بررسی و افشای «مکر تغییر» از شیرین به تلخ!
قند طبیعی شیرین است و همذات مومن؛ مومن به آن مشتاق است و با خوردن آن، علاوه بر رفع برخی وساوس شیطان، گناهانش نیز پال می شود. و همراه با قوت بدن، به قوت ایمانی هم می رسد. اما شیاطین با تغییراتی که در تولید قند می دهند، شیرینی شیطانی تولید می کنند. در این حال، هم به سلامت بدنی لطمه می زند، هم به سلامت ایمانی و هم اینکه شیرینی حقیقی را بد نام می کند و زمینه ساز رواج طعم های شیطانی میشود.
نمادسازی رفتاری جعلی است و خداوند هیچ قدرتی در نمادها ننهاده است؛ ان هی الا اسماء سمیتموها انتم و آبائکم ما نـزّل الله بها من سلطان؛ چه ارزشی دارد که سر و ته فیلمی را زیر و رو کنیم و بعد پی ببریم که یک کارگردانی خرافه پرداز، 66 بار در این فیلم اگزوز ماشین را نشان داده است! حالا بنشینیم این جعلیات را کشف کنیم و با حیرت تحلیل کنیم و مخاطبمان را به حسرت بکشانیم که ... .
انتظار گفتاری آن است که با زبان بگوییم که منتظر امام مهدی هستیم، اما در عمل، ممکن است که بر اساس شاخص هایی عمل کنیم که حتی ظهور را به تاخیر می انداز؛ مانند عمل بر پایه شاخص های گفتمان لیبرالی و سرمایه سالاری؛ بر این اساس، به تحلیل ملاقات علی بن ابراهیم بن مهزیار با امام زمان و نسبت آن با برخی عملکردهای دولتهای هاشمی و خاتمی می پردازیم.
کم کم هنگامه رها شدن تو از باران شوق من است؛ شاید دیگر «بازباران»ی در کار نباشد؛ دیگر خیسِ محبت من، خاکِ بازیهای کودکانه و کلوخ کفتر بازی ترا گِـل نخواهد کرد! یک روز به شوق بال در آسمان وجودت گذاشتم، اما هر چه صبح و عصر و غروب بال بال زدم؛ جایی برای نشستن روی شاخسار لحظه هایت، سهم من نشد و مثل مرغ مهاجری مرا به عبور فراخواندی!
مدتها است که طرفداران فلسفه و عرفان می گویند که امام خمینی، در نامه دعوت از گورباچف برای انتخاب اسلام به عنوان جای کمونیزم، آثار ملاصدرا و ابن عربی را به عنوان مرجعی مطئمن برای شناخت اسلام معرفی می کند. این سخن به طور خاص، در متنی که با عنوان بیانیه جمعی از اساتید فلسفه و عرفان حوزه علمیه قم در برخی از وبلاگها منتشر شده است نیز دیده می شود. در این مقاله ثابت می شود که چنین ادعای اشتباه است.