۱. تبیین جایگاه حوزه فکری: هر رفتاری در زندگی انسان باید مبتنی بر شناخت باشد؛ این مساله نسبت به رفتارهای اجتماعی انسان، حساستر می شود. اگر رفتار مورد نظر، گروهی باشد، نیاز گروه به عمل بر اساس اندیشه و طرح قبلی، بیشتر احساس می شود. و آنگاه که تاثیر رفتار به حدی باشد که کل حامعه را در بر بگیرد، نقش ابتنای آن بر اندیشه بسی بیشتر می شود. و اگر این جریان رفتاری، علاوه بر سعادت و شقاوت جامعه، بر سعادت و شقاوت ابدی انسان هم موثر باشد، حساسیت طرح و مبانی فکری رفتار این جریان، بسیار بیشتر می شود. در این حالت است که کمترین غفلت از حوزه فکر، بیشتر ضریب خطر و عملگرایی کور را در بر دارد.

۲.  انواع حوزه های فکری؛ سطحی، عمقی؛ و عمقی-سطحی: بررسی فکری یک مساله، گاه به صورت سطحی و بدون لحاظ افق های دقیق و پیامدهای آن رفتار است؛ و بررسی تنها در سطح انجام می گیرد. این نوع نگاه به مساله، شبیه داوری کسی است که از درخت، فقط، تنه و شاخ و برگ را می بیند، و از اصل آن؛ یعنی، ریشه و منبع اصلی تغذیه درخت، بی خبر است. چنین فردی، امکان ارزیابی صحیح از گیاه و لذا، باغبانی و مدیریت درختان را ندارد.

گاهی نیز، به دلایل مختلف از جمله مهجوریت سیاسی و اجتماعی متفکرین، آنان دچار عمق زدگی در اندیشه و غفلت از ثمر دهی آن می شوند، اینان نیز هرگز توان باغبانی و ثمرچینی از درختان را ندارند؛ زیرا همه مساله را در زیر زمین جستجو می کنند، غافل از اینکه توجه به زیر بناها، هدف نیست، بلکه ابزاری است که ما بتوانیم میوه تلاش مان را در روی درخت برداشت کنیم.

در این میان تعداد بسیار اندکی از متفکران بوده اند که علاوه بر توجه به عمق و مبانی فکری، گستره و بنای فکر را هم از نظر نینداخته اند و با مدیریت صحیح فردی یا گروهی، توانسته اند، ریشه ها را با هدف، برداشت میوه و عرضه مناسب آن به خواهندگان آن، مورد واکاوی قرار داده اند. و بی آنکه در پرداختن به ریشه یا شاخه، افراط و تفریط کنند، دانشی مفید و مستحکم بنا کرده اند.

۳. حوزه فکری مفید و غیر مفید: جریانهای فکری، انواعی دارند که از نظر ارزش محصول فکری تولید شده، می توان آنان را به جریان های فکری مفید و جریان های فکری غیر مفید تقسیم کرد. منظور از جریان فکری مفید، جریانی است که محصولات فکری آن، نیازهای جامعه را پوشش می دهد، و هدر رفت ندارد. یعنی نیازهای جامعه را تشخیص می دهند و برای آن، فکر مناسب تولید می کنند. حوزه فکری آیت الله جوادی آملی را می توان به عنوان حوزه علمی مفید معرفی کرد.

۴. تفاوت حوزه فکری و جریان فکری: حوزه فکری آن است که یک یا چند نفر، یک مجموعه فکری را سامان دهند و در آن مجموعه، افکاری تنظیم و ترویج شود. اما اگر تولیدات این مجموعه، مورد اقبال جدی جامعه هدف واقع شود، جریان فکری شکل گرفته است. بنابراین، به حلقه های منزوی فکری، مثل حلقه کیان، نمی توان به درستی نام جریان فکری گذاشت، این مجموعه هر چند سعی کرد، با ایجاد تقاضای کاذب، جایگاهی در جامعه اسلامی باز کند، اما موفق نشد. هر چند کوشش کردند تا این فقر جریان یابی فکری را با جریان سازی های سیاسی پوشش دهند، اما در آن حوزه هم موفق نشدند. از سویی برخی از بزرگان حوزه علمیه قم نیز، نتوانستند، به نیازهایی فراتر از "حوزه فکری" پاسخ بدهند و هرگز به یک جریان فکری تبدیل نشدند.

