ترور نرم امام و انتقام از امت؛ هاشمی و یارانش جبهه جدید گشودند!
v ترور شخص امام حسین بدتر است یا ترور شخصیت او؟ بدن مبارک امام حسین را اگر فرزندان نامشروع احزاب سیاسی و شورا، در ظهر عاشورا به مسلخ نمیبردند، بالاخره هر انسانی أجل مسمایی دارد و باید برود؛ و عمر این جهانی امام حسین هم به سر میآمد و به ملاقات محبوب خود مشرف میشد. اما شخصیت امام حسین قرار است همیشه بماند و اگر کسی شخصیت امام حسین را ترور کند، و او را کشته خشونت جدش در بدر بخواند، پیروز بزرگ جنگ نرمی است که ابلیس و شیطان بزرگ و شیطان اکبر در ابرجنگ تاریخ، آرزومند آن بودهاند؛ اگر چنین شود دیگر حسین، چراغ هدایت و کشتی نجات نخواهد بود.
v ترور شخصیت امام حسین بدتر است یا ترور شاخصهای گفتمان حسین؟ بدیهی است که شخص امام حسین و شخصیت ایشان و تمام اهلبیت (علیهم السلام) مقدمهای بود، برای سلامت و بقای شاخصهای گفتمان اسلام ناب علوی در برابر اسلام تجملگرا و حزبباز عثمانی: "إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدّی"
از شمر و صدام هزار بار پلیدتر کسی است که شخص و شخصیت امام حسین و رهروان امروزیش را به مسلخ نبرد، ولی شاخصهای گفتمان اسلام ناب و ارزشهای جوهری ظهور صغرا را متکبرانه ترور کند! سجاده اینان هزار بار کثیفتر از روزنامههای ترورگر شخصیت امام حسین است، روزنامههایی که خود، هزار بار از دستمال استنجاء ابلیس نجسترند.
v امام علی مظلوم، مرگ را بر چه کسانی روا داشت؟ وقتی سپاه معاویه به شهر "انبار" تجاوز کرد و خلخال و دستبند و گردنبند از پای ذمّی درآورد، علیّ، آن ولیّامر مظلوم، کوفیان[1] را جمع کرد و فرمود: شب و روز و نهان و آشکار شما را به جهاد خواندم، اما به گردن هم انداختید و ... گرمای تابستان و سرمای زمستان را بهانه کردید، پس اگر از گرما و سرما میترسید، قطعا از شمشیر بیشتر میترسید.
يا أشباه الرجال و لا رجال! حلوم الاطفال، و عقول ربّات الحِجال!" ای مردنماهای نامرد! با خواب و خیال کودکانه و عقل زنان پرده نشین! "لودِدتُ أني لم أرَكم و لم أعرفكم! _ معرفة و الله جَرَّت نَدَما، و أعقَبت سَدَما" به خدا کاش شما را ندیده بودم و هرگز شما را نمیشناختم! آشناییای که منجر به ندامت شد و رنجی مخوف در پیداشت!
"قاتلكم الله! لقد ملَأتم قلبي قَيحا، و شَحَنتم صَدري غَيظا، و جَرّعتموني نُغَبَ التَهمام أنفاسا" خدا مرگتان بدهد! حقیقتا قلب مرا از چرک پر کردید! و سینهام را از غیظ آکندید! و هر لحظه جام [زهر] اندوه را جرعه جرعه در کامم ریختید! و أفسدتم عَلَي رأيي بالعصيان و الخِذلان"نهجالبلاغه، خطبه 27:
و تدبیر مرا با سرپیچی و خوار شمردن، تباه کردید! !
v سؤالی تاریخی از آنان که نهج البلاغه شرح میکنند و قلب ولیّ خدا را شرحه شرحه! چقدر سیدعلی به شما گفت: جنگ نرم است! محکوم کنید، چرا برای بیکسی خود روضه خواند و مردم، مردند و شما باز هم سکوت کردید؟ خلخال از پای زن کتابیّ درآوردن بدتر بود یا ظلم بزرگ به نظام؟ چرا شیطان اکبر ساکتتان کرد؟ چرا اوجب واجبات را که حفظ نظام است و "من اعظم تلک الحقوق حق الوالی علی الرعیه ..." را فاسق شدید؟ چرا با این همه تمرد، مردنمای نامرد نباشید؟
v همه چیز از همین تمرد شروع شد، از خوار شمردن سخنان رهبری در گفتمان ناب اسلام!
