تحلیل استراتژیک بردگی؛ بورس محاربین، در برترین دانشگاه
جنگ با مردم غیر مسلمان یا برای مردم غیرمسلمان؟ همواره شناخت برخی از انسانها درباره حق، به دلیل اسارت فکری، در حد حیوان یا کمتر بوده است. اینان از سوی سران کفر، ابزاری برای مبارزه با حق بوده اند. اما بین گرگ و گله تفاوت است. خداوند، حجت را بر همه تمام می کند اما اکثر غیرمسلمانان، زمینه زیادی برای شناخت حق نداشته اند؛ بنابراین، تکلیف "أئمة کفر و نفاق" از مردم استحمار شده جداست. از این رو برای نجات مردم از دست ائمه کفر، باید جنگید.
تحلیل استراتژیک بردگی؛ بورس فرد محارب، در برترین دانشگاه عالم! آنقدر مردم برای خدا محترمند که خداوند، بزرگترین رنج عالم را برای اولیای خودش خواسته است، تا بهترین جای عالم (خانه مجاهدین فی سبیل الله با جان و مالشان) در خدمت بدترین موجود بالفعل عالم (جنگجویان جبهه باطل برای نابودی حق) باشد؛ کسانی که اگر تیغشان می برید، خلیفه الهی را گردن می زدنند!
بردگی یا آموزش بندگی؟ صرف نظر از تحلیل های جامعه شناختی که از ناگزیری هر حاکمیتی در پذیرش نظام بردگی و تلاش اسلام برای حذف تدریجی آن، سخن می گویند؛ یا آن را جزئی از واقعیت زندگی اجتماعی می دانند که حذف یکباره آن، ساختار نظام اجتماعی را به خطر می انداخت؛ نظام بردگی غربی، در مکتب اسلام، شکل "مترقی ترین روش تعلیم بندگی و آزادی" به خود گرفت:
بزرگترین رنج عالِم، در خدمت جاهل1 بودن است. و چه زیبا که بزرگترین مخلوق، در خدمت کسانی باشد که قصد قتل وی داشته اند! یعنی حریم خانه خود را کلاسترین نقطه برای آموزشترین حالت، با مهربان ترین شکل، به جاهل ترین فرد است. و سبحان الله از این همه رنجی که پیامبر خدا و ائمه معصومین و اصحاب باوفای آنان، تحمل کردند! کدام آزاده عاقلی در دنیا پیدا می شود که آرزومند در بند گل نرگس و آنان که عطر اطاعت می پراکنند، نباشد؟ من حاضرم تمام هستی خود را بدهم و یک روز در کلاس بندگی رسول خدا و اصحاب خوب و اهل بیت طاهرینش باشم و تو هم حاضری. آیا این ابرمنطق عظیم تعلیم و عشق بازی، باید با مقیاس کثیف "بردگی غربی"، متهم شود؟
مردم برده اولیای حق بوده اند یا اولیای الهی در خدمت آنان؟ بردگی، مردم را به خدمت گرفتن است نه در خدمت خلق بودن! به حقیقت سوگند! کدام برده ای مثل محمد امین، علی و فاطمه و حسن و حسین و زینب علیهم السلام، در خدمت دیگران بوده است؟ مزدشان هم که معلوم بوده است؛ مسلخی فجیع! آه از تاریک بینی! و رنجی که باریک بینان دیده اند! سبحان الله از زیبایی اسلام و نگاهی که به مردم دارد. حتی قاصدین قتل برترین خلق خدا را در بهترین جای عالم بورس می کنند!

تحلیل استراتژیک بردگی: در انسان شناسی استراتژیک گفتیم که انسان دارای چهار لایه است: عقل، فکر، قلب، ... و بدن. و گفته شد که امام علی (ع) عقل را گوهر هویت انسان و امام درون میدانند؛ و فکر را پیرو عقل و در عین حال، امام قلب می دانند؛ و قلب هم بر ... بدن امامت می کند. بدن در خدمت قلب است؛ قلب در خدمت فکر و فکر در خدمت عقل. اینکه کسی در حوزه بدن به سختی بیفتد تا در حوزه قلب در آرامش باشد، چیز مطلوبی است که برای بردگان رخ می دهد.
اما اولیای دین با پذیرش کافر حربی در کانون خانواده و شهر خود، شاید در حوزه بدن؛ یعنی آسایش، قدری تامین شود، اما در حوزه آرامش (قلب) قطعا تامین نمی شود. آیا طوفانی کردن آرامش قلبی برای تامین آسایش جسمانی، مطلوب است؟ چون خداوند می خواهد بندگانش را تربیت کند، با نهایت مهر، محاربین را در محرمانه ترین جای زندگی مسلمین می نشاند تا با حفظ امنیت جسمانی، بتواند کمال قلبی، فکری و عقلی خود را نیز تامین کنند؛ البته همیشه کسانی سوء استفاده میکنند.
-----------------------------------
"بِسْمِ اللّهِ الرّحْمنِ الرّحِيمِ لا أُقْسِمُ بهِذا الْبلد . و أنت حِلُّ بهِذا الْبلد . و والِدٍ و ما ولد . لقدْ خلقْنا الْانسان فىِ كبدٍ . أيحسبُ أن لّن يقْدِر عليْهِ أحدٌ" آیات 1 تا 5 سوره بلد. اوج سختی حضرت محمد (ص) به خاطر زندگی در میان جهال و جامعه جاهلی بود؛ راز زندگی در کَبَد، در این است.