برخی از ابهامات مصاحبه آیت الله یزدی درباره آنچه خطر تجزیه جامعه مدرسین نامید
در مصاحبه ۱۰ تیر ۹۲ خبرگزاری مهر با آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین و از فقهای شورای نگهبان، مطالبی آمده بود که در سایتهای ضد انقلاب نیز پوشش خبری قابل تأملی پیدا کرد و چون تکذیب نشده است، چند نکته را یادآور میشویم:
۱. میانتیتر یک خبرگزاری مهر از این مطلب: «در انتخابات اخیر کار تا تجزیه جامعه مدرسین هم پیش رفت» میانتیتر دو: «هشدار آیتالله یزدی درباره تجزیه جامعه مدرسین». آیا تدقیق خبر اعلام حمایت برخی از اعضای جامعه مدرسین از آقای ولایتی، به معنای خطر تجزیه جامعه مدرسین است! از توصیه به قانون باید ترسید؟ جناب آیتالله یزدی! این عبارت شما قدری مبالغه نیست: «بنده به عنوان يكي از اعضای جامعه مدرسین وظيفه خود میدانستم كه اين تشكل گرفتار تجزيه نشود و آن حالتي كه براي جامعه روحانيت و مجمع روحانيون مبارز در تهران پيش آمد - كه دچار دو دستگي شدند و خود به خود در مسائل سياسي هم دو دسته شدند».
۲. جناب آیتالله یزدی! آیا برای تشکیل یک جبهه هم باید از شما اجازه بگیرند، وگرنه به تفرقه و تجزیه دامن زدهاند؟ شما گفتهاید: «زماني كه احساس كردم در حوزه، يك حزب و گروهي که خود را منتسب به آیت الله مصباح میدانند به وجود ميآيد، به بعضي از روحانيون محترمي كه با ايشان ارتباط خاص دارند، در جلسات خصوصي که با آنها داشتم، گفتيم که از تفرقه و تجزيه جلوگيري كنيم؛ ولي متأسفانه مشكل حل نشد». اول اینکه، حزب با جبهه فرق دارد. دوم اینکه، خوب است همگان به سخنان نائب امام زمان در ۲۴ مهر ۱۳۹۰در جمع اساتید و دانشجویان کرمانشاه، در شرایطی که جبهه پایداری متهم به ورود به تفرقه و تجزیه شده بود دقت کنند:
«ما با تحزّب مطلقاً مخالف نيستيم. اين كه خيال كنند ما با حزب و تحزّب مخالفيم، نه، اينطور نيست. قبل از پيروزى انقلاب، پايههاى يك حزب بزرگ و فعال را خود ما ريختيم؛ اول انقلاب هم اين حزب را تشكيل داديم، امام هم تأييد كردند، چند سال هم با جديت مشغول بوديم؛ البته بعد به جهاتى تعطيل شد. همان وقت به ما اشكال ميكردند كه تحزّب با وحدت عمومى جامعه مخالف است. من آن وقت يك سخنرانى مفصلى كردم، كه بعد هم پياده شد و چاپ شد و پخش شد؛ تحت عنوان «وحدت و تحزّب». تحزّب ميتواند در جامعه انجام بگيرد، در عين حال وحدت هم صدمهاى نبيند؛ اينها با هم منافاتى ندارد. منتها آن حزبى كه مورد نظر ماست، عبارت است از يك تشكيلاتى كه نقش راهنمائى و هدايت آحاد مردم را به سمت يك آرمانهائى ايفاء ميكند. ما دوجور حزب داريم: يك حزب عبارت است از كانالكشى براى هدايتهاى فكرى؛ حالا چه فكرى به معناى سياسى، چه فكرى به معناى دينى و عقيدتى. اگر چنانچه كسانى اين كار را بكنند، خوب است. قصد عبارت از اين نيست كه قدرت را در دست بگيرند؛ ميخواهند جامعه را به يك سطحى از معرفت، به يك سطحى از دانائى سياسى و عقيدتى برسانند؛ اين چيز خوبى است. البته كسانى كه يك چنين توانائىاى داشته باشند، به طور طبيعى در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأى خواهند شد، آنها برنده خواهند شد؛ ليكن اين هدفشان نيست. اين يك جور حزب است؛ اين مورد تأييد است. ميدان باز است؛ هر كس ميخواهد بكند، بكند.»
