گواهی سوء پیشینه تهران؛ تفاوت شیخ مفیدها و غیر مفیدها؛ فتنه بزرگتر5
شيخ مفيد در 336 هـ.ق تقريبا 7 سال بعد از غيبت کبري متولد شد. حضرت بقية الله (عج) او را ملقب به «مفيد» گردانيد. او در فقه و کلام و روایت استاد بزرگی بود، قاضي عبدالجبار سنی معتزلي پس از عجز در برابر وی، او را به جاي خود نشانيده و گفت: "انت مفيد حقاً!" شیخ مفید در طی 30 سال، حدود 30 توقیع از سوى امام زمان (عجل الله فرجه) دریافت کرد، که عنوان بسیاری از آنان چنین است: برادر استوار و ولیّ فرزانه، شیخ مفید"
v برای نجات جان یک کودک، امام زمان به اصلاح فتوای شیخ مفید شتافت: شخصی از شیخ مفید می پرسد: اگر زن حامله ای بمیرد، آیا باید فرزند وی را هم با او دفن کرد؟ شیخ جواب میدهد که باید مادر را با بچه درون رحم دفن کرد. بر این اساس، برای دفن آن زن و فرزند درون رحمش اقدام میکنند، اما قبل از تدفین، پیکی از راه میرسد و میگوید، فتوا این است که بچه را بیرون بیاورید و بعد او را دفن کنید؛ و چنین می کنند، آنگاه برای تشکر از شیخ، خدمت ایشان می رسند، اما شیخ می گوید که من کسی را نفرستادم. و با خود عهد می کند که دیگر در امور مسلمانان فتوا ندهد. مبادا فتوای وی کسی را به کشتن دهد. اما، امام زمان چنین پیغام دادند: "یا شیخ! مِنْکَ الْخَطاء وَ مِنّا التَّسْدید" ای شیخ! [فتوا بده و اگر] خطایی کردی، ما آن را درست میکنیم!

v چرا امام زمان در جریان مشروطه، "منک الخطا و منا التسدید" را عملی نکردند؟ شیخ فضل الله نوری، از طرفداران مشروطه مشروعه، به دلیل انحراف مشروطیت، به مخالفت با آن پرداخت. در همین هنگام، آخوند خراسانی (صاحب کفایة الاصول) و مرحوم نائینی و ... به شدت از مشروطیت جاری، حمایت میکردند تا جای که چنین حکمی صادر شد: "به عموم ملت ایران حکم خدا را اعلام میداریم؛ الیوم بذل جهد در استحکام و استقرار مشروطیت به منزله جهاد در رکاب امام زمان _ ارواحنا فداه_ و سر مویی مخالفت و مسامحه به منزله خذلان و محاربه با آن حضرت _صلوات الله و سلامه علیه_ است، أعاذ الله المسلمین من ذلک إن شاء الله! الأحقر عبدالله المازندرانی، الأحقر محمد کاظم الخراسانی، الاأحقر نجل المرحوم الحاج میرزا خلیل" حسین زرگری نژاد، رسائل مشروطیت، چاپ دوم، تهران، 1377، ص447.
v گواهی سوء پیشینه تهران: بعد از ظهر 13 رجب، شیخ را برای محاکمه به عمارت گلستان بردند، شیخ ابراهیم زنجانی آقا را محاکمه کرد. بعد از پایان محاکمه فرمایشی، شیخ را به میدان توپخانه بردند. بساط دار فراهم شده بود. شیخ را به طرف دار بردند... قبل از اجرای حکم اعدام یکی از مشروطه خواهان برای او پیام آورد که شما مشروطه را امضا کنید و خود را از کشتن رها سازید. شیخ گفت: «من دیشب پیامبر اسلام را در خواب دیدم و به من فرمود که فردا شب میهمان من هستی و من چنین امضایی نخواهم کرد». آن گاه شهادتین گفت و سپس فرمود: "هذا کوفةٌ صغیرة" سپس رو به دژخیمان گفت: "کارتان را بکنید".
v چرا امام زمان برخی فتاوی غیرمفیدها را ویرایش نمی کنند؟ چرا آخوند خراسانی دچار این اشتباه بزرگ شد؟ و سوال مهمتر این که چرا امام زمان مطابق قولی که به شیخ مفید داده بودند، اشتباه ایشان را اصلاح نکردند؟ مگر اهمیت جان آیت الله سیدکاظم یزدی، شیخ فضل الله نوری و ... کمتر از نجات جان یک کودک بود؟ به نظر میرسد علت این اشتباه و اشتباهاتی از این دست، مثل سکوت علما و شهادت نواب یا ...، در این است که امام زمان مواردی را یاری میکنند که حاکم یا مفتی، تلاش مطلوب ایشان (عج) را برای رسیدن به مساله انجام داده باشند و آمادگی پذیرش اشتباه خود را داشته باشند، وگرنه کارها بر اسباب خودش پیش خواهد رفت، هر چند شیخ فضل الله بر دار رود، نواب تیرباران شود و ... . خدا نکند که باز هم برخی از علما کارشان به جایی برسد که حکم محارب برای امام خامنهای صادر کنند و برخی دیگر هم سکوت کنند و ... .