نقش ایمان و عمل صالح در قرابت و خویشاوندی حقیقی: هر چه انسان ها به سوی خدا حرکت کنند، لاجرم بیشتر به همدیگر هم نزدیک می شوند. در این میان، علمای ربانی که مراقب تک تک سکوت و سخن؛ و سکنات و حرکات خود هستند، و از سویی، معیار حبّ بغض شان نیز، تقوا است؛ به شدت به همدیگر مشتاق هستند و حتی از پدر و مادر هم نسبت به یکدیگر گرمتر و خویشاوندترند؛ امیرالمومنین (ع)می فرمایند: «الأخ المُكتسَب في الله أقربُ الأقرباء و أحمّ [أرحم‏] من الأمهات و الآباء» غررالحكم، 423؛ برادری که در راه خدا به دست آمده است، نزدیکترین نزدیکان است و از مادران و پدران هم به انسان صمیمی تر و نزدیکترند. و بر اساس همین منطق است که اهل بیت به دلیل شدت قرب به خداوند، از خود ما نیز نسبت به ما صمیمی تر و نزدیک ترند.

بر این اساس، وقتی امام خامنه ای در اواخر سال ۸۹ در منزل آقای مصباح درباره وی می گویند: «بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم که ايشان در کشور و براي اسلام چه وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را – حالا به اين تعبير بگوييم – خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممکن است وجود داشته باشد با اين وزانت علمي و عمق علمي و احاطه و وسعت و با اين آگاهي و بينش و صفا ...؛ اين سه جهت در ايشان جمع است؛ هم علم، هم بصيرت به معناي حقيقي کلمه و هم صفا. اين سه تا با هم در وجود، ايشان خيلي ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌الله وجود ايشان را براي ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ايشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ايشان استفاده نمايند.» مفهوم حقیقی این تعابیر در باره علامه مصباح، آن است که وی براستی توانسته اند به بیشترین صمیمت و قرابت حقیقی به امام خامنه ای نائل شوند. این یک حقیقت است نه تعارف.

از سویی علاقه علامه مصباح به آیت الله مهدوی نیز، متناظر با تقوای ایشان است نه یک تعارف سیاسی. این حقیقت، در زبان قرآن، به کرّات آمده است: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» مریم، 96. یعنی اگر علمای ربانی، از عمق جان به همدیگر مشتاق نباشند، باید در عالم بودن شان شکّ کرد؛ واضح است که منظور از علم، سواد نیست. در حدیثی از رسول خدا آمده است که «عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ» مستدرک الوسائل، ج17، ص 320؛ «اگر انبيا در يك مكان جمع شوند با هم اختلاف پيدا نمى‏كنند، زيرا مقصد و هدف و مقصود، يكى و الهى است. اگر در مجلس شما توحيد واقعى به معناى واقعى آن تحقق پيدا كند قهراً افرادى كه متصل به شما مى‏شوند اختلاف پيدا نخواهند كرد. و وحدت واقعى، يعنى قلب همه شما براى يك چيز بتپد كه آن اسلام است. اگر اينطور شد خداوند شما را تأييد مى‏كند.» امام خمینی، صحیفه نور، ج 18، ص 135. البته ممکن است که بین علمای امت رسول الله اختلاف نظری به وجود بیاید، اما اختلاف قلبی و ناهمدلی هرگز!

تفاوت محبت و حجت: محبت که بر اساس فرایندی دقیق، ارادی و آگاهانه شکل می گیرد، تنها با اطاعت در برابر حجت عقلی و شرعی سازگار است. بنابراین، محبت و ارادت حقیقی علامه مصباح به آیت الله مهدوی کنی و علاقه متقابل آیت الله مهدوی به علامه مصباح، به معنای جواز اطاعت آنان از یک دیگر نیست. تنها کسی که علامه مصباح و آیت الله مهدوی کنی و سایر علماء باید در اموز اجتماعی از وی اطاعت کنند، ولیّ امر الهی، امام خامنه ای است. زیرا تنها حجت شرعی برای جامعه در عصر غیبت، نائب امام زمان (عج) است و لاغیر!

