آیا روسیه بیش از آمریکا به ایران ظلم کرده است؟
شبهه رایجی است که برخی روشنفکران و غربزدگان می گویند که روسیه در ستم به ایران پرونده سیاه تری نسبت به آمریکا دارد؛ روسیه طی عهدنامه های گلستان و ترکمن چای قسمتهایی از سرزمین ایران از آن جدا کرد. گفته می شود که آیا آمریکا چنین فاجعه سرزمینی به سر ایران آورده است؟ هرگز! پس روسیه برای ایران، ستمگر تر از آمریکا بوده است. در ادامه با چندین پاسخ روشن و دقیق، ثابت می شود که همانگونه که امام فرمود، ام الفساد قرن و شیطان بزرگ، آمریکا است نه روسیه.



خلاصه: الف. تزکیه نفس مفهومی قرآنی نیست و با توحید در استعانت سازگاری ندارد. تزکیه نفس کار خداوند است و کار ما تزکی یا تزکیه پذیری است. ب. تزکی استراتژیک یعنی پذیرش ولایت امام خامنه ای در این زمان، وگرنه چه مرجع فکری باشیم، چه مرجع عرفانی، چه مرجع تقلیدی مثل شریعتمداری یا دیگران، باید بدانیم که اگر امام عادل را رد کردیم و ولایت خود یا طاغوت دیگری را بر گردن گرفتیم، خودبازی کرده ایم تا خودسازی!
این مطلب می کوشد مجعول بودن یا اعتباری بودن الفاظ اصیل را نقدکرده، وجودی حقیقی و فلسفی برای آنان اثبات کند و زبان عربی را تعلیم الهی به حضرت آدم و حوّا نشان دهد و راز اختلاف زبانها را بررسی کرده، به نفی داروینزم از منظر زبان پژوهی اشاره کند. یک نمونه از همخانوادگی زبانها هندواروپایی: Machine در انگلیسی، Macchina [مَکّینَ] در ایتالیایی، و در عربی: مَکینة: از أمکن، توانمند بودن، قدرت داشتن.
شیاطین برای نابودی معجزه خاتم الانبیاء که قرآن و از جنس کلام است، برآنند که با گسترش تصویر و دنیای رقیب کلمات، ریشه معجزه جاوید، یعنی کلمة الله را بخشکانند تا جایی که قدرت درک بشر بر اساس تماس مستمر با سستی آفرینی تصویر و اینفوگرافی (نگارداده) به قدری کاسته شود که کلمه و قرآن، نه تنها معجزه و انیق و دلکش نباشد، بلکه دلکُش و متنافر باشد. از این رو، اشعار زیبایی از واژآرایی و صنایع بدیع، تقدیم می شود.
جانشین خدا را چه کسی تعیین میکند؟ آیا حتی فرشتگان حق دارند خلیفه خدا را تعیینکنند؟ یا حق انحصاری خداوند است؟ جانشین پیامبر را چه کسی تعیین میکند؟ آیا حتی خود پیامبر (ص) حق دارد چنین کند؟ یا باید تابع خداوند باشد؟ چه کسی حق تعیین حاکم در غیبت مکانی یا زمانی امام معصوم را دارد؟ مردم، خبرگان یا خدا؟ اگر حق تعیین خلیفه الهی، همواره با خداوند است، پس انتخاب خبرگان به چه معنا است؟ تشخیص ولیّ فقیه یا تعیین وی؟
امام راحل در نامه ۶ فروردین ۶۸، با سوگند جلاله، ابعادی از تاریخ را روشن می کند: «واللَّه قسم! من از ابتدا با انتخاب شما [منتظری] مخالف بودم ... واللَّه قسم! من با نخست وزيرى بازرگان مخالف بودم ... واللَّه قسم! من رأى به رياست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم». امام در ادامه می نویسد: «تاريخ اسلام پُر است از خيانت بزرگانش به اسلام». با روشن شدن نقش هاشمی در قائم مقامی منتظری و نخست وزیری بازرگان، منتظر روشن شدن نقش دوستان در ریاست جمهوری بنی صدر هستیم.
