قرآن مجید: "و هنگامی که بخواهیم سرزمینی را نابود کنیم، فرمان به ثروتمندان کامروایش بدهیم، پس انحراف بورزند در آن، آنگاه سخن بر آن قطعی شود و آن را سخت ویران کنیم" اسراء/ 16

امام خمینی: اگر بخواهيد بى‏خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاى پيشرفته آنان و شياطين و توطئه‏هاى آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده زيستن عادت دهيد!مردان بزرگ كه خدمتهاى بزرگ براى ملتهاى خود كرده‏اند، اكثر ساده زيست و بى‏علاقه به زخارف دنيا بوده‏اند. صحيفه نور، ج ‏18، ص 459.

امام خمینی: جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست؛ جنگ با عربستان و شيوخ خليج فارس نيست؛ جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست؛ جنگ با ابرقدرتهاى شرق و غرب نيست؛ جنگ ما، جنگ مكتب ماست عليه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى عليه خوشگذرانيهاى مرفهين ... است. اين جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى عليه دنياى كثيف زور و پول و خوشگذرانى است. صحيفه نور، ج ‏21، ص 68.

مقام معظم رهبری، در دانشگاه علم و صنعت،‏ 24 آذر 87: "انحراف در هدفها، در آرمانها را بايد مراقبت كرد كه پيش نيايد. و اين چيزى است كه ما در طول اين سالهاى طولانی، بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام، درگيرش بوديم.

ولی امر مسلمین جهان، در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت نهم، ۶ شهریور ۱۳۸۵: شاخصه‌هاى اصولگرايى، شاخصه‏هاى مهمى است كه من به بعضى از اينها اشاره ميكنم. در اظهارات شما هم هست، آن را ميگوييد و تكرار ميكنيد و در برنامه‏هايتان مي‌گنجانيد. شاخصه اول عدالتخواهى و عدالت‏گسترى، فسادستيزى شاخصه‏ ديگرى است، ساده‏زيستى و مردم‏گرايى شاخصه‏ ديگرى است كه بحمداللَّه داريد. تواضع و نغلتيدن در گرداب غرور هم يكى از شاخصه‏هاي‏ اصولگرايى است. اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش كه جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست.

هاشمی در خطبه مشهور به مانور تجملگرایی، بزرگان و ائمه دیگری هم بودند که با چنین افراد سست عنصر و بی‌تحرکی که در صحنه زندگی اجتماعی، خود را با پوشش روحیه و شعار انقلابی و ساده‌زیستی گریم می‌کردند، مبارزه می‌نمودند. ص 9، جمهوری 19 آبان 1369.

رهبر معظم انقلاب، نماز جمعه‌ تهران، 23 تیر 1368: اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‌شود.

پایگاه اینترنتی عدالتخانه، گفتگو با محتشمي‌پور، چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387: شاخصه‌هايي كه امام براي اسلا‌م آمريكايي، مطرح مي‌كردند، اسلا‌م مرفه بي‌درد، اسلا‌م سرمايه‌داران مستكبر و اسلا‌م تن‌پروران بود. امام با تجملگرايي مخالف بودند و ساده زيستي را شعار ملت، كشور و جمهوري اسلا‌مي مي‌دانستند. آنوقت رئيس‌جمهور مملكت مي‌آيد نماز جمعه (18 آبان 1369) مي‌گوید: چه كسي گفته تجمل‌گرايي اشكال دارد؟! اصلا‌ً نماز جمعه بايد مانور تجمل باشد و از اين تعبير‌ها؛ يا اعلا‌م مي‌كند كه چرا پولدارها بايد طاغوتي‌ها و ضد انقلا‌ب‌ها باشند؟ چرا بسيجيان پولدار نشوند؟ خوب اين فضا باعث شد در 8 سال دولت كارگزاران، فرهنگ انقلا‌ب و اسلا‌م به سوي مال‌اندوزي و تجمل و اسراف و اشرافيت و بريز و بپاش پيش رفت و آنهايي كه بايد پشتوانه انقلا‌ب باشند از انقلا‌ب جدا شدند؛ و رفتند به سوي همان اسلا‌م آمريكايي كه امام نسبت به آن هشدار داده بودند!

