تبليغاتX
باز باران - از بدعت‌گذاری هاشمی تا بدعت‌گزاری موسوی
عدالت، بارانی است که تشنگانش هم از آن گریزانند!
 

وقتی در 11 فروردین 58 مردم مسلمان به نظام جمهوری اسلامی آری گفتند، منافقین با طغیان از رای اکثریت، به طاغوت آشکار و اغتشاش و آدم کشی در غلتیدند،. کم کم منافقین قدیم در صف‌بندی یک دشمنی آشکار، از نفاق خارج شدند.

برای اولین بار در نظام جمهوری اسلامی ایران، بدعت عصیان از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، در بیانیه ۴ تیر رفسنجانی خودنمایی کرد:

"... بنا ندارم كه در مورد انتخابات، شكايت به داوراني كه نشان دادند نمي‌خواهند يا نمي‌توانند كاري بكنند، ببرم و شكايت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهي مطرح مي‌كنم" و این سرآغاز توهین به شورای نگهبان و القای جانبداری یا ناکارامدی آن و نظام مقدس‌مان بود:

                سرآغاز یک جنگل بی‌درخت      سقوط نهالی است پیش تبر

پس از بدعت‌گذاری رفسنجانی در انتخابات نهم و القای بی‌اعتمادی به انتخابات از سوی وی، خاندان و سرسپردگانش، موسوی هم چرخه دیکتاتوری را با بدعت‌گزاری و انجام آنچه هاشمی شاهد ساکت آن بود، کامل کرد. به گمان بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی، زمینه سازی سرگشاده هاشمی و همسرش؛ و آتش‌بیاری فائزه و ...؛ آدم کشی و رفتارهای دشمن‌شاد کن را در پی داشت. بدعت‌گذاری هاشمی به صورت مظلومانه و بدعت‌گزاری موسوی به صورت قاهرانه شکل گرفت، فرایندی که امام پیشتر هشدار داده بود:

خبرگزاری فارس، 26 خرداد 88؛ امام خمینی: "بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد" صحيفه نور، ج 14، ص 415.

"من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و از اين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون، برگرديد به قرآن كريم،‌ بهانه درست نكنيد" صحيفه نور، ج 14، ص 415.

         

"اگر منافقین و آنان که در دلشان مرض است و هراس افکنان در شهر، بس نکنند، ترا قطعا  بر آنان بشورانیم، آنگاه جز اندکی در کنارت نمانند در حالیکه ملعونند هر کجا یافت شوند  گرفته شوند و به شدت کشته شوند" احزاب 60 و 61

"غلط مي‌كني قانون را قبول نداري! قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم ... همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد،‌ ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست، ميزان است كه همه بايد بپذيريم" صحيفه نور، جلد 14، ص 378.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/17ساعت 17:59  توسط باران  |