۳. جناب آیتالله یزدی! به چه دلیل عقلی قانونی یا شرعی، علامه مصباح باید از خواست شما اطاعت کند؟ شما سه بار این مفهوم را برای علامه مصباح تکرار کردهاید: «از نظر سياسي فرمايشات شما در جامعه تأثير دارد و مردم به اين مسائل توجه دارند. ... اگر به يك نقطه رسيديم [آقایان یزدی و مهدوی] شما حاضر هستيد همراهي و كمك کنید تا هرسه به يك نقطه مشترك برسيم؟ ايشان [آقای مصباح] فرمودند: صحبتهاي شما درست و عاقلانه است به هر حال شرايط زمان بايد بررسي شود بايد در زمان خودش بررسي كنم». تعاریفی که امام خامنهای درباره علامه مصباح دارند، نشان نمیدهد که ایشان حق داشته باشند در مسائلی که بیش از بقیه تخصص دارند، از آنان تقلید کنند! حرف علامه مصباح برای بسیاری بیش از حرف شما و آقای مهدوی روی هم، حجیت دارد.
۴. شما گفتهاید که سه روز بعد آيتالله مصباح یزدی در یکی از حسینیههای تهران آقاي لنكراني را به عنوان منتخب خود معرفي كرد. در حالي كه هنوز شوراي نگهبان نظر ندادهبود كه چه كسي صلاحيت دارد يا صلاحيت ندارد. اين كار درستي به نظر نميرسيد. ما دنبال اين بوديم كه شكافي وجود نداشته باشد.
جناب لنکرانی در گامی بلند، از استادی دانشگاه، به وزارت رسید و با اینکه جوانترین وزیر بود، از بهترین وزرای بهترین دولت (دولت نهم) هم شد. او سپس عضو مرکزی و سخنگوی جبهه پایداری هم شد. کسی باور نمی کرد که جایی مثل شورای نگهبان، فردی با این تراز بالا را احراز صلاحیت نکند! براستی مردم از خود میپرسند که وقتی آقای غرضی صلاحیت داشت، چطور ممکن بود که آقای لنکرانی احراز صلاحیت نشود؟ با این حال، نباید گفت که امثال این ذهنیتهای شما و برخی دیگر نسبت به علامه مصباح، عامل شائبههای عدم احراز صلاحیت لنکرانی شده است تا مثلا جلوی تفرقه بیشتر یا تجزیه گرفته شود؛ ولی واقعاً برخی مسائل برای میلیونها نفر حامی علامه مصباح، سنگین و باورنکردنی بود. امیدواریم در آینده پرده از روی برخی ابهامات کنار برود. شاید آقای مصباح اشتباه کرده باشد و شاید هم برای جلوگیری از نهادینه شدن اشتباه برخی، دست به چنان حمایتی زد، تا اگر کسی بخواهد مسیر اشتباهی برود، روی آبروی مصباح سُر برخورد و مردم از خود بپرسند، براستی چرا علامه مصباح این قدر محکم ایستاد و تمام آبرویش را گذاشت؟ آیا خطر بزرگی در کمین برخی مراکز حساس بود که او اینگونه آبرویش را با خدا معامله کرد؟ به هر حال، احتمال اشتباه ایشان نیز منتفی نیست.
۵. آیتالله یزدی: «جامعه مدرسين و جامعه روحانيت مبارز مدتها و ماهها بود كه در كميسيونهاي مشتركی با هم همكاري ميكردند براي اینکه ايجاد وحدت کنند و تفرقه بين اصولگرايان را كمتر کنند.»