ولی امرمسلمین جهان، در ديدار با اعضاى هيأت دولت نهم، 8 شهریور 1384: "يك وقت هست كه ما در زندگى شخصى خود مثلا حركت اشراف‌گونه‌يى داريم بين خودمان و خدا؛ كه اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مكروه باشد، مكروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما يك وقت هست كه ما جلوى چشم مردم يك مانور اشرافى‌گرى مى‌دهيم؛ اين ديگر مباح و مكروه ندارد؛ همه‌اش حرام است؛ به‌خاطر اين‌كه تعليم‌دهنده‌ اشرافى‌گرى است"

هاشمی در خطبه مانور تجملگرایی، ریاضت و سرکوب هوی و عمل کردن بر خلاف تمایلات نفسانی، جزء دستورات تربیتی اسلام است و اخلاق، متکفل آن است. این خیلی فرق می‌کند با اینکه فرهنگ جامعه را خراب کنیم، زندگی جامعه اسلامی را به فقر بکشانیم و نگذاریم منابع جامعه نقد شود و نگذاریم استعدادهای مردم رشد کند [تعارض زندگی، استعداد، اقتصاد و فرهنگ با اخلاق!] ص 9، جمهوری 19 آبان 69

مقام معظم رهبری، در پیام به گردهمایی سراسرى فرماندهان بسيج، 2 آذر 1368: اين‌جانب از اين‌كه كسانى مى‌كوشند تا در ميان مردم ما رسم تجمل‌گرايى و اسراف و ولخرجى را شايع كنند، شديدا نگران و متأسفم؛ و از اين‌كه مردم فداكار و انقلابى ايران در امور شخصى به مصرف‌گرايى سوق داده شوند و قناعت انقلابى را از ياد ببرند، به خدا پناه مى‌برم! [اعوذ بالله من ...]

ولی امر مسلمین جهان، در ديدار با وزير و مسؤولان وزارت كشور و استانداران، 1بهمن 1368: شما كه در آن استان تشريف داريد، رئيس جمهور و وزير، مظهر نظاميد. اگر نظام، نظام پرهيزگر از تجملات و زياديهاست، بايد اين ويژگى در زندگى شما مشخص شده باشد!

مقام معظم رهبری در دیدار با اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان 16 دی 1369: چه ستمهايى كه در حق زن روا داشته شده و اسمش هم ستم نيست، اما در حقيقت ستم است؛ مثل همين سوق دادن به تجمل و مصرف‌گرايى و تبديل شدن به يك وسيله مصرف. شايد بشود گفت كه هيچ ظلمى بالاتر از اين نيست! اين، كارى بوده كه در رژيم ظالم پادشاهى انجام شده، و حالا بايد جلوى آن گرفته مى‌شد. البته در اوايل انقلاب، خيلى هم خوب بود؛ ليكن بعدها باز غفلتهايى شده است، كه بايد نسبت به آن، حسابى برنامه‌ريزى كرد!

امام خامنه‌ای، در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌ ۲۳ مرداد ۱۳۷۰: شما چگونه مى‌خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم، در خرج كردن بيت‌المال هيچ حدى براى خودمان قايل نشديم ...، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟! مگر مردم كورند؟! ايرانيان هميشه جزو هوشيارترين ملتها بوده‌اند؛ امروز هم به بركت انقلاب، از هوشيارها هم هوشيارترند!

"2/75٪ از پاسخگویان به یک نظر سنجی1 معتقد بودند که مردم در سال 1365ساده زندگی می‏کردند و در سال 1371 ـ سه سال پس از شروع ریاست جمهوری هاشمی ـ از نظر تجملات نزدیک به زمان شاه شده بودند"