اختلاف نظری علمای ربانی، هیچ دلیلی بر اختلاف قلبی آنان نیست: علمای ربانی، ممکن است که در امور غیر استراتژیک، اختلاف نظری داشته باشند، اما این اختلافات جزئی و غیرتعیین کننده، هرگز سبب اختلاف قلوب نمی شود.

تئوری علامه مصباح، همگرایی حداکثری و همزمان، حفظ ضریب خلوص گفتمان: اینک که با ناپایداری برخی بر اصول اسلام ناب، مطالبات بیشمار مردم ولایی دچار حیرت شده است و از سویی پرسشهایی مثل علت قرار گرفتن ساکتین فتنه در مرکزیت تصمیم گیری برای جریان اصولگرایی یا عملگرایی قرابت به کانونهای قدرت و ثروت، با وجود صریح امام خامنه ای در بیانات خرداد 1390 ایشان با نمایندگان مجلس، سبب ابهام در ساز و کار های خاص جبهه متحد اصولگرایی شده است. در این حال، ضروری است که پا به پای انتظار امام امت و امت امام، مجموعه ای شکل بگیرد که دغدغه اصلی اش، برخی ملاحظات مقطعی (هر چند به ظاهر ضروری) نباشد. بر این اساس، تئوری همگرای دوایر متحدالمرکز علامه مصباح، می تواند ضمن حفظ حداکثر خلوص گفتمانی، حد اکثر گستره کمّی همگرایی را هم در نظر بگیرد و تا سر حد امکان، با دیگر جریانهای اصولگرایی همگرایی داشته باشد.

مشاهده طرح در ابعاد بزرگتر

مدیریت اسلامی، مبتنی بر حقایق تکوینی و ایمانی: حقیقت این است که در نظام مدیریت اسلامی، هر کس به قدر توان و تقوای خود می تواند به مرکز مدیرتی یعنی، ولیّ امر الهی نزدیک شود. در غیر این صورت ، فشاری که در دوایر مرکزی مدیریت، بر افراد وارد می شود، به یقین، برای افرادی که از نظر تقوا و تبعیت از ولایت، در آن سطح نیستند، نابودکننده است؛ یعنی کسی که می توانست در دوایر پیرامونی تر، موفق و رستگار شود، اگر با سوء مدیریت ما در دوایر مرکزی تر قرار بگیرند، به شقاوت می رسند.

اختلاف قلوب اصولگرایان، به ویزه علما، طرح مشترک دشمن، فتنه گران و منحرفین؛ به نظر می رسد آیت الله مهدوی کنی و علامه مصباح، هر کدام در اتخاذ رویکرد خاص خود، به ججت شرعی رسیده اند، و بنابراین تقلید هر کدام از دیگری، عقلا و شرعا مجوزی ندارد. ضمن اینکه این اتخاذ رویکردها، هرگز به معنای ناهمدلی نیست. و هر دو، در راستای ارتقاء جمهوری اسلامی ایران، در حال تلاش هستند؛ اگر هم ضرورتی برای حذف یکی از این رویکردها وجود داشته باشد، به طور طبیعی خود علماء بدون نیاز به هیچ واسطه ای به قدر کافی صمیمت و ارادت به انقلاب و اسلام دارند که بتوانند بررسی و بازنگری دقیقی انجام دهند؛ بنابراین، رسانه ای کردن برخی اختلافات و میدان داری واسطه ها، یکی از خطرات بزرگ کنونی است. بزرگترین توطئه ای که در این میان است، وسوسه های دشمن، جریانات متعهد به حزب خاص و نیز، قدرت طلبان فتنه و انحراف، برای ادعای اختلاف و ناهمدلی و حتی ستیز میان علامه مصباح و آیت الله مهدوی است. امیدواریم که برخی از دوستان، در این میان سوخت جهنمی نشوند که دشمن در پی برافروختن آن است!