|
|
|
|
|
بيش از دويست نوع مغالطه مورد توجه قرار گرفته كه مغالطه بودن برخي آشكار و برخي مثل مغالطۀ تقطيع نامعلوم است. مغالطۀ تقطيع آنست كه قرائن لفظي و معنوي گزارهاي چنان حذف شود كه معناي آن عوض شود. مثل برخي رواياتي كه در مذمت اقوام و زن است و در حقيقت مذمت برخي از افراد در زمان خاص بوده است(قضيۀ خارجيه) ولي با فراموشي يا حذف قرائن به معناي مذمت همه افراد شده است (قضيۀ حقيقيه).
نمونۀ زشت و تحريفآلود اين مغالطه، تكرار كور ميزان راي ملت است۱ ميباشد. كه برداشت حقيرانه و مشركانۀ دموكراتيك را تداعي ميكند. آيا آقاي خميني ره گفته است كه ملت هر چه بگويد ميزان است؟ كدام ملت ميزان است ملتي كه با اسلام ميزون است يا هر ملتي۲؟ آيا اين جملۀ امام خطاب به مردمي كه به جمهوري اسلامي آري گفتند (۹۸٪رأي دهندگان) و عتاب به آنان كه ضد جمهوري اسلامي شيطنت ميكردند( قضيۀ خارجيه) نيست۳؟ پس چرا به عنوان يك قضيۀ حقيقيه و بدون قرائن حالي و مقالي و موهم شرك دموكراتيك بكار ميرود؟ آيا آقاي خميني ره مشرك بود؟ ميزان خداست و هرچه همرنگ آن باشد نه چيز ديگر . چون مجال اين پنجره طرح و نقد تمام مطالب نامۀ ش. سعدي نیست، به مواردي اشاره ميكنيم: مغالطۀ چند وجهي دربارۀ جريان خلافت امام علي عليه السلام ۱. از كجا فهميديد كه اكثريت مردم با علي ع نبودند. و از ترس وليد و كودتاچيانِ شمشير به دست، زبونانه در خانه خزيدند و زبونانه تاريخ را تاريك كردند. ۲. علي و ياران ويژهاش برخلاف برخي كه زير اكثريت سقيفه رفتند، با آنها بيعت نكردند. پس مطابق منابع قطعي تاريخ علي ع دموكرات نبود و فاطمه و محسن هم اولين چريكهاي مبارزه عليه دموكراتها! بودند. ۳. علي ع هم اگر فقط تعداد اندكي- كه در روايت امام صادق ع ۴۰ نفر گزارش شده - ياور داشت چنان عليه اكثريت! طوفان ميكرد كه باور دموكرات بودن علي ع از ذهن بياطلاع برخي پاك شود. پس ش. سعدي علاوه بر آنكه الفباي سياست اسلامي را نميداند، الفباي تاريخ اسلام را هم نميداند. حتي الفباي علوم سياسي غربي هم اين است كه تحليلي به اين مهمي كه آن همه بر آن تأكيد ميكند مبتني بر يك نظر سازي مفتضح سياسي نباشد. دربارۀ القاب ساختگي علما بايد يگويم: أتجادلونني في أسماء سمّيتموها أنتم و آبائكم ما نزّل الله بها من سلطان... ۷۱ اعراف: آيا در نامهايي كه خود و پدرانتان آنها را انتخاب كرده ايد با من مجادله ميكنيد؟ اصلا عبارت حجة الاسلام و المسلمين غلط است. چطور ميشود غير معصومي بر اسلام حجت باشد؟! اين نامگذاريها معيار درست شرعي ندارد. و همان معيار مخدوش عرفي هم كه دارد درست به كار برده نميشود. چه بسا حجه الاسلامي كه چندين آيت الله هم به گردش نميرسند. بد نيست بدانيم كه قبل از انقلاب آقاي شهيد صدوقي به آقاي خامنهاي ميگفتند آيت الله. اما تنها ايراد معقول ش. سعدي :شرط رهبري در قانون اساسي ۱۳۵۸ مرجعيت هم بوده است كه در بازنگري سال ۶۸ حذف شد. پيش از إعمال بازنگري و همه پرسي كسي به رهبري برگزيده شده است كه مرجع تقليد نيوده است. چرا؟ ۱. قانون اساسي محصول فكر غيرمعصومانه بشر بودهاست. و يكي از دلايل بازنگري هم همين است. ۲. اما قران محصول خالق بشر و بيعيب است. ۳. نص قران و روايات بسياري بر حرمت أكل مردار و خون و خوك و .... است: أنما حرّم عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير و ... بقره ۱۷۳ . ۴. نص قانون ناقص بشري، بر شرط مرجعيت براي رهبر بوده كه اتفاقا معلوم شد اشتباه بوده است. ۵. وقتي در شرايط اضطراري ميتوان خلاف نص پر تكرار، صحيح و آشكار قران و روايات عمل كرد: فمن اضطرّ غير باغ و لا عاد فلا إثم عليه . بقره ۱۷۳ ، چرا نشود خلاف نص مخدوش بشري عمل كرد؟ همانطور كه مطابق ادعاي ش. سعدي امام در جنگ چنين كردهبود. اگر اضطرار در شرايطي ميتواند حكم خدا را مباح كند چرا در شرايط ديگر نتواند؟: الضّرورات تُبيح المحظورات. ۶. مشروعيت قانون اساسي به تأييد وليّ فقيه بوده است و مقيوليتش به رأي مردم حالا ببينيم مشروعيت رهبري آقاي خامنهاي حفظه الله مشكل دارد يا مقبوليتش: الف. وليّ امر ره فرمان بازنگري و موارد آن ( از جمله حذف شرط مرجعيت از رهبري) را صادر كرده بودند و چون حكم وليّ، برخلاف وكيل، پس از مرگش هم معتبر است، پس رهبري آقاي خامنهاي بحران مشروعيت ندارد. ب. مقبوليت ايشان هم كه مطابق قاعده بايد پس از آن حاصل شود كه با رأي مردم حاصل شد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پي نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱و۳. صحيفه نور ج 7: سخنراني امام درتاريخ : 25/3/58 ۲. «نظر آن ملتى كه نهضت را بوجود آورد و قدرت هاى بزرگ را شـكـسـت و بـعـد از ايـن هـم دنـبـال هـمـيـن قـدرت[اسلام] خـواهـد بـود، ميزان است. نظرهاى ديگران اگر موافق با نظر اينهاست، اگـر دنـبـاله اسـلام اسـت، اگـر بـا حـفـظ اسـلام و احـكـام اسلام است، اهلا و مرحبا و اگر انحراف است، آنها بايد بروند آنجائى كه قبلا بوده اند. صحيفۀ نور ج 7 : با كمي تلخيص
|
||