ابرپژوهی رجعت و نگاهی به رجعت اهل کتاب + دو فیلم از چاوز
اینکه رجعت کنندگان چه کسانی هستند، از آیات قرآن و روایات موجود نمی توان به یقین حد و مرز آن را مشخص کرد؛ برخی به رجعت همگانی اشاره دارد، برخی بر رجعت مقتولین، برخی بر رجعت مظلومین، برخی بر رجعت مومنین خالص و مشرکین خالص، و در برخی هم نام عده ای و حتی گروهی آمده است. در این پژوهش با نگاهی به آیات و روایات مختلف، سعی شده است تحلیلی مبتنی بر "ابردانش" برای رجعت ارائه شود که امید است به حقیقت نزدیک باشد و مورد رضایت خداوند قرار گیرد و کمکی هر چند بسیار کوچک، برای روشن شدن ابعاد قضیه باشد. بنده منتقد جدی افکار فرهنگی و اظهار نظرهای خطاآلود دینی آقای احمدی نژاد و به ویژه مشایی هستم. و مقالات زیادی در نقد این دیدگاه های آنان نوشته ام. اما درباره رجعت چاوز هر چند مسأله نفیاً یا اثباتاً خیلی روشن نیست، اما شواهدی بر اثبات آن وجود دارد.
مراد از ابرپژوهی چیست؟
ابرپژوهی مبتنی بر یک ابرپردازه در تحلیل انسان است. در این مقاله فقط اشاره ای به این ابرپردازه منحصر به فرد در تبیین انسان می شود.
بررسی پردازه ابرانسانشناسی و ابرجامعه شناسی
امام علی (ع) در طراحی انسانشناسی استراتژیک میفرماید: «الْعُقُولُ أَئِمَّةُ الْأَفْكَارِ وَ الْأَفْكَارُ أَئِمَّةُ الْقُلُوبِ وَ الْقُلُوبُ أَئِمَّةُ الْحَوَاسِّ وَ الْحَوَاسُّ أَئِمَّةُ الْأَعْضَاءِ[1]» عقل ها، ائمه فکرها هستند، و افکار، ائمه دل ها هستند، و دل ها ائمه حسّ ها هستند، و حسّ ها، ائمه اعضا. [2]
منظور از ابرانسان شناسی و به تعبیر تسامحی، انسان شناسی استراتژیک، این است که انسان چه ابعاد وجودی ای دارد و کدام یک از این مراتب هویت انسان، ارزش حیاتی و تعیین کننده دارد و کدام یک ارزش حیاتی ندارد، اما در رده مهمتری نسبت به سایر لایه های شخصیت انسان قرار دارد. از آنجا که «امام»، مفهومی حیاتی است و بدون امام چیزی جز جاهلیت و طاغوت نصیب انسان نمی شود، باید گفت که درک معنای دقیق عقل درون[3] و عقل برون (امام) و جایگاه حیاتی آن، در انسان شناسی و جامعه شناسی، صد در صد تعیین کننده است؛ زیرا «کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است»[4] و مسلما حیات چنین کسی هم جاهلی خواهد بود.
بنابراین، اگر تمام افعال کسی درست باشد، تمام امور قلبی اش هم درست باشد، تمام افکارش هم درست باشد و در یک کلام، تمام اصناف خیر در او جمع باشد، اما عقلش درست نباشد، او یک مرده و البته خطرناکتر از یک مرده! چون او دچار طاغوت فکرمحور، قلب محور و یا طاغوت بدن محور است. در این باره سخنان شگرفی از رسول الله (ص) و ائمه معصومین (ص) وجود دارد: «تمام نیکی ها تنها با عقل دست یافتنی است و کسی که عقل ندارد، دین ندارد؛ گروهی در محضر رسول خدا مردی را ستودند تا اینکه تمام ویژگی های خوب را در وی برشمردند، آنگاه رسول الله (ص) فرمودند: عقل او چگونه است؟ گفتند: یا رسول الله! از کوشش او در عبادت و انواع خوبی ها به شما می گوییم و شما از عقل او می پرسید! آنگاه رسول خدا فرمود: براستی که احمق به سبب نادانی اش، مصیبتی عظیمتر از ستم یک انسان فاجر به وجود می آورد ...» [5].
چنین کسی به دلیل فقر عقل و حجت درونی، دارای فقر استراتژیک در جامعه شناسی و امام شناسی است. زیرا امام و عقل برون، با عقل و امام درون سنخیت دارد و فقد عقل و امام درون، قطعا به فقد عقل و امام شناسی برونی و جاهلیت کشیده می شود.