مقام معظم رهبری در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌ ۲۳ مرداد ۱۳۷۰: گاهى از جاهايى گزارشهاى نوميدكننده‌اى مى‌رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پيشانيش مى‌نشيند؛ رعايت كنيد! سؤال مى‌كنيم كه چرا ماشين لوكس و نو و مدل بالا؟ مى‌گويند كه اشكال امنيتى داريم! چه اشكال امنيتى؟! اين چه وضعى است كه همين‌طور بى‌حساب و كتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‌اى، دهها ماشين به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم مى‌خورد؟! چه كسى چنين چيزى را گفته است؟ به حد ضرورت اكتفا كنيد و اندازه نگه داريد! اينها ما را از مردم دور مى‌كند، روحانيون را از مردم دور مى‌كند. مردم رودربايستى ندارند؛ خدا هم با كسى رودربايستى ندارد. من بارها عرض كرده‌ام كه خداى متعال در چند جاى قرآن درباره بنى‌اسرائيل مى‌گويد: "و فضّلناهم على‌العالمين" جاثیة/16 ؛ ما شما را بر همه مردم دنيا برترى داديم. همين بنى‌اسرائيلند كه باز قرآن درباره آنها مى‌فرمايد: "و ضُرىَتْ عليهم الذّلّةُ و المسكنة و باؤوا بغضب من‌ اللَّه" بقرة/61. چرا؟ رفتار خود آنها موجب چنين وضعيتى شد. مگر خدا با جمهورى اسلامى و با اين اسم قوم و خويشى دارد؟ من و شما هستيم كه بايد معين كنيم اين جمهورى، اسلامى است، يا اسلامى نيست؛ اين هم در رفتار ماست.

اندازه نگهداريد! دولت مخارجش زياد و سنگين است! اگر مبلغى از مخارج دولت، عبارت از تغيير دكوراسيون اتاق مدير كل و معاون وزير و وزير و فلان مسؤول قضايى و فلان مسؤول در بخشهاى گوناگون ديگر باشد، اين جرم و خطاست.

گزارش آمده كه روحانى عقيدتى، سياسى در يكى از دستگاهها، خودش ماشين دارد، ولى ماشين دولتى سوار مى‌شود! من نوشتم كه حق ندارد اين كار را بكند. براى من جواب آمد كه اين كار رويه است و همه مى‌كنند! من الان اعلام مى‌كنم و قبلاً هم نوشتم و اين را گفتم كه آن وقتى كه آقايان امكانات شخصى دارند، حق ندارند از امكانات دولتى استفاده بكنند.

مقام معظم رهبری در ديدار مسؤولان‌ نظام،‌ ۲۳ مرداد ۱۳۷۰: نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛ مردمى كه خيلي‌شان از اوليات زندگى محرومند! من و شما همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگيريم، مثل خانه اشراف خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابانها حركت كنيم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته‌ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى‌شويم. واللَّه! در جامعه اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد! از آيه شريفه "و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها..." بترسيم! تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.

مقام عظمای ولایت، در ديدار با مردم، 26 فروردین 1370: اميرالمؤمنين مى‌گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‌رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم.

هاشمی در خطبه مانور تجملگرایی، 18 آبان 1369: چرا انسان‌هایی پیدا می‌شوند و مردم را دعوت می‌کنند به ریاضت و کم کردن نیازهای جسمانی؟ خوب دلایل و عواملی دارد، گاهی شرایط زندگی ایجاب می‌کند که عموما در مواقع قحطی‌ها و کمبودها روی می‌دهد، گاهی هم خودنمایی عامل این حرکات است؛ به خصوص در جامعه‌ای که دچار محرومیت و فقر باشد و تظاهر به فقر در آنجا با ارزش تلقی می‌شود. و انسان‌های متمکنی که به صورت فقیرانه در جامعه نفاق می‌کنند و ظاهر و باطنشان دو تا می‌شود. ص 9، جمهوری 19 آبان 69.

ولی امر مسلمین در دانشگاه صنعتى شريف، 1 آذر 1378: چه دليلى وجود دارد كه با اشرافيگرى ايجاد شده در بسيارى از مقامات كشورى، برخورد قاطع صورت نمى‌گيرد؟! ... آن كسانى كه به اشرافيگرى گرايش دارند، پی آنند که اين ديد و ذهنيت را در مردم به‌وجود آورند كه اين چيز خوبى است و ارزش است؛ كما اين‌كه قبل از انقلاب اين‌گونه بود. بعد از انقلاب بعكس شد. لذا كسانى هم كه اهل كارهاى اشرافيگرى بودند، از ترس گرايش مردم، اجتناب مى‌كردند؛ اما امروز بتدريج مى‌خواهند كار را بعكس كنند. [انقلبتم علی اعقابکم]