۵. جریان های فکری استراتژیک و غیر استراتژیک: آن دسته از حوزه های فکری که موفق به شکل دهی یا تداوم یک جریان فکری می شودند نیز از نظر ضریب حیاتی بودن و حساسیت ارزش جریان سازی، بر دو گونه اند: جریان های فکری استراتژیک و جریان های غیر استراتژیک. منظور از جریان فکری استراتژیک، جریانی است که محصولات فکری آن، نیازهای حیاتی جامعه را پوشش می دهد. یعنی نیازهای حیاتی که عامل تعیین کننده در دوام و بقای سرزنده جامعه است را در زمان مناسب و معمولا چند دهه قبل از سررسید آن، تشخیص می دهند و برای آن، فکر مناسب تولید می کنند. این نیازها گاهی مطالبی به ظاهر سطحی مثل "داستان راستان" است و گاه، مطالبی عمیق و بنیادین.

۶. جریان فکری استراتژیک پایا: یک نمونه از جریان های فکری استراتژیک در طول تاریخ غیبت را می توان، جریان فکری نابی دانست که به مدد شخصیت عظیم علامه شهید مرتضی مطهری شروع شد. حوزه فکری ایشان هم به جریان تبدیل شد، و هم اینکه محصولات فکری ایشان مفید بود و هم اینکه در بسیاری از موارد ارزش استراتژیک و تعیین کننده داشت.اما به دلیل شهادت استاد مطهری از یک سو و کثرت حوزه درگیری های فکری و گاه سیاسی، امکان طراحی یک سامانه برای پایایی آن را نیافت. و افکار ایشان به شکل دیمی، در اختیار گروه های مختلف جریان انقلاب اسلامی ناب قرار گرفت. خوشبختانه علامه مصباح یزدی[1]، با نگاه ویژه ای که به مساله "جریان فکری استراتزیک پایا" داشتند، از همان آغاز به سراغ یک حرکت گروهی دقیق برای تدوین اندیشه های بنیادی و بنایی اسلام و تلاش برای تحقق آن در جامعه اسلامی حرکت کردند. این حرکت مخلصانه و کاملا هوشمندانه، علاوه بر اینکه کاملا مفید افتاد، به شکل شگرفی، نیازهای جامعه اسلامی را شناسایی می کرد و جای بسی شکر دارد که علامه مصباح، اولویت های حیاتی جامعه را به فضل الهی، کاملا هوشیارانه درک کرده اند و پاسخگوی آن بوده اند. ایشان حتی فرارتر از یک جریان فکری، عمل کرده اند و در حقیقت پایه گذار یک جریلان استراتژیک بوده اند. جریانی که هرگاه لازم باشد، مانند حضرت زهرا سلام الله علیها، در کف کوچه و خیابان، حامی ولایت بوده اند، هرگاه لازم بوده است، در مباحثات و مناظرات فکری یا سیاسی حضور داشته اند، هر گاه لازم بوده است، در مناصب سیاسی بو فرهنگی بوده است و خلاصه، تمام چرخه مورد نیاز حکومت اسلامی را در طراحی خود، لحاظ کرده است. یکی از مهمترین ویژگی های این جریان استراتژیک، زمان شناسی و درک دقیق و استثنایی از واقعیات جامعه بوده است. مساله ای که متاسفانه معمولا در میان دین شناسان و میانداران حوزه های فکری، مغفول می ماند. و ظرفیت انحرافات عظیمی در جامعه اسلامی فراهم می کند.۲ خوشبختانه علامه مصباح از عالمان زمان شناسی است که به حق باید او را "منافق شناس" انقلاب نامید. ایشان در درک التقاط خطر التقاط نیز، درک بسیار دقیقی داشته اند. بررسی نوع مواجهه ایشان با برخی از روشنفکران التقاطی، و مقایسه آن با تغییرمواضعی که بسیاری از دوستان ایشان داشته اند، حاکی از دقت استثنایی ایشان در شناخت اسلام و آفت های مدعیان اسلام شناسی است. و البته دشمن هم اهمیت این شخصیت و جریان حیات بخش فکری ایشان را درک کرده است و هموراه به ناجوانمردانه ترین شکل، بدان تاخته است.۳ اتفاقی که در مورد برخی از بزرگان دیگر کمتر روی داده است.

۷. نهاد سازی برای تبلیغ جریان ناب اسلامی: موفقیت علامه مصباح در میانداری جریان ناب اندیشه استراتژیک پویا و پایا در قرون اخیر، دلایل زیادی دارد. شاید مهمترین آنها، اخلاص و پرهیز از پست گرایی در عین حضور دقیق و فعال در حوزه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بود. معمولا آنان که درک خوبی از جامعه دارند، نیازهای جامعه، آنان را به حضور فعالیتهای رسمی اجتماعی می کشاند؛ این دچاری، گاه به دلیل تمایل انسان به پست و شهرت است، گاه به دلیل عدم درک متوازن نیازهای جامعه در حال و آینده است، و البته گاهی هم به دلیل ضرورت و وظیفه است.

