حمایت اجرایی یا حمایت گفتمانی 1و 2
v گفتمان یعنی چه؟ گفتمان يعني يك جريان كه شامل عناصر فكري و عملي با نمود و شعائر خاص خود است؛ مثل گفتمان انقلاب اسلامي و گفتمان عدالت طلبي احمدينژاد يا گفتمان عدالت ستيز توسعۀ اقتصادي و گفتمان التقاطي دوم خرداد. و البته که گفتمان با گفتگو خیلی تفاوت دارد.
v تفاوت شخص و شخصیت: در مديريت، حمايت از برخي اشخاص، به دليل شخصيت آنان و نه شخصشان، يك اصل اضطراري و يك گفتمان اجتناب ناپذير است. در ارزيابي موضعگيري افراد نسبت به ديگران بايد دو مسأله را به دقت در نظر بگيريم؛ اول اينكه آيا حمايت و ستايش، مربوط به شخص است يا مربوط به شخصيت وي؛ دوم اينكه اگر مربوط به شخصيت وي است، به سبب حقانيت گفتمان وي است يا به دليل جايگاه خاص سياسي وي.
v حمایت اجرائی امام علی ع از جناب عمر: در اين پيايند بر آنيم تا نشان دهيم حمايتها هميشه به يك معنا نيست، گاهي حمايت مصلحتي و به دليل اقتضائات اجرايي است (حمايت اجرايي) و گاه علاوه بر حمايت اجرايي، حمايت گفتماني هم هست.
الف. حمايت اجرايي امام علي از جناب عمر در جريان جنگ مسلمانان با پادشاه و عمال فاسد ساساني: "... إنّ الأعاجم إن ينظروا إليك غداً، يقولوا: هذا أصل العرب، فإذا اقتطعتموه اسْتَرحمتم، فيكونَ ذلك أشدَّ لِكَلَبِهم عليك و طمعهم فيك ..." نهج البلاغة، خطبۀ 146: براستي اگر عجم فردا ترا [در كارزار] ببيند، خواهد گفت اين ريشۀ عرب است، پس آنگاه كه آن را قطع كرديد، آسوده ميشويد و همين مسأله سبب تازش پياپي آنان به تو و انگيزۀ بيشتر در [قتل] تو ميشود.
در اينجا شخص عمر مطرح نيست بلكه شخصيت او مهم و عامل بقاي مسلمين است؛ بنابراين او بايد زنده بماند چون حياتش عامل حيات اسلام است. يعني اسلام زنده است، چون عمر زنده است. و اين بالاتر از اين است كه مثلا آيت الله خميني در پس سوء قصد دشمنان بيرون از نظام، به كسي كه شخصيت درونْنظامي دارد،بگويد فلان شخص عُمري يا اموي يا هاشمي زنده است؛ چون اسلام زنده است.[1]
ب. چرا امام علي ع حسنين را براي محافظت از عثمان فرستاد؟ به دليل شخص وي يا شخصيت وي؟ آيا خود علي ع قرباني باز شدن باب خليفه كشي نشد؟ پس بايد اين جايگاه حفظ ميشد. همينطور برخي حمايتهاي امام يا شهيد مطهري از بعضي مراجع تقليد گذشته را ميتوان تلاش در جهت حفظ موقعيت مرجعيت دانست، اگرنه امام و مطهري در مواردي آشكارا با رفتار و گفتار خوذ عدم صلاحيت برخي را نشان دادهاند. با شخصيت و كارهايي كه تاريخ از جناب عمر سراغ دارد، امام علي نه تنها از حمايت زباني دريغ نكرد، بلكه عامل حفظ جان وي هم شد. چون جانش به جان و مصلحت اسلام گره خورده بود.
