از آنجا که بسیاری از مدعیان اجتهاد و مرجعیت، بر اساس تعریف دقیق اجتهاد، مجتهد نیستند، برای بازشناسی مجتهد و مرجع، لازم است، بر اساس معیارهای دقیقی اقدام شود، تا گام مهمی در آماده سازی جامعه برای مقابله با "فتنه بزرگتر باشد. فتنه ای که سهم زیادی از آن را بر دوش افراد بی بصیرت و تأثیرگذار دینی گذاشته اند.

تبیین نقص روشی اجتهاد مصطلح: اجتهاد مصطلح ناقص است؛ چون تفقه و اجتهاد یعنی شناخت نیازهای جامعه و پیدا کردن جواب آن در منابع دینی و سپس ارائه مناسب نیاز جامعه برای تحقق عملی دین؛ پس ما دست کم به دو عنصر "شناخت حقیقت و شناخت واقعیت" نیازمندیم و باید در روش اجتهاد و تفقه، این دو عنصر را بگنجانیم؛ وگرنه روش اجتهاد ما ناقص است.

اشکال: چون دین فطری است و نیازهای فطری هم ثابت است، بنابراین شناخت واقعیت ضرورتی ندارد و بنابراین مولفه‌های سیالی که برای شناخت واقعیت ادعا می‌شود، حقیقتا جزئی از اصول اجتهاد و تفقه و روش فقیه شدن نیست.

حقیقت و واقعیت، دو بال اجتهاد صحیح: روش اجتهاد سنتی؛ یعنی بکارگیری اصول فهم وظیفه از منابع دین (توجه به حقیقت)، لازم است ولی کافی نیست و باید اصول فهم واقعیت هم طراحی شود! اساسا تعیین کننده ترین عنصر اجتهاد و تفقه، دست یافتن به پاسخ نیازهای واقعی و زمان و مکانمند، از منابع حقیقی و ثابت دین است: "و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة أحادیثنا..." سخن بر سر این است که روش سنتی اجتهاد، لازم است ولی کافی نیست، نه اینکه روش اجتهاد مصطلح اساسا غلط است و باید روش غیرجواهری دنبال شود!

واقعیت، عنصری تعیین کننده در اجتهاد، از نگاه امام خمینی (ره): "اما در مورد دروس تحصيل و تحقيق حوزه‏ها، اينجانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جايز نمى‏دانم. اجتهاد به همان سبك صحيح است ولى اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا نيست، زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند. مسئله‏اى كه در قديم داراى حكمى بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام، ممكن است حكم جديدى پيدا كند، بدان معنا كه با شناخت دقيق روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى [واقعیات] همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قديم فرقى نكرده است، واقعاً موضوع جديدى شده است كه قهراً حكم جديدى مى‏طلبد. صحيفه امام، ج‏21، ص: 289.

عدم واقعیت شناسی به معنای عدم اجتهاد است: "مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. براى مردم و جوانان و حتى عوام هم قابل قبول نيست كه مرجع و مجتهدش بگويد من در مسائل سياسى اظهارنظر نمى‏كنم. آشنايى به روش برخورد با حيله‏ها و تزويرهاى فرهنگ حاكم بر جهان، داشتن بصيرت و ديد اقتصادى، اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان، شناخت سياستها و حتى سياسيون و فرمولهاى ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوّت و ضعف دو قطب سرمايه دارى و كمونيزم كه در حقيقت استراتژى حكومت بر جهان را ترسيم مى‏كنند، از ويژگيهاى يك مجتهد جامع است. يك مجتهد بايد زيركى و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غيراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدى كه در خور شأن مجتهد است واقعاً مدير و مدبر باشد. حكومت در نظر مجتهد واقعى فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است، حكومت نشان دهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سياسى و نظامى و فرهنگى است، فقه، تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تاگور است." صحيفه امام، ج‏21، ص: 289.

