از عَلَمدار جبهه پایداری تا ألَمدار چند + چند!
چپ کردن راست در سال ۸۴: مدت هاست که راست سنتی با جریان مردمی و ولایی انقلاب، کمی چپ شده است. گفتمان ناب انقلاب اسلامی، در ۲۷ خرداد ۸۸ با ۵/ ۵میلیون رای اعلام هویت کرد، وقتی مردم این گفتمان اصیل را بازیافتند، در خرداد ۸۸ با ۲۵میلیون، رای، اعلام جبهه عظیم پایداری بر گفتمان اصیل انقلاب و بیزاری از اشتباهات جریان راست و چپ را اعلام کردند. اما چرخ چرخید تا تیغ «فتنه» با چوب «انحراف» دسته شد. احمدی نژاد هم در گفتمان ناب انقلاب، سر ناپایداری گذاشت؛ عَلَم جبهه پایداری امت و امام بر زمین مانده بود؛ و هیچ کس به قدر امام خامنه ای، در جستجوی عَلَمدار نبود!
علمدار کیست؟ اوصافش چیست؟ چه کسی صلاحیت علمداری دارد؟ علمدار جریان ناب، چه اوصافی دارد؟ عِلم؟ اخلاص؟ بصیرت؟ هر سه؟ چگونه بدانیم که چه کسی هر سه امتیاز عالی علمداری را دارد؟ نظام حکمت و دانایی خیره کننده ای دارذ، به راحتی از کسی، آن هم با اوصافی بی نظیر، تعریف و تمجید نمی کند. در این شرایط پیچیده، امام خامنه ای با حضور در خانه علامه مصباح، علمدار جریان پایداری را به همه معرفی کرد؛ مردی بصیر، با اخلاص، با صفا و عالم؛ مردی بی نظیر! این گونه معرفی کردن، در این شرایط بی علمداری، رسالت سنگینی را بر دوش پیرمردی گذاشت که صفا و اخلاصش، دل امام و امت را برده است. مصباح، جبهه استراتژیک پایداری را با التجا به «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» احقاف، ۱۳؛ بنیاد نهاد. جبهه ای که نه از عملکرد گذشته اش محزون است و نه ترسی از آینده دارد.
خدا کند که «ألَمدار» چند + چند، از چنبره لابی چیان خلاص شود! به نظر ما، درک امام خامنه ای این بود که انقلاب علمدار ندارد و عَلَم جریان ناب، بر زمین مانده است، مصباح را با چنان شرایطی تمجید کرد که الا و لابد، شرایط عالی یک علمدار است؛ مصباح هم عَلَم جبهه پایداری را بلند کرد؛ تا ناپایدارن در برابر او و اوصافش،صف چند به اضافه لابی چی و کانون ثروت و قدرت بکشند. در این میان من بیش از همه نگران بزرگانی هستم که ألم دار کانون ثروت و قدرت شده اند؛ امام خامنه ای دقیق فرمود که خدا از نزدیک شوندگان به کانون قدرت و ثروت به خاطر مساله نمایندگی، نمیگذرد و انتقام میگیرد و بر عاقبت به خیری انان تاثیر می گذارد!۲
به درک امام خامنه ای ایمان بیاوریم نه به لابی لاری جانی: سرور من! امام خامنه ای کی شما را به اوصاف مصباح، تحسین کرده است؟ کی چنین به خانه شما آمده است؟ سرورم، تمام آنان که به ناحق در «چند + چند» نمابنده دارند، آخر شما را در برابر مصباح می نشانند؛ چون هاشمی دیگر زورش رفته است؛ همان جریانی که هاشمی ساخت، بالاخره شما را خراب می کند. دعوا بین رسایی و لاریجانی نیست، در واقع بحث بر سر المداری شما و علمداری مصباح است؛ بر سر تفضیل مفضول بر فاضل است. به علم، اخلاص، صفا و بصیرت امام خامنه ای که مصباح را به این اوصاف می ستاید؛ اعتماد کنیم، نه به لابی امثال باهنر. باور کنید و یقین کنید که جبهه پایداری برای علمداری آمده است نه صاحب نماینده شدن در چند + چند! قسم می خورم که جبهه پایداری در علمداری خود پایدار است؛ امیدواریم که شما در ألَمداری چند + چند بازاندیشی کنید. هاشمی با گفتمان ناب انقلاب و مصباح درافتاد؛ چه شد؟ شما بیا و نیا!

منبری به عظمت کرمانشاه برای تذکر به من و شما:امام خامنه ای۱، در سوم خرداد ۹۰، به نمایندگان شما در مجلس هشدار بسیار خطیری داده بود که در به صاحبان قدرت و ثروت به خاطر نمایندگی نزدیک نشوید؛ که خدا نمب گذرد و عاقبت به خیر نمی شوید! اما برخی از نمایندگان، آن را نشنیدند؛ پشت شما پناه گرفتند و همان راه آلودن انتخابات مجلس نهم به کانون های ثروت و قدرت را پیش گرفتند. قدوم بابرکت مصباح و چبهه پایداری هم نتوانست مانع نفوذ باند قدرت و ثروت وصولگرایان شود. باز هم ساکتان، مردودین و تجدید شدگاه فتنه، با زیرکی، شما را به پایداری در امتیاز دادن به باند قدرت و ثروت، برانگیختند تا اینکه...
آیا سخنان امام خامنه ای، پیش بینی خط سیر چند + چند است؟ ... تا اینکه امام خامنه ای، همه گوشها و هوشهای عالم را به سفر کرمانشاه واداشت و در منبری عظیم، این دفعه نه به نمایندگان و وصولگرایان، بلکه به همه مردم فرمود: «مردم بايد كسانى را انتخاب كنند كه به كانونهاى ثروت و قدرت متصل نباشند؛ كسانى باشند كه واقعاً مردم اينها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دينشان، بر طبق وظائف انقلابىشان عمل كنند؛ كه حالا بحث در اين باره زياد است.» ألَم دارِ محترمِ چند + چند! وقتی قرار است که ما به باند قدرت و ثروت در چند + چند، نماینده مستقل بدهید، معلوم است که خروجی آن، مجموعه ای است فتنه گون، مجموعه ای که حق و باطل را در کنار هم می چیند. پس لازم شد که امام خامنه ای به مردم سفارشی بکنند که به خواص کردن و آنان گوش نکردند؛ دوری از کانون ثروت و قدرت!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ و ۲. «يك مسئله ديگر هم نزديك شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ اين را ما با شما بىرودربايستى عرض كنيم... اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهائى است كه خداى متعال از آنها نميگذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى ميگذارد.»