این مساله در ابرجامعه شناسی اهل بیت، به شدت برجسته شده است؛ چنانکه اگر کسی فاقد ولایت باشد، تمام خیرات وی هم ارزشی ندارد و روایات عجیبی[6] می گوید که اگر کسی ولایت عمق استراتژیک جامعه؛ یعنی امام حق را نپذیرد، مانند کسی است که سوار بر قطاری شده است و تمام آداب و قوانین یک مسافر خوب را رعایت می کند، اما مسیر حرکت قطار به سمت دره سقوط است؛ چون کسی که در جایگاه عقل و راننده قطار نشسته است، چنین می خواهد.
شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد[7]: «من در معاشرتم با مردم به شگفتی افتاده ام، چون کسانی را می بینم که فلان و فلان را به سرپرستی برگزیده اند، اما راستگو، وفادار به عهد و پیمان و امانتدارند؛ و از آن سو هم مردمانی را می بینم که شما را به ولایت و سرپرستی برگزیده اند، اما مثل آنان راستگویی، عهد شناسی و امانتدار نیستند...». آنگاه امام صادق (ع) در تحلیلی استراتژیک، مساله عمق و سطح را مطرح می کنند؛ کسانی که ولیّ امرشان الهی است، و عمق استراتژیک شان آباد و نورانی است، خداوند سطح شان را نیز از ظلمت به در می آورد: "اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور[8]" و کسانی که در عمق استراتژیک (حوزه ولیّ امر) دچار طاغوت شده اند، این طاغوت ها، در نهایت، سطح نورانی آنان را نیز به ظلمت می آلایند و دچار ظلمت در عمق و سطح، خواهند شد: "وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيائُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ". البته تاکید شدید می شود که معنای این عقل، به هیچ وجه، ذهن و قدرت اندیشیدن یا مُدرک کلیات نیست.
اگر کسی دارای عمق استراتژیک باشد؛ یعنی عقل داشته باشد، به طور طبیعی، به سمت عقل اجتماع کشیده می شود؛ زیرا نهایت سنخیت بین عقل فرد و عقل جامعه وجود دارد. لذا این آیه مورد نظر در ابرانسان شناسی، سلول بنیادین ابرجامعه شناسی (جامعه شناسی استراتژیک) نیز هست. و البته با روایت و آیات بسیاری قابل تبیین است که از حوصله این سطور خارج است.
چکیده ای درباره ابرپژوهی رجعت
چون ارزش عقل، ارزشی تعیین کننده است، لذا هدف خلقت هم باید کمال عقل باشد و هدفهای دیگر مانند ارتقاء مکارم اخلاق در انسان یا عبادت یا ... هدفی تبعی است و هدف ذاتی و اساسی، همان استکمال عقل است. حضرت رَسُولُ اللَّهِ (ص) می فرماید: «... وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ ...»[9]. و از آنجا که تنهاراه استکمال مطلوب عقل، مأمومیت و تبعیت از ولیّ امر الهی است، شاید بتوان گفت که باید شرایط مأمومیت و اطاعت از ولیّ امر الهی برای آن عده از افرادی فراهم بشود که اگر در شرایط اطاعت یا عصیان از امام مشروع جامعه بودند، وضعیت عمق و سطح آنان دگرگون می شد. یعنی عمقشان به سطح آنان نیز می ریخت. پس هدف خلقت استخراج عقل است و استخراج عقل در پرتو زندگی در قلمرو حاکمیت امام مشروع است. لذا رجعت این شرایط را برای کسانی که دچار استضعاف استراتژیک شده اند، فراهم می کند.
نمایی از ابرپژوهی رجعت
خداوند انسان را برای تکاملش آفریده است و بر خود واجب کرده است که به وی رحمت کند. اَبَـررحمت آن است که وی به خلیفه الـاهی دسترسی داشته باشد. و خلیفه الهی با آوردن دین و ولایت دینی بر جامعه، و تزکیه مردم، زمینه تکامل وی را فراهم کند. خداوند حضرت آدم را امام آفرید تا به عنوان خلیفه خودش، بر جامعه امامت کند و در هر منطقه ای به تناسب آن، «نذیر»ی فرستاد: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ» فاطر، 24.