v حمايت اجرايي و درونْنظامي امام خميني از دولت مهندس مهدي بازرگان: "ما دولت موقت را تعيين كرديم و چون جناب آقاى مهندس مهدى بـازرگـان را سالهاى طولانى است از نزديك مىشناسيم و يك مردى است صالح، متدين، عقيدهمند به ديانت و امين و ملّى و بدون گرايش به يك شيئى كه بر خلاف مقررات شرعى است، من ايشان را معرفى مىكنم كه ايشان رئيس دولت موقت باشد ... من كه ايشان را حاكم كردم، يك نفر آدمى هـسـتم كه به واسطه ولايتى كه از طرف شارع مقدس دارم، ايشان را قرار دادم. ايشان را كـه مـن قـرار دادم واجـب الإتّباع است، ملت بايد از او اتباع كند و يك حكومت عادى نيست، يك حـكـومـت شرعى است، بايد از او اتّباع كنند. مخالفت با اين حكومت مخالفت با شرع است، قـيـام بر عليه شرع است ... قيام بر ضد حكومت خدايى قيام بر ضد خداست، قيام بر ضد خدا كفر است" صحيفۀ نور، 16 بهمن 1357."
v حمايت اجرايي امام خامنهای از قوۀ قضائيه: "شما ميبينيد در تبليغات دنيا معمول اين است که از دستگاه قضايي خود تجليل و تعريف ميکنند؛ حتّي در تبليغات گوناگون و در فيلمها. به قاضي مَنشي ميدهند که آدم وقتي از بطون دستگاههاي قضايي آنها اطّلاع پيدا ميکند، ميبيند با اين تصويري که ارائه ميدهند، چقدر فاصله دارد؛ اما سعي ميکنند قاضي را داراي جايگاه تأثيرناپذير، نفوذ ناپذير، عاقل، عادل و بصير معرفي کنند. خيلي اوقات هم اينگونه نيست؛ اما تبليغات اين گونه است. اين براي آن است که کسي که به دستگاه قضايي مراجعه ميکند، با اطمينان خاطر مراجعه کند؛ کسي که دستگاه قضايي يقه او را ميگيرد، حساب ببرد و در کل، هيبت دستگاه قضايي، و پشت سر آن، عمل دستگاه قضايي بتواند نقش خود را ايفا کند. ما که نبايد برخلاف اين روشِ عاقلانه عمل کنيم.
v حمایت گفتمانی رهبر فرزانه اسلام از دولت نهم: ایشان در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6 شهریور 85: "این دوره حقيقتاً از دورههايى است كه ما نظير آن را در گذشته دوران انقلاب تا امروز كم داشتهايم. اولاً، شعارهاى دولت و مسئولان و اهداف تعيينشده آنان كاملاً با مبانى انقلاب و با مبانى اعلامشده امام عزيز ما منطبق است. ثانياً، اين گفتمان در بين مردم به طور محسوسى زنده است و وجود دارد؛ كه وجود اين گفتمان ميان مردم هم، عامل عمده و اصلىِ گرايش آنها به اين دولت و اين رئيسجمهور محترم بود. مردم، تشنه عدالت، تشنه مبارزه با فساد و تشنه تمسك به اصول انقلاب بودند، كه وقتى ديدند يك نفر صادقانه اين شعارها را سر دست گرفته و مطرح ميكند، حول محور او جمع شدند"
نائب امام زمان عج در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6 شهریور ۸۵: "اين دولت به عنوان يك دولت اصولگرا شناخته شده و رفتار و تلاشى هم كه تا امروز نشان داده و آنچه در عمل و قولش منعكس شده، همين اصولگرايى را نشان ميدهد. شاخصههاى اصولگرايى، شاخصههاى مهمى است؛ كه من به بعضى از اينها اشاره ميكنم، در اظهارات شما [دولت] هم هست، آن را ميگوييد و تكرار ميكنيد و در برنامههايتان ميگنجانيد"
v معرفی شاخصهای گفتمان انقلاب و امام: در بیان رهبر مسلمین جهان در ۶ شهریور ۸۵: "شاخصه اول عدالتخواهى و عدالتگسترى است. فسادستيزى شاخصه ديگرى است. اعتزاز به اسلام يكى ديگر از شاخصههاى اصولگرايى است. ما در اين 27 سال، بعضى از مسئولان نظام اسلامى را ديده بوديم كه خجالت ميكشيدند يك حكم اسلامى يا يك جهتگيرى اسلامى را صريحاً بر زبان بياورند"
