اخیرا وبسایت جناب سروش محلاتی، در مقاله ای کوشیده است تا آشفته گویی های فائزه هاشمی، در دیکتاتور خواندن نظام و ... را شرح و مثلا مستند سازی کند. مقاله وی، تلویحا جبهه سبز را - که گستره ای از لندن و تل آویو، و رقاصه های لوس آنجلس تا سازمان سیا دارد - جبهه حسینی می نماید و امام امت و امت امام را که مقید به چارچوب کربلا و پارادایم حق اند، جبهه یزیدی معرفی کرده است.

از آنجا که یکی از کلیدواژه های رسوا کننده جریان برانداز سال 88، واژه «فتنه»۱ است، جناب حجت الاسلام سروش محلاتی در پی تطهیر فتنه گران برآمده است. او در وب سایتش که گاهی در حد شرح کلمات قصار فائزه هاشمی قهقرا می شود، مقاله ای نوشته است که نشان دهنده نهایت شرح صدر مردم و نظام در برابر این توهین ها است.

شرح جناب حجت الاسلام محمد سروش محلاتی، بر کلمات قصار فائزه هاشمی در توهین به نظام و امام خامنه ای، در دو بخش است؛ الف. ریشه یابی «فتنه» با بررسی کاربردهای فتنه در تاریخ اسلام؛ ب. تبیین اینکه رهبر یک جامعه در قبال ظلم هایی که در یک جامعه رخ می دهد، مقصر است؛ لذا می توان یزید را لعنت کرد.

اصل مقاله ارزش علمی ندارد و تنها چیزی که ما را به نوشتن واداشت، کنایه های رساتر از تصریح این روحانی حامی فتنه در «مقایسه نظام اسلامی ایران با نظام فرعون، معاویه و یزید» است. این مقاله می تواند تاییدی بر اقاله دلبستگی این روحانی از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشد. امید که این نوشته دشمن شاد کن را از وب سایتش حذف کند و به خاطر این گستاخی های تلویحی، از امام زمان و نائب ایشان و امت بصیر ایران عذر خواهی کند.

جناب سروش محلاتی برای تطهیر «فتنه 88» دست به مغالطه «گزینش» در تاریخ می زند. او از مواردی که دشمنان جبهه حق، واژه «فتنه» را برای دفاع از باطل به کار برده اند، نمونه گیری می کند. مدیریت وی بر این بخش از بحث، مبتنی بر نمونه گیری از بخش تاریک تاریخ برای داوری درباره وضع روشن جامعه است؛ مثل کسی که از گنداب نمونه گیری کند و نتیجه آن را برای معرفی گلاب منتشر کند.

او پس از اینکه خود را در این گونه نمونه گیری های تاریخی غرق می کند، دست به کرامت بزرگی می زند و برای نشان دادن تلویحی اینکه امام خامنه ای دیکتاتور است، ثابت می کند که فرعون و معاویه و یزید دیکتاتور بوده اند! و از واژه فتنه، سوء استفاده کرده اند. این نوشته القاء می کند که به کار گیری واژه «فتنه» از سوی امام خامنه ای نیز، مانند به کار گیری واژه فتنه از سوی فوعون است؛ یعنی نعوذ بالله، سران فتنه 88 موسی و سبطیان مستضعف اند؛ و امام خامنه ای و امت فدایی اسلام، فرعون و قبطیان مستکبر!

این «زبان گویای فائزه» هاشمی، در نمونه گیری دیگری از بخش تاریک تاریخ، به سراغ جناب عثمان می رود و می گوید که عثمان هم به علی (ع) گفت که دست به تفرقه نزن و فتنه گری نکن! او در اینجا هم عثمان های انقلاب را تطهیر می کند و هم اینکه تلویحا امام خامنه ای و علما و مراجع معظم حامی اسلام ناب را به جای عثمان های تجملگرا، فامیل سالار و آقازاده پرور می نشاند. او تلویحا کسانی را که به اکابر فتنه 88 اعتراض کرده اند، متهم به عثمانیگری و یزید صفتی می کند.