علامه مصباح به دلیل اخلاص و درک بسیار هوشمندانه و آینده نگری که داشت، در عین حضور دقیق و فعال در جریان انقلاب اسلامی و پس از انقلاب، از پذیرش مسئولیت رسمی، خودداری کرد و علت آن را به حضرت امام چنین عرض کردند: "اگر همه به نیازهای جاری انقلاب بپردازیم، کسی نیست که اندیشه های انقلاب و اسلام ناب را برای نسل بعد تبیین کند، و لذا بنده در فکر تربیت مجموعه ای هستم که بتوانم از حریم مبانی تئوریک انقلاب اسلامی دفاع کنم"

حضرت امام هم مشی ایشان را تحسین کردند و به ایشان توصیه کردند که راه خود را ادامه دهند و موسسه آیت الله مصباح، تنها موسسه ای بود که حضرت امام خودشان مستقیما از سهم امام (عج) برای مدیریت آن، پول ارسال می کردند.۴

نکته دیگر علاوه بر اخلاص شگرف و درک دقیق ایشان از آینده نظام، درک جامعی بود که ایشان از نظام اسلامی داشتند. ایشان بر خلاف بسیاری از بزرگان، تنها رسالت خود را در حوزه فکر نمی دید. حجم وسیعی از کتابهای ایشان را کتابهای اخلاقی و تربیتی تشکیل می دهد. همین که احساس کردند، حوزه تهذیب و اخلاق، رو به سستی نهاده است، به قدر توانشان، برای تربیت جامعه اسلامی نیرو گذاشتند۵ اگر در حوزه فریادگری و سخنرانی، نیاز به مردی استوار بود، علامه مصباح، پا در رکاب ولایت بوده است. ایشان هرگز به قدر حوصله خود، کار نکرد، همواره به قدر توان خود در تحقق اهداف ولایت و اسلام ناب کوشیده است. و تنها چیزی که برای ایشان مهم نبوده است، فکر کردن به خواستهای خود بوده است.

وظیفه شناسی و توجه به رسالت به جای رساله؛ ایشان مظلومیت "خارج" درس را با مرغوبیت "درس خارج" عوض نکردند. با اینکه ایشان ویرایش محتوایی تفسیر المیزان را بر عهده داشتند و در ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد رسیدند، هرگز در اندیشه مفسر شدن یا مرجعیت بر نیامدند و رسالت خود را در رساله دادن و باب استفتاء گشودن یا تفسیر نوشتن ندیدند. بر این اساس، مجموعه یاران وی نیز، مطابق مدل تربیتی صحیح استاد خود، در فکر وظیفه شناسی و عمل به آن بوده اند.

مدرسه حقانی: سپس در اداره، مدرسه حقّانى به همراه آيت الله جنتى، شهيد بهشتى و شهيد قدوسى فعّاليّت داشت و حدود ده سال در آن مكان به تدريس فلسفه و علوم قرآنى پرداخت. از آن پس، قبل و بعد از انقلاب شكوه مند اسلامى با حمايت و ترغيب امام خمينى (قدس سره)، چندين دانشگاه، مدرسه و مؤسّسه را راه اندازى كرد كه از مهم ترين آنها مى توان از بخش آموزش در مؤسّسه در راه حق، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه و بنياد فرهنگى باقرالعلوم نام برد.