مقام عظمای ولایت فقیه، در ديدار اقشار مختلف مردم، 1 خرداد 1381: ما مسؤولان بايد به وظايف خود عمل كنيم! هر كس امروز از وظيفه اصلى خود سرپيچى كند و خود را به كار ديگرى مشغول و سرگرم سازد و از انجام وظيفه شانه خالى نمايد، خيانت كرده است و دچار لعنت ابدى خواهد شد. ما مسؤولان بايد روح اسلامى را در خود زنده نگهداريم؛ روح اشرافيگرى را دور بيندازيم! اگر گرفتاريهاى ما در بخشى حل نشده است، علتش اينهاست؛ [حب الدنیا رأس کل خطیئة]

مقام معظم رهبری در ديدار مسؤولین نظام‌ به همراه‌ حاج‌ سيد احمد خميني ۱۴ آذر ۱۳۶۹: ما بايد خودمان‌ را به‌ معناي‌ واقعي‌ كلمه‌ ـ نه‌ به‌ معناي‌ تعارفي‌ كلمه‌ ـ خدمتگزار مردم‌ بدانيم‌. مسؤولان‌ كشور بايد به‌ معناي‌ واقعي‌ كلمه‌، از لحاظ زهد ـ يعني‌ بي‌رغبتي‌ به‌ زخارف‌ دنيايي‌ ـ سرمشق‌ ديگران‌ باشند؛ حد آن‌ هم‌، حد ورع‌ است. اميرالمؤمنين‌ عليه‌ الصلاه‌ و السلام‌ در آن‌ نامه‌ معروف‌ خود به‌ "عثمان‌ بن‌ حنيف‌"، بعد از آن‌كه‌ مي‌فرمايند تو سر چنين‌ سفره‌يي‌ بودي‌ و چنين‌ و چنان‌؛ زندگي‌ خودشان‌ را مي‌فرمايند: "الا و ان‌ امامكم‌ قد اكتفي‌ من‌ دنياه‌ بطمريه‌ و من‌ طعمه‌ بقرصيه‌". بعد مي‌فرمايند: "الا و انكم‌ لاتقدرون‌ علي‌ ذلك‌"; يعني‌ من‌ از شماها توقع‌ اين‌طور زندگي‌ را ندارم‌. در دنبال‌ آن‌ مي‌فرمايند: "و لكن‌ اعينوني‌ بوَرَعٍ‌ و ٱجتهاد"; ورع‌ پيشه‌ كنيد و هرچه‌ مي‌توانيد، در اين‌ راه‌ سعي‌ و كوشش‌ نماييد.

هاشمی در خطبه مانور تجملگرایی، برخی از ائمه اطهار، حتی در زمانی که فاقد مسؤولیت اجتماعی بودند؛ اعمالی را انجام می‌دادند که مخالف برداشت زهدگرایانه تلقی می‌شد... و در مقابله با کسانی که افراد جامعه را به زهدگرایی، فقرگرایی و خمودی در زندگی‌شان فرا می‌خواندند به شدت برخورد می‌کردند و واکنش تندی نشان می‌دادند! ص 9، جمهوری 19 آبان 69.

امام خامنه‌ای، در ديدار گروهانهای عاشورا، 22 خرداد 1371: سازندگى، كارى بود كه على‌ بن‌ابىطالب عليه‌السلام داشت؛ اين، سازندگى است! دنياطلبى و مادى‌طلبى، كارى است كه عبيدالله زياد و يزيد مى‌كردند. آنها تجملات را زياد مى‌كردند. اين دو را با هم اشتباه نبايد كرد. امروز عده‌اى به اسم سازندگى خودشان را غرق در پول و دنيا و ماده‌پرستى مى‌كنند. اين سازندگى است؟! آنچه كه جامعه ما را فاسد مى‌كند، از دست دادن روح تقوا و فداكارى است؛ يعنى همان روحيه‌اى كه در بسيجيهاست. بسيجى بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلتهاى اصلى انقلاب زنده بماند.