جناب آیتالله! متأسفانه شما که خودتان محور وحدت بودید، به تفرقه رسیدید! آیا جز این است؟ آقای مهدوی نامه نوشت که ولایتی کنار برود و شما نامه نوشتید که ولایتی نامزد اکثریت اعضای جلسه جامعه مدرسین است! این یعنی وحدت! علامه مصباح خیلی با بصیرت بود که به شما قول ائتلاف نداد، وگرنه برخی، عامل تفرقه بین جامعه مدرسین و جامعه روحانیت و شخص آیتالله یزدی با شخص آیتالله مهدوی را نیز علامه مصباح میدانستند. خوب است که شما عامل این تفرقه را نیز معرفی کنید!
۶. درباره اعلام حمایت جامعه مدرسین از ولایتی گفتهاید: «در جلسه فوقالعاده، نتیجه رای گیری، ۸ به ۵ بود. یعنی ۸ نفر با آقاي ولايتي بودند و ۵ نفر هم با آقاي قاليباف. برخی گفتند كه خوب است بعضي از دوستانی كه به آقای قاليباف راي داده اند، بيايند اين طرف تا مقدار رأي اين طرف بيشتر شود. بنده هم هيچ وقت از شخص خاصي نام نبردهام و عرض كردهام نظر بنده، نظر اكثريت جامعه است. اين چند نفر از جمله آقايانی كه به قاليباف راي داده بودند، برگشتند. ... پس اكثر جامعه آقاي ولايتي را انتخاب كردند».
الف. آیا شما نظر آقای مهدوی و جامعه روحانیت را نمیدانستید؟ پس وحدت و ماهها کار کمیسیونهای مشترک چه شد؟ شما که سه بار به علامه مصباح برای اطاعت از وحدت مورد نظر خودتان مکرراً تذکر دادید، آیا سزاوار نبود به احترام همان وحدت، آن هم با رکن دیگر وحدتگرایی؛ یعنی جامعه روحانیت و آیتالله مهدی، یک بار تذکر به آن سه نفری بدهید که رأی ولایتی را بیشتر از قالیباف کرده بودند؟ تا رأی قالیباف بالاتر برود و سبب تفرقه بین شما و آقای مهدوی نشود؟ براستی پاسخ شما چیست؟
ب. این اکثریت، اکثریت اعضای جلسه مزبور بودند یا اکثریت جامعه مدرسین؟ ج. طبق قانون، چند نفر باید در جلسه باشند، تا جلسه رسمی شود؟ تأکید میشود، طبق قانون! د. طبق قانون، چند نفر باید به یک مساله مهمی مثل نامزدی فردی برای ریاست جمهوری رأی بدهند که مصوبه جامعه مدرسین تلقی شود؟ تاکید میشو، طبق قانون! اینها چیزی است که آقایانی که متهم به عملکرد تجزیهبار شدهاند، محترمانه متذکر شدهاند و شما به جای جواب مستند و روشن به آنان، موضع رسانهای غیر منتظرهای داشتهاید.
۷. آیتالله یزدی: «بعد از این جریان، ما متوجه شديم بعضي از دوستان و اعضاي جامعه محترم مدرسين و از علاقهمندان آيتالله مصباح، از جمله آقايان عبداللهي، رجبي، كعبي گفتند كه اين جلسه فوقالعاده قانوني نبوده و اين اكثريت نیست و بنده هرچه گفتم آنها قبول نكردند.»
جناب آیتالله یزدی، آنها گفتهاند چند نفری که در جلسه مذکور بوداند، اکثریت اعضای جامعه مدرسی نبودهاند وگرنه در اکثری بودن حمایت اعضای آن جلسه، کسی تردید نکرده است. آیا شما میگویید که آن چندنفر، اکثر اعضای جامعه مدرسی بودهاند؟ قبول کردن، از «هر چه گفتم» شما ناشی نمیشود، از سخن مستدل و مستند ناشی میشود، اگر شما سخن مستدل و مستند به قانون دارید، بیان کنید! اگر آنان هم حرف حساب را قبول نکردند، کاش سخن مستند خود را به همان خبرگزاری مهر میگفتید تا مردم بدانند که حرف شما روی قانون و حساب است یا حرف آنها که متهم به تجزیه جامعه مدرسین شدهاند. ما حرف آقایان را در رسانهها دیدیم و به نظر میرسد حرف حساب است و اگر شما یا همه چند نفر حامی ولایتی حرف مستندی در جواب آنان دارید، حتما افکار عمومی را مطلع فرمایید!
