطه­ای از دنیا غیر از اسرائیل مداخله می­کردند، قطعاً بی­رحمانه تکه تکه می­شدند.
برایان وود، عضو جنبش همبستگی بین­الملل:
«درنوردیدن مرزهای ملی به قصد مبارزه برای زندگی بیگناهانی که در چنگال ستمگران اسیرند.» این بزرگترین درسی بود که راشل کوری پس داد. او در روزهای اقامت در رفح، معنای این بند از بیانیه دادگاه جنایتکاران جنگی نورمبرگ (1950) را به خوبی می­فهمید که: «انسان­ها تکالیفی جهانی دارند که مقدم بر تعهدات ملی آنهاست.» و اعتقاد به این اصول وی را تشویق کرد تا جسمش را در راه دفاع از خانه آوارگانی فقیر، مقابلد بولدوزر شصت تنی کاترپیلار آمریکایی قربانی کند.

راشل کوری دختري آمریکایی است که از زندگی مرفه خود در المپیای واشنگتن دست کشید و به همراه تنی چند از دوستان همفکرش به خطرناک­ترین نقطه دنیا، به رفح، آمد تا مانع تخریب خانه­های فلسطینیان بدست سربازان اسرائیلی بشود و در این راه جان خود را فدا كرد.

خبرگزاری­ها، شبکه­های تلویزیونی و مطبوعات آمریکا و اسرائیل طبق روال معمول‌شان خیلی گذرا از کنار آن گذشتند. اينك روايت شهادت راشل از زبان ژوزف اسميت:

من ژوزف اسمیت هستم؛ 21 ساله و اهل کانزاس از ایالت میسوری آمریکا. دو ماه است که به عضویت جنبش همبستگی بین­المللی در آمده، در رفح مستقر شده­ام و قصد دارم دو ماه دیگر نیز بمانم. جنبش همبستگی بین­المللی(International Solidarity Movement) از تشکل­های حامی مردم فلسطین است که آغوش خود را به روی داوطلبان تمام کشور­های دنیا – که برای مبارزه با اشغالگران قایل به توسل به شیوه­های مقاومت بدون خشونت هستند- گشوده است.

شرح ساعت به ساعت وقایع:
روز یکشنبه 16 مارس، ساعت 13-11 . ما به دو گروه تقسیم شده بودیم. گروهی را، که سپر انسانی برای محافظت از کارگران چاه آب بودند، به تل­سلطان فرستاده بودیم و گروه دوم نیز مراقبت از کارگران برق محلۀ ­السلام را برعهده داشتند. این دو منطقه به دلیل نزدیکی به مرز از هیچ امنیتی برخوردار نیست، زیرا تانک­های گشتی اسرائیل به­محض رویت فلسطینی­ها، حتی کارگران غیر نظامی و کودکان در حال بازی را به گلوله می­بندند. 

13.30-13 . همقطارانم در محلۀ ­السلام متوجه عبور دو بولدوزر و یک تانک ارتش اسرائیل از مرز و تعرض به منطقه غیر نظامی فلسطین شدند. آنان به سمت مزارع و بناهای آسیب­­دیده رفتند و شروع به تخریب آنها کردند. خانه­های نزدیک مرز به­شدت در معرض تهدید و خطر بودند، برای همین سه تن از اعضای جنبش روی بام خانه­ای ایستادند و دوستان دیگرشان را فراخواندند. 

14-13.30 . من و یکی از آنان به سمت خانه دویدیم. بولدوزرها از پیشروی به سوی خانه­ای که بر بامش ایستاده بودیم دست کشیدند؛ برای اختلال در عملیات بولدوزرها به­آرامی به سوی‌شان رفتیم و در میدان دیدشان نشستیم. بعد روی بام خانه نیمه­ مخروبه­ای که در معرض تهدید بود، ایستادیم. بولدوزر قصد تخریب خانه نیمه­مخروبه را داشت؛ دوست اسکاتلندی­ام کنار خانه جست و خیز می­کرد تا مانع تخریب آنجا شود. راشل و دو همقطار دیگرمان که در کنار چاه آب مراقبت می­کردند با یک پلاکارد و بلندگو به ما پیوستند. راشل و آن اسکاتلندی کت­های نارنجی رنگ براق راه راه به تن داشتند. 