مقام عظمای ولایت در ديدار گروهانهای عاشورا، 22 خرداد 1371: وقتى مثل امامى بر سر كار آمد، يعنى ورق برگشت؛ شهوترانى و دنياطلبى به انزوا رفت، وابستگى و فساد به انزوا رفت، زهد روى كار آمد، اگر اين ارزشها را نگه داشتيد، نظام امامت باقى مى‌ماند. آن وقت امثال حسين‌بن‌على عليه ‌الصلاة و السلام، ديگر به مذبح برده نمى‌شوند. اما اگر اينها را از دست داديم چه؟ اگر روحيه بسيجى را از دست داديم چه؟ اگر به جاى توجه به تكليف و وظيفه و آرمان الهى، به فكر تجملات شخصى خودمان افتاديم چه؟ اگر جوان بسيجى را، جوان مؤمن را، جوان بااخلاص را - كه هيچ چيز نمى‌خواهد جز اين‌كه ميدانى باشد كه در راه خدا مجاهدت كند - در انزوا انداختيم و آن آدم پرروى افزون‌خواه پرتوقع بى‌صفاى بى‌معنويت را مسلط كرديم چه؟ آن وقت همه چيز دگرگون خواهد شد. اگر در صدر اسلام فاصله بين رحلت نبى اكرم صلوات‌الله‌وسلامه‌عليه و شهادت جگرگوشه‌اش پنجاه سال شد، در روزگار ما، اين فاصله، خيلى كوتاهتر ممكن است بشود و زودتر از اين حرفها، فضيلتها و صاحبان فضايل ما به مذبح بروند. بايد نگذاريم. بايد در مقابل انحرافى كه ممكن است دشمن بر ما تحميل كند، بايستيم.

امام خامنه‌ای در دیدار پاسداران و نيروى انتظامى 6 بهمن 1371: بعد از آن‌كه اسلام، اشرافيت را قلع و قمع كرده بود، يك طبقه اشراف جديد در دنياى اسلام به وجود آمد. عناصرى با نام اسلام، با سِمتها و عناوين اسلامى - پسر فلان صحابى، پسر فلان يار پيغمبر، پسر فلان خويشاوند پيغمبر. وقتى مى‌گوييم فاسد شدن دستگاه از درون، يعنى اين!

مقام معظم رهبری، خطبه‌هاى نماز جمعه، 25 آذر 1379: آن حضرت در نهج‌البلاغه مى‌فرمايد: "ان الله تعالى فَرَض علىٰ ائمة الحق ان يَقدروا انفسهم بضعفة الناس"؛ يعنى صاحبان مناصب، حق ندارند خودشان را با اعيان و اشراف مقايسه كنند. پس با چه كسانى بايد زندگى خودشان را اندازه بگيرند؟ با مردم معمولى، آن هم ضعيفها و پايين‌ترهايشان. فقط مربوط به آن زمان هم نيست؛ مربوط به همه زمانهاست. آن زمان هم اين‌گونه نبود كه همه مردم فقير باشند. فتوحات اسلامى شده بود؛ در كشور اسلامى ثروتها و ثروتمندانی وجود داشت.

روزنامه ایران، 19 تیر 1387: رئيس دولت سازندگي بصورت شفاف و مكرر حتي از تريبون نماز جمعه تهران نيز بحث "مانور تجمل" را مطرح كرد.

هاشمی در خطبه مانور تجملگرایی، اگر یک انسانی در زندگی فردی خود اقدام به بذل و بخشش اموال و دارایی‌اش به عنوان یک انسان غنی به یک فرد فقیر نماید، خوب، یک مساله جداگانه‌ای است، لیکن نباید چنین وضعیت و روحیه‌ای از زهدگرایی و زهدفروشی، ترویج فقرگرایی و ندیده گرفتن غرائز در وجود انسان را به سطح کل جامعه عمومیت بخشیم. ص 9، جمهوری 19 آبان 69.

نائب امام زمان عج، در پیام سالگرد ارتحال امامره 10 خرداد 1369: در نظام اسلامى، رفع فقر و محروميت، در شمار هدفهاى طراز اول است و پايبندى به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنى بى‌معنى و ادعايى پوچ است!

ترور شاخص‌های یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش