تبليغاتX
باز باران
عدالت، بارانی است که تشنگانش هم از آن گریزانند!

 vشاخصه‌های اصولگرایی: رهبر معظم انقلاب،‏ 6 شهریور 85: شاخصه‏هاى اصولگرايى، شاخصه‏هاى مهمى است؛ اين شاخصه‏ها بايد مورد توجه قرار بگيرد، كه من به بعضى از اينها اشاره ميكنم: "... مردم‏گرايى" شاخصه ديگرى است كه بحمداللَّه داريد.

 vترور شاخص‌ها: نائب امام عصرعج،‏ 24 آذر 87: "انحراف در هدفها، در آرمانها را بايد مراقبت كرد كه پيش نيايد. و اين چيزى است كه ما در طول اين سالهاى طولانی، بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام، درگيرش بوديم.

 vتبیین تنها مزیت انقلاب اسلامی ایران بر انقلاب پیامبران اسلام (ص): تاریخ مبارزه سیاه و سفید از آدم و ابلیس تا خاتم و سقیفه پر بوده است از نبردی سنگین که به ناکامی امت124 هزار فرستاده الهی و هزاران تن از اولیای الهی انجامید تا اینکه امر به نبی و حبیب خدا حضرت محمد منتهی شد، اما با تجاربی که شیاطین جن و انس در مبارزه با مسیر حق در طی تاریخ تاریک اندوخته بودند، ابرجنگی بزرگ بین نور و ظلمت درگرفت و انقلاب عظیم نبی اسلام پس از 23 سال مدیرت معصومانه و آسمانی وی به کما رفت. تا اینکه این حرکت به دست مردی از اهل قم و مردم موعود (مائده/54) بازسازی شد. اما وقتی همه چیز به نفع شیاطین است ("اللهمّ إنّا نَشْکو الیک فَقْدَ نَبِیِّنا صلواتک علیه و آله و غَیْبَةَ ولیِّنا و کَثْرَةَ عَدُوِّنا و قِلَّةَ عَدَدِنا و شِدَّةَ الفِتَنِ بِنا و تَظاهُرَ الزَّمان علینا":فرازی از دعای شریف افتتاح) چه مزیتی نتیجه این نابرابری عظیم جبهه شیاطین انس و جن با جبهه کوچک حق را به نفع انقلاب اسلامی معکوس کرده است؟ رهبرمان؟ تعدادمان؟ ضعف دشمن یا دشمنی‌ها؟ ابزارهای دشمنی؟ ناپیچیدگی دسیسه‌ها؟ ناهمگرایی دشمنان؟ نه! انقلاب ما با تمام ضعف‌ها و کمبودها و آسیبهایش، در مردم موعود ضرب شده است1. سلام خدا بر شهیدان! سلام خدا بر بسیج! سلام خدا بر مردم عظیم ایران!

متاسفانه در فرایند انقلاب اسلامی پیامبران، مردم نتوانستند خود را به آستانه اطاعت از مولا برسانند، اما این طلسم تلخ و تاسفبار، سرانجام به دست مردم بزرگ ایران، شکسته شد و پارسیان توانستند برای اولین بار در تاریخ آفرینش، معادله غربت حق را معکوس کنند:

وصیتنامه الهی‌سیاسی، صحیفه نور ج‏ 21، ص410: "من با جرأت مدعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن على- صلوات اللَّه و سلامه عليهما- مى‏باشند"

قطعا برای تداوم تاریخ تاریک، باید این ارتباط مقدس میان مردم و مولی را از بین برد، باید رابطه حکومت انتقالی و ظهور صغرا را، با مردم موعود نابود2 کرد، و از این روست که نائب امام زمان، یکی از شاخصه‌های اصولگرایی را "مردم داری" می‌داند.

 vنظام، مردم را "نعمت معجزه‌آسای الهی و مخدوم حقیقی خود می‌داند:

مقام معظم رهبری‌، 19 دی 70: نكته دوم هم كه بسيار حايز اهميت است، مسأله مردمى بودن اين انقلاب و اين نظام مقدس است. هرچه كردند و هرچه شد، مردم كردند. امام بزرگوار هم متكى به همين آحاد و نفوس مؤمنه مردم بود. اتصال نظام، دولت، حكومت و مسؤولان با مردم، يكى از همان نعمتهاى معجزه‌آساى الهى است. والّا شما تصور مى‌كنيد كه شياطين حاضرند يك حكومت و يك پرچم اسلامى را اين‌طور برافراشته در عالم تحمل كنند؟