 15-14 . یک خبرگزاری، سفارتخانه­های آمریکا و انگلیس را از رفتار تهاجمی بولدوزرهای ارتش اسرائیل و به خطر افتادن جان شهروندان آمریکایی و انگلیسی با­خبر کرد. اماآنها اقدامی نکردند. بولدوزر تقلا می­کرد تا آن خانه نیمه مخروبه را فرو بریزد و ما همچنان سد راهش بودیم. ناگهان یک ستون بتونی کنار دوست اسکاتلندی­مان فرو ریخت که خوشبختانه آسیبی به او نرسید. از ترس آنکه مبادا اسرائیلی­ها دو خانه پشت این بنای نیمه­مخروبه را هدف بگیرند یک نفر را روی بام خانه­ها مستقر کردم و خود نیز بر بام نزدیکترین خانه ایستادم. بولدوزر دیگر می­خواست گیاهان مزرعه­ها را نابود کند که راشل و دو نفر دیگر سد راهش شدند. راننده برای ترساندن راشل و همراهانش به پیشروی ادامه داد و حتی شروع به شکافتن زمین کرد، خوشبختانه نزدیکی آنها ترمز کرد و آنها آسیبی ندیدند. بعد از ده دقیقه، بولدوزرها به سمت مرز عقب نشستند و کنار تانک­های اسرائیلی رو به خانه­ها موضع گرفتند. من روی بام ایستاده بودم. بقیه همقطارانم در حالی که پلاکارد «جنبش همبستگی بین­المللی» را بالای سر داشتند در مقابل تجهیزات ارتش جمع شدند و راشل با بلند گو با آنها شروع به صحبت کرد. از دهان سربازان داخل تانک، حرف­های رکیک بیرون می­آمد و از ما می­خواستند که برویم رد کارمان. چند تیر هشدار به زمین شلیک کردند و گاز اشک آور انداختند که با وزش باد به سمت شرق پراکنده شد. از رویارویی ما با بولدوزر­­ها چند دقیقه­ای می­گذشت که ناگهان تغییر مسیر داده­، به سمت شرق راندند. پنج نفر از همقطاران ما به تعقیب بولدوزر پرداختند. من و یکی دیگر از بام خانه پایین آمدیم. راشل همچنان داشت با بلندگو با سربازان صحبت می­کرد. سربازان قصد داشتند او را به تانک نزدیک کنند، ولی راشل به علت رفتار بی­نزاکت و تهاجمی آنها، امتناع کرد.

16-15 . از دور دیدیم بولدوزرها دوباره به خاک فلسطین تعرض کرده، شش تن از دوستان ما سعی می­کنند جلوی آنها را بگیرند. بنابر­این تانک را به حال خود گذاشتیم و به دوستان پیوستیم. در این گیرو دار، یک همقطار آمریکایی به نام «ویل» به کپه­ای از سیم خاردار کوبیده شد.شانس آورد که بولدوزر ترمز کرد و به موقع عقب کشید. لباسش به سیم­خاردار گیر کرده بود که به کمک ما خلاص شد. تانک به نزدیکی ما آمد. سربازی سرش را از برجک آن بیرون آورد؛ چشمانش ناگهان گرد شد؛ گویی انتظار نداشت «ویل» را زنده ببیند.

45/16-16 . روی ساختمان­های مخروبه رفتیم تا نگذاریم بولدوزرها به زمین­های فلسطینی‌ها آسیب برسانند. رانندگان بولدوزر­ها فحش می­دادند، می­خندیدند و شکلک در­می­آوردند.

17-45/16 . یکی از اهالی رفح پزشکی بود که راشل و سایر دوستان ما اغلب در خانه او اقامت می­کردند. بولدوزری به سمت خانه او آمد. راشل سر راه نشسته بود. از روی بلندی به خوبی می­توانستیم دوروبرمان را ببینیم.

 

راشل کت نارنجی براق به تن داشت و در فاصله حدود 15متری بولدوزر روی زمین نشسته بود. در این اثنا مثل بقیه همقطارانمان، که توانسته بودند بولدوزرها را به عقب نشینی وادار کنند، شروع به جنب و جوش و فریاد کرد. بولدوزر همچنان جلو می­آمد و در نزدیکی راشل خاک را زیرورو می­کرد. 

