فرموده امام خامنه ای، مهری بر دهان تخریب کنندگان جبهه پایداری
درآمد: جبهه پایداری برای مدیریت و تبیین گفتمان روشن انقلاب و تفکیک اصولگرایی از «وصولگرایی و وابستگی به منابع قدرت و ثروت»، «جریان انحراف» و «جریان فتنه» طراحی شده است؛ اما برخی این جبهه را به وحدت شکنی و سهم خواهی متهم می کنند. علت اینکه پایه گذارن عالم، با اخلاص و با بصیرت این جریان، آن را حزب ننامیدند، این بود که حزب در ادبیات سیاسی کنونی، باشگاه کسب قدرت سیاسی است؛ اینک کلام امام خامنه ای در ۲۴ مهر ۱۳۹۰ در جمع اساتید و دانشجویان کرمانشاه:
رابطه تحزب اسلامی و وحدت: «... ما با تحزّب مطلقاً [به هر شکل آن] مخالف نيستيم. اين كه خيال كنند ما با حزب و تحزّب مخالفيم، نه، اينطور نيست. قبل از پيروزى انقلاب، پايههاى يك حزب بزرگ و فعال را خود ما ريختيم؛ اول انقلاب هم اين حزب را تشكيل داديم، امام هم تأييد كردند، چند سال هم با جديت مشغول بوديم؛ البته بعد به جهاتى تعطيل شد. همان وقت به ما اشكال ميكردند كه تحزّب با وحدت عمومى جامعه مخالف است. من آن وقت يك سخنرانى مفصلى كردم، كه بعد هم پياده شد و چاپ شد و پخش شد؛ تحت عنوان «وحدت و تحزّب». تحزّب ميتواند در جامعه انجام بگيرد، در عين حال وحدت هم صدمهاى نبيند؛ اينها با هم منافاتى ندارد.
چهار ویژگی تحزب اسلامی در نگاه امام خامنه ای: «... منتها آن حزبى كه مورد نظر ماست، عبارت است از [۱.] يك تشكيلاتى [۲.] كه نقش راهنمائى و هدايت [۳.] آحاد مردم را [۴.] به سمت يك آرمانهائى ايفاء ميكند.»

ارتقاء معرفت و هدایت گفتمانی جامعه، چیز خوب و مورد تایید است: «ما دوجور حزب داريم: يك حزب عبارت است از كانالكشى براى هدايتهاى فكرى؛ حالا چه فكرى به معناى سياسى، چه فكرى به معناى دينى و عقيدتى. اگر چنانچه كسانى اين كار را بكنند، خوب است. قصد عبارت از اين نيست كه قدرت را در دست بگيرند؛ ميخواهند جامعه را به يك سطحى از معرفت، به يك سطحى از دانائى سياسى و عقيدتى برسانند؛ اين چيز خوبى است. البته كسانى كه يك چنين توانائىاى داشته باشند، به طور طبيعى در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأى خواهند شد، آنها برنده خواهند شد؛ ليكن اين هدفشان نيست. اين يك جور حزب است؛ اين مورد تأييد است. ميدان باز است؛ هر كس ميخواهد بكند، بكند.»
حزبی که دنبال بند و بست سیاسی باشد، باشگاه کسب قدرت بوده، مورد تایید نیست: «يك جور حزب، تقليد از احزاب كنونى غربى است - حالا من گذشته را كارى ندارم - احزاب كنونى غربى به معناى باشگاههائى براى كسب قدرت است؛ اصلاً حزب يعنى مجموعهاى براى كسب قدرت. يك گروهى با هم همراه ميشوند، از سرمايه و پول و امكانات مالىِ خودشان بهرهمند ميشوند، يا از ديگران كسب ميكنند، يا بندوبستهاى سياسى ميكنند، براى اينكه به قدرت برسند. ... اينها در واقع باشگاههاى كسب قدرتند. اين نه، هيچ وجهى ندارد. اگر كسانى در داخل كشور ما با اين شيوه دنبال تحزّب ميروند، ما جلويشان را نميگيريم. اگر كسى ادعا كند كه نظام جلوى تشكيل احزاب را گرفته است، يك دروغ واضحى گفته؛ چنين چيزى نيست؛ اما من اينجور حزبى را تأييد نميكنم. اينجور حزبسازى، اينجور حزببازى معنايش عبارت است از كشمكش قدرت؛ اين هيچ وجهى ندارد. اما حزب به معناى اول، يعنى يك كانالكشى در درون جامعه، براى گسترش فكر درست - چه فكر عقيدتى و اسلامى، چه فكر سياسى و تربيت كادرهاى گوناگون - بسيار خوب است؛ اين چيز نامطلوبى نيست.»
الله اکبر! الله اکبر! خامنه ای امام و رهبر!