امام خامنه ای در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6 شهریور ۸۵: "سادهزيستى و مردمگرايى شاخصه ديگرى است كه بحمداللَّه داريد. تواضع و نغلتيدن در گرداب غرور هم يكى از شاخصههايى است كه لازمهى اصولگرايى است. اجتناب از اسراف و ريختوپاش كه جزو برنامههاى بسيار خوب شماهاست. مسئوليتپذيرى و پاسخگويى. اجتناب از هواهاى نفس؛ چه هواى نفس شخصى، چه هواى نفس گروهى. بحمداللَّه عناصر دولت به هيچ گروه و دسته و باند و جريانى وابسته نيستند؛ اين خيلى نكته مهمى است. اين هم جزو لوازم اصولگرايى است"
حجت خدا، خامنه ای در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 6شهریور 85: "شايستهسالارى، نظارت بر عملكرد زيرمجموعه و تلاش بىوقفه براى اين خدمات، كه انصافاً اين مورد در اين دولت برجسته است. اين حركت پُرتلاشى كه همه دولت، بخصوص شخص آقاى رئيسجمهور، نشان ميدهند. قانونگرايى، شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال آنچه كه حق است، انس با خدا، انس با قرآن و استمداد دائمى از خدا. مسئله ديگر، مبارزه با فساد همراه با قاطعيت است. الان خوشبختانه رويكرد دولت و آقاى رئيسجمهور طورى بوده كه كسانى كه تمايل به فساد دارند، مرعوبند"
v مردم، برخلاف خواص، در سال 84 به گفتمان ناب اسلام رای دادند: رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ديدار ائمه جمعه سراسر كشور ۲۳ آبان ۱۳۸۴: "موج اقبال جوانان بسوي دين و معنويت يك واقعيت است كه دليل آن نيز انتخابات اخير رياست جمهوري ميباشد زيرا در اين انتخابات، اكثر راي دهندگان كه جوانان بودند، برغم وجود برخي شعارهاي جذاب مادي و شعارهاي آميخته با مفاهيم سياسي رايج غربيها، به شعارهاي عدالت خواهانه، اصول گرايانه و ارزشهاي انقلاب گرايش پيدا كردند كه بايد قدر اين واقعيت دانسته شود"
ولیّ امر مسلمین در دیدار نخبگان عملی و سیاسی دانشگاه، 17 مهر 86: "اگر مثلاً شعار عدالتخواهى كه حالا يك مسئولى اين را بر زبان آورده، گفته ميشد، بعد هم تمام ميشد، كسى در جامعه پرچم عدالتخواهى را به دست نميگرفت. مطمئن باشيد يك دولت عدالتخواه و يك گفتمان عدالتخواهى مثل امروز به وجود نمىآمد. شماها كرديد؛ كار شما جوانها بود"
v وضعیت استثنایی؛ مخلصین نا خالص: خلیفة الله، امام خامنه ای در ديدار رئيسجمهور و كارگزاران نظام، 9 تیر 86: “امروز خوشبختانه يك وضع استثنائى در طول چندين سال گذشته وجود دارد. از اين جهت استثنائى است كه شعارهاى اساسى انقلاب به عنوان محور برنامهريزيها و حركتها و سياستها اعلام ميشود"
رهبر فرزانه اسلام "شايد بعضيها، حتّى بعضى مخلصين انقلاب، نه بيگانهها و بددلها؛ حتّى نزديكان در طول بعضى از سالهاى گذشته تصورشان اين بود كه شعارهاى اصلى انقلاب؛ سربلندى اسلام، مسئله عدالت، مسئله مبارزه با استكبار، تلاش و مجاهدت براى رفع استضعاف از مستضعفان، ديگر روزگارش تمام شده است"[2] همان
رهبر حکیم انقلاب"امروز به همت ملت ايران، با انتخاب ملت ايران، دولتى سر كار آمده است كه شعارهاى اصلى انقلاب، شعارهاى اساسى و اصولىِ اوست. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامى، امروز گفتمان رائج و غالب است؛ اين خيلى اهميت دارد. بحمداللَّه ملت ايران همت كردند و آنچه كه ميخواستيم، شد" همان
مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ حرم مطهر رضوى نوروز 86: من از دولت حمايت مىكنم. از همه دولتهاى بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مىكنم. اين حمايت، بىدليل و بىحساب و كتاب نيست، اين جهتگيرىهاى دينى و اين ارزشگرايى انقلابى و اسلامى خيلى ارزش دارد. سختكوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگيرى عدالت و زىّ مردمى؛ اينها خيلى قيمت دارد و من قدر اين كارها را مىدانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مىكنم...