موسسه در راه حق: علامه مصباح در سال ۱۳۴۳با کمک تعدادی از دوستان خود، "موسسه در راه حق" را پایه گذاری کردند. این موسسه در ترویج اندیشه های ناب اسلامی و مبارزه با التقاط و جریانهای فکری کمونیستی، خدمات بسیاری ارائه داد. انقلاب كه پيروز شد تازه بسياري از دوستان و مسئولان متوجه شدند كه بخش آموزش موسسه چه قدر لازم بوده و بايد گسترش پيدا كند. به خاطر دارم يكي از مسئولان رده بالاي دفتر تبليغات (پس از وضع جديد آن ) شخصا به موسسه در راه حق آمد و استمداد مي كرد كه شاگردان آيت الله مصباح براي برنامه هاي تبليغي (البته فكري، عملي) به آنان كمك كنند. جزوه هاي پاسداري از سنگرهاي ايدئولوژي در تيراژي بسيار گسترده نشر و بسيار موثر بود. كتاب هاي ديگر آقاي مصباح و حتي نوشته هاي شاگردان بخش آموزش موسسه بسيار مورد استقبال قرار گرفت. مناظره حضرت آقاي مصباح در تلويزيون با برخي از كج انديشان بسيار جلب نظر كرد به حدي كه هنگامي كه چند نفر از مديران موسسه در راه حق به همراه حضرت آقاي مصباح خدمت امام امت رسيدند و گزارشي از كار بخش آموزش موسسه دادند امام امت كه تا آن روز فقط موسسه از اجازه ايشان براي گرفتن سهم امام از متدينان استفاده مي كرد آن روز فرمودند: برنامه بخش آموزش موسسه را توسعه دهيد! همه هزينه هاي آن را خودم مي پردازم و اين پرداخت (ماهيانه چهارصد هزار تومان) كه نسبت به آن روز مبلغي بسيار زياد بود هر ماهه از دفتر ايشان براي آقاي مصباح ارسال مي شد. گواه زنده اين عنايت امام و اين پرداخت هزينه ها حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ حسن صانعي زيده عزه هستند. موقعيت چشمگير بخش آموزش موسسه در راه حق و احساس نيازي جدي به توسعه آن موجب شد كه اين بخش از موسسه جدا و به صورت مستقل زير نظر حضرت آقاي مصباح اداره شود كه اين كار انجام شد تا به صورت كنوني موسسه امام خميني در آمد.

موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره): موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، مؤسسه ای علمی و تحقیقاتی و در متن حوزه علمیه قم است. حوزه علميه قم از زمان تأسيس تا کنون در مدت بيش از هشتاد سال که از عمر آن مي‌گذرد، از نظر کمي و کيفي، رشدي شتابان و روندي رو به کمال داشته است. افزايش کمي و کيفي طلاب جوان و داوطلبان ورود به حوزه علميه،‌ تأسيس و گسترش مراکز علمي و پژوهشي وابسته به حوزه،‌ که هر کدام به پرورش نيروهاي متخصص در رشته‌هاي مورد نظر با گزينش از ميان طلاب و فضلاي حوزه مشغول اند، آثار و محصولات علمي و فرهنگي بسياري را به همراه داشته است.

مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) با حمايت هاي بي دريغ امام راحل (ره) و امام خامنه ای (دامت برکاته) و با انتصاب علامه مصباح يزدي (دام ظله) از سوی رهبری معظم، در اواسط دهه ۷۰ تأسيس شده و به عنوان يک مرکز آموزشي و پژوهشي رسمي در حوزه علميه قم آغاز به کار کرده است. اين مؤسسه در عمر کوتاه خويش توانسته است گام هاي بلندي بردارد و شمار زیادی از متخصص و صاحب نظر از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم را در رشته‌هاي متنوع علوم انساني در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از منظر معارف اسلامي بپروراند. این موسسه مراکز وابسته بسیاری دارد که هر کدام رسالت بزرگی را عهده دارند۶؛ موسسه امام خمینی تا کنون چندین هزار نیروی انسانی پیشرفته و متخصص به نظام اسلامی تقدیم کرده است. از جمله طرحهای موفق موسسه امام خمینی را می توان، برگزاری ۱۵ دوره طرح ولایت با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باری دانشجویان و اساتید دانشگاه دانست که در ارتقای تراز علمی جامعه بسیار ارزشمند بوده است.

مصباح در نگاه دیگران: "امام خمینی (ره) ایشان را ذو شهادتین می نامند. شهید بهشتین علامه مصباح را "مصباح دوستان" می نامند. ولیّ امر مسلمین جهان هم ایشان را عقبه تئوریک نظام و پر کننده جای خالی علامه طباطبایی و علامه مطهری می دانند. ایشان محبوب مردم ایران و شخصیتی جهانی و شناخته شده برای متفکرین غرب است؛ تا جائی که دایرة المعارف راتلج، ایشان را به عنوان یکی از برجسته ترین شخصیت های معاصر حوزه علمیه قم و فیلسوفی صاحب نظر معرفی می کند."۸

مصباح در نگاه امام خامنه ای: سخنان امام خامنه ای خطاب به علامه مصباح، در اواخر سال ۸۹، و در سفری غیر رسمی به قم، در منزل علامه مصباح + صوت؛ به گزارش پایگاه رجانیوز: «بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم که ايشان در کشور و براي اسلام چه وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را – حالا به اين تعبير بگوييم – خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممکن است وجود داشته باشد با اين وزانت علمي و عمق علمي و احاطه و وسعت و با اين آگاهي و بينش و صفا ... اين سه جهت در ايشان جمع است؛ هم علم، هم بصيرت به معناي حقيقي کلمه و هم صفا. اين سه تا با هم در وجود ايشان خيلي ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌ا... وجود ايشان را براي ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ايشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ايشان استفاده نمايند.»