شارح کلام فائزه هاشمی در ادامه ی تبرئه فتنه 88، با نمونه گیری های خاص خودش، به ماجرای مقدس کربلا می پردازد و زلال کربلا را به خود می آلاید و نعل تازه بر سُم «خود»نویسش می کوبد و احتمالا به امثال آیت الله جوادی آملی می تازد:

آیت الله جوادی آملی، سخنانی در جمع زنان سبز دارد و در آن جا می گوید که «پیامبر خدا بر اساس ظواهر قضاوت می کرد: «انما أقضِی بینکم بالأیمان و البینات». احتمالا این بخش از نوشته سروش محلاتی، ناظر به برداشتی است که از موضع آیت الله جوادی آملی و امثال ایشان در همراهی نکردن با سبزها داشته است. احتمالا برداشت شارح شطحیات فائزه، این است که آیت الله جوادی آملی هم حرف اصلی سبزها در تقلب را قبول داشته است، لکن رهبری را هم از عدالت ساقط نمی داند. زیرا ظواهر امر اینگونه نشان می داده است که تقلب نشده است و رهبری بر اساس ظواهر حکم کرده اند. همان طور که رسول الله (ص) هم بر اساس ظواهر قضاوت می کرد. البته اکنون در پی نقد برداشت احتمالی «زبان گویای فائزه» از بیان آیت الله جوادی آملی نیستیم.

«زبان گویای فائزه» در این بخش از مقاله، به درستی سعی می کند نشان دهد که یزید از وضع زمان و مکان و ظلمهایی که در کربلا رفت آگاه بود و نمی توان گفت که رهبری جامعه، از وضع جامعه خبر ندارد. نویسنده در ادامه با قرار دادن عبارات و الفاظ خاصی در گیومه «» فضای فعلی سیاسی کشور را تداعی می کند و رهبری را به جای یزید می نشاند. این مقاله بوی اقاله بیعت نویسنده با ولایت و اسارت در اوین نفس و پیوستن به ناکثین را می پراکند و کارکردی فراتر از عقده گشایی برای برخی از مخاطبان وی ندارد. نظرات تایید شده در ذیل این مقاله به راحتی نشان می دهد که جناب سروش محلاتی چه کاره است. به هر روی، این نوشته در راستای اهانت های کسی است که سبزها در راستای پارادایم پردازی «مسجد ضرار» و سوء استفاده از مقدسات، وی را – نستجیر بالله- زینب زمان می خوانند. یعنی فائزه هاشمی، پیشگام جناب سروش در مقایسه امام خامنه ای با شاه. ۲

این مقاله چیزی جز بالاآوده «خود»نویس مخملی و نعل تازه کوفتن بر سُم اسبان توئیتری و بی بی سی برای تاختن بر پیکر حبیب ها و اکبرهایی نیست که برای بی بی دو عالم زینب کبرا و اسلام فدا شدند. اگر شیطان جناب سروش را آزار ندهد، می تواند «درس خارج» خوبی بدهد، اما وقتی که به دست «خود»نویس می افتد، «خارج درس» از وی ترشح می کند و شاهدی می شود برای روباه «بی بی» C و شارحی برای فائزه هاشمی.

ای کاش درک ذلت یوم التلاق داشت        مردی که در ادامه خود باتلـاق داشت

تکمیلی

الف. بازتاب این مقاله: این مقاله در چندین سایت ضد انقلاب بازتاب داده شد، از جمله در سایت موهن بالاترین با این تیتر: حمله بیسابقه یک روحانی به علی خامنهای: او یزید زمان است.

ب. جناب سروش محلاتی پس اعتراض برخی از شاگردان پیشینش و شاید مسائل دیگر، اقدام به حذف نظراتی کرده است که پیشتر آنها را در ذیل مطلب خودش تایید کرده بود. عکس مطلب و نظرات حذف شده، در نزد وبلاگ بازباران محفوظ است.

-----------------------------------------------------------------------------------

۱. بسیاری از کاربردهای "فتنه" در کلام امام خامنه ای ناظر به در هم تنیدگی حق  و باطل است که سخنان به موقع کسانی که حق را به روشنی خورشید می فهمند، می تواند راه گشا باشد.

۲. سخنان فائزه هاشمی در حاشیه مراسم مسجد قبا در تاریخ 7 تیر 1388. ماهنامه راه، شماره 47؛ خرداد و تیر 1389، صفحه 98. دانلود فایل صوتی فازئه هاشمی در حاشیه جلسه مسجدقبا در ۷ تیر ۸۸

دانلود فایل صوتی/۱ مکالمه نیک آهنگ کوثر با مهدی هاشمی ؛ فایل صوتی۲ مکالمه مهدی هاشمی با کوثر