آن كسى كه مى‌خواهد در مقابل استكبار ايستادگى بكند و توى دهن دشمن جمهورى اسلامى بزند و دل بندگان خدا را شاد، و دل دشمنان خدا را افسرده بكند، بايد سعى كند كه پيوند محبت و عطوفت و اعتماد ميان اين ملت و ميان مسؤولان نظام، روزبه‌روز بيشتر و قويتر بشود. هر كس عكس اين عمل بكند، در جهت استكبار كار مى‌كند.همه عصبانيت و غيظ ابرقدرتها، از همين حضور شما مردم در صحنه‌هاست

رهبر حکیم اسلام در ديدار مسؤولین نظام‌، ۱۴ آذر ۱۳۶۹: ما بايد خودمان‌ را به‌ معناي‌ واقعي‌ كلمه‌ ـ نه‌ به‌ معناي‌ تعارفي‌ كلمه‌ ـ خدمتگزار مردم‌ بدانيم‌.

 vتشکیک در اسلام له‌کنندگان مردم لای چرخ توسعه و "کارگزاران" بنای بی‌اعتمادی مردم به نظام:

ولی امر مسلمین، 10 اسفند 68: آن اسلامى هم كه طبقات مستضعف و محروم به آن اميدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نيست. اسلامى كه نتواند آرزوهاى خفته و فروكشته قشرهاى مظلوم را در سطح دنيا - نه فقط در سطح كشور خودمان - زنده و احيا كند، شك كنيد در اين‌كه اين دين، اسلام باشد.

نائب امام زمان عج، 10خرداد 1369: در نظام اسلامى، رفع فقر و محروميت، در شمار هدفهاى طراز اول است و پايبندى به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنى بى‌معنى و ادعايى پوچ است!

رهبری فرزانه انقلاب در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌۲۳ مرداد  ۱۳۷۰: نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛

کمترین ضریب مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری چرا مربوط به دور دوم ریاست جمهوری رفسنجانی بوده است؟:

امام خامنه‌ای، در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌ ۲۳مرداد۱۳۷۰: شما چگونه مى‌خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم، در خرج كردن بيت‌المال هيچ حدى براى خودمان قايل نشديم ...، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟! مگر مردم كورند؟! ايرانيان هميشه جزو هوشيارترين ملتها بوده‌اند؛ امروز هم به بركت انقلاب، از هوشيارها هم هوشيارترند!

v  گام نهایی طرح ترور، با تلقین مرگ تنها مزیت انقلاب اسلامی (اعتماد ملی و همراهی مردم و مولا) با تکرار حرف دشمن و تلاش در دروغگو از آب درآوردن ولیّ‌امر:

مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران، 29 خرداد 88: دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه‏ى جمهورى اسلامى است ... من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد.

رهبر فرزانه، نماز جمعه 21 رمضان88: بنده عرض كردم نشانه اعتماد مردم به اين نظام، حضور 40 ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است؛ آنجا ما گفتيم اين كه 85 درصد مردم مى‏آيند رأى مي‌دهند، چهل ميليون پاى صندوقها مى‏آيند، به هر كسى كه رأى ميدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد!

آخرین نماز جمعه هاشمی، خبرگزاری فارس، 26 تیر 88: هاشمی در این نماز جمعه با اصرار و مكرر در مكرر حدود 10 بار بر اعتماد از دست رفته مردم و راه بازگشت آن تاکید کرد: "مسئله مهم ما اين است كه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز مقداري مخدوش شده است را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد كه اين اعتماد بايد برگردد و اينكه چگونه برگردانيم را در ادامه عرض مي‌كنم". "وی با تأكيد مجدد بر لزوم برگردان اعتماد مردم، گفت: البته اين امر يك روزه و يك‌شبه نمي‌شود و يك جريان طولاني است كه بايد انجام شود ... و در هر صورت يك جوري بايد عمل شود كه اين اعتماد برگردد.... متأسفانه از اين فرصت ۵ روزه‌اي كه رهبري انقلاب به شوراي نگهبان دادند تا اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد"

---------------------------

1.  مقام معظم رهبری، 29 دی 70 : امروز دشمنان اسلام، مثل دوران نبىّ‌اكرم (صلّى‌اللَّه‌ عليه‌ و آله ‌و سلّم) محدود به قبايل پراكنده نيستند؛ مجهزترين سلاحها در دست آنهاست؛ بيشترين پولها در دست آنهاست؛ دانش پيشرفته بشر در دست آنهاست و اينها ضد اسلامند.