آیتالله یزدی: «بنده در برگه رسمي و دارای سربرگ جامعه مدرسین، به عنوان نامه نوشتم كه در جلسه مورخ ۱۰ خرداد، اكثريت اعضای حاضر، به آقاي ولايتي رای دادهاند. باز هم این دو سه نفر يك خرده شديدتر برخورد كردند كه گناه و ثواب آن پاي خودشان ميباشد. به هر حال يك ضربهای به جامعه مدرسين وارد کردند که اميدوارم اين ضربه با گذشت زمان از بين برود».
۸. جناب آقای یزدی! لطفا بفرمایید که این آقایان که دست کم چهار نفرشان در مصاحبه رسمی خبر اعلام حمایت «جامعه» مدرسین از ولایتی را تکذیب کردهاند، چه گناه یا کار خلاف قانونی کردهاند که شما این قدر رنجیدهاید و افشاگری میکنید! آنچه ما دیدهایم، سخنان محترمانه، منطقی، روشن و مستند به قانون است؛ اگر اشتباه است شما مشخصاً بگویید که کدام حرفشان اشتباه است! مثلاً آیت الله رجبی میگوید:«مقصود آیتالله یزدی این بود که در آن جلسهای که برگزار شده است، اکثریت آن جلسه غیررسمی، نظرشان با آقای ولایتی بوده است. وگرنه، نه نظر جامعه مدرسین و نه نظر اکثریت اعضای این جامعه، با آقای ولایتی نیست». مردم با خود میگویند آیا منظور آقای یزدی از اینکه جامعه مدرسین به آستانه تجزیه رسیده بود، این سخنان محترمان و ظاهرا مستند آقایان است؟ یعنی اگر کسی محترمانه و بر طبق قانون حرف بزند، جامعه مدرسین تجزیه میشود؟ مگر هویت جامعه مدرسین و مدیریت آن بر اساس قانون نیست؟ پس قانون گرایی چطور میتواند خطر تجزیه آن نهاد را در پی داشته باشد؟
۹. آقای یزدی! شما نوشتهاید که «در جلسه مورخ ۱۰ خرداد، اکثر اعضای حاضر به آقای ولایتی رأی داده اند». آنان هم در مصاحبه های شان ضمن تأکید بر همین حرف شما، به سه نکته اشاره کردهاند:
الف. این جلسه بر طبق آیین نامه و قوانین جامعه مدرسین، به دلیل اینکه کمتر از ۱۷ شرکت کننده داشته است، رسمی نبوده است! آیا این حرف درست است یا اشتباه؟
ب. نهاد جامعه مدرسین از دکتر ولایتی حمایت نکرده است و حمایت یادشده، مربوط به اکثریت اعضای حاضر در جلسهای بوده است که صلاحیت اظهار نظر از سوی جامعه مدرسین را نداشتهاند و اتفاقاً خود شما هم گفتهاید که «اکثر اعضای "حاضر در جلسه" نظرشان بر ولایتی بوده است». اکنون سوال روشن این است که آیا این حرف که «نه جامعه مدرسین و نه اکثریت اعضای جامعه مدرسین، از ولایتی حمایت نکردهاند» درست است یا اشتباه و حتی تجزیه طلبی؟
۱۰. جناب آیتالله یزدی دامت توفیقاتکم! آیا این بود آن که فرمودید جامعه مدرسین تا آستانه تجزیه پیش رفت؟ کجای این تذکر و تدقیق روشن، قانونی و مستند، به معنای تفرقه تجزیه است؟ والله ما نفهمیدیم! اگر ادعای افراد یادشده اشتباه است، مشخصا بگویید که به چه دلیل و کدام یک از دو ادعا اشتباه است، اگرنه شما باید پاسخگوی آبروی جامعه مدرسین باشد، نه اینکه آنها متهم به بردن جامعه مدرسین تا مرز تجزیه باشند!