تلی از خاک که با بیل بولدوزر کنده شده بود شکل گرفت. اگر همانجا ترمز کرده بود شاید در نهایت پاهایش می­شکست. اما بولدوزر با پیشروی خود، راشل را به زیر کشید.

 

به طرف بولدوزر دویدیم. داد و فریاد راه انداختیم. یکی از دوستان با بلندگو فریاد می­کشید؛ اما راننده هم چنان بی­اعتنا به داد و قال ما به پیش راند و راشل را کاملاً زیر گرفت.سپس بدون آنکه بیل را بلند کند، دنده عقب گرفت و همین­طور که به خط مرزی باز می­گشت راشل را روی زمین خرد و خمیر کرد.

سه نفر به طرف راشل دویدند و بی­درنگ کمک­های اولیه را شروع کردند.

 

بدنش آش و لاش، صورتش خونین و پوستش کبود شده بود. با صدای ضعیف و حلقومی گفت: «کمرم شکست!» دیگر از او چیزی نشنیدیم.

 

او را به پهلو خواباندیم تا در صورت استفراغ یا خونریزی، خفه نشود.


علائم خونریزی مغزی را تشخیص دادیم. سرش را بالا گرفتیم و دائم با او حرف می­زدیم تا هوشیاریش حفظ شود.

بولدوزري كه در فاصله سی متری از ما کار می­کرد دست کشید و به سمت مرز عقب نشست و در نزدیکی بولدوزر قاتل توقف کرد. تانک به ما نزدیک شد تا اوضاع را بررسی کند. نعره­زنان گفتیم بولدوزر از روی دوستم عبور کرده و او می­میرد.

 

اما دریغ از کلامی که از دهان سربازان بیرون بیاید. نه کمک کردند و نه سوالی پرسیدند. با بیسیم پیام­هایی ردوبدل کردند و بدون عقب­نشینی میان دو بولدوزر توقف کردند.
یکی از همقطارانم به خانه دکتر دوید تا او را برای کمک بر بالین راشل بیاورد و آمبولانس خبر کند. ما با تلفن‌های همراه خود نمی­توانستیم شماره اورژانس را بگیریم. به سربازان اطلاع دادیم آمبولانس فلسطینی در راه است تا به سویش تیر­اندازی نکنند.


۱۷- ۱۷/۱۵ . آمبولانس رسید. امدادگران با به خطر انداختن جانشان از آمبولانس بیرون آمدند و برای انتقال راشل دوان دوان به نوار مرزی رفتند. ما نیز همچون سپر انسانی نگذاشتیم تیراندازان تانک به امدادگران آسیب برسانند؛ قبلا بارها مرتکب این عمل شده بودند. از بولدوزر­ها عکس گرفتیم، اما تصویر برداری از راننده به خاطر شیشه­های دودی اتاقک بولدوزر ممکن نشد. راشل را به آمبولانس رساندند. چشمانش باز بود و هنوز نفس می­کشید. اما آثار درد شدید از سیمایش پیدا بود. چهار هم قطارم راشل را تا بیمارستان «النجار» همراهی کردند.

 

۱۷.۲۰ . جسد راشل را که رویش ملافه سفیدی بود از اورژانس خارج کرده، محمد، از دوستان ما و عضو قابل اعتماد جنبش، در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده، بغض راه گلویش را بسته بود، گفت: «تمام کرد.» نمی توانستم مرگ سریع راشل را باور کنم. حیرت­زده و مبهوت به دیوار تکیه دادم و ناگهان مانند دیگران بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. محمد به یکی از شبکه­­­های تلویزیونی بین­المللی این حادثه دلخراش را خبر داده بود.


من و راشل در یک کالج تحصیل می­کردیم. اما آشنایی ما دورادور بود. روزی که به من ایمیل زد و گفت قصد دارد یکسره به رفح بیاید بسیار خوشحال شدم. ملحق شدن عضوی جدید برای مدتی طولانی به ما به­خصوص شخصیتی متعهد و ایثارگر چون راشل تصادفی هیجان­انگیز و غيرقابل تصور بود.