مقام معظم رهبری، 11 دی:70 امروز دشمنان اسلام به بيشترين امكانات مجهزند؛ اما آنچه كه بالاتر از همه اينهاست، وعده الهى است. وعده الهى مى‌گويد كه امكانات مادّى دشمن و پول و سلاح و دانشى كه در اختيار اوست و جنايتكارانه آن را مصرف مى‌كند، هيچكدام از اينها نمى‌توانند جلوى حركت آگاهانه و شجاعانه ملتى را كه در راه خدا دارد حركت مى‌كند، بگيرند؛ همچنان كه تا امروز هم نتوانسته‌اند.

2.  ولی امر مسلمین، 20 تیر 69 در جمع كارگزاران نظام: امروز دشمن، به ايجاد اختلاف و شكاف در ميان مردم ما، چشم دوخته است. امروز تنها اميد دشمن، اين است. با حمله نظامى - حتى با بمب اتم - نمى‌شود اين انقلاب و اين نظام را از بين برد. با دست به دست هم دادن و از جوانب مختلف حمله كردن هم نمى‌شود. استكبار نمى‌تواند با كار نظامى، مسأله جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى را براى خودش حل كند؛ با فشار اقتصادى هم نمى‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 1:3  توسط باران  | 

همه می دانند که فائزه اغتشاشگر است و انتخابات را به دلیل تقلب باطل اعلام کرد؛ و همه شنیدیم که نائب امام عصر تقلب و بطلان انتخابات را "جرم بزرگ" دانستند؛ آیا قوه قضائییه با مجرمین بزرگ که رهبری حکم جرمشان را اعلام کرده است، برخورد خواهد کرد؟

v    ظهور صغرا: با گذشت 14 قرن از تبعید آفتاب به بیابان و پشت ابر گناه نخبگان، و ابتلای عالم به غربت صغرا و کبرای ائمه و غیبت صغرا و کبرای مهدی؛ انقلاب اسلامی، جَری و تطبیق "والقمر إذا تلیها"شد و روح خدا، "ظهور صغرا" را رهبری کرد تا خامنه‌ای ادامه آن تا ظهور کبرا باشد.  

v    طرح ترور ظهور صغرا: کم‌کم "اکابر" قوم، ایستاده بر کوه استکبار، طرح قتل مهتاب را به اجرا درآمدند، پنجه پلنگهای حسود سودی نکرد و خامنه‌ای ماند تا انقلاب بماند. دو دهه مدیریت برای ظهور و زهور سکولاریزم و مرگ انقلاب، اما، در صبر مردم برگزیده و بصیرت برگزیده مردم (خامنه‌ای) ارمغانی بیش از احتضار ارزش‌های جوهری انقلاب نداشت. در "خاتم" ترین شب گمراه، و پس از ترور شخص ماه و شخصیت مصباح به دست اکابر قوم، امید آن بود که هاشمیِ 2005 به دیکتاتوری ظهور صغرا پایان دهد.

v    بلاگردان آمد: برایند روشنایی "مصباح"، غرش دکتر عباسی و "شریعتمداری"‌های مردم، انتخاب "احمدی" نژاد بود، او آمد و "انقلاب را به مسیر اصلیش بازگرداند". گفتمان انقلاب را احیا کرد. با آمدن او کفتارها و گرگها و پلنگها به جای حمله به نور و ظهور و ماه و مصباح، به تخریب خادم دین و مردم دلخوش کردند.

v    آب  از سرچشمه بستن: وقتی تمام تلاش اکبر اکابر قوم برای بازداشت ولیّ‌‌امر مسلمین از حمایت گفتمانی نسبت به دولت اسلامی و عامل تعجیل در ظهور کبرا، مایوس شد، تصمیم بر آن شد که از محمود، دست بر دارند و برای براندازی محبوب و رهبرش دسیسه کنند.‌ در این جا بود که پس از ضد استراتژی صریح رهبری به بیمار انتخابات 84 که بیماری اتنخابات 88 را از سال 87 برای دستاویزی کودتاچیان پیشگویی می‌کرد؛ استراتژی دیگری به میان آمد.