«آینده» از تریبون های حامی مهدی هاشمی رفسنجانی، در اردیبهشت 1390، مصاحبه ای اختصاصی از جناب هاشمی رفسنجانی منتشر کرد که طی آن، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، صراحتاً اعلام می کند که در صدد فرستادن سید مهدی هاشمی به خارج از کشور برای به زندان نیفتادن وی بود. متهمی با جرائم عظیم امنیتی و در انتظار کیفرخواست اعدام! بخش هایی از این مصاحبه «عیناً» در پی می آید:
اخیرا وبسایت جناب سروش محلاتی، در مقاله ای کوشیده است تا آشفته گویی های فائزه هاشمی، در دیکتاتور خواندن نظام و ... را شرح و مثلا مستند سازی کند. مقاله وی، تلویحا جبهه سبز را - که گستره ای از لندن و تل آویو، و رقاصه های لوس آنجلس تا سازمان سیا دارد - جبهه حسینی می نماید و امام امت و امت امام را که مقید به چارچوب کربلا و پارادایم حق اند، جبهه یزیدی معرفی کرده است.
در برخی از مقالات پیشین مطالبی درباره فلسفه عرض شد؛ اینک کلامی از امام خمینی در کتاب شریف "ولایت فقیه"، در تبیین معنای "العلماء بالله". ایشان می فرماید که منظور از عالم بالله، ربانیون و پیشوایان است؛ نه اینکه مراد اهل فلسفه و عرفان باشد.
قند طبیعی شیرین است و همذات مومن؛ مومن به آن مشتاق است و با خوردن آن، علاوه بر رفع برخی وساوس شیطان، گناهانش نیز پال می شود. و همراه با قوت بدن، به قوت ایمانی هم می رسد. اما شیاطین با تغییراتی که در تولید قند می دهند، شیرینی شیطانی تولید می کنند. در این حال، هم به سلامت بدنی لطمه می زند، هم به سلامت ایمانی و هم اینکه شیرینی حقیقی را بد نام می کند و زمینه ساز رواج طعم های شیطانی میشود.
نمادسازی رفتاری جعلی است و خداوند هیچ قدرتی در نمادها ننهاده است؛ ان هی الا اسماء سمیتموها انتم و آبائکم ما نـزّل الله بها من سلطان؛ چه ارزشی دارد که سر و ته فیلمی را زیر و رو کنیم و بعد پی ببریم که یک کارگردانی خرافه پرداز، 66 بار در این فیلم اگزوز ماشین را نشان داده است! حالا بنشینیم این جعلیات را کشف کنیم و با حیرت تحلیل کنیم و مخاطبمان را به حسرت بکشانیم که ... .
مدتها است که طرفداران فلسفه و عرفان می گویند که امام خمینی، در نامه دعوت از گورباچف برای انتخاب اسلام به عنوان جای کمونیزم، آثار ملاصدرا و ابن عربی را به عنوان مرجعی مطئمن برای شناخت اسلام معرفی می کند. این سخن به طور خاص، در متنی که با عنوان بیانیه جمعی از اساتید فلسفه و عرفان حوزه علمیه قم در برخی از وبلاگها منتشر شده است نیز دیده می شود. در این مقاله ثابت می شود که چنین ادعای اشتباه است.
ابرمدیریت تنها برپایه قدرت عقل و عبودیت است، نه توان ذهنی، قلبی و کاری؛ زیرا باید بتوان مثلا وزن 270 نماینده را برای مدت چند سال، در آسمان و در برابر جاذبه های رو به تزاید و گرانش عظیم شهرت و شهوت و ثروت نگه داشت. آیا لاریجانی چنین آدمی است؟ آیا یک بازوی در کُت تنیده، با برند دکترا، می تواند جای خالی عضلات فتح خیبر را پر کند؟ اگر نه، قطعا به جای ابرمدیریت، دچار مدیریت، بردگی و استعمار نمایندگان برای رسیدن به اهداف خود خواهد شد.
نگرانی امام خامنه ای از بزرگان، برای جامعه: «اگر کسی درس بخواند، تا ملای درجه یک بشود و به قدری تقوا داشته باشد که سلمان عصر گردد؛ یک چنین ملای عالم عادل فقیه متقی همه چیز تمام، اگر دنیا را نشناسد، چنانچه خدا رحمش نکند، ممکن است همین آدم وسیلهای برای شیطان بشود...».