· رفسنجانی تحزب را ضرورت اساسي براي كشور دانست و با تأكيد بر سختي فعاليت حزبي در كشور گفت: فعالان حزبي كساني هستند كه خطر ميكنند، لذا بايد از آنان تشكر كرد. وي تأكيد كرد: انحصارطلبي و برخورد با احزاب و مطبوعات در شرايط حساس كنوني سم مهلك براي كشور است. پایگاه فردا به نقل از خبرگزاری ایلنا.
· هاشمي: احزاب ضربهگير انقلاب هستند. روزنامۀ كارگزاران، 29 آبان 87 [فعلا که نظام ضربه گير احزاب است]
· رفسنجانی و باز هم یک انتساب عجیب به امام راحل: کساني که اين روزها مخالفت با تحزب را به امام نسبت ميدهند، به انديشههاي متعالي آن پير فرزانه جفا ميکنند؛ چرا که کمک مالي ايشان آن هم از سهم امام که در مصرف آن دقيق و نکته بين بودند، نشان ميدهد که ايشان به تحزب بها ميدادند. روزنامه رسالت 24 مهر 1386 به نقل از ایسنا.
· ولی امر مسلمین جهان در ديدار مردم استان سمنان؛ 17 آبان ۱۳۸۵: غربيها مىگفتند كارها بايستى با نظر مردم انجام بگيرد؛ شعار دمكراسى مىدادند؛ اما عملاً حزببازيهاى غربى - كه نمونههايش را در خيلى از كشورهاى دنيا؛ كشورهاى معروف و بزرگ غرب مشاهده مىكنيد - نقش مردم را كمرنگ كرد. شما نشان داديد كه دمكراسى واقعى، «مردم سالارى دينى» است؛ مردم مىبينند، مىشناسند، تشخيص مىدهند، دوست مىدارند و رأى مىدهند؛ يعنى خود مردم هستند و احزاب، نقش ضعيفى دارند؛ نقش حقيقى مال خود مردم است؛ مردم هستند كه اراده مىكنند و تصميم مىگيرند.
· مقام عظمای ولایت در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان؛ 18 آبان 1385 : من اين را به شما بگويم - با تجربهاى كه بنده از اول انقلاب تا حالا دارم - كه غالبِ دستهبنديهاى سياسىِ كشور ما از اين قبيل بود كه متأسفانه بعد به دستهبنديهاى عميقتر هم منتهى شد. در آن سالهاى رياست جمهورىِ بنده، دو گروه در كشور بودند: چپ و راست. بنده يك بحث تحليلىِ مفصلى كردم - سالهاى 62، 63 بود؛ و ثابت كردم كه اين اختلافات مثل اختلافات قبائل قديمى عرب است. يك قبيله با يك قبيله ديگر بد بود؛ منشأش نه يك مبناى اقتصادى بود و نه يك مبناى اعتقادى. فرض كنيد يك وقتى اسب اين قبيله در مرتع يكى از افراد آن قبيله چريده، او هم مثلاً گفته بالاى چشمت ابروست، اما اين دو قبيله ديگر تا ابد بايد با هم دشمن باشند! بنده ثابت كردم كه اختلافات آن روزِ چپ و راست در كشور ما از اين قبيل است. البته امروز آنطور نيست. امروز يك عده عميقاً با نظام جمهورى اسلامى مخالفند؛ حالا با زبانها و شعارهاى گوناگون و تحت پرچمهاى مختلف با اصل نظام مخالفند. بعضيها اينطورىاند؛ حالا كمند، زيادند، چه كسانىاند، اينها را كار نداريم، لكن باز در بين همين مجموعههايى كه همفكرند و هم جهتند، انسان مىبيند يك اختلافاتى هست كه باز از قبيل همان اختلافات قبيلهاى سابق است.
v رهبری: بی باند و حزب و جریان بودن از لوازم اصولگرایی است!
· رهبر معظم انقلاب در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيات دولت: 6 شهریور 1385: بحمداللَّه عناصر دولت به هيچ گروه و دسته و باند و جريانى وابسته نيستند؛ اين خيلى نكته مهمى است. مراقب باشيد حركت، اظهارنظر و حرف، انتساب به يك جريان، به يك باند و به يك گروه را پيش نياورد، كه اگر اينطور شود، هواى نفس تقريباً انفكاكناپذير است. هواى نفس گروهى هم انسان را بىحساب و كتاب به اين طرف و آن طرف ميكشاند و از خرد و جادهى مستقيم منحرف ميكند. اين هم جزو لوازم اصولگرايى است.