v     شورش درآوردند: چون عوامل تاخیر در ظهور کبرا نتوانستند با فشار و تهدید، ولی‌امر  خود!  را از حمایت منصفانه از دولت مکتبی و شخص احمدی نژاد باز دارند؛ پس آن را آنقدر شورش می‌کننند تا القاء کنند؛ نتیجه حمایت‌های ایشان، این است که همه بدانند رای ایشان احمدی‌نژاد است، و این یعنی خط‌دهی به مردم و در نتیجه فرمایشی شدن انتخابات آتی و بدین سان شکست آینده خود را به گردن مولای خود! می‌اندازند و دوباره حملات از احمدی‌نژاد به سمت اصلی خود یعنی نائب امام عصر ارواحنا فداه باز می‌گردد.

v     استراتژی "فریب روباه": نوعی پرنده که زیستگاهش در ساحل است، در لابلای علفزارها تخم می‌گذارد. هنگامی که روباهی به سمت آشیانه‌اش می‌رود، پرنده "هوشمند" خود را در مسیر روباه قرار می‌دهد و با حالتی پرشکسته و افتان و خیزان، طمع روباه را برای شکار خود برمی‌انگیزد. روباه به سمت وی وسوسه می‌شود و آنقدر پرنده، استادانه برای روباه مکار، شکسته‌بالی می‌کند تا استاد حیله، به قدر کافی از آشیانه پرنده دور می‌شود، پرنده دانا آنگاه بال در آسمان می‌گذارد.

v    موج نخست استراتژی فریب روباه: وقتی نائب امام عصر، به شکل جدی در معرض تخریب گرگهای گریم کرده قرار گرفت؛ از سویی برای خلع ید بهانه جویان در شکستن کوزه شکست خود در انتخابات بر سر حمایت رهبری از احمدی‌نژاد و از سوی دیگر برای دفاع از جایگاه ولایت و انحراف ناسزاهای مترکم به سمت دیگر، رهبر حکیم، اولین پرده استراتژی "فریب روباه" را در نوروز 88 در مشهد مقدس به اجرا درآوردند: "بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مى‏اندازم. به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است" 

v    امام آشوبگران مأمون بود: مخالفان ظهور صغرا دیگر جایگاهی بین مردم نداشتند، هیچ دلیل و بهانه عاقل‌پسندی هم برای کودتا نداشتند، تا اینکه رفسنجانی یک آتشنامه سرگشاده به مولای خود نوشت. همسرش گفت: اگر موسوی برنده نشود تقلب شده است و مردم به خیابان‌ها می‌ریزند. دخترش نسخه امروزی عایشه را به نمایش گذاشت و سوار بر اشتر وانت، مردم را به اغتشاش فراخواند، نظام را دیکتاتور و سرکوبگر خواند و حجت خدا خامنه‌ای را با شاه و طاغوت  مقایسه کرد, آن را دیکتاتوری دینی خواند و به اتهام آشوب دستگیر شد! وقتی آشوبگران به خاطر سوء استفاده سران آشوب از عواطف‌شان؛ در خطر بودن پیاده نظام و "مأمون" بودن ائمه آشوب در کاخخانه‌هاشان، اعتراض کردند، همسر مهدی هاشمی (عروس آیت الله) هم دستگیر شد. آری خاندان برخی، جملگی در جمل "مشارکت" داشته‌اند. به لطف الهی امروز ناکثان، ناکسانی بی‌کسند، اما هنوز هم سکوت رفسنجانی در قبال پرده‌دری فائزه ادامه دارد. باید کاری کرد که دوباره نائب امام عصر، از تیررس کمیته ایکس خارج شو.

                       

v     موج دوم استراتژی فریب روباه: در اینجا بود که موج دوم استراتژی "فریب روباه" با پیچیدگی بیشتری دنبال شد. و احمدی‌نژاد چه بداند چه نداند (آن گونه که انتظار ماست، مرد "هوشمند" قصه ما آگاهانه) نقش اول استراتژی "فریب روباه" را با استادی تمام بازی می‌کند؛ و این بار معنای "والذابّین عنه" دعای عهد را به عهده گرفته است تا بلاگردان حرمت ولی امر خود باشد.             

v    مقایسه رفتار امام علی با عایشه بنت ابابکر و رفتار سیدعلی با فائزه بنت اکبر: عایشه عامل قتل 18000 هزار نفر در جنگ جمل بود. و چه اوجی بالاتر از این که دختر رفسنجانی آشکارا نظام را سرکوبگر و دیکتاتور می‌خواند و در راس بغاة و آشوبگران است و کسی با او کاری ندارد؛ این رفتار سیدعلی با فائزه بنت اکبر، باز آفرینی رفتار امام علی علیه السلام  است با عایشه بنت ابابکر!