اگر امام رضا علیه السلام عاقل است و معنای عقل را می فهمد «تودد با مردم، نصف عقل است» اما اگر ملاصدرا عاقل است، که نیست، تجهیل و تحقیر مردم، نشانه عقل است؛ او می گوید: «من وقتى ديدم زمانه با من سر دشمنى دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله هاى آتش جهالت و گمراهى بر افروخته تر و بد حالى و نامردمى فراگيرتر مى شود ناچار روى از فرزندان دنيا برتافتم ...». آیا می توان فتوحات ابن عربی را با فتح خرمشهر مقایسه کرد؟ صدرای شیرازی بزرگتر است یا صیاد شیرازی؟
قبل از طراحی استراتژیک برای تولید یک طرح، باید به فکر تربیت یک انسان تراز برای انجام طرح باشیم؛ کشور و طرح موفق، آن است که نیروی انسانی پیشرفته و متعالی داشته باشد، نه فقط طرح عالی. خروجی هر طراحی استراتژیک که چیزی غیر از انسان استراتژیست باشد، یک عمل ضد استراتژیک است. خروجی باید ارزش استراتژیک داشته باشد، نه ارزش کاغذی و پایان نامه ای، عقل باشد نه ذهن!
کسی که با نفی وابستگی روانی و اعتماد به دیگر انسانها، اعتماد به خود را اثبات می کند، معنایش این است که اساسا چیز قابل اعتمادی در عالم به جز خودش وجود ندارد. بی تردید بستر رویش این مفاهیم، بستر کفر اومانیزم بوده است! اگر بزرگان غرب، از این دَرَک اومانیزم به دَرَک اسفل اگوسنتریزم سقوط کنند، سارکوزی فکر می کند که با نفی زوجیت خانم مرکل برای بیل کلینتون، می تواند اثبات زوجیت وی را برای خویش نتیجه بگیرد و با یک زنای دیپلماتیک، دنیا بشود پر از «تحریم» حلال ها و تصمیم های حرامزاده.
بر اساس طیف شناسی استراتژیک، از من تا دش من، و از حق تا باطل، دست کم ده طیف قرار می گیرند که برای هر کدام باید بر اساس ظرفیت های آسیب و فرصت، جدول دقیقی طراحی کرد تا امکان طراحی استراتژیک در روابط و ارتباطات به وجود بیاید.



در طراحی ابردانش، بیشترین بهره نویسنده، از بیانات عمومب امام خامنه ای بوده است؛ و بدون ذره ای تعارف یا اغماض، یا خودشیفتگی، حقیقتا ایشان را استاد خودم می دانم؛ اما نه اینکه خودم را شاگرد حقیقی ایشان بدانم؛ هر چند در تمام زندگیم، با احدی به اندازه ایشان، ارتباط عقلی، فکری، و قلبی نداشته ام و حتی بارها اشکالاتی که لای زخم ذهنم مانده بود را به نحوی، از ایشان پرسیده ام. شاگرد حقیقی ایشان، شهیدانی مثل راشل کوری و شهید احمدی روشن بوده اند.
عباسیان خورجین خورجین کتابهایی را که محصول نظام نبوت و امامت نبود، بر الاغ هایی بارگذاری کردند که هوششان بیش از عقل شان بود؛ و غرب زدگی را در پایانه حوزه علمیه مامون تخلیه کردند؛ امیرالمومنین خانه نشین شد و نهج البلاغه کتابخانه نشین. براستی کانت و دکارت و ارسطو شناسان مسلمان بیشترند یا علی و جواد و هادی شناسان؟ حوزه علمیه چند کتاب دقیق برای تبیین حکمت متعالیه حضرت عباس و حضرت زینب نوشته است؟ خجالت آور است!
چون شب شد، علی (ع) حضرت زهرا (س) را بر درازگوشي سوار کرد و دست حسن و حسين (ع)، را گرفت و به منزل یکایک اهل بدر رفت و حقّ خلافت را به آنان یادآوری کرد، آنان را به ياري طلبید؛ امّا جز ۴۴نفر، کسی پاسخ نداد. پس به آنان فرمود که فردا صبح با سر تراشيده و سلاح بيايند تا پيمان خون ببندند. اما، کسی به وعده خود وفا نکرد، جز ۴نفر! سپس علي (ع) شب بعد، نزد آنان رفت و سوگندشان داد. گفتند: صبح با تو ميآييم؛ امّا ...؛ شب بعد و باز هم ...!
«اگر امامت کردن منعقد نشود جز با حضور تمامی مردم [برای بیعت]؛ هرگز راهی برای تحقق آن وجود نخواهد داشت، بلکه عمل حاضران، نسبت به غایبین [زمانی و مکانی] نافذ است؛ آنگاه نه حاضران بیعت کننده، حق رویگردانی دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند حق انتخاب دیگری را خواهند داشت.»