ظلم استراتژیک مستکبرین و مظلومیت استراتژیک مستضعفین
خداوند برای هر اُمتی نذیری فرستاد اما برخی از آنان کشته شدند و امت هایی محروم ماند. به دلیل ظلم مستکبران[10]، بخشی از جامعه در دسترسی به امام و بهره مندی کامل از حجت الهی، دچار استضعاف شدند: «لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُون». یس، 6. هر چند که خداوند سخن حق را بر اکثر آنان وانماینده است، اما حقیقت این است که تکامل مطلوب برای عموم مردم، تنها در جامعه مطلوب ممکن است و جامعه مطلوب آن است که تحت ولایت حجت الهی اداره شود. تنها در این شرایط است که هدف خلقت به نحو مطلوبی ممکن است: «حتی یستکمل العقل/ فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ ... وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول...». نهج البلاغه، خطبه نخست. خداوند بنا بر سنت خودش، ضرورتاً بر مستضعفین و کسانی که دچار اَبَـراستضعاف شده اند، منت خواهد نهاد و دین، امام دلخواه و امنیتی که در پرتو آن بتوانند به تعالی مطلوب برسند را در اختیار مستضعفین طول تاریخ قرار خواهد داد؛ «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين». 5، قصص. اکنون که در طول تاریخ، بسیاری از افراد دچار استضعاف در دسترسی به ولیّ امر الهی داشته اند، چه باید کرد؟ چه سازوکاری برای بازیابی مأمومیّت از دست رفته است؟
ضرورت استدلالی بر وجود یوم الله رجعت و محشر صغرا
خداوند برای اینکه همه مردم به رحمت استراتژیک و بستر مطلوب برای تکامل (زندگی در سایه ولیّ امر الهی) برسند، شرایطی در در آخرالزمان فراهم کرده است، که همه کسانی که حضورشان در آن شرایط، سبب تغییر قابل توجه در تکامل شان می شود، امکان بازآیی و بازیابی تکامل در پناه ولیّ امر الهی را داشته باشند. این دوره را رجعت می نامند. در حقیقت رجعت برای کسانی است که در طول حیات پیشین به دلیل عدم دسترسی به امام و ولیّ امر الهی، امکان بروز عمق استراتژیک شان در حوزه های سطحی وجود نداشته است؛ یعنی عمق و سطح شان همخوانی ندارد؛ و باید تحت ولایت الهی، سطح شخصیت شان نیز همانند عمق شان بشود؛ یعنی یا زنگی زنگی یا رومی رومی. امام صادق علیه السلام با استناد به آیه «الله ولیّ الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور» درباره مومنینی که به دلیل عدم دسترسی به امام یا فشارهای طاقت سوز دشمن، هنوز دچار ظلمت سطحی (فکر، قلب، حس و بدن) هستند، می فرماید که چون خداوند ولیّ آنان و عمق استراتژیک آنان است، نور خود را به سطح نیز خواهد ریخت و ظلمات سطحی آنان برطرف خواهد شد. منطقی ترین شرایط برای خروج عادلانه و انتخابگرانه آنان از ظلمات سطحی، همان شرایط دنیایی در آخرالزمان و تحت ولایت ولیّ امر مشروع الهی؛ یعنی رجعت است. کافران نیز باید بر اساس اینکه تن به امامت و عمق ضد استراتژیک طاغوت داده اند، بازبیایند و ظلمت عمق شان به تمام سطح شان بریزد، زیرا هویت هر فرد به طور کامل فقط در زمان امام و ولیّ امر الهی هویدا می شود: «لیُثیروا دفائن العقول»؛ یعنی عمق فرد، به سطح وی نیز می آید: «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یُخرجونهم من النور الی الظلمات». پس باید شرایط انتخاب امام حق و امام باطل فراهم باشد، آنگاه وی، امام باطل را انتخاب کند یا از امام حق سرپیچی کند و نفس خود را به امیری برگزیند؛ در این حال، تمام سطح (فکر، قلب، حس و بدن) نیز به ظلمات آلوده می شود: «یخرجونهم من النور الی الظلمات».
بنابر این تحلیل، یوم الله[11] رجعت، موعد همه کسانی است که اگر در جامعه تراز الهی با ولایت امام و نائب امام قرار می گرفتند، در خالص شدن هویت آنان نقش موثری داشت؛ یعنی در یکپارچه شدن عمق و سطح آنان؛ خواه این افراد از اهل کتاب باشند یا مسلمان باشند.