v     تلاقی خارج‌خوانده‌های جاهل با خارج‌رفته‌های سکولار: آیا متدینین جاهل "خارج‌خوانده" با سکولارهای "خارج‌رفته" بر امام خود خروج خواهند کرد؟ بر این باوریم که اگر ترور کروبی در ارزیابی دوستانش، نتواند کارایی‌ای چون هولوکاست برای صهاینه و برجهای دوقلو برای امریکا داشته باشد، ترور احمدی‌نژاد یا آیت الله خامنه‌ای قطعی است. فرق امام علی را شکافتند؛ آیا سیدعلی "فرق" دارد؟

v    ابتلای احمدی‌نژاد به تبختر: احتمال خطرناک دیگر  "ابتلای احمدی‌نژاد به آنفلانزای رفسنجانی" است؛ هاشمی کسی است که عجیبترین تمجیدها (مثل: حواری امام راحل) را از رهبر معظم انقلاب‌مان در پرونده دارد، اما حالا ... . برخی رفتارهای احمد‌نژاد طعم تبختر دارد. هنوز به او میل دارم اما دیگر تمایل ندارم. ابهام مستمر برخاسته از رفتار وی با امثال الهام و اصرارش بر ماندن امثال مشایی ما را برزخ کرده است. نگران ادامه حضورش در قنوتمان هستم و "رجا"ی مردم به خاطر این ابهامات و اصرارات به قنوط واداشته شده است. اما احتمال استراتژی فریب روباه و  "هوشمند"ی احمدی‌نژاد، ان شاء الله محمود را از آنفلانزای تبختر باز دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/23ساعت 3:2  توسط باران  | 

تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است؛ که همواره افرادی ضعیف الایمان یا منافق و خائن در حلقه یاران رهبران مشروع الهی بوده‌اند؛ از زن نوح و لوط بگیر که خیانت کردند تا زن برخی پیامبران دیگر که اسرار پیامبر را برای منافقین می‌بردند. حتی رسول خدا نیزکسانی در کنارش بودند که با وجود ذکر جسارتشان در کتب معتبر پیروان سرسخت‌شان، باز هم پذیرش آن برای ما سنگین است: 

v    رَزیّه یوم الخمیس: مصیبت‌ "قلم و کاغذ" در معتبرترین کتب برادران سنی مان از جمله صحیح بخاری، صحیح مسلم و نیز با إسناد مستقل شبعی چنین آمده است: پیامبر خدا در بیماری مشرف به ارتحال شان در جمع گروهی از صحابه فرمودند: "قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید، در این حال عمر گفت: این مرد نمی‌فهمد چه می‌گوید کتاب خدا ما را بس است: إن الرجل لیهجر كفانا كتاب الله". در حالیکه خود این حرف خلاف قرآن است: " ما آتاکم الرسولُ فخذوه و نهاکم عنه فانتهوا"حشر/7.

v    سابقه انقلابی و حبط اعمال: البته اینان سابقه انقلابی هم داشتند، چزو "بیعت رضوان"ی ها هم بودند که خداوند در حقشان فرمود "رضی الله عنهم و رضو عنه" اما در کنار آن هم خداوند فرموده است که ملاک وضع حال افراد است و اگر در برابر پیامبر صدایت را بلند کردی و حرفی روی حرف ایشان زدی به حبط عمل مبتلا می‌شوی: "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُون" حجرات/2

پیامبر خدا فرمودند: در حضورم چشم در چشم می دوزید و آشفته‌گویم می‌خوانید وای به حال بعد از مرگم، با این حربه عمر اگر هم پیامبر چیزی می‌نوشت سودی نداشت؛ چون هذیان نوشته بود: انی أراکم تخالفونی و أنا حیّ فکیف بعد موتی. این فاجعه فقط در صحیح بخاریی هفت مرتبه با مضامین مشابه ثبت شده است.

v    الراد علیهم کالراد علینا: تاریخ برای عبرت ماست، اما انگار ما نیز باید خودمان عبرت دیگران شویم! امام خمینی فرمود: ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاست یا "مخالفت با آن تکذیب ائمه و اسلام است". صحیفه نور، ج10، ص59. یا "چنانچه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است؛ يا خدا! يا طاغوت!"صحيفه نور، ج10، ص221.