راشل به نیت اقامت دو یا چند ماهه به رفح آمد. اما انگیزه و رویای بزرگتری در سر می­پروراند: خواهرخواندگی رفح با المپیا در آمریکا. هفت هفته اقامت او در رفح تأثیر شگرفی بر مردم این دیار برجای گذاشت. عده زیادی برای نمایش عمق اندوه خود در تشییع جنازه­اش شرکت کردند. کودکان رفح از او خاطرات خوشی به یاد دارند. تنقلاتی به آنان می­داد و گاهی نیز همبازی­شان می­شد. 

فلسطینیان می­گفتند: «تو خارجی بودی، اکنون از مایی». راشل حدود يک ماه پيش از شهادتش در تظاهرات عمومی کودکان فلسطينی در استان رفح ضد ادامه تجاوزات وحشيانه صهيونيست ها عليه ملت بی دفاع فلسطين شرکت کرد و در اين تظاهرات پرچم امريکا و رژيم صهيونيستی را به آتش کشيد. وی همچين بوش رئيس جمهور امريکا را يکی از جنايتکاران جنگی قلمداد کرد و خواستار تحويل وی به دادگاه بين المللی جنايتکاران جنگی شد. کودکان مظلوم فلسطين را دوست داشت. در آن تظاهرات راشل گفت: به خاطر اين در فعاليتهای کودکان شرکت می کنم که آنان در شرايط بسيارسختی زير باران گلوله ها و بمب ها زندگی می کنند. منازل اطرافشان ويران می شود و آب آلوده می نوشند. من هر کاری که از دستم برآيد برای اين کودکان مظلوم انجام خواهم داد.


بيانيه پدر و مادر راشل، كري و سيدني كوري:ما اكنون در حال سوگواري هستيم و تلاش مي كنيم جزئيات مربوط به مرگ راشل در نوار غزه را به دست بياوريم. ما فرزندانمان را طوري پرورش داديم كه زيبايي هاي جامعه جهاني و خانواده را پاس بدارند و افتخار مي كنيم كه راشل توانست بر اساس باورهايش زندگي كند. او سرشار از عشق و احساس وظيفه نسبت به همنوعانش در همه جاي جهان بود. و او جانش را براي دفاع از آنها كه خود بي دفاع هستند گذاشت راشل از نوار غزه براي ما مي نوشت و ما مايليم تجارب او را از زبان خودش در رسانه ها منتشر كنيم .
16 مارس ‏200. با سپاس


ادوارد سعيد: در طي اقامت کوتاهم در "سياتل" در آنجا شبي با خواهر و والدين "راشل کوري" که هنوز از شوک قتل او توسط بولدوزرهاي اسرائيلي در« غزه » در 16 مارس امسال بيرون نيامده بودند، ملاقات کردم. آقاي «کوري» به من گفت که او خود بولدوزر مي رانده است، البته نه بولدوزر 60 تني که توسط کارخانه « کاترپيلار» که مخصوص تخريب منازل ساخته شده است ، بولدوزر دخترش را که شجاعانه براي جلوگيري از تخريب خانه يک فلسطيني در « رفاه» تلاش مي کرد به قتل رساند.


آنها بلافاصله با سناتورهاي انتخابي شان، «پتي موري» و« مري کانت ول »، که هر دو دموکرات هستند تماس گرفته و ماجراي قتل دخترشان را تعريف کردند و عکس العمل هاي قابل پيش بيني مثل ابراز انزجار، شوک ، خشم و قولي براي رسيدگي به ماجرا نيز دريافت کردند. دو سناتور پس از بازگشت به واشنگتن ديگر با خانواده «کوري » تماس نگرفته و هيچ رسيدگي انجام نشد. حرکت اين دختر جوان شجاعانه و ارزشمند است. او در شهر کوچک« المپيا» در جنوب «سياتل» به دنيا آمده و به گروه بين المللي «حرکت همبستگي» پيوسته و براي همراهي با رنج مردمي که هيچگاه آنان را ملاقات نکرده بود به «غزه» مي رود. جامعه فلسطين در سخت ترين شرايط هيچگاه نه کاملا شکست خورده و نه سرخم کرده است. بچه ها همچنان به مدرسه مي روند، دکترها و پرستاران همچنان از بيماران مراقبت مي کنند، زنان و مردان به سر کارهاي خود مي روند، سازمان ها ملاقات هاي خود را برگزار مي کنند و مردم به زندگي ادامه مي دهند و دقيقا همين امر براي «شارون» و ديگر تندروهاي اسرائيلي که مي خواهند فلسطيني ها را يا همگي به زندان بياندازند و يا از کشور بيرون کنند، غير قابل تحمل است!

