سخنان صریح امام راحل در رد ترمینولوژی معروف و منکر احمدی نژاد
v اگر نقد نکنیم، احتمال نوزایی جریان اکبر گودرزی جدی است: آیا وقتی احمدی نژاد و در واقع مشایی را نقد میکنیم، در دام دشمن افتادهایم؟ چرا باید در سطح محدود و با کیفیت مناسب، برخی از سخنان اشتباهی که قبلا مشایی متولی بیانش بود و اینک احمدینژاد اصرار بر بیان آن دارد را نقد کرد؟ از چندی پیش احمدی نژاد در ادعایی خلاف قانون و شرع، گفته بود که نیروی انتظامی حق برخورد با مصادیق ترک حجاب شرعی را ندارد و حتی فراتر از آن، کسی حق امر به معروف و نهی از منکر نسبت به واجبات و محرمات الهی را ندارد، مگر اینکه دستورات الهی، در جامعه به معروف و منکر تبدیل شده باشد. متاسفانه این سخنان خلاف شرع و خلاف قانون دکتر احمدی نژاد، توجیهات غیرمحققانه استاد اخلاق هیأت دولت؛ یعنی آیت الله حائری را نیز در پی داست.
این امر ما را بر آن داشت که این انحراف عجیب را گوشزد کنیم، تا خدای ناکرده سبب پذیرش و پافشاری حامیان متعصب دکتر، و به ویژه رسوب در ذهن کسانی نشود که امید شیطان به نوزایی جریان اکبر گودرزی در دهه چهارم انقلاب و ترور مطهری زمان هستند. دلیل دیگر اینکه احمدینژاد به جای اصلاح خطای فاحش خود، بلافاصله خطای دیگری در مساله کراوات و ریش مرتکب شد. حتی اگر از اظهار نظر اشتباه در حوزه غیر تخصصی خود، ساکت هم میشد، شاید از تداوم این پیایند، خودداری میکردیم. دلیل اصلی هم این است که در مقاله فتنه بزرگتر معلوم شد که دشمن در آینده از استراتژی ترکیبی (جنگ سخت مربوط به حوزه بدن، جنگ نرم مربوط به حوزه قلب و فرهنگ، جنگ نرم مربطو به حوزه ذهن و نهایتا جنگ سخت و نرم مربوط به حوزه عقل و ولیّ امر) استفاده خواهد کرد؛ و این اقدامات نسنجیده دکتر، بازی در زمین خودی با قواعد دشمن است.
در مقاله نخست، غیرقانونی بودن و مغایرت آشکار ادعای دکتر احمدی نژاد و توجیهات آیت الله حائری در ممنوعیت برخورد نیروی انتظامی با مصادیق ترک حجاب شرعی، نشان داده شد. سپس در مقاله دوم، مغایرت ادعای دکتر و آیت الله، با تمامی تفاسیر شیعی و سنی در معنای معروف و منکر، نشان داده شد. اینک در مقاله سوم، نظر امام راحل در معناشناسی معروف و منکر تقدیم میشود. لازم به ذکر است که تا جایی که ما موفق به بررسی دیدگاههای فقای برجسته شیعه شدیم، هیچ کس، قید عرفپذیری را شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ندانسته است.
v امام راحل: منکر همان امر خلاف شرع یا خلاف عرف است: "نگذارند كه بعض افراد در هر ارگانى كه هستند، در هر جايى كه هستند، خود ملت نگذارند كه بعض افرادى كه نفوذ كرده است در همه ارگانها، اينها خلافى بكنند، خلاف شرعى بكنند، خلاف عرفى بكنند، و آنها را امر به معروف كنند و از منكرات نهى كنند ... سفارش به حق كه امر به معروف است و نهى از منكر است بر همه مسلمين واجب است." صحيفه امام، ج13، ص470.

v منکر، یعنی تخلف از موازین: "پايش را كج گذاشت، همه روحانيون بايد به او هجوم كنند كه چرا برخلاف موازين؟ ساير مردم هم بايد بكنند. نهى از منكر اختصاص به روحانى ندارد؛ مال همه است. امت بايد نهى از منكر بكند؛ امر به معروف بكند." صحيفه امام، ج8، ص488.
v معروف یعنی احکام اسلام؛ و امر به معروف یعنی واداشتن متخلفین، به احکام اسلام: "كوشش كنيد كه احكام اسلام را هم عمل كنيد؛ و هم وادار كنيد كه ديگران عمل كنند ... اصل «امر به معروف و نهى از منكر» براى همين است كه جامعه را اصلاح كند." صحيفه امام، ج10، ص268.