v    ترجمه امروزی برخورد عمری با ولی امر: حالا برخی ادعا می‌کننند که: آری فلانی و فلانی رهبری را دوره کرده‌اند و وی دچار بمباردمان اطلاعاتی خاصی شده است و امر بر ایشان مشتبه شده است، صرف نظر از تفاوت واژگانی، آیا این جفای بزرگ به رهبری و نظام، ترجمه إن الرجل لیهجر نیست؟ با این تفاوت که به قول نائب امام زمانمان، با ظاهر دلسوزی گریم شده است.

v   دروغ از آب در آوردن فرمایش رهبر: رهبر فرزانه، در نماز جمعه 21 رمضان88: همين طور كه در روش اميرالمؤمنين عرض كرديم، روش امام (رضوان اللَّه عليه) هم همين جور بود؛ يعنى اول با مدارا، با نصيحت؛ ليكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد... [اینها]در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخست‏وزير بود، رئيس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه عليه) در سطوح بالاتر از رئيس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نمي‌شود با اينها بيش از آن مدارا كرد، برخورد كردند. همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خيلى‏شان هم در سطوح بالا بودند... "

                           

بنده عرض كردم نشانه اعتماد مردم به اين نظام، حضور 40 ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است؛ آنجا ما گفتيم اين كه 85 درصد مردم مى‏آيند رأى مي‌دهند، چهل ميليون پاى صندوقها مى‏آيند، به هر كسى كه رأى ميدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد!

آخرین نماز جمعه آیت‌الله هاشمی، خبرگزاری فارس، 26 تیر 88: هاشمی در این نماز جمعه با اصرار و مكرر در مكرر حدود 10 بار بر اعتماد از دست رفته مردم و راه بازگشت آن تاکید کرد: "مسئله مهم ما اين است كه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز مقداري مخدوش شده است را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد كه اين اعتماد بايد برگردد و اينكه چگونه برگردانيم را در ادامه عرض مي‌كنم".

"وی با تأكيد مجدد بر لزوم برگردان اعتماد مردم، گفت: البته اين امر يك روزه و يك‌شبه نمي‌شود و يك جريان طولاني است كه بايد انجام شود ... و در هر صورت يك جوري بايد عمل شود كه اين اعتماد برگردد.... متأسفانه از اين فرصت 5 روزه‌اي كه رهبري انقلاب به شوراي نگهبان دادند تا اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد" همان

v    مواردی از استراتژی "لارأی لمن لایطاع" کردن ولی امر:  ترور شاخصها 1 و 2 و 3 و 4 و 5

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت 3:32  توسط باران  | 

در سایه سار نخل ولایت؛ شعر استاد سیدعلی موسوی گرمارودی. چند سال پیش این شعر را خود استاد برایمان خواند،  چقدر باریدیم:

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت
و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

***

پایی را به فراغت بر مریّخ، هِشته ای
و زلالِ چشمان را با خون آفتاب، آغشته
ستارگان را با سرانگشتان، از سرِ طیبَت، می شکنی
و در جیب جبریل می نهی
و یا به فرشتگان دیگر می دهی
به همان آسودگی که نان توشه ی جوین افطار را به سحر می شکستی
یا، در آوردگاه،
به شکستن بندگان بت، کمر می بستی

***

چگونه این چنین که بلند بر زَبَرِ ما سوا ایستاده ای
در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،
و زیر مهمیز کودکانه بچگکان یتیم،
و در بازارِ تنگِ کوفه...؟

***

پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد...
پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم
که پای افزاری وصله دار به پا کند،
و مَشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد.
آه ای خدای نیمه شب های کوفه ی تنگ.
ای روشن ِ خدا
در شبهای پیوسته ی تاریخ
ای روح لیلة القدر
حتّی اذا مَطلعِ الفجر
اگر تو نه از خدایی
چرا نسل خدایی حجاز «فیصله» یافته است...؟
نه، بذرِ تو، از تبار مغیلان نیست...

***

خدا را، اگر از شمشیرت هنوز خون منافق می چکد،
با گریه ی یتیمکان کوفه، همنوا مباش!
شگرفیِ تو، عقل را دیوانه می کند
و منطق را به خود سوزی وا می دارد

***

خِرَد به قبضه ی شمشیرت بوسه می زند
و دل در سرشک تو، زنگارِ خویش، می شوید
اما:
چون از این آمیزه ی خون و اشک
جامی به هر سیاه مست دهند،
قالب تهی خواهد کرد.