· دفع شبهه موافقت عملی و نگاه مثبت امام به حزب؛ امام خمینی: "همه اقشار از اختلاف و تفرق كه مضر براى اسلام و ملت است پرهيز كنند و گروه گروه نشوند. هر گروهى و دستهاى جمع مى شوند، يك گروه درست مى كنند، مـاايـن گروه ها را همه ادغام كرديم، دور هم جمع كرديم تا يك قدرت بزرگ شدند كه آن قـدرت هـاى ابـر قـدرت را شكستند، حالا آقايان دوباره برگشتند گروه درست كردند، كه اگر چه عددشان چيزى نيست، ادعايشان زياد است، همين مقدار كه گروه كذا، گـروه كـذا، حـزب كـذا، هـمـيـن هـا مـضـر بـه حـال مـمـلكـت مـاست. البته مـمـكـن هم هست كه سوء نيت نداشته باشند. لكن فهمشان خيلى نيست، فـهـم سـيـاسى ندارند، خيلى دم مى زنند از اينكه ما كذا هستيم، لكن فهم سياسى ندارند. اگـر فـهـم سياسى داشتند، امروز روز اين نبود كه هى گروه هاى مختلف و دستجات درست كنند، آن يك حزب درست كند، آن يك گروه، آن يك گروه، هر كس يك چيزى درست كند و يك عدهاى دور خودش جمع بكند، در عين حال كه عده شان چيزى نيست لكن مضر هست". صحیفه نور، ج 8 صفحه 266. ضمنا ایشان دستور انحلال حزب جمهوری که بهترینهای نظام در آن بودند، صادر کردند.
v ترور نرم امام و امت به دست کسانی که نه در دل رهبرند نه در دل مردم! پس از آنکه طی سالهای دولت نهم، نتوانستند رهبری را با فشار از رئیس جمهور و مردم جدا کنند، طی فتنه اغتشاشات تصمیم به ترور جایگاه ولایت فقیه و شخصیت ولی فقیه گرفتند، اما با شکست آن طرح مخوف، بار دیگر ارتباط امت با امام قوی تر شد؛ و اینک تصمیم به ترور جایگاه و نقش امت (مردم) در عرصه کشور گرفته اند تا به هر قیمتی که هست، مثل تمام طول تاریخ آفرینش، بین امت و امام، جدایی بیندازند: در ادبیات اسلام ناب و مردمسالاری دینی، دو مفهوم اساسی وجود دارد؛ 1. امام؛ 2. امت، و خدا بکشد کسانی که میخواهند به تبعیت از غرب، با گروه سومی به اسم نخگان یا احزاب این ارتباط مقدس میان مردم و مولا و امام و امت را نابود کنند! در ادبیات طاغوت، و دمکراسی شیطانی؛ یک چیز وجود دارد: حزب! و دموکراسی یک افترای کثیف است بر حزبسالاری. ظاهرا فاز جدید مبارزه ساکت با نظام و رهبری، این بار از سوی کسانی که محبوبیتی در بین مردم ندارند، به شکل نرم در حال قانونی شدن است.
در مقاله پیشین نوشتم که لاریجانی رئیس جمهور نخواهد شد، چون در دل مردم جایی ندارد؛ مردم فرجامین تاریخ، که حضرت ابراهیم هم خوشنامی در میانشان را از خدا التماس کرده بود، مردمی که خواص حقیقی و باخاصیتند و عوام حقیقی و خواص بیخاصیت و احزاب را در سال 84 و 8 8، به شاگردی خود هدایت کردند. و حالا در لابلای دهه فجر و شلوغی فرخنده 22 بهمن، میخواهند با استانی کردن انتخابات (بالا بردن نقش تبلیغات و کم کردن نقش شناخت مباشر مردم) و حزبیگری در انتخابات مجلس، مردم را دور بزنند. به بخشی از این طرح غیرتروریستی مجلس نگاه کنید که صد در صد در جهت تمرد از گفتمان اسلام ناب و خوار شمردن تدبیر رهبری است:
v قتل عام مردمسالاری و انتقام نرم از مردم، با حزب سالار کردن انتخابات و نظام:
إنا لله و إنا الیه راجعون .
