ترور شاخصها 2؛ توسعه التقاطی و خطرناک
v هاشمی رفسنجانی، که عملا 16 سال گرداننده اقتصاد ایران با مدل غیر ایرانی-اسلامی بوده است، و به تذکرات ولی فقیه مفروض الطاعه خود توجهی نداشته است، با روی کار آمدن دولت عدالت محور احمدی نژاد شروع به انتقاد کرد و عدالت اقتصادی را توزیع فقر خواند و مدعی شد که ابتدا باید تولید ثروت کرد و بعد به عدالت پرداخت. اما معشوق! وی در ۸ شهريور ۸۴ فرمود: "بعضىها مىگويند عدالت يعنى توزيع فقر! نخير! آنهايى كه مىگويند عدالت توزيع فقر است، مغز و روح حرفشان اين است كه دنبال عدالت نرويد؛ دنبال توليد ثروت برويد! "
v هاشمی اما حرف معشوق خود را بیجواب نگذاشت و در 26 آبان 87 گفت: "مناطق عقبافتاده در آمايش سرزميني بايد سهم خود را بگيرند و اين امر با شعار و حرفهاي پر زرق و برق به دست نميآيد، بلكه مسير علمي روشني دارد. اگر مي خواهيم عدالت داشته باشيم نبايد تقسيم فقر كنيم بلكه توزيع عدالت با توسعه غنا ممكن است". ایسنا، 26 آبان 87.
مسیر علمی و روشن هاشمی کدام است و چقدر مورد قبول اسلام است؟ ان شاء الله که خطا، خطرناک، دردناک، غلط، نگرانکننده، کاملا خطرناک و آنتیحیاتی نباشد! و اگر هست، دستکم، صریحا در کلام رهبرمان نباشد!
v مقام معظم رهبری در ديدار مسئولان اقتصادى و دستاندركاران اجراى اصل 44 در 30 بهمن ۸۵: "صريحاً عرض مىكنم تحولاتى كه در زمينه اقتصادى انجام گرفته، متناسب با تحولات در بخشهاى ديگر نيست. ما بايد مىتوانستيم يك الگوى موفقى از اقتصاد به دنيا عرضه كنيم! البته كارهاى بسيار مهمى انجام گرفته، لكن به آن سطحى كه بايد مىرسيديم، قطعاً نرسيدهايم و اين براى ما دردناك است"
v مقام معظم رهبری "هر نسخهاى هر چه هم مستند به منابع علىالظاهر دينى باشد و نتواند اين دو پایه را تأمين كند، اسلامى نيست؛ يكى از آن دو پايه، افزايش ثروت ملى و پايه دوم، توزيع عادلانه و رفع محروميت در درون جامعه اسلامى است" همان
v مقام معظم رهبری، در دانشگاه فردوسى ۲۵ اردیبهشت ۸۶: "امروز در چشم بسيارى از نخبگان ما، بسيارى از كارگزاران ما، مدل پيشرفت صرفاً مدلهاى غربى است؛ توسعه و پيشرفت را بايد از روى مدلهايى كه غربىها براى ما درست كردهاند، دنبال كنيم. امروز در چشم كارگزارانِ ما اين است و اين چيز خطرناكى است؛ چيز غلطى است؛ هم غلط است، خطاست، هم خطرناك است. ما حالا بايد براى شكستن اين طلسم فكر كنيم؛ اين طلسم كه كسى تصور كند كه پيشرفت كشور بايد لزوماً با الگوهاى غربى انجام بگيرد. اين وضعيت كاملاً خطرناكى براى كشور است"
v مقام معظم رهبری: "ما بايد پيشرفت را با الگوى اسلامى - ايرانى پيدا كنيم. اين براى ما حياتى است ... بنده به طور قاطع اين را ميگويم: الگوى پيشرفت غربى، يك الگوى ناموفق است. درست است كه به قدرت رسيدهاند، به ثروت رسيدهاند؛ اما بشريت را دچار فاجعه كردهاند" همان
v مقام معظم رهبری: "دو گرايش غلط هميشه درباره پيشرفت و تحولِ منتهى به پيشرفت وجود داشته است. يك گرايش عبارت است از خيانتهائى كه به نام پيشرفت و تحول انجام گرفته ... از دوران قاجار ... در قضيه مشروطه، آن خطِ انگليسىِ ماجراى مشروطه حرفش ترقىخواهى بود؛ شعارش توسعه و پيشرفت بود ... رضاخان با شعار ترقى و اصلاح آمد سر كار ... محمد رضا پسر او هم ادعاى حركت اصلاحى داشت و اين همه فاجعه براى اين كشور به وجود آوردند. از يك طرف هم در نقطهى مقابل، كسانى بودهاند و هستند كه با هر نوع نوآورى و تحولى مخالفت كردهاند" همان