دلالت آیات قرآن بر رجعت و رجعت کنندگان
در قرآن آیات بسیار زیادی درباره امکان و نیز ضرورت رجعت وجود دارد که تنها به چند نمونه آن که ما توان بهره بیشتری برای تبیین ابرپژوهی رجعت از آنها داریم، اشاره می کنیم.
1. در این روایت، استدلالی متقن به آیات قرآن برای اثبات رجعت از سوی امام صادق علیه السلام شده است: «... فَقَالَ الرَّجُلُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْعَامَّةَ تَزْعُمُ أَنَّ قَوْلَهُ وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً عَنَى فِي الْقِيَامَةِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَيَحْشُرُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ يَدَعُ الْبَاقِينَ لَا وَ لَكِنَّهُ فِي الرَّجْعَةِ وَ أَمَّا آيَةُ الْقِيَامَةِ وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً». بحارالأنوار، ج 53، ص 52. در آیه 83 نمل خداوند می فرماید که از هر امتی گروهی را محشور می کنیم. و حضرت امام صادق با نشان دادن یک آیه دیگر از قرآن می گوید که در محشر کبرا همه برانگیخته می شوند، پس مراد از حشر در این آیه، رجعت و محشر صغرا است.
دلالت آیه بر رجعت کنندگان: اما اینکه برخی می گویند رجعت مخصوص مسلمانان و امت حضرت محمد است، بر خلاف ظاهر این آیه است[12]. «نحشُرُ من کلّ امةٍ فَوجاً مِمَّن یُکَذِّبُ بِآیاتِنا» البته این آیه ناظر به رجعت کنندگان بد است؛ درباره رجعت کنندگان خوب نیز مطالبی خواهد آمد.
2. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ». نور، 55. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود می گوید تحقق این آیه در زمان رجعت است[13].
دلالت آیه بر رجعت کنندگان: بنابراین آیه که تحقق آن در عصر ظهور و مربوط به رجعت است، کسانی که به سبب اظهار دین حق یا عمل به آن در معرض فشار بوده اند و دچار خوف بوده اند، و نتوانسته اند توانایی های عقلی شان را بارور کرده در سطح متجلی کنند و به رشد بیشتری برسند، به دلیل قاعده مَنّ و لطف الهی، به زمین باز می گردند و شرایط تعالی بخش یوم الله رجعت را زندگی می کنند. وقتی این آیه شریفه را در کنار بیان الهی «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» ببینیم، متوجه می شویم که این افراد، نمی توانند اولیای الهی، ائمه معصومین و خُلّصین در دین داری و ایمان باشند. زیرا اولیاء الله و خُلّصین در ایمان و تدین، جز از خداوند نمی ترسند[14]. شاید از اینکه در آخر آیه می فرماید: «لـایُشرکون بی شَیئاً» بتوان برداشت کرد که گویا اشاره است به گذشته این گروه که شرک خفی یا سطحی (فکر یا قلب یا حس یا بدن و رفتار) داشته اند: «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ» یوسف، 106. بنابراین ممکن است که رجعت کنندگان از کسانی نیز باشند که دارای شرک خفی یا همان شرک سطحی در ایمان هستند؛ با این حال، همان گونه که امام صادق علیه السلام فرموده اند، ایمان و شرک اهل رجعت خالص است[15]، اما این خلوص مربوط به خلوص در حوزه عقل و عمق حیاتی شخصیت است نه در حوزه سطح. زیرا خلوص در حوزه عمق و سطح به معنای دقیق آن تنها در ذوات مقدس چهارده معصوم است و بقیه هر کدام به نحوی در حوزه ترک اولی یا ... دچار عدم خلوص هستند. در حالی که روایات نسبتاً زیادی دلالت می کند بر اینکه افرادی جز اهل بیت علیهم السلام نیز رجعت می کنند، مانند ابوذر و مالک اشتر و تعدای از خانم ها و آقایان دیگر. بنابراین، احتمالا بتوان گفت که منظور از خلوص، خلوص در عمق و پذیرش ولایت حق است نه خلوص در تمام ابعاد شخصیت.