بخشهاي از نامه راشل كوري از رفح به مادرش در 27 فوريه 2003 :
«دوستت دارم. دلم واقعا برايت تنگ شده. شبها کابوسهاي وحشتناکي مي بينم، تانکها و بولدوزرها را مي بينم که دور خانه را گرفته اند و من و تو هم داخل خانه هستيم. گاه، آدرنالين نقش بيحس کننده بازي مي کند. در چند هفته اخير، غروبها يا در طول شب اوضاع را ذهنم مرور مي کنم. من واقعا براي اين مردم نگرانم. ديروز، پدري دست دو بچه اش را گرفته بود و در تيررس تانکها، تفنگچيها، بولدوزرها و جيپهاي ارتشي مي گشت و مي خواست آنها را از آنجا دور کند چون فکر مي کرد خانه اش را با ديناميت منفجر مي کنند. من و "جني" همراه چند زن و دو بچه کوچک داخل خانه مانديم ... روز يکشنبه، حدود 150مرد فلسطيني را در يکجا جمع کرده بودند و در حاليکه تفنگهاي سربازان اسرائيلي بالاي سرشان آمادهء شليک بود، تانکها و بولدوزرها 25 گلخانه و مخزن پرورش گل را خراب کردند، يعني جايي را که ممر معاش 300نفر بود. ... من از ديدن آن مرد که فکر مي کرد اگر با دو بچه اش از خانه خارج شود و آنطور در تيررس تانکها بچرخد بيشتر در امان است، وحشت کرده بودم. من واقعا مي ترسيدم که آنها کشته شوند، و براي همين سعي کردم خودم را بين آنها و تانک حايل کنم. اين مسايل هر روزه پيش مي آيد. اما ديدن آن پدر که با دوتا بچهء کوچولويش در بيرون سرگردان بود و بي نهايت غمگين به نظر مي رسيد، برايم لحظۀ بخصوصي را ساخته بود ...


من خيلي روي حرفهايي که تو در تلفن گفتي؛ دربارهء اينکه خشونتهاي فلسطينيها کمکي به حل قضيه نمي کند، فکر کردم. دو سال قبل شش هزار نفر از اهالي رفح در اسرائيل کار مي کردند، اين کارگران، امروز فقط ششصد نفرند. و از اين ششصد نقرهم، بسياري شان از اينجا رفته اند چون سه پست بازرسي بين اينجا و اشکلون (نزديکترين شهر اسرائيل) داير کرده اند که يک فاصلهء چهل دقيقه اي را که راه هر روزهء کارگران بوده، تبديل کرده به يک مسافرت دوازده ساعته و در واقع غيرممکن ... . از شروع انتفاضه تا کنون ششصد خانه در رفح خراب شده، اکثريت ساکنان اين خانه ها هيچ ارتباطي با مبارزان نداشتند، فقط، در نزديک مرز زندگي مي کردند . ... اخيرا شواهدي به دست آورده ايم که در گذشته، کشنيهايي که مي بايد گلهاي غزه را به سمت بازارهاي اروپا ببرند، هفته ها براي کنترل امنيتي در معبر "ارض" منتظر مي ماندند. به راحتي مي تواني تصور کني که شاخه هاي گل که بعد از دو هفته معطلي در کشتي به بازار مي رسند چه وضعي دارند و چه بازاري مي توانند پيدا کنند. سرانجام هم، بولدوزرها آمدند و اين مردم را از باغ و باغچه شان جدا کردند.


