طراحی ابرمدیریت؛ نقد استراتژیک مدیریت
ابرمدیریت تنها برپایه قدرت عقل و عبودیت است، نه توان ذهنی، قلبی و کاری؛ زیرا باید بتوان مثلا وزن 270 نماینده را برای مدت چند سال، در آسمان و در برابر جاذبه های رو به تزاید و گرانش عظیم شهرت و شهوت و ثروت نگه داشت. آیا لاریجانی چنین آدمی است؟ آیا یک بازوی در کُت تنیده، با برند دکترا، می تواند جای خالی عضلات فتح خیبر را پر کند؟ اگر نه، قطعا به جای ابرمدیریت، دچار مدیریت، بردگی و استعمار نمایندگان برای رسیدن به اهداف خود خواهد شد.
نگرانی امام خامنه ای از بزرگان، برای جامعه: «اگر کسی درس بخواند، تا ملای درجه یک بشود و به قدری تقوا داشته باشد که سلمان عصر گردد؛ یک چنین ملای عالم عادل فقیه متقی همه چیز تمام، اگر دنیا را نشناسد، چنانچه خدا رحمش نکند، ممکن است همین آدم وسیلهای برای شیطان بشود...».
فرق ولیّ فقیه که فردی مهربانتر از پدر برای مدیران کشور و مردم است با رؤسای احزاب و حاکمان سیاسی جهان این است که او سعی می کند همانند الگوی برخورد خداوند با خلق، با اشتباهات و فرصت ها و تهدیدهای جامعه تحت ولایت خود برخورد کند؛ نه اینکه بزند و ببندد و رسوا کند. بر این اساس به تبیین سخنان در ظاهر متناقض ایشان در مساله مدیریت هسته ای می پردازیم؛ نیم نگاهی هم به تحلیل نظر ایشان در فلسفه و عرفان داریم.
اگر امام رضا علیه السلام عاقل است و معنای عقل را می فهمد «تودد با مردم، نصف عقل است» اما اگر ملاصدرا عاقل است، که نیست، تجهیل و تحقیر مردم، نشانه عقل است؛ او می گوید: «من وقتى ديدم زمانه با من سر دشمنى دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله هاى آتش جهالت و گمراهى بر افروخته تر و بد حالى و نامردمى فراگيرتر مى شود ناچار روى از فرزندان دنيا برتافتم ...». آیا می توان فتوحات ابن عربی را با فتح خرمشهر مقایسه کرد؟ صدرای شیرازی بزرگتر است یا صیاد شیرازی؟