v مقام معظم رهبری: "پیشرفت کشور تنها بر اساس الگوی اسلامی - ایرانی امکان پذیر است و مهمترین وظیفه نخبگان اعم از دانشگاهی و حوزوی تنظیم نقشه جامع پیشرفت کشور براساس مبانی اسلام است ... پيشرفتى كه محورش انسانى است كه داراى بُعد معنوى قوى است و علم و دنيا و ثروت و فعاليت زندگى را وسيلهاى قرار مىدهد براى تعالى روحى و رفتن به سوى خداى متعال، اين پيشرفت با آن پيشرفت خيلى متفاوت است" همان
v امام خامنهای در ديدار گروهانهای عاشورا، 22 خرداد 1371: سازندگى، كارى بود كه علىبنابىطالب عليهالسلام داشت؛ اين، سازندگى است! دنياطلبى و مادىطلبى، كارى است كه عبيدالله زياد و يزيد مىكردند. آنها تجملات را زياد مىكردند. اين دو را با هم اشتباه نبايد كرد. امروز عدهاى به اسم سازندگى خودشان را غرق در پول و دنيا و مادهپرستى مىكنند. اين سازندگى است؟! آنچه كه جامعه ما را فاسد مىكند، از دست دادن روح تقوا و فداكارى است؛ يعنى همان روحيهاى كه در بسيجيهاست. بسيجى بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلتهاى اصلى انقلاب زنده بماند.
v مقام معظم رهبری "در ديدار مسئولان اقتصادى و دستاندركاران اجراى اصل 44 در 30 بهمن ۱۳۸۵: "ما در دهه اول انقلاب به خاطر مسائل دفاع مقدس و جنگ و گرفتاريهاى گوناگون و محاصرات عجيب و غريب اقتصادى، اقداماتى كرديم كه به مالكيت گسترده دولت و به شكلى فراتر از آنچه كه در اصل 44 ديده شده بود، گسترش پيدا كرد، اما در دهه دوم و سوم، يعنى بعد از جنگ تا امروز، ما نبايد با گسترش شركتهاى دولتى غيرضرورى - كه چند هزار شركت دولتى وجود دارد كه تعداد مهمى از اينها حقيقتاً غيرضرورى بودند - موافقت مىكرديم؛ يعنى تشكيل آنها به وسيله دولت، يا واگذار نكردنِ بنگاههاى ذيل اصل 44 به مردم، عمل موافق مصلحت نبود!"
v مقام معظم رهبری: "اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مىكرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره بعد از جنگ، در دهه دوم و سوم، انجام مىگرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مىشد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مىشد؛ بايد مالكيت دولت را روزبهروز كمتر مىكرديم. اينطور نشد، بلكه بيشتر و گستردهتر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مىگرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسرافآميز، ساختمان سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد! بههرحال، اين كار در اين دو دهه نبايد انجام مىگرفت" همان
v مقام معظم رهبری: "از طرفى، عين همين نگرانيها در بخش مربوط به عدالت - مسئله رفع فقر و محروميت - هم وجود دارد ... مىبينيد! مىخواهند مسئوليت اين وضع را به گردن دولت كنونى بيندازند. اين، غلط است؛ اين طور نيست ..." همان
v مقام معظم رهبری در دانشگاه فردوسى ۲۵ اردیبهشت ۸۶: "كسانى كه در مراكز برنامهريزى يا در مراكز علمى و تحقيقى هستند و راجع به اقتصاد، راجع به سياست، راجع به سياست بينالمللى و راجع به مسائل حياتى ديگر كشور كار و فكر ميكنند، دنبال اين نباشند كه فرمولهاى غربى را؛ فرمولهاى اقتصادى غرب، فرمولهاى بانك جهانى يا صندوق بينالمللى پول را با مسائل كشور تطبيق كنند؛ نه، آن نظريهها، نظريههاى مفيد براى ما نيست"