v دولت تکنوکرات توسعه اقتصادی و لیبرال توسعه سیاسی، زمینه سازان سکولاریزم: حجت خدا، امام خامنه ای درجمع هیات دولت، 2 شهریور 87: "روند غربباورى و غربزدگى را كه متأسفانه داشت در بدنه مجموعههاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد. گرايشهاى سكولاريستى كه متأسفانه باز داشت در بدنه مجموعه مديران كشور نفوذ مىكرد جلويش گرفته شد. خيلى چيز خطرناكى بود. جرأت در مقابله با فساد، مقابله با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ ليكن جرأت مقابله با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است"
v جنگ حامیان گفتمان ضد انقلاب با حامیان گفتمان انقلاب: سیدنا القائد: "گفتمان عمومى دولت اينهاست؛ به طور خلاصه: زندهكردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابله با كسانى[3] كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است. همان
[1] . "بدخواهان بايد بدانند هاشمى زنده است چون نهضت زنده است. آمريكا و ديگر ابرقدرت ها بدانند ملت ما زنده است ... اينان با اين تلاشهاى احمقانه نمىتوانند انقلاب اسلامى ما را ترور كنند" امام خميني ره. البته اصراري نداريم كه اين توصيفات امام صرفا به سبب جايگاه هاشمي بودهاست. همانطور كه مدائح پيامبر در مورد طلحه و زبير تاكتيكي نبوده است.
[2]. عکس اکثر شاخصهای اصولگرایی کما بیش در دولت هاشمی و خاتمی بوده است که ان شاء الله بدان اشاره خواهد شد.
[3]. اگر این گفتمان و شعار و کار این دولت مطابق با گفتمان امام و انقلاب است پس مخالف سرسخت آن و مخالفت سرسختانه با این دولت نشانه مخالفت با گفتمان امام و انقلاب است؛ خبرگزاری فارس: "آيا در دوران سازندگي اقدامات شما منجر به صدمه خوردن قشر فقير و مستضعف جامعه نشد و آيا از افكار امام فاصله نگرفتيد؟ رفسنجانی اين مطلب را يك دروغ تاريخي خواند و گفت: همه ما پايبند به افكار امام بوديم و هستيم و اينكه گفته ميشود در دوران سازندگي آرمانهاي امام فراموش شد و اغنيا اغنياتر شدند دروغهاي آماري است". هاشمی در دانشگاه شریف، 2 آذر 87.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی: در دانشگاه علم و صنعت 24 آذر 87 "نظام اسلامى، نظام اسلامى است در ظاهر و باطن؛ نه فقط نظام اسلامى در ظاهر. صرف اينكه حالا يك شرائطى در قانون اساسى براى رئيس جمهور و براى رهبر و براى رئيس قوهى قضائيه و براى شوراى نگهبان و براى كه و كه معين شده؛ و چه و چه، اينها كافى نيست؛ اگرچه اينها لازم است. انحراف در هدفها، در آرمانها، در جهتگيرىها را بايد مراقبت كرد كه پيش نيايد. و اين چيزى است كه ما در طول اين سالهاى طولانى - بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام - درگيرش بوديم؛ جزو درگيرىهاى اساسى در اين دو دههى گذشته، يكى همين بوده. تلاشهاى زيادى شده است براى اينكه جمهورى اسلامى را از روح و معناى خودش خارج كنند. تلاشهاى زيادى كردهاند؛ به شكلهاى مختلف؛ چه در زمينههاى سياسى، چه در زمينههاى اخلاقى، چه در زمينههاى اجتماعى؛ از اظهاراتى كه شده و حرفهائى كه زده شده"
لطفا به تاریخ و محل ادعای تامل برانگیز هاشمی و تاریخ و محل پاسخ به آن از سوی امام خامنه ای دقت شود.