|
|
|
|
|
خواندنی: خواص که چنین "غلو" کنند عوام را رسد که هاشمی اللهی شوند v خطا در برگزاری مسابقه بین خرگوش و لاکپشت: رفتنها و رفتارهای هر موجودی با توجه به توانش و شرایطش، متفاوت است؛ بنابراین نه لاکپشت کند میرود و نه خرگوش تند. لاکپشت با توجه به توانشی که خدا در وی نهاده است م و خرگوش هم متناسب با سامانه حرکتی خودش میدود. و اساسا برگزاری مسابقه میان این دو غلط است! چون کف شرایطشان هم مشترک نیست. اما مسابقه و نسبتسنجی در افراد یک نوع، مثل ارزیابی حرکت دو انسان یا دو خرگوش، معقول است؛ چون انسانها بر فطرت واحدی هستند و دین هم فطری است، پس در کف شرایط برای مسابقه در دینداری و عبودیت، مشترکند، اما باز هم زمان و مکان، یک روز حسین را هم حسنی میکند و روز دیگر همو را سرخ میکند. v تند روی و کندروی، نسبی یا مطلق؛ آیا تندروی و کندروی نسبی نسبی است؛ یعنی هیچ معیاری فرافردی برای ارزیابی آن نیست؟ یا مطلق مطلق است و همه باید در همه شرایط یکسان عمل کنند تا میانهرو باشند؟ مسلما چون فطرت انسانها واحد است و کف مشترکی داریم و وظیفه همه هم بندگی خدایمان است، و دین (دستورالعمل) هم فطری است؛ پس حرکت ما نسبی نسبی نیست. اما باز هم چون این "حقیقت"ها فقط بخشی از شرایط رفتار است و بخش دیگر تنگناهای "واقعیت"ها است، پس تندی و کندی مطلق مطلق هم نیست و تا حدی به زمان و مکان و شرایط وابسته است. v جفای جاهلان و محافظهکاران: خیلیها تندروی را نسبی نسبی میپندارند؛ مثلا رفتن یا رفتار دو نفر را می بینیم (فرضا خود یا گروه خودمان با فرد یا گروه دیگری) که یکی نسبت به دیگری تندتر است و نتیجه می گیریم که الف تند یا تندرو است. این حالت، به ویژه وقتی اتفاق میافتد که ما هم بازیکن و هم داوریم؛ و خیلی زود طرف مقابل را اگر جلو افتاد تندرو میدانیم و اگر عقب افتاد کندرو و اگر با ما بود رفیب و حریفش میپنداریم نه یار و مددکار! "بل سوّلت لکم انفسکم امرا" البته ضد استراتژی این وسوسه نفسانی و شیطانی هم همان است که همام شنید: "وهم لانفسهم متّهمون": خوداتهامی!
v تست بزنید! حالا بدون اینکه بازیکن باشیم، دو حرکت قابل مقایسه و مسابقه را داوری کنیم؛ الف و ب در حال رفتارند، الف تندتر از ب رفتار می کند؛ به نظر شما کدام یک از قضاوتهای زیر درست و دقیقتر است؟ 1. الف تند می رود. 2. الف نسبت به ب تند می رود. 3. الف نسبت به آنچه هست (توانش و موانع فعلی) تند میرود. 4. الف نسبت به آنچه هست (توانش و موانع فعلی) کند میرود. 5. الف نسبت به آنچه هست (توانش و موانع فعلی) خوب میرود. 6. الف نسبت به آنچه باید باشد (توانش وموانع حقیقی) تند میرود. 7. الف نسبت به آنچه باید باشد (توانش وموانع حقیقی) کند میرود. 8. الف نسبت به آنچه باید باشد (توانش وموانع حقیقی) خوب میرود. تمام این احتمالات در مورد ب نیز صادق است؛ یعنی تا اینجا 16 احتمال معقول است. 17. هر دو نسبت به آنچه هستند (توانش و موانع فعلی) کند میروند. 18. هر دو نسبت به آنچه هستند (توانش و موانع فعلی) تند میروند 19. هر دو نسبت به آنچه هستند (توانش و موانع فعلی) خوب میروند. 20. هر دو نسبت به آنچه باید باشند (توانش و موانع حقیقی) کند میروند. 21. هر دو نسبت به آنچه باید باشند (توانش و موانع حقیقی) تند میروند. 22. هر دو نسبت به آنچه باید باشند (توانش و موانع حقیقی) خوب میروند. v فقط امت محمدی ایران؛ آیا فقط تندروی چپها بد است، کندروی راستها و برخی علما چطور؟ و تنها میانهروی امت محمدی ایران است که مطلوب است (و کذالک جعلناکم امّة وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس). سلام بر مردم ایران؛ قوم موعود تمام طول آفرینش! v میانهروی غلط: میانه روی هزگز به معنای حد متوسط سرعت دو فرد/گروه نیست، بلکه به معنای پرهیز از افراط و تفریط "حقیقی" است، نه افراط و تفریط "واقعی"؛ چون دو نفر/جناحی که اکنون مشغول رفتاری هستند چه بسا هر دو کند یا هر دو تند باشند یا یکی فقط 5٪ تند و دیگری 95٪ کند است، آیا ما باید حاصل جمع سرعت آنان را تقسیم بر دو کنیم و میانهرو باشیم؟ افسوس که معیار تندروی و کندروی کنونی، معیار کمّی و واقعیتزده و حقیقتگریز و بسیار غلط است! اگر یکی با سرعت 200 kmو دیگری با سرعت 180 kmدر خیابانی حرکت میکنند، آیا میانهروی، به معنای مرغوبیت حرکتی با سرعت 190 km در ساعت است؟ v عرفی که به قعر نفرت مردم سقوط کرد، معیار نیست: عیار معیارهای آن عرفی که به غیبت مخوف امام زمانمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خو کرده، و آبروی انتظار را برده است، چند است؟ عرفی که هل من ناصر امام حیّشان را نمیشنوند! حتی نهیب نائبش را هم سکوت میشوند تا به قعر نفرت امت سقوط کنند؛ امتی که هر صبح جمعه، و حتی بر لب صندوقهای رایشان، زمزمه ندبه است: أین محیی معالم الدین و اهله! کجاست آنکه بیاید و معالم دین و اهل آن را (که مرده یا محتضرند) احیا کند! v احتیاطهای ضد احتیاط: جاهل یا مفرط است یا مفرّط و تندروی نسبت به "میزان" خیلی بد و خطرناک است درست به همان اندازه که کندروی خطرناک است: المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق؛ هر چند احتیاط شرط عقل است اما بسا احتیاط هایی که ضد احتیاط است! نائب امام زمان عج: کنار کشیدن و سکوت کردن هم جزو فتنهزدگی است! v ملامتگریزی یا ملامتگزیری: شما را به مصائب زینب سوگند! ژست روشنفکری و میانهروی کاذب را کنار بگذاریم، از ولایت مرتد نشویم! والله ما را گزیری جز "ملامت" محافظهکاران و ناآگاهان نیست! مبادا غذای ذهنمان روزنامههایی باشند که از دستمال استنجاء ابلیس هم کثیفترند! از مائده/54 الهی تغذیه کنیم: "یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه أذلّة علی المؤمنین أعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائم..." از ملامت نهراسیم!با مومنان، نرم و با حق پوشان، سخت باشیم تا قوم موعود باشیم! |
||