|
|
|
|
|
پس از آنكه خاتمي امتيازات بزرگی را در تعليق غني سازي و تعطيلي یو سی اف اصفهان را منفعلانه تقديم غرب كرد و در مقابل حتي يك بسته شكلات هم به او ندادند، اين سوال به ذهن تحليلگران مستقل آمد كه چرا چنين؟ خاتمي و تيم منفعل او كه در مركز آن حسن روحاني (آدم هاشمي) بود، همه ترس و بي تدبيريشان را پاي اعتماد سازي گذاشتند، اما آيا براستي آنها به دنبال اعتماد سازي بودند يا ... : مباني تئوريك برنامۀ چهارم مجموعهاي از مقالات بود كه با اصلاحاتي در كتاب "مباني نظري و مستندات برنامۀ چهارم " چاپ شد ولي به دليل لو رفتن اسرار وابستگان يا ترسويان يا ذهنهاي عقب ماندۀ سياسي، سازمان مديريت دولت خاتمي آنها را از دسترس عموم خارج كرد. پيشفرضهاي برنامه چهارم : پذيرش نظم نوين جهاني و هژموني آمريكا از نظر آنان پس از آمريكا قدرتهاي بزرگ ديگري با پذيرش نظام تك قطبي و هژموني آمريكا؛ مثل اتحاديۀ اروپا، ژاپن و ... وجود داشتند، سپس قدرتها و بازيگران منطقهاي و در آخر قدرتهاي ضعيف! مثل ايران كه به دليل عدم پيوند با قدرتهاي بزرگ(اروپا و ژاپن) و ابرقدرت جهان (آمريكا) حتي در سطح منطقهاي هم اثر گذار نيستند. ما براي پيوستن به قدرتهاي منطقهاي بايد سيطره و هژموني آمريكا و نظم نوين او و شعارهايي مثل مبارزه با تروريزم (بخوانيد مقاومت لبنان و فلسطن) دموكراسي و حقوق بشر آمريكايي، آزادي، جامعۀ مدني، دست برداشتن از مسألۀ هستهاي، پرهيز از رفتن به سمت موشك هاي بالستيك و ... در چارچوب هنجارهاي امريكا، مثل زمان شاه بازيگر منطقهاي شويم. حضرات برنامۀ چهارم نويس، بر اين باور بودند كه ما پس از انقلاب انواع نظريات را در تعارض با استكبار جهاني و آمريكا تجربه كرده ايم و همه اينها ناموفق بوده است. بنابراين امروز بايد به گفت وگوي مستقيم با آمريكا و پذيرش هژموني و ابرقدرتي آمريكا رو بياوريم. به همين دليل اولين گام در برنامه چهارم اين بود كه ايران به عنوان بازيگر هنجارپذير [بچه مؤدب و حرف گوش كن آمريكا] درآيد، تا بتواند وامهاي كلان بگيرد و ... نهاينا در اقتصاد جهاني ادغام شويم. نامۀ بلاهت آميز ۱۲۷ نماينده مجلس ششم به مقام عظماي ولايت براي پذيرش سلطۀ آمريكا، عقب نشينيهاي هستهاي تيم حسن روحاني و جنگ رواني بيحساب هاشمي و دوم خردادي ها در برابر رفتار عزتمند احمدي نژاد در مسألۀ هسته اي را ميتوان با توجه به آنچه گفته شد بهتر تحليل كرد. چه چيز رئيس مجمع تشخيص مصلحت را برانگيخت تا برخلاف مصلحت نظام اقدام به علني كردن نامۀ منتشر نشدۀ محسن رضايي كند؟ به نظر ميرسد سرسختي احمدينژاد در برباد دادن دودمان اين پيشفرضهاي زبونانۀ برنامۀ چهارم، سبب نارضايتي بسيار اكبر رفسنجاني و هم پيمانههايش شد به نحوي كه هر روز از رسانههاي گوناگون از جمله نماز جمعه دولت را به تنشزايي در روابط بين الملل و قوي بودن ناتو و ... تهديد ميكردند و البته انتظار داشتند مقام معظم رهبري هم از استقامت در حمايت از احمدي نژاد دست بردارد، اما زماني كه ايشان هر روز بيش از پيش عليه طراحان جنگ رواني و به نفع دولت عزتمند احمدي نژاد موضع گرفتند، برخي به مقابلۀ خاموش برخاستند و برگهاي برنده! خود را رو كردند و در حساسترين شرايط حيات هستهاي ايران نامهاي۱ را با بهانۀ يك جنگ زرگري بر سر علت جام زهر نوشيدن امام و پذيرش قطعنامۀ ۵۹۸ منتشر كردند كه رضايي نوشته بود: ايران براي تداوم موفق جنگ،به ... و بمب ليزري و اتمي نياز دارد. علت زرگري و ناشيانه بودن عمليات فشار، در كمر شكن كردن دولت اسلامي در اين است كه:
