ترور شاخصها 3؛ حزب سالاری و نفی مردم سالاری
v حزب سالاری و مردم ستیزی: هاشمی در دانشگاه صنعتی شریف، 2 آذر 87: "در اين كشور هيچ دو نفري را پيدا نميكنيد كه نزديكتر از من و مقام معظم رهبري به يكديگر باشند. عشق من آقاي خامنهاي است" خبرگزاری فارس، 2 آذر 1387
هاشمی رفسنجانی تحزب را ضرورت اساسي براي كشور دانست و با تأكيد بر سختي فعاليت حزبي در كشور گفت: فعالان حزبي كساني هستند كه خطر ميكنند، لذا بايد از آنان تشكر كرد. وي تأكيد كرد: انحصارطلبي و برخورد با احزاب و مطبوعات در شرايط حساس كنوني سم مهلك براي كشور است. پایگاه فردا به نقل از خبرگزاری ایلنا. هاشمي: احزاب ضربهگير انقلاب هستند. روزنامۀ كارگزاران، 29 آبان 87 [فعلا که نظام ضربه گير خيلي از احزاب است]
هاشمی رفسنجانی: کساني که اين روزها مخالفت با تحزب را به امام نسبت ميدهند، به انديشههاي متعالي آن پير فرزانه جفا ميکنند؛ چرا که کمک مالي ايشان آن هم از سهم امام که در مصرف آن دقيق و نکته بين بودند، نشان ميدهد که ايشان به تحزب بها ميدادند. روزنامه رسالت 24 مهر 1386 به نقل از خرگزاری ایسنا
v مردمسالاری دینی و حزب گریزی: ولی امر مسلمین جهان در ديدار مردم استان سمنان؛ 17 آبان ۱۳۸۵: غربيها مىگفتند كارها بايستى با نظر مردم انجام بگيرد؛ شعار دمكراسى مىدادند؛ اما عملاً حزببازيهاى غربى - كه نمونههايش را در خيلى از كشورهاى دنيا؛ كشورهاى معروف و بزرگ غرب مشاهده مىكنيد - نقش مردم را كمرنگ كرد. شما نشان داديد كه دمكراسى واقعى، «مردم سالارى دينى» است؛ مردم مىبينند، مىشناسند، تشخيص مىدهند، دوست مىدارند و رأى مىدهند؛ يعنى خود مردم هستند و احزاب، نقش ضعيفى دارند؛ نقش حقيقى مال خود مردم است؛ مردم هستند كه اراده مىكنند و تصميم مىگيرند.
مقام عظمای ولایت در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان؛ 18 آبان 1385 : من اين را به شما بگويم - با تجربهاى كه بنده از اول انقلاب تا حالا دارم - كه غالبِ دستهبنديهاى سياسىِ كشور ما از اين قبيل بود كه متأسفانه بعد به دستهبنديهاى عميقتر هم منتهى شد. در آن سالهاى رياست جمهورىِ بنده، دو گروه در كشور بودند: چپ و راست. بنده يك بحث تحليلىِ مفصلى كردم - سالهاى 62، 63 بود؛ و ثابت كردم كه اين اختلافات مثل اختلافات قبائل قديمى عرب است. يك قبيله با يك قبيله ديگر بد بود؛ منشأش نه يك مبناى اقتصادى بود و نه يك مبناى اعتقادى. فرض كنيد يك وقتى اسب اين قبيله در مرتع يكى از افراد آن قبيله چريده، او هم مثلاً گفته بالاى چشمت ابروست، اما اين دو قبيله ديگر تا ابد بايد با هم دشمن باشند! بنده ثابت كردم كه اختلافات آن روزِ چپ و راست در كشور ما از اين قبيل است. البته امروز آنطور نيست. امروز يك عده عميقاً با نظام جمهورى اسلامى مخالفند؛ حالا با زبانها و شعارهاى گوناگون و تحت پرچمهاى مختلف با اصل نظام مخالفند. بعضيها اينطورىاند؛ حالا كمند، زيادند، چه كسانىاند، اينها را كار نداريم، لكن باز در بين همين مجموعههايى كه همفكرند و هم جهتند، انسان مىبيند يك اختلافاتى هست كه باز از قبيل همان اختلافات قبيلهاى سابق است.
v حزب ستیزی امام خامنهای: رهبر معظم انقلاب در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيات دولت: 6 شهریور 1385: بحمداللَّه عناصر دولت به هيچ گروه و دسته و باند و جريانى وابسته نيستند؛ اين خيلى نكتهى مهمى است. مراقب باشيد حركت، اظهارنظر و حرف، انتساب به يك جريان، به يك باند و به يك گروه را پيش نياورد، كه اگر اينطور شود، هواى نفس تقريباً انفكاكناپذير است. هواى نفس گروهى هم انسان را بىحساب و كتاب به اين طرف و آن طرف ميكشاند و از خرد و جادهى مستقيم منحرف ميكند. اين هم جزو لوازم اصولگرايى است.
امام خامنه ای در ديدار دانشجويان نمونه و ممتاز دانشگاهها، 7 آذر 81: "ما وقتى مىگوييم تحجر، فورا ذهنمان مىرود به تحجر مذهبى؛ بله آن هم يك نوع تحجر است، اما تحجر فقط تحجر مذهبى نيست، بلكه خطرناكتر از آن، تحجر سياسى است؛ تحجرهاى ناشى از شكلبندى تحزب و سازمانهاى سياسى است كه اصلا امكان فكر كردن به كسى نمىدهند. اگر ده دليل قانعكننده براى حقانيت يك موضع ذكر كنيم، قبول مىكند، اما در عمل طور ديگرى نشان مىدهد! چرا؟ چون حزب، آن تشكيلات سياسى بالاى سر - مثل پدرخوانده مافيا - از او اينگونه خواسته است. اين را انسان متأسفانه در برخى از گوشه كنارهاى حتى محيط دانشگاهى مىبيند. پس، آن مجموعهاى كه دچار چنين تحجرى باشد، ديگر روشنفكر نيست؛ چون روشنفكرىلازمهاش حقطلبى، چشم باز و تكيه به منطق و استدلال است. "
v حزب ستیزی امام خمینی: "همه اقشار از اختلاف و تفرق كه مضر براى اسلام و ملت است پرهيز كنند و گروه گروه نشوند. هر گروهى و دستهاى جمع مى شوند، يك گروه درست مى كنند، مـاايـن گروه ها را همه ادغام كرديم، دور هم جمع كرديم تا يك قدرت بزرگ شدند كه آن قـدرت هـاى ابـر قـدرت را شكستند، حالا آقايان دوباره برگشتند گروه درست كردند، كه اگر چه عددشان چيزى نيست، ادعايشان زياد است، همين مقدار كه گروه كذا، گـروه كـذا، حـزب كـذا، هـمـيـن هـا مـضـر بـه حـال مـمـلكـت مـاست. البته مـمـكـن هم هست كه سوء نيت نداشته باشند. لكن فهمشان خيلى نيست، فـهـم سـيـاسى ندارند، خيلى دم مى زنند از اينكه ما كذا هستيم، لكن فهم سياسى ندارند. اگـر فـهـم سياسى داشتند، امروز روز اين نبود كه هى گروه هاى مختلف و دستجات درست كنند، آن يك حزب درست كند، آن يك گروه، آن يك گروه، هر كس يك چيزى درست كند و يك عدهاى دور خودش جمع بكند، در عين حال كه عده شان چيزى نيست لكن مضر هست". صحیفه نور، ج 8 صفحه 266. تاريخ : 3 تیر 1358