نماینده ساری: با توجه به اينكه قانون انتخابات ما دچار مشكل و نظام انتخاباتي نياز به تصويب طرح جامعي داشته و براي برطرف كردن نواقص ساختاري و تشكيلاتي ناشي از نقش كمرنگ احزاب و گروههاي سياسي اين طرح تهيه شد ... براي بازسازي جايگاه ملي [بخوانید حزبی] مجلس به ويژه در قالب مشاركت احزاب و گروههاي سياسي در فعاليتهاي پارلماني و ... اين طرح پيشنهاد ميشود.
وي استاني شدن انتخابات را بيشتر در كنار تقويت نقش احزاب و گروههاي سياسي در رقابتهاي انتخاباتي و تغيير نظام انتخاباتي جاري مجلس دانست و تاکید کرد: ثبتنامه داوطلب براساس فهرستي كه احزاب ارائه ميدهند انجام ميگيرد تا نقش احزاب مشخص شود و اين فهرست با امضاي دبير كل احزاب مجاز است كه انتشار پيدا كند و احزاب مكلف هستند در هنگام ارائه فهرست وزارت كشور، موافقت كتبي داوطلبان مبني بر عضويت در فهرست [احزاب] را ارائه كنند و فهرست [احزاب] به صورت استاني منتشر ميشود بنابراين بايد كامل باشد و متناسب با كرسيهاي استان باشد.
وي خاطر نشان كرد: ... اين طرح بيشتر براي دخالت و مشاركت و مداخله مردم مخصوصا احزاب تنظيم شده و انتخابات را در قالب استاني ديده است تا احزاب فعاليت بيشتري داشته باشند ... و ديگر اينكه جايگاه احزاب و گروههاي سياسي در تصميمگيرها سريع و نقش نمايندگي و نماينده ارتقاء پيدا كند".
v فواید استانی و حزبی شدن انتخابات مجلس: ۱. شهرهای کم جمعیت، یعنی بیش از نصف مردم عملا نماینده نخواهند داشت (خانه ملت=خانه شهرهای پرجمعیت استان) ۲. تمام نمایندگان استانهایی با اکثریت جمعیت سنی در مرکز استان، سنی خواهند بود؛ ۳. پول و تبلیغات، نه صلاحیت و شناخت مباشر مردم، نماینده را تعیین میکند؛ مثل غرب! ۴. حزب الله و پیروان رهبری که حزبی ندارند، وارد مجلس نمیشوند. (خانه ملت = خانه هاشمی) ۵. الهام و لنکرانی و جلیلی و ... احمدی نژاد و حتی علامه مصباح، مراجع تقلید و بیش از ۹۹/۹۹ درصد مردم ایران حق نامزدی برای ورود به خانه خودشان (خانه ملت) ندارند، چون حزبی نیستند. ۶. خانه احزاب آن قدر موفق و مردمی و انقلابی بوده است که قرار است، تابلویش را بالای خانه ملت بزنند (خانه ملت= خانه احزاب)
v سرنوشت این طرح مشکوک؛ ۱. یا خود نمایندگان آن را رد میکنند؛ ۲. یا شورای نگهبان آن را تایید نمیکند؛ ۳. و طرح به خاستگاه طراح اصلی آن یعنی مجمع تشخیص مصلحت هاشمی، میرود و تایید میشود؛ ۴. یا رهبری حامی مردم در صورت صلاحدید، آن را متوقف میکنند.
وای بر کسی که شخص امام حسین را ترور کرد! صد وای بر کسی که شخصیت امام حسین را به ترور برخیزد! و هزاران وای بر کسی که شاخصهای گفتمان امام را به ترور برخیزد! به فرموده ولیّ امر مسلمین: "غفلت و اقدامات غيرمتعمدانه نيز گاه همان نتايج خيانت را به همراه ميآورد" سخن همین دیروز رهبری در جمع اساتید دانشگاه تهران. کدام غفلت و کدام خیانت در راه بود؟ نمایندگان! خیانت نشود!
[1]. "شهر كوفه به دستور عمر و توسط سعد وقاص بنا شد، سعد وقاص "فرمانده سپاه" اسلام بود. بعد از آن كه در جنگ با ايران پيروز شد، به دستور عمر شهر كوفه را بنا كرد و ارتش زير پرچمش را كه از قبايل مختلف عرب تركيب شده بود در آنجا اسكان داد; در حقيقت كوفه شهر نظاميهاي سابقه دار و خواص بوده است، کسانی كه حقوق از بيت المال ميگرفتند اما ..." اسد الغابة، ج 2، ص 291.