آیاتی که بر اساس تفاسیر روایی، رجعت را شامل افرادی به غیر از خُلّصین در ایمان هم می داند
1. «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ في سَبيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون». 157، آل عمران. اگر در راه خدا کشته شويد و يا بميريد، رحمت و مغفرت خدا بهتر است از آنچه گرد مى آوريد. حضرت امام باقر عليه السلام، از جابر پرسيد: اى جابر! آيا مى دانى که معناى «سبيل الله» چيست؟ جابر گفت: نه به خدا سوگند! جز اينکه از شما بشنوم. امام فرمود: «سبيل الله» راه على و اولاد على است. هر کس با ولايت وى کشته شود، در راه خدا کشته شده است و هر کس با ولايت او بميرد، در راه خدا مرده است. هيچ مومنى از اين امت نيست جز اينکه براى او قتل و مرگى هست، هر کدام از آنها کشته شود يک بار ديگر برمى گردد تا بميرد، و هر کدام از آنها بميرد، برمى گردد تا کشته شود. تفسير عياشي، ج 1، ص 202. در همین راستا، حضرت امام رضا عليه السلام نيز در اين رابطه فرموده اند: «هر مومنى در بستر بميرد در رجعت کشته مى شود، و هر مومنى کشته شود، در رجعت در بستر خود مى مي میرد». بحارالانوار، ج 53، ص66.
2. «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ». توبه، 111. زراره بن اعين گويد: دوست داشتم از امام باقر عليه السلام در مورد رجعت سوال کنم، ولى نمى خواستم به طور مستقيم بپرسم، از اين رو پرسش خود را چنين مطرح کردم: جانم به فدايت! به من خبر ده از کسى که کشته مى شود، آيا او مرده است؟ فرمود: نه؛ مرگ، مرگ است و قتل، قتل. گفتم: بالاخره کسى که کشته مى شود مى ميرد دیگر!حضرت فرمود: اى زراره! گفتار خدا حق است که ميان مرگ و قتل فرق مى گذارد و مى فرمايد: اگر بميرد و کشته شود. آل عمران، 144. و در جاى ديگرى مى فرمايد: اگر بميرد و اگر کشته شويد، به سوى خداوند باز مى گرديد. آل عمران، 158. و ... عرض کردم: خداى تبارک و تعالى مى فرمايد: هر کسی طعم مرگ را خواهد چشيد. انبياء، 35؛ آيا کسى که کشته مى شود طعم مرگ را نچشیده است؟ امام فرمود: کسى که با شمشير کشته مى شود، همانند کسى نيست که در بستر بميرد. کسى که کشته مى شود به ناگزير بايد برگردد تا طعم مرگ را بچشد. تفسير عياشي، ج 2، ص 112.
3. «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ» عنکبوت، 57. هر نفسی چشنده مرگ است. در ذیل این آیه نیز همان روایت زراره در تفسیر عیاشی ذکر شده است؛ بنابراین از آنجا که مقتولین مرده نیستند، پس باید رجعت کنند تا مرگ را بچشند.
آیا هر کس بخواهد شهید باشد باید شیعه یا مسلمان باشد؟
بر اساس آنچه در روایات آمده است، اگر کسی بر محبت اهل بیت بمیرد، شهید است، خواه شیعه باشد یا در سطح شخصیت (فکر، قلب، حس و بدن) دچار استضعاف بوده باشد؛ اما باید عمق وجودش با اهل بیت و حضرت حجت ارواحنا فداه باشد.
در این باره، روایاتی در کتب اهل سنت و شیعه از حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله آمده است: «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الْإِيمَانِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ ثُمَّ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ يُزَفُّ إِلَى الْجَنَّةِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى بَيْتِ زَوْجِهَا أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ص فُتِحَ لَهُ فِي قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَى الْجَنَّةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِكَةِ الرَّحْمَةِ ...». العمدة للشیخ الطوسی، ص 54.«أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ فَأَنَا كَفِيلُهُ بِالْجَنَّةِ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ ». بحارالأنوار، ج 7، ص 221.
آیا بزرگان هم به افرادی غیر مسلمان، مثلا مسیحی، لقب پر شرافت شهید را می دهند یا نه؟ با نگاهی به کلام نائب حضرت حجت (عج) می توان نمونه هایی را مشاهده کرد؛ مثلا بیان ایشان در دیدار از یک «خانواده شهید ارمنی» نشان می دهد که یک مسیحی هم می تواند شهید باشد. همچنین پیام امام خامنه ای در 8 دی 1387: «همه مجاهدان فلسطین و همه مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بیدفاع غزهاند و هر كس در این دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعلیهوآله محشور شود». مسلماً همه مجاهدان فلسطینی، شیعه و حتی مسلمان نیستند.