***

شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد
و توفان، از خشم تو، خروش را.
کلام تو، گیاه را بارور می کند
و از نـَفـَست گل می روید
چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است.
سحر از سپیده ی چشمان تو، می شکوفد
و شب در سیاهیِ آن، به نماز می ایستد.
هیچ ستاره نیست که وامدارِ نگاه تو نیست
لبخند تو، اجازه ی زندگی است
هیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست

***

زمان، در خشم تو، از بیم سِترون می شود
شمشیرت به قاطعیّتِ «سِجیّل» می شکافد
و به روانی خون، از رگها می گذرد
و به رسایی شعر، در مغز می نشیند
و چون فرود آید، جز با جان بر نخواهد خاست

***

چشمی که تو را دیده است، چشم خداست.
ای دیدنی تر
گیرم به چشمخانه ی عَمّار
یا در کاسه ی سر بوذر

***

هلا، ای رهگذاران دارالخلافه!
ای خرما فروشان کوفه!
ای ساربانان ساده ی روستا!
تمام بصیرتم برخی چشم شمایان باد
اگر به نیمروز، چون از کوچه های کوفه می گذشته اید:
از دیدگان، معبری برای علی ساخته باشید
گیرم، که هیچ او را نشناخته باشید.

***

چگونه شمشیری زهراگین
پیشانی بلند تو، این کتاب خداوند را، از هم می گشاید
چگونه می توان به شمشیری، دریایی را شکافت!

***

به پای تو می گریم
با اندوهی، والاتر از غمگزایی عشق
و دیرینگی غم
برای تو با چشمِ همه ی محرومان می گریم
با چشمانی: یتیم ِ ندیدنتگریه ام، شعر شبانه ی غم توست...

***

هنگام که به همراه آفتاب
به خانه ی یتیمکان بیوه زنی تابیدی
وصَولتِ حیدری را
دستمایه ی شادی کودکانه شان کردی
و بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد
کودکان را نشاندی
و از آن دهان که هَرّای شیر می خروشید
کلمات کودکانه تراوید،
آیا تاریخ، به تحیّر، بر دَرِ سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟
در اُحُد
که گلبوسه ی زخم ها، تنت را دشتِ شقایق کرده بود،
مگر از کدام باده ی مهر، مست بودیکه با تازیانه ی هشتاد زخم، برخود حدّ زدی؟

***

کدام وامدار ترید؟
دین به تو، یا تو بدان؟
هیچ دینی نیست که وامدار تو نیست

***

دری که به باغ ِ بینش ما گشوده ای
هزار بار خیبری تر است
مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو
شعر سپید من، رو سیاه ماند
که در فضای تو، به بی وزنی افتاد
هر چند، کلام از تو وزن می گیرد
وسعت تو را، چگونه در سخنِ تنگمایه، گنجانم؟
تو را در کدام نقطه باید بپایان برد؟
تو را که چون معنی نقطه مطلقی.
الله اکبر
آیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی نگرد؟
فتبارک الله، تبارک الله
تبارک الله احسن الخالقین
خجسته باد نام خداوند
که نیکوترین آفریدگاران است
و نام تو
که نیکوترین آفریدگانی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16ساعت 0:47  توسط باران  | 

برخی از نخبه‌های حوزه و سیاست سقوط کردند، گذشته است زمانی که مردم حرف عالم را معتبر بدانند، مردم حرف عالمانه را احترام می‌کنند، چه یک روحانی بزند چه غیر روحانی، این محصول تربیت علمای راستین مثل امام علی علیه السلام و فرزندش خمینی کبیر و سلاله پاک و مدبرش سیدعلی خامنه‌ای است: انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال!

چه کسی باور می‌کرد که فهم عمله و کشاورزان کفن پوش ورامین در سال 42 و 57 بیش از برخی از علامه‌هایی باشد که شاگرد مکتب روح الله نبوده‌اند و نتوانستند با انقلاب همراهی کنند؟ چه کسی فکر می‌کرد قبر شاگردان خردسال و غیرحضوری مکتب روح الله تا قیامت زیارتگاه عاشفان و عارفان و دلسوختگان شود؟ شاگردان "درس خارج" خمینی و خامنه‌ای قویترند یا شاگردان "خارج درس" ایشان؟ امام درباره قبر کدام شاگرد درس خارجش چنین گفته است؟ سلام خدا بر شهدا!

