|
|
|
|
|
نامه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشچویان مستقل خطاب به رئيس جمهور و بسیاری از نوشتههای دیگری که در مورد مشایی دیدهام، عطر پارسایی نداشت. ای رشکآورترین جوانان تاریخ آفرینش! بر اساس کدام منطق، مشایی از گفتمان انقلاب خارج است؟ اینکه گفته است اسرائیل مرده است؟ آیا وقتی تمام شواهد و قرائن نشان میدهد که تفکیک مردم رژیم اشغالگر از دولتش یک رفتار تاکتیکی بوده است، مگر این چه گناه بزرگی است که یکی را از جرگه انقلاب خارج کند؟ قطعا او در کلامش اشتباه کرد، اما بین اشتباه تا گناه هزاران فرسنگ راه است. آیا کار ما خطرناکتر از خوارج۱ نیست؟ این که کسی را به جرم اشتباه از ایمان و گفتمان انقلاب خارج کنیم، کدام یک از ما اشتباه نکرده است؟ چقدر زشت است! که برخی بزرگان دینی آن همه کوتاهی خود - در حوزه تولید اقتصاد اسلامی و ... که ملتی را میسوزاند و قادر است انقلابی را از پای در آورد- را نادیده بگیرند و روی این خطای مشایی بیچاره، بحث فقهی کنند که آقا مردم اسرائیل غاصبند و ملت ما با غاصب دوست نیست، و اساسا اسرائیل کشور نیست. بله این ایرادها کاملا صحیح است، ولی براستی مشایی منظورش از گفتن مردم اسرائیل این بود که اسرائیل را به رسمیت میشناسد؟ چرا نص کلام دو روز پیش وی را نادیده میگیریم و به سایه معنایی سخن روز دیگرش میچسبیم؟ بزرگان دین بفرمایند آیا این است معنای اصول فقهی که درس میدهند؟ این مهمترین دلیل مخالفان مشایی است، والله ظلم، ظلم است و ما هم میتوانیم مرتکب شویم! دلایل دیگر برادران عزیزمان واقعا دلیل نبود؛ مشایی در یک مراسم سنتی حمل قرآن مجید، مهمان بوده است، نه میزبان و برنامهریز یا ناظر، که نه قصد توهین به قرآن از آن مراسم، قابل فهم است و نه عرفا وضوح قطعی در توهین به قرآن از آن برداشت میشود، اگر اتحادیه انجمنهای دانشجویی و بهترین جوانان ما این رفتار را یکی از 1001 دلیل زیر سوال بودن مشروعیت مشایی دانست، چه خاکی باید به سر بریزیم؟ دشمنشاد کن استدلال نکنیم. مبادا اشتباه مشایی در مساله مردم اسرائیل و کوتاهی تلخ او در اعلام شفاف خطای لسانیاش، ما را وادارد که مؤمنی را فاقد مشروعیت بدانیم! سلام خدا بر جوانان برومند دانشجو که پاسدار راستین گفتمان ناب انقلاب در دوران تنهایی مولایمان خامنهای بوده اند، اما مراقب باشیم! براستی، منطق در دردنامه پاک انجمنهای اسلامی، ضعیف بود و عدالت رنجور! مولایمان خامنهای حفظهالله اصرار داشت که موسوی را برای نخستوزیری معرفی نکند و به امام راحلمان گفت، به شرط اینکه "حکم" بفرمایید، من میپذیرم. آیا در آن لحظه نامشروع بود؟ آیا منطق ما هم مثل منطق موسوی است که پدر 99 نفر را درآوردند؟ مگر مقام معظم رهبری نفرموده بودند که من هم صدمی آنها هستم؟ البته حقایق نشان داد که نظر سیدعلی خامنهای درستتر بوده است. مردی که اینک هم نظرش درستتر است، و چه خوب بود محمود محبوبمان از آغاز هم با توجه به حساسیتها، برادرمان مشایی را معرفی نمیکرد. چرا باید گفتمان دردمند انقلاب و مرد ضریح چفیه به دوشمان را در معرض انتقادهای عموما غلط و قدری هم صحیح قرار دهیم؟ زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ... یعنی ولی شناسان رفتند از این ولایت؟
دکتر عزیزمان کار خوبی نکرد، و اینک که مولایمان خامنه ای به حق مساله را کتبا ابلاغ فرمودهاند، بیغیرتی است که به این عظمت بر ایستاده در برابر خبیثهای پررو، کم لطفی کنیم. هر چند میدانیم که مولا حکم نکرده است، اما وقتی ابلاغیهای سرگشاده میشود، یعنی سلام بر مظلومیت سرگشاده او! و درد از بیمهری سرگشاده ما! قدر نعمت ندانیم، خواهد رفت!! ای که در علم و هنر پختهای و خام نهای سرّ سرسبزی عالم نه فقط خامنهای تو لسان الحق و محتاج نی و خامه نهای جان محمود به قربان تو ای خامنهای کاش آقا را محتاج نی و خامه نمیکردی: از دوست یک اشارت... . حالا شبها تلخ میخوابیم، سحرگاهان وقتی در قنوت، به نامت میرسیم بغض میکنیم و هر صبح به جای تعقیب نماز، خبرگزاریها را تعقیب میکنیم تا باورمان را درباره شما در استعفای مشایی دوباره صادق ببینم! راستی یادمان باشد کاری نکنیم به فرستاده او عج بربخورد! اوج خود را گم نکنیم؛ یادت نرود دست مولا را دوباره ببوسی، این دفعه اما ممتد ببوس! ممتد! و لبهایت را بیشتر بفشار! -------پی نوشت: ۱. خوارج مرتکب کبیره را از ایمان خارج میدانستند و او را نامشروع و کافر میدانستند؛ مبادا ما با مرتکب صغیره یا یک اشتباه، رفتار مشابهی داشته باشیم! مطلب مرتبط، نوشته جدید: از حق انتخاب تا انتخاب حق |
||