در قطعه فیلمی که از چاوز در ادامه آمده است، هم به دلیل محبت به اهل بیت و انتظار فرج و هم به دلیل نبرد با اسرائیل، و احتمال جدی دخالت امریکایی ها در کشته شد وی، می توان او را شهید دانست. +
دلالت روایات مطابقت سرنوشت امت رسول خاتم با امم گذشته بر افراد رجعت کننده:
اهل بیت ع برای اثبات رجعت، به این روایات استناد می کنند و می فرمایند که چون رجعت در امت های گذشته بوده است، در این امت هم هست و از آنجا که تاکید زیادی بر همانندی وضع این امت با امت پیشین است و رجعت امت های گذشته فقط مخصوص خلّصین نبوده است، می تواند قرینه ای باشد بر این که رجعت امت رسول خاتم هم فقط شامل خُلّصین در ایمان (ایمان خالص در عمق و سطح) نیست. یک نمونه از این روایات:
«قَالَ الْمَأْمُونُ لِلرِّضَا ع يَا أَبَا الْحَسَنِ مَا تَقُولُ فِي الرَّجْعَةِ فَقَالَ ع إِنَّهَا الْحَقُّ قَدْ كَانَتْ فِي الْأُمَمِ السَّالِفَةِ وَ نَطَقَ بِهَا الْقُرْآنُ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَكُونُ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلُّ مَا كَانَ فِي الْأُمَمِ السَّالِفَةِ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ وَ قَالَ ص إِذَا خَرَجَ الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي نَزَلَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع فَصَلَّى خَلْفَهُ وَ قَالَ ص إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ثُمَّ يَكُونُ مَا ذَا قَالَ ثُمَّ يَرْجِعُ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِه». بحارالأنوار، ج 53، ص 61.
پس اولاً رجعت در زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شامل تمام امت ها می شود. و این مسأله کاملا محتمل است که رجعت فقط مختص به خُلّصین در ایمان نیست بلکه شامل کسانی است که در ایمان عقلی به خلوص رسیده اند و در عین حال ممکن است که در حوزه سطحی (فکر، قلب، حس و بدن) دچار اشکالات و شرک خفی باشند. در زیر به روایتی اشاره می شود که امام صادق علیه السلام می فرماید که شیفتگان مهدیِ منتظر، رجعت می کنند و البته این حدیث با مضمون احادیث دیگری و نیز تحلیل استراتژیک آغاز بحث، تقویت می شود:
امام صادق: عاشقان مهدی فاطمه در یوم الله رجعت، به اختیار خود بر می گردند
مفضل بن عمر مى گويد: در خدمت امام صادق عليه السلام صحبت از حضرت مهدى عجل الله فرجه شد. از حضرت درباره منتظرانی که پیش از ظهور می میرندسوال کردم. امام علیه السلام فرمودند: هنگامى که حضرت مهدى (عج) قيام کند، بر سر قبر مومن ندا داده می شود که اى بنده خدا! مولايت ظهور کرده است، اگر مى خواهى به او بپيوندى آزاد هستي، و اگر بخواهى در نعمتهاى الهى متنعم بمانى باز هم آزاد هستي: «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ ذَكَرْنَا الْقَائِمَ ع وَ مَنْ مَاتَ مِنْ أَصْحَابِنَا يَنْتَظِرُهُ فَقَالَ لَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا قَامَ أَتَى الْمُؤْمِنَ فِي قَبْرِهِ فَيُقَالُ لَهُ يَا هَذَا إِنَّهُ قَدْ ظَهَرَ صَاحِبُكَ فَإِنْ تَشَأْ أَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَالْحَقْ وَ إِنْ تَشَأْ أَنْ تُقِيمَ فِي كَرَامَةِ رَبِّكَ فَأَقِمْ». الغيبةللشیخ الطوسي، ص 459.
نیز از حضرت امام صادق(ع) منقول است كه هر كه چهل صباح دعاي عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور بمیرد، رجعت خواهد کرد. بحارالانوار، ج 53، ص 95.
به نظر می رسد که مطابق آنچه در روایات آمده است و هم چنین کلام امام خامنه ای نیز به ان إشعار دارد، و آنچه که ما از زندگی چاوز می دانیم، می توان وی را شهید نامید و امید آن است که در رکاب امام زمان رجعت کند. اما نمی توان این را به طور قطع ادعا کرد؛ مگر آنکه ادعای ما ریشه در علم غیب داشته باشد یا از حرمت کهانت بی اطلاع باشیم و یا به احساسات خود تفوّه کنیم.
