عدالت بارانی است که تشنگانش هم از آن گریزانند!

اشتباه مشترک سید جمال الدین اسدآبادی و جبهه متحد اصولگرایان:  از نظر امام خمینی۱، سید جمال الدین اسدآبادی، به درستی با مردم تعامل نداشت لذا دارای پایگاه مردمی و مذهبی نبود. سید جمال، در حرکت بیداری اسلامی خود، به جای آنکه به سمت بیداری عمومی برود، به سمت بیداری خصوصی یا همگرایی با خواص دارای قدرت و احیانا ثروت رفت۲. او به جای مردم، بر بزرگان و شاهان و وزیران سرمایه گذاری کرد. و البته به نتیجه دلخواه خود نرسید. چون هویت اصحاب قدرت و ثروت، هویتی وابسته به منافعی است که در تضاد با امام و امت و اسلام و مستضعفین است. و همکاری اصحاب قدرت و ثروت با کسی برای اسلام، به معنای سلب هویت از خودشان است و امری تقریبا محال؛ از این رو، امام خامنه ای در هشدار به نمایندگان، نزدیک شدن به اصحاب قدرت و ثروت برای تامین نماینده را گناهی نابخشودنی و موثر در عاقبت به شرّی می دانند:


تواصی به حق امام خامنه ای نسبت به خطر تهدید کننده جبهه متحد: «يك مسئله‌ى ديگر هم نزديك شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ اين را ما با شما بى‌رودربايستى عرض كنيم. بالاخره ما برادرانِ هم هستيم؛ همديگر را بايستى تواصى به حق و تواصى به خير كنيم. اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهائى است كه خداى متعال از آنها نميگذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى ميگذارد.»



عبرتی که نواب صفوی از اشتباه سید جمال گرفت و بزرگان جبهه متحد نگرفتند: اما مقطعی پیشتازان قیام و شهادت: در ادامه بیداری اسلامی، موج دومی در گرفت که همان حرک بزرگ فدائیان اسلام بود؛ شاید در زمان نواب صفوی آن حرکت بهترین حرکت بود، اما باید بدانیم که آن حرکت، فقط می تواند در یک مقطع و شرایط زمانی خاصی، مطلوب باشد و مطلوبیت ذاتی ندارد. شاید نواب با آن عِدّه و عُدَه اندک، کار دیگری نمی توانست انجام دهد. او از تجربه تقریبا ناموفق سید جمال الدین اسدآبادی به این نتیجه رسید که با خواص دنیا طلب و کانون های قدرت و ثروت، نمی توان به تفاهم رسید و اینان نه تنها کمکی به بیداری اسلامی نمی کنند، بلکه خودشان بزرگترین مانع هستند. بنابراین باید ابتدا اینان را از سر راه برداشت. احتمالا حرکت نواب، مبتنی بر اندیشه مبارزه با سران طاغوت و موانع اصلی جامعه بود. و البته این کار وقتی بازدهی بیشینه دارد که پس از شکل گیری جامعه اسلامی یا دست کم پس از «مردم سازی»، دنبال شود؛ در غیر این صورت، بازدهی استراتژیک نخواهد داشت؛ هر چند می تواند در چرخه تاثیر استراتژیک و زمینه سازی برای قیام استراتژیک قرار داشته باشد.


اعجاب حرکت عظیم و استراتژیک امام خمینی (ره): بهت عظیم همگان در این است که امام خمینی، یک طراحی بسیار پیچیده استراتژیک در سامان دهی بیداری اسلامی و زمینه سازی انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) داشت. او پی برد که نخستین گام که مردم سازی است، تا حدّی شکل گرفته باید آن را به پختگی رساند، لذا با چند شوک و برنامه کوتاه مدت، مردم را در آستانه یک حرکت عظیم قرار داد. کاری که به ذهن سید جمال هم نرسید و نواب هم نمی توانست با توجه به شرایط، آن را انجام دهد. امام به طور همزمان به حذف خواص دنیاطلب با کمک مردم می اندیشید. زیرا می دانست که نقش امام و امت، در شکل گیری نظام اسلامی، تعیین کننده و استراتژیک است. از سویی تمام کسانی که دنیا در اعماقشان ریشه نکرده بود و زمینه پیوستن به جریان حق را داشتند، توانستند با درک عظمت حرکت امام و امت، خود را آماده همگرایی با انقلاب اسلامی کنند. یعنی هم خواست سید جمال محقق شد، هم خواست نواب، و هم یک روش حیرت آور جدید در طراحی استراتژیک برای بیداری اسلامی به دست آمد و آن هم قدرت بسیار بالای مردم در معادلات استراتژیک بود. الله اکبر!


۱. نظر امام درباره حرکت مصدق و سید جمال: امام در گفتگو با ريچارد كاتم در ۷ دى ۵۷ در پاريس، در اشاره به تفاوت حرکت مصدق و قیام مردمی خود می گوید: «آن نهضت، سياسى بود و مردم ما هم با جنبه سياسى وارد شده بودند... لكن اين نهضت، نهضت مذهبى- اسلامى است؛ و پيش ما، قدرت اسلام فوق قدرتهاى مادى ابرقدرتهاست. مى‏بينيد كه اين قدرت است كه مشت را در مقابل تانك و مسلسل قرار داده است و پيرزنها را به خيابانها كشانيده است، و بچه‏هاى كوچك را به تكاپو واداشته است ... . جمال الدين مرد لايقى بوده است، لكن نقاط ضعفى هم داشته است؛ و چون پايگاه ملى و مذهبى در بين مردم نداشته، از آن جهت زحمات او با همه كوششها، به نتيجه نرسيد؛ و دليل بر اينكه پايگاه مذهبى نداشته است، اينكه شاه وقت، او را گرفت و با وضع فجيع، تبعيد كرد؛ عكس العملى نشان داده نشد؛ و زحمات او، چون اين پايگاه را فاقد بود، به نتيجه نرسيد.» صحيفه امام، ج ۵، ص ۲۹۰.

۲. سید جمال: چه خوش بود بذرهاي بارور و مفيد خود را در زمين شوره زار سلطنت هاي فاسد نمي افشاندم . هر چه در اين زمين كوير غرس نمودم، فاسد گرديد. در اين مدت هيچ يك از تكاليف خيرخواهانه من به گوش سلاطين مشرق فرونرفت، همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت.


برچسب‌ها: مصباح, مهدوی کنی, نواب, سیدجمال, امام خمینی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/17ساعت 18:6  توسط    |