--------------------------------------------------------------------------------
۱. محمد تقی مصباح یزدی در سال ۱۳۱۳هجرى شمسى در شهر كويرى يزد ديده به جهان گشود. وى تحصيلات مقدماتى حوزوى را در يزد به پايان رساند و براى تحصيلات تكميلى علوم اسلامى عازم نجف شد; ولى به علت مشكلات فراوان مالى، بعد از يكسال براى ادامه تحصيل به قم هجرت كرد. از سال ۱۳۳۱ تا سال ۱۳۳۹ ه.ش در دروس امام راحل(قدس سره) شركت و در همين زمان، در درس تفسير قرآن، شفاى ابن سينا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبايى(رحمه الله)كسب فيض كرد. وى حدود پانزده سال در درس فقه آيت الله بهجت مدظلّه العالى شركت داشت. بعد از آن كه دوره درسى ايشان با حضرت امام به علت تبعيد حضرت امام قطع شد، معظّم له به تحقيق در مباحث اجتماعى اسلام، از جمله بحث جهاد، قضا و حكومت اسلامى، پرداخت. وى در مقابله با رژيم معدوم پهلوى نيز حضورى فعّال داشت كه از آن جمله، همكارى با شهيد دكتر بهشتى، شهيد باهنر و حجة الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجانى است و در اين بين، در انتشار دو نشريه با نام هاى "بعثت" و "انتقام" نقش داشت كه تمام امور انتشاراتى اثر دوم نيز به عهده معظّم له بود. ايشان در سال ۱۳۶۹ به عنوان نماينده مجلس خبرگان از استان خوزستان و اخيراً نيز از تهران به نمايندگى مجلس خبرگان برگزيده شده است. ايشان داراى تأليفات و آثار متعددى در زمينه هاى فلسفه اسلامى، الهيّات، اخلاق و عقايد مى باشد.

۲. امام خامنه ای در این زمینه می فرماید: "اگر کسی درس بخواند، تا ملای درجه یک بشود و به قدری تقوا داشته باشد که سلمان عصر گردد؛ یک چنین ملای عالم عادل فقیه متقی همه چیز تمام، اگر دنیا را نشناسد، چنانچه خدا رحمش نکند، ممکن است همین آدم وسیله‌ای برای شیطان بشود؛ خودش نجات پیدا می‌کند و به بهشت می‌رود، چو طبق تشخیص خودش عمل کرده است" حوزه و روحانیت، ج۱، ۱۲۸.

۳. حضرت امام خامنه ای در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۷۸ می فرماید: "این هجوم های تبلیغاتی كه به شخصیت های برجسته و انسان های والا و با اخلاق برجسته وارد می كنند، نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یك نفر مثل جناب آقای مصباح... مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحكم هر جایی كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است. با مرحوم شهید مطهری هم همین جور برخورد كردند."

۴. حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان از موسسین مجمع روحانیون مبارز که یک تشکل اصلاح طلب است در چند مصاحبه گفته است که امام خمینی به تنها موسسه ای که شخصا دستور کمک مالی صادر کردند، موسسه آقای مصباح بوده است. ایشان به قدری دقیقت و اعتماد برانگیز بودند که امام خمینی ایشان را "ذوالشهادتین" نامیدند.

۵. در حال حاضر نیز یکی از مراکز تحت امر موسسه امام خمینی مرکز تربیت مربی اخلاق موسسه است که با مدیریت آیت الله آقا تهرانی، در حال خدمت است.

۶. برخی از این مراکز عبارتند از انتشرارات موسسه امام خمینی،  دانشگاه مجازی امام خمیینی، انجمن فارغ التحصیلان موسسه، کانون طلوع و ... .

۸. "حوزه علميه قم، علاوه بر [امام] خمينى، اشخاصى چون محمد حسين طباطبايى، مرتضى مطهرى، و محمد تقى مصباح يزدى را پرورش داده است كه با تفكر مؤثر خود به مبارزه با چالشى برخاستند كه از سوى غرب متوجه فلسفه اسلامى شده بود..." دايرة المعارف فلسفه راتلج، نسخه ديجيتالي، لندن: راتلج (تحت عنوان فلسفه اسلامى مدرن).