گفتمان يعني يك جريان كه شامل عناصر فكري و عملي با نمود و شعائر خاص خود است؛ مثل گفتمان انقلاب اسلامي و گفتمان عدالت طلبي احمدينژاد يا گفتمان عدالت ستيز توسعۀ اقتصادي و گفتمان التقاطي دوم خرداد.
در مديريت، حمايت از برخي اشخاص، به دليل شخصيت آنان و نه شخصشان، يك اصل اضطراري و يك گفتمان اجتناب ناپذير است. در ارزيابي موضعگيري افراد نسبت به ديگران بايد دو مسأله را به دقت در نظر بگيريم؛ اول اينكه آيا حمايت و ستايش، مربوط به شخص است يا مربوط به شخصيت وي؛ دوم اينكه اگر مربوط به شخصيت وي است، به سبب حقانيت گفتمان وي است يا به دليل جايگاه خاص سياسي وي.
در اين پيايند بر آنيم تا نشان دهيم حمايتها هميشه به يك معنا نيست، گاهي حمايت مصلحتي و به دليل اقتضائات اجرايي است (حمايت اجرايي) و گاه علاوه بر حمايت اجرايي، حمايت گفتماني هم هست.
الف. حمايت اجرايي امام علي از جناب عمر در جريان جنگ مسلمانان با پادشاه و عمال فاسد ساساني: "... إنّ الأعاجم إن ينظروا إليك غداً، يقولوا: هذا أصل العرب، فإذا اقتطعتموه اسْتَرحمتم، فيكونَ ذلك أشدَّ لِكَلَبِهم عليك و طمعهم فيك ... " نهج البلاغة، خطبۀ 146: براستي اگر عجم فردا ترا [در كارزار] ببيند، خواهد گفت اين ريشۀ عرب است، پس آنگاه كه آن را قطع كرديد، آسوده ميشويد و همين مسأله سبب تازش پياپي آنان به تو و انگيزۀ بيشتر در [قتل] تو ميشود.
در اينجا شخص عمر مطرح نيست بلكه شخصيت او مهم و عامل بقاي مسلمين است؛ بنابراين او بايد زنده بماند چون حياتش عامل حيات اسلام است. يعني اسلام زنده است، چون عمر زنده است. و اين بالاتر از اين است كه مثلا آيت الله خميني در پس سوء قصد دشمنان بيرون از نظام، به كسي كه شخصيت درونْنظامي دارد،بگويد فلان شخص عُمري يا اموي يا هاشمي زنده است؛ چون اسلام زنده است.1
ب. چرا امام علي ع حسنين را براي محافظت از عثمان فرستاد؟ به دليل شخص وي يا شخصيت وي؟ آيا خود علي ع قرباني باز شدن باب خليفه كشي نشد؟ پس بايد اين جايگاه حفظ ميشد. همينطور برخي حمايتهاي امام يا شهيد مطهري از بعضي مراجع تقليد گذشته را ميتوان تلاش در جهت حفظ موقعيت مرجعيت دانست، اگرنه امام و مطهري در مواردي آشكارا با رفتار و گفتار خوذ عدم صلاحيت برخي را نشان دادهاند. با شخصيت و كارهايي كه تاريخ از جناب عمر سراغ دارد، امام علي نه تنها از حمايت زباني دريغ نكرد، بلكه عامل حفظ جان وي هم شد. چون جانش به جان و مصلحت اسلام گره خورده بود.
ج. حمايت اجرايي و درونْنظامي امام خميني از دولت مهندس مهدي بازرگان: "ما دولت موقت را تعيين كرديم و چون جناب آقاى مهندس مهدى بـازرگـان را سالهاى طولانى است از نزديك مىشناسيم و يك مردى است صالح، متدين، عقيدهمند به ديانت و امين و ملّى و بدون گرايش به يك شيئى كه بر خلاف مقررات شرعى است، من ايشان را معرفى مىكنم كه ايشان رئيس دولت موقت باشد ... من كه ايشان را حاكم كردم، يك نفر آدمى هـسـتم كه به واسطه ولايتى كه از طرف شارع مقدس دارم، ايشان را قرار دادم. ايشان را كـه مـن قـرار دادم واجـب الإتّباع است، ملت بايد از او اتباع كند و يك حكومت عادى نيست، يك حـكـومـت شرعى است، بايد از او اتّباع كنند. مخالفت با اين حكومت مخالفت با شرع است، قـيـام بر عليه شرع است ... قيام بر ضد حكومت خدايى قيام بر ضد خداست، قيام بر ضد خدا كفر است" صحيفۀ نور، 16 بهمن 1357."

د. حمايت اجرايي مقام معظم رهبري دربارۀ قوۀ قضائيه: "شما ميبينيد در تبليغات دنيا معمول اين است که از دستگاه قضايي خود تجليل و تعريف ميکنند؛ حتّي در تبليغات گوناگون و در فيلمها. به قاضي مَنشي ميدهند که آدم وقتي از بطون دستگاههاي قضايي آنها اطّلاع پيدا ميکند، ميبيند با اين تصويري که ارائه ميدهند، چقدر فاصله دارد؛ اما سعي ميکنند قاضي را داراي جايگاه تأثيرناپذير، نفوذ ناپذير، عاقل، عادل و بصير معرفي کنند. خيلي اوقات هم اينگونه نيست؛ اما تبليغات اين گونه است. اين براي آن است که کسي که به دستگاه قضايي مراجعه ميکند، با اطمينان خاطر مراجعه کند؛ کسي که دستگاه قضايي يقه او را ميگيرد، حساب ببرد و در کل، هيبت دستگاه قضايي، و پشت سر آن، عمل دستگاه قضايي بتواند نقش خود را ايفا کند. ما که نبايد برخلاف اين روشِ عاقلانه عمل کنيم. http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=2279
حمايت اجرايي و حمايت گفتماني 2 در شماره بعد
ـــــــــــــــــــــ پي نوشت ـــــــــــــــــــــــ
۱. "بدخواهان بايد بدانند هاشمى زنده است چون نهضت زنده است. آمريكا و ديگر ابرقدرت ها بدانند ملت ما زنده است ... اينان با اين تلاشهاى احمقانه نمىتوانند انقلاب اسلامى ما را ترور كنند" امام خميني ره. البته اصراري نداريم كه اين توصيفات امام صرفا به سبب جايگاه هاشمي بودهاست. همانطور كه مدائح پيامبر در مورد طلحه و زبير تاكتيكي نبوده است.