v ولایت اجتماعی و همگانی مومنین بر یکدیگر در برابر انحراف و عمل بر خلاف اسلام: "همه ما آن حال را داريم، مسئوليم در مقابل خدا و در مقابل وجدان. و همهمان بايد مراعات بكنيم؛ يعنى نه اينكه مراعات خودمان را؛ من مراعات همه شما را بكنم؛ شما هم هر يك مراعات همه را. يك همچو برنامه است كه همه را وادار كرده كه به همه «چر!ا» بگوييم، همه را. به هر فردى، لازم كرده به اينكه امر به معروف كند ... برخلاف اسلام كه باشد ... هر يك از افراد موظفند كه به او بگويند كه اين خلاف است، جلويش را بگيريم." صحيفه امام، ج10، ص110.
"هر يك خودمان را مواظبت كنيم و پاسدارى از خودمان بكنيم؛ و هر يكمان از رفقا فرض كنيد پاسدارى بكند. آقا خودش را حفظ بكند؛ و مأمور حفظ شما و شما و شما هم هست. نه اين است كه مأمور است [براى] خودش؛ مأمور است خودش نماز بخواند؛ نخير مأمور است كه شما را وادار كند به نماز خواندن؛ من را وادار كند به نماز خواندن، همه مأموريم. خودش فقط مثلًا بدگويى به مردم نكند بىجهت؛ اين خودش هست؛ اگر شما هم كرديد، اين مكلف است؛ يعنى تكليف الهى دارد به اينكه جلوتان را بگيرد. امر به معروف و نهى از منكر دو اصلى است در اسلام، كه همه چيز را مىخواهد اصلاح كند..." صحيفه امام، ج10، ص111 و 112.
v امام میخواست وزارت امر به معروف بزند، حالا مفهو امر به معروف را هم تحریف میکنند: "ما مبارزه با فساد را با دايره امر به معروف و نهى از منكر كه يك وزارتخانه مستقل بدون پيوستگى به دولت، با يك همچو وزارتخانهاى كه تأسيس خواهد شد ان شاء اللَّه مبارزه با فساد مىكنيم..." صحيفه امام، ج6، ص274.
v اداره امر به معروف امام راحل، فراتر از وزارتخانه و حتی تمام ارکان دولت بود: حكم تشكيل اداره امر به معروف و نهى ازمنكر در سال 58. "بسم اللَّه الرحمن الرحيم. شوراى انقلاب اسلامى به موجب اين مرقوم مأموريت دارد كه ادارهاى به اسم «امر به معروف و نهى از منكر» در مركز تأسيس نمايد؛ و شعبههاى آن در تمام كشور گسترش پيدا كند؛ و اين اداره، مستقل و در كنار دولت انقلابى اسلامى است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتى و تمام اقشار ملت است. و دولت انقلاب اسلامى مأمور است كه اوامر صادره از اين اداره را اجرا نمايد و اين اداره مأمور است كه در سراسر كشور از منكرات به هر صورت كه باشد جلوگيرى نمايد و حدود شرعيه را تحت نظر حاكم شرعى يا منصوب از قِبَل او، اجرا نمايد و احدى از اعضاى دولت و قواى انتظامى حق مزاحمت با متصديان اين اداره ندارند. و در اجراى حكم و حدود الهى احدى مستثنى نيست حتى اگر خداى نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتكب چيزى شد كه موجب حد شرعى است بايد در مورد او اجرا شود"[1] صحيفه امام، ج9، ص213
[1]. پاورقی همین مطلب در صحیفه نور: "آقاى سيد احمد خمينى در سال 1372 اين توضيحات را پيرامون حكم امام ذكر كردهاند: «اين حكم چندى بعد از پيروزى انقلاب از طرف امام خمينى صادر شد و به محض اينكه شايع شد كه امام چنين حكمى صادر كردهاند، از طرف شوراى انقلاب و دولت موقت آمدند و به هر وسيلهاى كه بود جلوى آن را گرفتند، به دو علت: الف. هنوز تشكيلاتى براى به اجرا در آوردن آن نيست؛ ب. هرج و مرج مىشود و هركس، هر فردى را به محكمه مىبرد و يا روحانيون شهرها كه وارد هم نيستند، دخالت مى كنند. امام گرچه به هيچ وجه قبول نداشتند، ولى چون عدهاى گفتند، قبول كردند. بعدها معلوم شد كه اگر اين حكم به اجرا گذاشته مىشد با توجه به جوّ انقلابى مىتوانستيم جلوى خيلى از كارهاى خلاف را بگيريم. و به عقيده من دولت موقت از اينكه به محاكم كشيده شوند، هراس داشت.»"