دانلود فیلم چاوز درباره امام زمان با کیفیت عالی ؛ دانلود فیلم سخنرانی چاوز در حرم امام رضا ع
این هم فیلمی از مرحوم چاوز که از شوق امام زمان عجل الله فرجه در جمع کسانی مثل محمود عباس، در تلویزیون دولتی ونزوئلا بغض می کند و استغاثه سوزناک «مهدی بیا مهدی بیا» سر می دهد. این ها را نباید نادیده گرفت! و یا چیز کمی انگاشت! قطعا چاوزی که مسأله اصلی جهان را جنگ با اسرائیل می داند، خیلی به افق حضرت بقیت الله ارواحنا فداه و نائب امام زمان نزدیک تر است تا آن بی چاره ای که در برابر استغاثه سرگشاده امام خامنه ای خطاب به امام زمان، دو پهلو یا ساکتانه سر می کند و در برابر شعار نه غزه نه لبنان باز هم سکوت می کند و در برابر شعار جمهوری ایرانی، باز هم سکوت می کند و حالا دم از مظلومیت دین و رجعت و ... می زند.
نظر شهید آوینی درباره رایتل ----------------------------------------- نظر شهید آوینی درباره رایتل
[1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 1، ص 96 و نیز نوری، حسین، مستدركالوسائل، ج 11، ص 207. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث.
[2]. لایه چهارم انسان؛ یعنی حوزه حواس هنوز به خوبی برایم روشن نشده است، بنابراین فعلا به آن نمی پردازیم؛ اجمالا اینکه اعضاء، ابزاری برای حواس هستند؛ از سویی چون ضریب تمرد اعضاء از حواس خیلی کم است، تغییرات اساسی در انسان شناسی ایجاد نمی کند.
[3]. «فَقْدُ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَيَاةِ وَ لَا يُقَاسُ إِلَّا بِالْأَمْوَات». [3]. کلینی، محمد، اصول کافی، ج 1، ص 27. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث.
[4]. «و أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً فَقَالَ إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَق[4]». عاملی، محمد، وسائل الشیعه، ج 16، ص246. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث.
[5]. «إِنَّمَا يُدْرَكُ الْخَيْرُ كُلُّهُ بِالْعَقْلِ وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَهُ وَ أَثْنَى قَوْمٌ بِحَضْرَتِهِ عَلَى رَجُلٍ حَتَّى ذَكَرُوا جَمِيعَ خِصَالِ الْخَيْرِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَيْفَ عَقْلُ الرَّجُلِ فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ نُخْبِرُكَ عَنْهُ بِاجْتِهَادِهِ فِي الْعِبَادَةِ وَ أَصْنَافِ الْخَيْرِ تَسْأَلُنَا عَنْ عَقْلِهِ فَقَالَ (ص) إِنَّ الْأَحْمَقَ يُصِيبُ بِحُمْقِهِ أَعْظَمَ مِنْ فُجُورِ الْفَاجِرِ ... ». نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج 11، ص 210. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث.
[6]. امام باقر علیه السلام: «قال الله تبارک و تعالى: لأعذبنّ کل رعیة فى الاسلام دانت بولایة کل امام جائر لیس من الله، و ان کانت الرعیة فى اعمالها برة تقیة؛ و لأعفونّ عن کل رعیة فى الاسلام دانت بولایة کل امام عادل من الله، و ان کانت الرعیة فى انفسها ظالمة مسیئة» کلینی، محمد، اصول کافی، ج 1، ص 376. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث. امام خامنه ای در تاریخ 20 تیر 1369 در استناد به این حدیث بیان بسیار عمیق و دقیقی دارند: : «شايد اين حديث را ماها بارها گفتهايم و شنيدهايم و نقل كردهايم كه «لاعذّبنّ كلّ رعيّة فىالاسلام أطاعت إماما جائرا ليس من اللَّه عزّ و جل و ان كانت الرّعيّة فى اعمالها برّة تقيّة و لاعفونّ عن كلّ رعيّة فىالاسلام أطاعت اماما هاديا من اللَّه عزّ و جل و ان كانت الرّعيّة فى اعمالها ظالمة مسيئة؛ حاصل، اينكه اگر دستگاه مديريت جامعه، صالح و سالم باشد، خطاهاى متن جامعه، قابل اغماض است و در مسير جامعه، مشكلى بهوجود نخواهد آورد. اما اگر مديريت و رأس جامعه، از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد، ولو در ميان مردم صلاح هم وجود داشته باشد، آن صلاح بدنهى مردم، نمىتواند اين جامعه را به سرمنزل مطلوب هدايت كند. يعنى تأثير رأس قله و هرم و مجموعهى مديريت و دستگاه اداره كننده در يك جامعه، اينقدر فوقالعاده است. اين است كه ما روى مسألهى غدير، اينقدر تكيه مىكنيم. البته آقايان و بخصوص مسؤولان، اين نكته را توجه داشته باشند كه اگر ما بر نقش مديريت و سرپرستى در جامعهى اسلامى تكيه مىكنيم و آن را "تعيينكننده" معرفى مىنماييم، با يك گزينش، قضيه تمام نمىشود.»