۱. انتشار آن نامۀ مهم بدون مشورت با مقام عظماي ولايت و اظهار ناراحتي ايشان۲، خود براي اهل بشارت (كه اشارت دانند) دروازۀ معناست. ۲. هاشمي ادعا كرده بود كه يكي از دلايل پذيرش قطعنامه از سوي امام، نامۀ نظاميان (رضايي) به امام بوده است، رضايي ضمن قبول تأثير نامه اش در پذيرش قطعنامه از سوي امام، گفته بود: اين نامه را من به درخواست هاشمي و براي او نوشتهام، نه براي امام. و آنگاه هاشمي براي اثبات مدعايش و تكذيب تكذبيۀ رضايي متن نامه را منتشر كرد. متأسفانه برخي، سفارش اين گزارش و ارائۀ آن به امام را براي نوشاندن جام زهر در پذيرش قطعنامه بكار برده بودند. ۳. بر خلاف انگيزۀ! هاشمي، افشاي متن نامه، هيچ كمكي به ادعاي هاشمي نمي كرد كه گفته بود: نظاميان نامه به امام ننوشته بودند و رضايي آن را تكذيب كرده بود. انتشار متن نامه فرتوتي و فرسودگي ذهن طراحان اين جنگ زرگري را تأييد ميكند و نه تنها كمكي به ادعاي هاشمي نميكرد بلكه خلاف آنرا ثابت ميكرد. ۴. زمان انتشار نامه دقيقا وقتي بود كه مسألۀ هستهاي ايران طي رفتار عزتمندانۀاحمدي نژاد از انفعال خارج و وارد وضعيت مطلوب رهبري شده بود، و امريكا و اروپا، به شدت فشار رواني مبني بر اجماع جهاني عليه ايران، صدور قطعنامه بر ضد ايران و بمباران مراكز هستهاي ايران سخن ميگفتند و مخالفان دولت و در رأس همه حسن روحاني به شدت عليه تدبير احمدي نژاد سخن پراكني ميكرد در حاليكه آقاي خامنهاي به شدت در برابر اين هجمهها مقابله ميفرمودند. ۵. جمهوري اسلامي ايران به عنوان پيشواي تفكر سياسي ضد ماكياوليستي و فريب، سالها مصرانه بر غير نظامي بودن فعاليت هستهاي ايران تأكيد كرده بود، و از طرفي، جبهۀ استكبار به شدت مدعي عدم اعتماد سازي ايران و دروغ بودن ادعاهاي ايران و در رأس آن فرمايشهاي ولي فقيه بود و انتشار اين نامه هر چند منطقا هيچ چيزي را ثابت نميكرد(بلكه ميفهماند كه چون موفقيت در جنگ، به كاربست سلاحهاي كشتار جمعي از جمله بمب اتم كشيده شده است و ايران مخالف كار بست آن است، ترجيح ميدهد كه جام زهر بنوشد و دست به سلاح كشتار جمعي نيالايد) اما براي بهانه جويي استكبار مستندي استثنايي بود. ۶. اولا انتشار متن اين نامه چيزي را در راستاي ادعاي رفسنجاني اثبات نميكرد، ثانيا اگر هدفشان فشار بر نظام نبود ميتوانستند متن نامه را با نقطه چين كردن دو كلمۀ بهانهزا (بمب ليزري و اتمي) منتشر كنند؛ و اين امر هيج آسيبي به اهداف ظاهري مطرح شده نميزد. نتيجۀ اين نامه در نگاه مخاطبان جهاني: الف. تكذيب سياست اسلام و تكذيب فرمايشهاي ولي فقيه و ادعاهاي ايران و تأييد آمريكا و ادعاهايش. ب. تحت فشار قرار گرفتن دولت احمدي نژاد در آزاد سازي حق هستهاي و تاريخي ايران و جهان اسلام. ج: ضرب شست نشان دادن به آنها كه از احمدي نژاد حمايت ميكنندحتی ...، تا بدانند مخالفت با هاشمي هزينه دارد حتي براي نظام. به گزارش رجانیوز، در بند C از بخش B-2 گزارش جديد البرادعي که به سؤالات ۱۲ گانه مطرح شده از سوی آزانس در نامه ۹ می ۲۰۰۸ اختصاص دارد، آمده است :اطلاعاتي درباره نامهاي كه توسط رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سپتامبر ۲۰۰۶ منتشر شد كه در آن به امكان دستيابي به سلاح هستهاي اشاره شده است. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پانويس ــــــــــــــــــــ ۱. هاشمی به مناسبت هفته دفاع مقدس در گفتگو با همشهری دربارۀ علل پذیرش قطعنامه گفت: "دولت مهندس موسوی در آن موقع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست، از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامهای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست". جالب اينكه بعد از اعزام معروف صد هزار نفري و باز پس گيري مجدد مناطقي كه صدام پس از پذيرش قطعنامه اشغال كرده بود، امام فرمودند اگر ميدانستم مردم اينقدر در صحنه اند هرگز قطعنامه را نميپذيرفتم، در واقع اين فرمايش امام نشانگر آن است كه علت پذيرش قطعنامه توصيف مغرضانه يا اشتباه برخي در عدم حضور و خستگي مردم از جنگ بوده است، تا نامهاي كه هاشمي آن را دستاويزي كرد عليه نظام. ۲. مقام معظم رهبري بلافاصله در موضعگيريي، انتشار نامه را نادرست خوانندند و فرمودند بهتر بود چنين نميشد. يادمان باشد آنچه به روي پرده سينما ميرود اندكي از بسيار پشت پرده است: مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز ورنه در مجلس رندان خبري نيست كه نيست |
||