برای حصر یک نفر، حالات مختلفی وجود دارد. بر اساس مدل انسان شناسی استراتژیک امام علی (ع) دست کم ۴ روش غیر ترکیبی برای حصر، وجود دارد؛ الف. حصر بدنی؛ ب. حصر روانی؛ ج. حصر فکری؛ د. حصر عقلی. خطرناکترین و سنگین ترین حصر غیر ترکیبی، حصر عقلی است؛ یعنی یک نفر که واقعا یا به زغم خودش، امام جامعه است، از امامت منع شود. اتفاقی که طبق حرف فائزه، درمورد پدرش رخ داده است.
عام واژه های تکوین و تکوین واژه ها، آرماگدون نرم ابلیس و بنی «اسرائیل» برای غصب کامل بیت المقدس ذهن است. برایم سوال بود که چرا امام خامنه ای، چندان که به هنرهای کلامی مانند شعر، ارج می نهد، به هنرهای تصویری اهمیت نمی دهد! شاید چون خودش شاعر است ولی دستی در هنرهای تصویری ندارد؛ اما پای یک تحلیل بسیار عمیق و حیرت آور در میان بود؛ امام خامنه ای علمدار دفاع دفاع از بیت المقدس ذهن با سنگواژه شعر بوده است.
حقیقت این است که در نظام مدیریت اسلامی، هر کس به قدر توان و تقوای خود می تواند به مرکز مدیرتی یعنی، ولیّ امر الهی نزدیک شود. در غیر این صورت ، فشاری که در دوایر مرکزی مدیریت، بر افراد وارد می شود، به یقین، برای افرادی که از نظر تقوا و تبعیت از ولایت، در آن سطح نیستند، نابودکننده است؛ یعنی کسی که می توانست در دوایر پیرامونی تر، موفق و رستگار شود، اگر با سوء مدیریت ما در دوایر مرکزی تر قرار بگیرند، به شقاوت می رسند.
شبهه: وقتی تمام ابزارهای قدرت و مشروعیت، به ولیّ فقیه، ختم شود، انعزال ایشان، چه اثری دارد؟ اینکه بگوییم هر گاه ولی فقیه بی عدالت بشود، خود به خود عزل می شود، چه تضمینی بر کناره گیری وی دارد؟ اگر قرار باشد کسی به خاطر اینکه ظالم است، این همه قدرت و امیتاز را رها کند، خود را از لذتهای کوچکتری کنار می کشید که منجر به بی عدالتی وی می شد. جواب بسیار دقیق در ادامه
جامعه، مانند ماشینی است که باید زیر نظر یک مدیر استراتژیست، طراحی شود تا بتواند مسافرین و مردمش را به مقصد برساند. جامعه تحت سیطره ساینتیست ها، دچار سرطان پیشرفت جسمی است؛ این جامعه، پرایدی را می ماند که ساینتیست ها، بدنه آن پراید را به بدنه بوئینگی بزرگ، زیبا و همراه با رفاه کرده اند. قطعا موتور پراید، امکان به حرکت درآوردن بدنه بوئینگیزه شده را ندارد.
فرض کنیم که سیلی ویرانگر، هزار خانه را در یک شهر، ویران کرده است و صد نفر را به کام مرگ کشیده است؛ در این حال، یک نفر بر فراز شهر ایستاده است و اصرار دارد که سیل بزرگتری در راه است؛ می پرسیم که آن سیل کجاست؟ آن مرد به انگشتش اشاره می کند که در سوراخ سدی، کرخ شده است؛ و مدام می گوید: آن سیل بزرگ، این سوراخ کوچک است! در این هنگام، شاید هیچ چیز جز نفرت و عصبانیت از آن مرد، در دل بی خبران از فتنه بزرگتر وجود نداشته باشد؛ هر چند، آنها دشمن جهل خود هستند!
اسلام، بر پایه مبانی فکری دقیق، انسان های بد را "آقا" نمی داند، بلکه از آنان، با عباراتی یاد می کند که در ادبیات اومانیستی، بی ادبی شمرده می شود!
امروزه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد سلاح های الکترومغناطیسی، قادرند تاثیری شبیه جن زدگی ایجاد کنند؛ یعنی با تخریب لایه الکترو مغناطیسی پیرامون بدن انسان، آسیب هایی را به سلسله اعصاب وارد کرده، کارکرد برخی از اعضای بدن را مختل کنند؛ یا با ایجاد سپرهای الکترو مغناطیسی، بدن در برابر سلاح ها، "تیربند" کرد.