[7]. عبدالله بن أبی یعفور قال: «قلت لأبی عبدالله (ع): اني أخالط الناس فيكثر عجبي من أقوام لا يتولَّونكم و يتولَّون فلاناً و فلاناً؛، لهم أمانة و صدق و وفاء؛ و أقوام يتولَّونكم ليست لهم تلك الأمانة و لا الوفاء و لا الصدق؛ قال: فاستوی ابوعبدالله جالسا فأقبل علیّ کالغضبان ثم قال: لا دين لمن دان اللَّه بولاية امام جائر ليس من اللَّه؛ و لا عتب على من دان اللَّه بولاية امام عادل من اللَّه؛ قلت: لا دين لأولئك و لا عتب على هؤلاء؟ قال: نعم لا دين لأولئك و لا عتب على هؤلاء! ثم قال الا تسمع لقول اللَّه عز و جل "اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ" يعني من ظلمات الذنوب إلى نور التوبة و المغفرة، لولايتهم كلَّ امام عادل من اللَّه عز و جل؛ و قال: "وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ" إنما عنى بهذا أنهم كانوا على نور الإسلام، فلمّا ان تولّوا كلّ إمام جائر ليس من اللَّه عزّ و جلّ، خرجوا بولايتهم من نور الإسلام إلى ظلمات الكفر؛ فأوجب اللَّه لهم النار مع الكفار؛ "فأولئک أصحاب النّار هم فیها خالدون». کلینی، محمد، اصول کافی، ج 1. ص 375.
[8]. بقره، 257.
[9]. کلینی، محمد، اصول کافی، ج 1؛ ص12. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث
[10]. «قالَ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذينَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمينَ». سبأ، 32.
[11]. حضرت امام صادق عليهالسلام: «ايام الله ثلاثه؛ يوم يقوم القائم و يوم الکرة و يوم القيامة». روزهاى خدا سه تا است؛ روز قيام قائم، روز رجعت و روز رستاخيز. منتخب البصائر، ص/18 بحارالانوار، ج53، ص63.
[12]. «المفضل بن عمر عن أبي عبد الله ع قال يخرج القائم ع من ظهر الكوفة سبعة و عشرين رجلا خمسة عشر من قوم موسى ع الذين كانوا يهدون بالحق و به يعدلون و سبعة من أهل الكهف و يوشع بن نون و سلمان و أبا دجانة الأنصاري و المقداد و مالك الأشتر فيكونون بين يديه أنصارا و حكاما». الإرشاد، ج 2، ص 387.
[13]. وَ قَوْلُهُ «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ ...» فَهَذَا كُلُّهُ مِمَّا يَكُونُ فِي الرَّجْعَةِ». تفسیر قمی، ج 1، ص 25.
[14]. یونس، 62. «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ». بقره، 62 و نیز مائده، 69. با اینکه ما در این زمان تنها دین حضرت خاتم الانبیائ را دین حق می دانیم، اما اگر کسی به دلیل استضعاف، نتوانست دین حق ایشان را انتخاب کن، و به خدا و معاد ایمان داشته باشد و نیکوکار هم باشد، (بنابر احتمالی) او نباید از آینده نگران باش، زیرا در یوم الله رجعت، برانگیخته خواهدشد و شرک سطحی اش (فکری، قلبی، حسی و رفتاری) را در از خود خواهد زدود. به نظر می رسد که این تبیین هم نفی تکثرگرایی در حوزه حقانیت می کند و هم اینکه می تواند چرایی تکثرگرایی در حوزه نجات را روشن کند.
[15]. «أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ وَ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ بِعَامَّةٍ وَ هِيَ خَاصَّةٌ لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضاً». بحارالانوار، ج 53، ص 39؛ به نقل از منتخب البصائر.