       

چه کسی باور می‌کرد ملت ایران از برخی مرجع‌نماها و مفسران قرآن و شارحان نهج‌البلاغه و فحول فقهی و اصولی در شناخت نفاق و منافق، عالمانه‌تر عمل کند؟ چه کسی باور می‌کرد چیزی که دکتر حسن عباسی 5 سال پیش هشدار داد هنوز برای درک برخی حامیان هاشمی در حوزه علمیه بزرگ باشد؟ چه کسی باور می‌کرد آنان که خطبه علی ع در در رَوایی مرگ مسلمان به خاطر درآوردن خلخال از پای یک زن ذمی یا مسلمان را شرح می‌کردند خودشان در برابر فتنه بغاة و قتل و غارت مال و ناموس و جان شیعیان در ام‌القرای اسلام ساکت باشند و برخی پس از هفت کشته و دهها زخمی زبان باز کنند، آن هم به طعن، و برخی هم پس از 17 کشته، هر چند خودشان نفهمند، و الزام ولی‌فقیه را هم نادیده بگیرند اما به خاطر افکار عمومی ... .

           

چه ارتباط تلخی است بین عالم بودن برخی به حرمت جان و مال و ناموس مسلمان در "درس خارج" و جاهل بودن همان علما در "خارج درس" نسبت به تحقق همان حرمت‌ها؛ داستان خلخال را در شرح نهج البلاغه بلیغند ولی در قبال سرکردگی فرزند دوستانشان در جنایت، بلیهند. مردم چرا باید مسکوت ماندن و مسکوت کردن غیر عالمانه برخی عالمان را پیروی کنند؟ شکر خدا که شاگردان خامنه ای، استاد برخی استادان حوزه‌اند و آنان خواهی نخواهی مجبورند تابع مردم باشند، اگر سطح فهم مردم هم مثل این علما بود، چه مصیبتی بر کشور و امام زمان می‌رفت!

چرا تجاوز از حدود، روا داشته می‌شود؟ اگر مرجع محترمی مخالف حضور زن در ورزشکاه است، تبعیت از وی تنها بر مقلدانش واجب است، نه اینکه انتظار تبعیت رئیس جمهور در یک امر حکومتی از کسی غیر از ولی امرمسلین داشته باشند! اگر مخالف وزیر شدن زن هستند، وزیر پیشنهادی زن، اگر مقلد چنین مرجعی باشد، نمی‌تواند پیشنهاد وزارت را بپذیرد؛ نه اینکه برای غیر مقلدین هم تکلیف‌آور باشد. یادمان نرود که اگر مردم تابع هر مرجع و هر عالمی بودند، هنوز تحت سلطه حاکم جور و طاغوت بودیم!

چقدر عالم اين قوم ناسپاس شده                مگر مگر متقاعد به مرگ ياس شده؟
تعارف است اگر من درشت ننويسم              كه حق منبر و محراب اختلاس شده
كه حوض آبي فيضيّه نيز بي‌ماهي‌ست      و خشت‌هاي بنايش كه بي‌حواس شده
كه دست دختر جمهوري گل نرگس            دچار سرقت چشمان بي هراس شده
كه نيمه لخت بلانسبت شما امروز          به عقل جمعي جمعي چه باكلاس شده
كه تيغ نقد مبادا به "عبدوَدّ" برسد                 چرا كه سامري قوم لامساس شده
از اختلاس و غم لامساس مي‌ميرم              و از وليِ فقيهي كه داسْ داس شده

جنگ احزاب کدام است؟ عبدود کیست؟ چه کسانی جسم ولی فقیه را ناقص کردند؟ چه کسانی کانون آشوب بوده‌اند؟ سامری قوم کیست که نمی‌گذارد به وی۱ و فرزندانش دست زد؟ گوساله سامری کیست؟ سلام بر علمای راستین و ولی شناس قوم، سلام بر ولی خدا خامنه‌ای، مرد داس داس شده! سلام بر مظلومیت فرزندان خامنه‌ای!

-------------------------

۱. قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ ... طه/97. روایت: اما ان لكل قوم سامريا و هذا سامرى هذه الامة! تفسیر نمونه ج13، ص286.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/10ساعت 18:30  توسط باران  |