چه چيز براي اين مردم مانده؟ اگر پاسخي داري به من بگو. من ندارم. اگر هر کدام از ما زندگي آنها را مي ديديم؛ مي ديديم که چطور آسايش و رفاه از آنها سلب شده، مي ديديم که چطور با بچه هايشان در جاهايي شبيه انبار و پستو زندگي مي کنند؛ اگر اين چيزها براي خودمان پيش مي آمد و مي دانستيم که، سربازها، تانکها و بولدوزرها مي توانند هر لحظه برسند و تمام گلخانه هايي را که طي زمان ساخته ايم خراب کنند، خودمان را بزنند و همراه 149 نفر ديگر، ساعتها و ساعتها بازداشت کنند، فکر کن، آيا براي دفاع از خودمان و از چيزهاي اندکي که برايمان مانده، از هر وسيله اي، حتي خشونت آميز، استفاده نمي کرديم؟ به نظر من چرا. ... . معتقدم که در شرايط مشابه، اکثريت مردم، هر طور که بتوانند، از خود دفاع مي کنند. فکر مي کنم عمو "گريچ" همين کار را مي کند. فکر مي کنم مادر بزرگ هم اينکار را مي کند. فکر مي کنم خودم هم خواهم کرد.
از من مي خواهي که از مقاومت بدون خشونت حرف بزنم؟ ديروز، وقتي آن تله منفجر شد، شيشه هاي تمام خانه هاي مسکوني اطراف فرو ريخت. ما داشتيم چاي مي نوشيديم و من مي خواستم با آن دوتا کوچولو بازي کنم. تا الان، اوقات سختي را گذرانده ام. تحمل اين همه محبت و مهرباني برايم بسيار دشوار است، آنهم از جانب مردمي که مستقيما با مرگ رو در رو هستند.
 

مي دانم که در آمريکا، همه چيز اينجا اغراق آميز به نظر مي رسد. صادقانه بگويم، گاه، ملاطفت مطلق اين مردم که حتي در همان زمان که خانه و زندگي شان درهم کوبيده مي شود، مشهود است، براي من سوررئاليستي است. برايم غيرقابل تصور است که آنچه در اينجا مي گذرد، مي تواند در دنيا پيش بيايد بدون اينکه اغتشاش و آشوب و جنجال عمومي در پي داشته باشد. اينها قلبم را به درد مي آورد، همانطور که در گذشته هم برايم دردناک بود. چه چيزهاي شنيعي که اجازه مي دهيم در جهان بگذرد.


اين چيزي است که من در اينجا شاهدش هستم. قتل و کشتار، حمله هاي موشکي، مرگ بچه ها با گلوله، اينها قساوت است. و وقتي همهء اينها را يکجا در ذهنم جمع مي کنم، از احتمال فراموش شدن آن وحشت مي کنم. اکثريت غالب اين مردم، حتي اگر از نظر اقتصادي امکان گريز از اينجا را داشته باشند، حتي اگر واقعا بخواهند دست از مقاومت بردارند و خاک خود را رها کنند و بروند (و اين، به نظر مي رسد کوچکترين هدف سفاکيهاي شارون است)، نمي توانند. براي اين که حتي نمي توانند براي تقاضاي ويزا به اسرائيل بروند، و براي اينکه کشورهاي ديگر اجازه ورود به آنها نمي دهند (نه کشور ما و نه کشورهاي عربي). براي همين است که من فکر مي کنم وقني تمام امکان زنده بودن فقط در يک وجب جا (غزه) خلاصه مي شود و از آن نمي توان خارج شد، مي توانيم از "نسل کشي" حرف بزنيم. شايد تو بتواني معني "نسل کشي" را، طبق قوانين بين المللي تعريف کني. من الان آنرا در ذهن ندارم. اما من، اينک بهتر مي توانم آن را تصوير کنم، البته اميدوارم. فکر مي کنم تو مي داني که من دوست ندارم از اين کلمات سنگين استفاده کنم. ولي واقعا سعي مي کنم آنرا تصوير کنم و بگذارم ديگران خودشان نتيجه گيري کنند. و با اينحال، همچنان به توضيح و تشريح موقعيت ادامه مي دهم.