نباید قدرت نرم نظام ولایت فقیه؛ یعنی امام و امت اسلامی را نادیده گرفت و از قدرت سخت هارپ هراسید یا نادانسته آن را انکار کرد. بلکه باید در اطاعت از نائب حضرت بقیت الله الاعظم (عج) کوشید و با اطاعت از ولایت، و با نبرد همزمان نرم و سخت، هارپ را نیز همانند سلاح هیدروژنی و اتمی ناکارامد کرد!
جنگ ابلیس با الله، بر سر ربوبیت تشریعی و حق حاکمیت بوده است. «حق» ناشی از مالکیت و «مالکیت» ناشی از «خالقیت» است و تمام حقوق و مالکیت ها از آن خالق یکتا است. انتخاب حاکم، به معنای انتخاب رئیس جمهور و رهبر نیست، بلکه به معنای تعیین خلیفه خدا بر روی زمین است، و این کار خارج از صلاحیت بشر و حتی فرشتگان است، تفاوت شیطان و پیروانش با الله و پیروانش، دقیقا در همین مساله است: ربوبیت تشریعی و حق حاکمیت!.jpg)
هاشمی: "اخیرآ شنیدم تلفن هایی به کار افتاده و افراد جریانهایی که تحقیقآ ریشه در لیبرالیسم یا خود منافقین دارند، می خواهند شخصیت بسیار معتبراین جمهوری، آقای بهزاد نبوی را زیر سؤال برند. این ترور دوم است؛ یعنی خواسته اند در کنار آن ترور، این ترور هم باشد. اگر رجایی را بیرون کردند، بهزاد را هم می خواهند این طور بیرون کنند و بعد بدنامی درست کنند."
نقش آخوندخراسانی در مشروطه از نگاه آیت الله بهجت؛
به امام صادق (ع) عرض کردم، اگر مردی یک انگشت زنی را قطع کند، دیه اش چقدر است؟ فرمود: ده شتر. گفتم: اگر دو انگشتش را قطع کند؟ فرمود: ۲۰ شتر. گفتم: اگر سه انگشت او را قطع کند؟ فرمود: ۳۰ شتر. گفتم: اگر ۴ انگشتش را قطع کند؟ فرمود: ۲۰ شتر! گفتم: سبحانالله، سه انگشت را قطع میکند، دیهاش ۳۰ شتر است؛ اما اگر چهار انگشت را قطع کند، دیهاش ۲۰ شتر؟! ما وقتی این سخن را در عراق میشنیدیم، از گویندهاش بیزاری جسته، آن را به شیطان نسبت میدادیم..jpg)
چون اسلام برای حفظ جان یک نفر، مجوز دروغ صادر میکند، پس برای حفظ نظام که از اوجب واجبات است، باید مجوز دروغ صادر کند! این سخن، در ظاهر از نوع قیاس اولویت و صحیح است اما با شکافت آن، مساله صورت دیگری پیدا میکند. که در ادامه تقدیم می شود:
حال اگر معصومی مستقیما در دسترس ما نبود، چه باید کرد؟ اکثر قریب به اتفاق افراد بشر، تا کنون در این وضعیت گفته شده قرار داشتهاند و اگر راه معقول و همه فهمی برای حرکت به سمت سعادت نباشد، باید در حکمت خدا شک کرد. و اگر هم راهش همان باشد که غرب رفته است، قیامت روزی است که مظلومین عالم باید خدا را محاکمه کنند.
اقدام شنیع یک دلال، در خرید و فروش علمای اسلام؛ یکی از مسئولین نظام اعلام کرد که چندی پیش، محسن رضایی در اقدامی موهن، به خدمت یکی از علما میرسد و اعلام میکند که ما طی یک بررسی، 600 نفر از بزرگان علمی حوزه را شناسایی کردهایم، و سپس از میان آنان 60 نفر را سوا کردهایم و نهایتا ده نفر را از این میان برگزیدهایم، که یکی از آنان شما هستید! ما خواهان آنیم که شما با ما یک همکاری علمی داشته باشید، در عوض ما هم ساختمانهای مورد نیاز؛ یعنی ... را به شما تقدیم میکنیم! بقیه در ادامه مطلب!