 

هدف استراتژیک اجتهاد، عملیاتی کردن دین است: "هدف اساسى اين است كه ما چگونه مى‏خواهيم اصول محكم فقه [حقایق] را در عمل فرد و جامعه [واقعیت] پياده كنيم و بتوانيم براى معضلات [و اما الحوادث الواقعة] جواب داشته باشيم و همه ترس استكبار از همين مسئله است كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند ... ." صحيفه امام، ج‏21، ص: 289

حیاتی ترین هدف دشمن، اجتهاد بی‌توجه به "حوادث واقعه" است: "من قبلًا نيز گفته‏ام؛ همه توطئه‏هاى جهانخواران عليه ما از جنگ تحميلى گرفته تا حصر اقتصادى و غيره براى اين بوده است كه ما نگوييم اسلام جوابگوى جامعه است! صحيفه امام، ج‏21، ص: 290

اجتهاد مصطلح، بالاترین آرزوی دشمن برای حوزه علمیه است: "... مادامى كه فقه در كتابها و سينه علما مستور بماند، ضررى متوجه جهانخواران نيست و روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمى‏تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه كافى نيست." صحیفه امام خمینی، جلد 21، ص292.

امام خامنه‌ای؛ چه مجتهدی مجتهد نیست؟ "آن کسی که برود گوشه خانه‌اش بماند، نه بداند که دشمن اسلام چه کار می‌خواهد بکند، نه بداند که امروز مسلمین نیازمند چه هستند، نه بداند که امروز ذهنیت و واقعیت زندگی مسلمانان را چه چیزهایی تهدید می‌کند، نه بداند که جریان فساد و انحراف کدام است، نه بداند که دشمن از چه راه‌هایی وارد می‌شود که جامعه اسلامی را از بین ببرد، نه بداند که حیله‌های دشمن چیست و راههای مقابله با آن کدام است، از وجود خطرات عظیم استکبار جهانی اطلاع ندارد، نمی‌داندکه صهیونیسم و ارتجاع و امپریالیسم و استکبار جهانی و مکتبهای الحادی و التقاط چیست، حالا می‌رود "جواهر" را باز می‌کند و چهار جلد کتاب حدیث را جلویش می‌گذار، تا برای مکلفان و اداره زندگی آنها، حکمی استنباط کند! این فرد، نمی‌تواند تفقه در دین پیدا کند." سخنرانی در دیدار با طلاب مدرسه علمیه کرمانیها؛ 6 اردیبهشت 65، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت، تالیف دفتر مقام معظم رهبری، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، پاییز 1375، چاپ اول، جلد اول، ص 104 و 105.

حتی شناخت حقایق بدون شناخت وقایع ممکن نیست! امام خامنه‌ای: "آن کسی که «من کل فرقة [منهم] طائفة» راه می‌افتد، ... با مشکلات جامعه برخورد می‌کند؛ آن کسی که دشمنا داخلی و در لباس دوست را می‌بیند، دشمنی‌ها را می‌شناسد، ... شیوه‌های دشمنی آنها را می‌فهمد، جنگ تحمیل شده بر ملت مسلمان _چه جنگ نظامی و چه جنگ فرهنگی_ را درک می‌کند؛ می‌تواند آیات قرآنی را هم درست بفهمد و درک کند. البته در صورتی که درس خوانده و زحمت کشیده باشد."سخنرانی در دیدار با طلاب مدرسه علمیه کرمانیها؛ 6 اردیبهشت 65. سخنرانی در دیدار با طلاب مدرسه علمیه کرمانیها؛ 6 اردیبهشت 65، به نقل از کتاب حوزه و روحانیت، تالیف دفتر مقام معظم رهبری، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، پاییز 1375، چاپ اول، جلد اول، ص 104 و 105.

امام خامنه‌ای: "امروز حکم الهی، فقط با جواهر و وسایل، استنباط نمی‌شود، ... امروز حکم الهی، علاوه بر تسلط به احکام و فقه و قرآن و حدیث و مبای فقهی، احتیاج به فهمیدن زمان دارد ... شما که می‌خواهید احکام اجتماعی و زندگی مردم را از کتاب و سنت استنباط کنید، باید بدانید که در چه دنیایی زندگی می‌کنید!" در دیدار علمای نیشابور، 29 تیر 1365، همان، ص122 و 123.

به دلیل خطای عظیم روش شناختی در اجتهاد، متاسفانه برخی از بزرگان حوزه علیمه تاکنون دچار اشتباهات بزرگی شده اند.

برخی لحظات استراتژیک زندگی آیت الله بروجردی