خطرناکتر از خوارج
ترور شخص: در یک نگاه می توان حوزه های قابل ترور در یک جامعه یا فرد را به سه بخش تقسیم کرد: الف. ترور شخص؛ ب. ترور شخصیت؛ ج. ترور شاخصها. شخص و فیزیک هر انسانی برد محدودی دارد و پس از مدتی از دنیا می رود. بنابراین، چه ابن ملجم امام علی علیه السلام را ترور می کرد چه نمی کرد، در هر حال امام علی (ع) اینک زنده نبودند. چه شمر امام حسین را شهید می کرد یا نمی کرد، امام حسین امروز زنده نبودند.
v ترور شخصيت: اما اگر شخصیت امام حسین ترور شود، محدوده و برد مفید آن که برای همه زمینها و همه زمانهاست را مخدوش کرده اند. بنابراین ترور شخصیت امام حسین علیه السلام، هزاران بار خطرناکتر و مضرّتر از ترور شخص ایشان است. پس کسانیکه گفتند امام حسین کشته خشونت جدّش در جنگ بدر است، و شمشیر بر گلوی شخصیت امام حسین نهادند، هزاران بار از شمر کثیف تر و خطرناکترند.

![]()
v مقايسه خطر ابن ملجم و مدرسي: در مدل انسان شناسی استراتژیک، امام علی (ع) می فرمایند: "عقلها امام ذهن ها هستند، و ذهن ها امام قلب ها هستند و ... قلبها امام بدنها هستند[1]". کاملا مشخص است که ارزش حوزه بدن، کمتر از حوزه قلب و ذهن و عقل است. حال سوال این است که ابن ملجم کدام لایه از وجود مبارک امام علی علیه السلام را مجروح کرد؟ شمشیر ابن ملجم برنده تر است یا قلم اکبر گنجی و دکتر سروش یا سخنان آقای مدرسی در "نظریه علمای ابرار" که مخوفترین و ساکترین ترور ابعاد شخصیت همه ائمه معصومین علیهم السلام بصورت یکجا است؟
v ضربه شمشیر مدرسی و كديور بر فرق شخصیت امام علي: مدرسی و به تبع وی، کدیور، با استناد به دیدگاه برخی از اصحاب ائمه، بر این باورند که ائمه علیهم السلام معصوم نیستند، بلکه اساسا شأن امامت به معنایی که شیعه برای ائمه قائل است غلوّ است. و شیعیان معتقد به عصمت ائمه، غالی هستند. به قول سروش، زیارت جامعه کبیره، مرامنامه شیعیان غالی است.
v برخي از دلایل مدعیان "نظریه علمای ابرار" بودن ائمه: آنان می گویند چون برخی یا بسیاری از یاران ائمه، معتقد به عصمت آنان نبوده اند و مثلا عباراتی نظیر "اصلحک الله" درباره آنان به کار می بردند؛ ائمه (ع) معصوم نیستند. اینان با تحقیق فراوان در منابع شیعی، شاهد مثالهایی هم بر ادعای خود پیدا کرده اند.
v نقد گوشه هایی از توهم "نظریه علمای ابرار": جالب است بدانیم که اکثریت شیعیانی که در جنگ با معاویه و عایشه و خوارج در رکاب امام علی علیه السلام جنگیدند، شیعیان سیاسی بودند نه شیعیان اعتقادی. شیعه سیاسی یعنی کسانی که خلافت امام علی (ع) را به عنوان خلیفه چهارم پذیرفته بودند و با ایشان در صحنه های جنگ هم حاضر می شدند. اما شیعه اعتقادی کسی است که امام علی را نه به عنوان خلیفه چهارم بلکه به عنوان امام اول و خلیفه بلافصل بعد از رسول خدا قبول داشتند. حال سوال از کدیور و مدرسی این است که آیا به خاطر اینکه اکثریت اصحاب امام علی (ع) او را امام اول نمی دانستند، پس امام علی حقاً امام اول نبوده است؟ ضمنا بسیاری از آیات قرآن از جمله آیه مباهله، صراحتا نشان می دهد که علی، "نفس" پیامبر است. از سوی دیگر روایات بسیاری در منابع شیعه و سنی وجود دارد که می گوید، "علی با حق است و حق با علی است و حق در آن جاست که علی هست"؛ سوال این است که چرا مدعیان تحقیق و علم، به این همه آیه و روایت توجه ندراند.
v نقد نقضی: عجب است که آقای مدرسی و کدیور، ائمه را معصوم نمی دانند ولی داوری برخی از اصحاب کم اطلاع و بی بصیرت اهل بیت را معصوم می دانند؛ یعنی چون آنان می گویند که اهل بیت معصوم نیستند، پس اهل بیت معصوم نیستند و کسانی که قائل به عصمت آنانند، غالیان هستند.
-------------------------------------------------
العقول أئمة الافکار، و الافکار أئمة القلوب، و القلوب أئمة الحواس و الحواس أئمة الاعضاء" عقل، پیشوای ذهن است و ذهن پیشوای قلب و قلب پیشوای حواس و حواس، پیشوای اعضا. بحارالانوار، ج۱، ص۹۶.