شیخ فضل الله نوری، از طرفداران مشروطه مشروعه، به دلیل انحراف مشروطیت، به مخالفت با آن پرداخت. در همین هنگام، آخوند خراسانی (صاحب کفایة الاصول) و مرحوم نائینی و ... به شدت از مشروطیت جاری، حمایت میکردند تا جای که چنین حکمی صادر شد: "به عموم ملت ایران حکم خدا را اعلام میداریم؛ الیوم بذل جهد در استحکام و استقرار مشروطیت به منزله جهاد در رکاب امام زمان _ ارواحنا فداه_ و سر مویی مخالفت و مسامحه به منزله خذلان و محاربه با آن حضرت _صلوات الله و سلامه علیه_ است،
ه گزارش ایرنا، دارالشفای حوزه علمیه قم، دارالشفاء نشده است و
حاج آقا روح الله گفت: نه حتما باید نوشته باشد! آقا فرمودند: لزومی ندارد! حاج آقا روح الله گفت: تا نوشته نباشد، حاج آقا عبدالله کار نمی کند! اطرافیان دخالت کرده بودند و آقا فرموده بود: از کجا بدانم که می خواهید اصلاح کنید؟ آقا مرتضی حائری با عصبانیت می گوید: آقا! یعنی ما مفسد هستیم؟ پدر من حوزه ای با آن خوبی تشکیل داد و حالا ما مفسد هستیم؟ این را می گوید و عمامه اش را به زمین می زند! با دخالت یکی از اطرافیان، حاج آقا روح الله خمینی هم استکان چایش را که در دست داشت به دیوار می کوبد که می شکند!
تحلیل استراتژیک روانشناسی اجتماعی مردم ایران و نقش آنان در استراتژی کجدار و مریز مساله ای مغفول است. نکته بسیار دقیقی در بررسی استراتژیک روانشناسی اجتماعی مردم ایران نهفته است؛ یعنی وجود عیب بزرگی که بزرگترین حسن است. دو نکته مهم:
تا آنجا که ما می فهمیم، بکار گیری این پدافند پیچیده غیرعامل، ۲ دلیل داشت، یکی از آنها هنوز باید نهان بماند و از دیگری امروز می توان پرده برگرفت؛ اگر جبهه سبز امروزی با محوریت هاشمی و خاتمی و موسوی، در ایام رنجوری امت حزب الله و غربت عمیق رهبری و قدرت جریانی که امروز به سبز موسوم است، شکل میگرفت، هیچ اثری از نظام اسلامی نمانده بود؛ نابودی نظام.
وصیتنامه الهیسیاسی، صحیفه نور ج 21، ص410: "من با جرأت مدعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن على- صلوات اللَّه و سلامه عليهما- مىباشند" قطعا برای تداوم تاریخ تاریک، باید این ارتباط مقدس میان مردم و مولی را از بین برد، باید رابطه حکومت انتقالی و ظهور صغرا را، با مردم موعود نابود2 کرد، و از این روست که
امام خامنه ای در هنگام رای دادن در ۲ خرداد ۷۶ فرمودند: "برای شخص من، هیچ کس آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد" اما هنگامی که در جلسه پرسش و پاسخ مورخ 22 اردبیهشت 77 دانشگاه تهران، از این عبارت، سؤال شد، 
وقتی آقای هاشمی به زمین میافتد و بانو مرعشی خود را به روی او میاندازد، چگونه دو مرد، آن هم یکی مسلح، در برابر یک زن ـ آقای هاشمی که در زیر خانم مرعشیند و قدرت انجام کاری نداردند ـ ناموفق عمل میکنند؟ چرا بعد از اینکه ناشناس دوم وارد میشود و خانم مرعشی هاشمی را میاندازد، و تمام این وقایع به شدت غیرطبیعی است، باز هم پاسدار ادعا شده، مشغول تماشاست؟
ولی امرمسلمین جهان،
از آنجا که ذهن ما زمانگیر و زمینگیر میشود و پارهای از مسائل، ما را از مسائل دیگر باز میدارد، اگر طرحی در جغرافیای مکانی و زمانی؛ آن هم در حوزههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... پراکنده شود به دلیل عدم تخصص ما در حوزههای مختلف و فقدان توجه یکدست و عدم اشراف بر زمانها و مکانهای گوناگون، دچار درک ناقص و اشتباهی از طرح جامعی میشویم که بر ما رفته است. به ویژه اگر این طرح در گستره زمانی و مکانی دو یا چند نسل پراکنده باشد. بنابراین