من فقط مي خواهم براي مادرم بنويسم و به او بگويم که من شاهد اين نسل کشي تاريخي و حيله گرانه هستم، که واقعا وحشت دارم، که مدام اعتقاد عميق خود را به انسانيت و شفقت انسان مورد سئوال قرار مي دهم. اينها بايد متوقف شود. فکر مي کنم چقدر خوب است که همهء ما، همهء کارهاي ديگر را رها کنيم و زندگي خود را وقف اين کار کنيم. اصلا فکر نمي کنم که اين کار اغراق است. من هنوز هم دوست دارم برقصم، دوست پسر داشته باشم و با دوستان و همکارانم شادي کنم و بخندم. ولي در عين حال مي خواهم که اينها متوقف بشود، بيرحمي و شقاوت. اين چيزي است که حس مي کنم. من احساس نااميدي مي کنم. من متأسفم که اين پستي و دنائت جزو واقعيتهاي جهان ماست، و اينکه ما، در عمل در آن شرکت مي کنيم. اين، آني نيست که من برايش به دنيا آمدم، اين، آني نيست که مردم اينجا برايش به دنيا آمده باشند، اين، دنيايي نيست که تو و بابا آرزويش مي کرديد؛ وقتي تصميم گرفتيد مرا داشته باشيد.
اين، آني نيست که من وقتي به درياچهء "کاپيتال" نگاه مي کردم، مي گفتم "اينست دنياي بزرگ! و منهم در آنم". من دوست ندارم بگويم که مي توانم در اين دنيا در آسايش به سر ببرم و بدون هيچ نگراني و در بيخبري کامل از شرکت خودم در اين "نسل کشي"، زندگي کنم. باز هم انفجار بزرگي در دوردست.


وقتي از فلسطين برگردم، با کابوسهايم دست به گريبان خواهم بود و احساس گناه خواهم کرد از اينکه در اينجا نمانده ام. اما مي توانم خود را در کار زياد غرق کنم. آمدن به اينجا يکي از بهترين کارهايي است که تا بحال انجام داده ام. خواهش مي کنم وقتي به نظر خل مي آيم، يا اگر ارتش اسرائيل گرايشات نژادپرستانه خود را، که مي خواهد "سفيد"ها را زخمي نکند، کنار بگذارد، علت آنرا شرافتمندانه به اين تعبير کن که من در ميانهء يک "نسل کشي" هستم که خودم هم بطور غيرمستقيم از آن حمايت مي کنم و دولت من در آن مسئوليت زيادي دارد. دوستت دارم، همانطور که بابا را. متأسفم از اين که نامهء بدي نوشته ام.


28 فوريه 2003 . ... ما هر روز صداي تانکها و بولدوزرها را مي شنويم، اين مردم نمونه خوبي هستند براي اين که آدم ياد بگيرد چطور در راههاي طولاني و سخت مقاومت کند. مي دانم که اين شرايط، با شدت و ضعف کوناگون بر آنها حادث مي شود (و سرانجام هم مي تواند نابودشان کند)، ولي از قدرت آنها در حفظ و نشان دادن شرف انساني شان حيرت مي کنم. در شرايط فوق العاده دشواري که به سر مي برند مي خندند، سخي و بخشنده هستند، زندگي خانوادگي را حفظ مي کنند، و اينهمه، با حضور مداوم مرگ....»

راشل عزيز ديگر شهادت آرزويت نبود، نيازت شده بود. اما ما به جاي آنكه پيرو علي و ياور مظلوم باشيم و به تحقق آنچه تو در ذهن پاكت از انسانيت مي‌پروراني و رفاه و راحتي خود را فداي مبارزه با ستم مي‌كني مشغول نشخوار "با دوستان مروت با دشمنان مدارا" هستيم تا آسايش دو گيتي مان فراهم شود . اُف به اين منطق كه با آموزه‌هاي ابتدايي انسانيت و دين ستيز دارد. شرم بر ما! نام دخترم فاطمه است اما دوست دارم او را راشل صدا كنم. تا دلخوشي به اسم زيباي فاطمه رسم زيباتر فاطمه (تو) را،  از يادم نبرد. صورت كبودت شيعيان را به ياد ياس كبود مي‌اندازد. چه آهوانه هول و هراس صهيونيزم و بلدوزر اسرائيلي را به تمسخر گرفتي. تصويري که براي هميشه از تو بر ذهنمان مي‌ماند،
چهرۀ لهيده و متلاشي شده تو در زير بولدوزر كاترپيلار نيست، بلكه تصوير انساني‌ست با همه لطافتهاي پاک و کودکانه که در نسيم دنيايي که تو در آرزويش بودي معصومانه مي‌خندد ...

لعنت بر صدا و سیمایی که ترا سانسور کند!

برای دریافت اطلاعات كاملتر به وبلاگ راشل كوري مراجعه فرماييد. rachel.blogfa.com 
 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت 14:8  توسط باران  |