۱۱. آیتالله یزدی: «البته بنده در حال حاضر از كسي گلهاي ندارم؛ ولی واقعا علت اين ضربه را ناشی از كمتجربگی و جوانی آنها میدانم.» جناب آیتالله! منظورتان از حال حاضر، بعد از متهم کردن آقایان به تفرقه و تجزیه است یا قبل از بیان رسانه ای این نسبتها هم گلهای نداشتید؟ پس آنچه به آقایان نسبت دادید، چه بود؟ بالاخره ما متوجه نشدیم آنچه که به قول شما و تیتر تلخ برخی رسانههای داخلی و پوشش رسانههای ضد انقلابی مثل بیبیسی، خطر تجزیه شدن جامعه مدرسین از سوی جناح منتسب به علامه مصباح بود، همین چیزی بود که میگویید: «به نظرم اين اختلاف اخير خيلي مهم نيست و ميدانم كه بر اثر كم تجربگي و جواني ميباشد، ولي به هرحال اين اشتباه موجب شد كه آقايان ضربهاي به جامعه مدرسین وارد كنند». اقای یزدی! باز هم گفتهاید که: «الان هم دنبال همين هستم كه جامعه مدرسین به تجزيه نرسد. اميدوارم اين دوستان هم بتوانند اين اثر را از بين ببرند. خلاصه بحث اخير اين است كه در جريان اين انتخابات، تركشهاي اختلافي كه به وسيله برخي آقايان در مسائل سياسي كشور به وجود آمد، دامن جامعه مدرسين را هم گرفت و ضربهای به جامعه مدرسين وارد شد که اميدواريم با گذشت زمان آثار اين تركشها از بين برود و جامعه به حالت اول خود بازگردد.» الف. منظورتان از برخی آقایان که ترکش اختلاف در مسائل سیاسی کشور را به آنان نسبت دادید و ادعا کردهاید که این ترکشها توسط علاقمندان علامه مصباح به جامعه مدرسین رسیده است که علامه مصباح نیست! ب. آقای یزدی! در ماجرای حمایت جامعه مدرسین از «بنایی» و در جریان حمایت از «جبهه متحد اصولگرایان» نیز اتفاقی افتاد که همین برادران صبر کردند و سخنی به زبان نیاوردند، ولی صبر بر این مسائل تا کی میتوانست راهکار باشد؟ شما بگویید!
۱۲. آقای یزدی یادتان هست که در فتنه ۸۸ چطور دوشادوش علامه مصباح و مردم به فتنهگران انتقاد میکردید؟ حالا در چنین موضعی، این گونه درباره علامه مصباح سخن میگویید؟ البته ایشان جوابی به شما نمیدهند. اما یادتان هست آیت الله هاشمی در پاسخ به انتقادات شما چه گفت، آن را مقایسه کنید با نوع برخورد علاقهمندان علامه مصباح مانند، آیتالله کعبی که صمیمانه شما را تکریم کردند و سخنان شما را خیرخواهانه خواندند؛ تابناک: «هاشمي رفسنجاني در جواب جمعي از حضار كه اجازه جواب به اظهارات اهانت آميز آقايان يزدي و ... خواستند، گفتند: سالها است كه جواب من به آقاي يزدي درخواست شفا براي ايشان است و ارسال سلام. رئيس مجمع تشخيص مصلحت ادامه داد: متاسفانه ايشان براثر مشكلات جسمي گاهي دچار عصبانيت ميشود و عجولانه اعلام نظر ميكند». برای پایگاه ۵۹۸ تنظیم شد.
جامعه مدرسین، دیروز در انتخابات مجلس، امروز در انتخابات ریاست جمهوری و فردا در انتخاب رهبری