از دوری تو غمین و نالان هستیم  وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

ملیت ما اگر بخواهی آقا؛     ---         از کوفه ولی مقیم تهران هستیم۱!

ابراهیم در آتش نمرود، گل نرگس در آتش ما

از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست     از شمع رخت محفلش افروختنی نیست

 شب جمعه این هفته  تلویزیون عطر گل نرگس نداشت، بوی باروت می‌داد! بیست و سی جمعه شبها یادی از امام زمانمان می‌کرد، بوی گل نرگس می پراکند؛ اما با رفتن کامران نجفزاده، انگار ... . دیشب خانم مجری گفت، جمعه خوبی داشته باشید، انگار در یک تلویزیون کفر صحبت می کند، انگار نه انگار که امام منتظری داریم، انگار نه انگار که فلسفه این انقلاب و ظهور صغرا با این همه لاله و اشک و ژاله، زمینه‌سازی برای آمدن مهدی فاطمه است؛ انگار نه انگار که امام زمان پیغام داده‌اند: به شیعبانم بگویید که من غریبم!

در بیست و سی همه چیز داغ است جز خبر غیبت امام عالم! کسی که پایانی است برتمام خبرهای تلخ، خلاصه این خانم مجری با لبخندی گفت: جمعه خوبی داشته باشید، اما مهدی جان:

هر صبح بی‌تو مثل غروب محرم است            حتی بهشت تبصره ای از جهنم است

کمی بعد، تلویزیون امام زمان، یک نماهنگ درباره زمستان و زیبایی‌هایش پخش کرد، حدس بزنید یک بخش از آن مربوط به چه بود؟ مربوط به باروت اما نه باروت روزهای سرد و سوزان جبهه غرب و کردستان ومریوان، بلکه صحنه پریدن از روی آتش، همان عادت جاهلی و کور چهارشنبه سوزی، چه زود به استقبال آتش جهنم می رویم. وای از این تلویزیون پرتناقض!

امروز تصویربردار یک برنامه مربوط به مجلس یک جوان با الگوی نامناسب پوشش بود، یک شلوار لی که یک نقاط خاصش برای جلب توجه جنس مخالف به آن نقاط، سفید بود.

چند روز پیش می خواستند درباره رژیم غذایی و تبعات چاقی حرف بزنند، حدس بزنید کیس چاقی که بود؟ یک دختر تپل 15 ساله با موهای جهنمی! هی خانم مجری و آقای دکتر و دوربین به این دختر ور می‌رفتند که آره قبلا چاق بوده و حالا بهتر شده و ... . پس زمینه تلویزیون هم عکس خلاف عرف اسلامی از یک نوجوان نیمه عریان و تحریک کننده بود!

چندی پیش می‌خواستند خون از رئیس جمهور وقت بگیرند، حدستان چیست؟ آری یک خام آمد و از دست یک آخوند خون گرفت. و روی خون شهدا پا گذاشت. چندی پیش ... .

عجیب است که عکس شهدا را می‌بینیم و برعکس‌شان راه می رویم!

حالا ولیّ‌عصر در ساختمان ولی عصر و خیابان ولی عصر چه غریبانه غایب است؟ و صدا وسیما شده است پر از عشوه دختران و زنان مخاطب پسند! و همین الگوهای مد و آرایش، به آیش پناهند هالیوود و غرب  می‌شوند. خبر گزارشگر دایره طلایی را حتما اخیرا شنیده‌اید.

شما را به خدا اجازه نفس کشیدن به منتظران امام زمان  بدهید، نمی‌شود با چهره کردن این سوسول‌ها و آن بدحجابها، متشرعین و منتظرین امام زمان را به انزوا برانید و دیگران را گروه مرجع جامعه کنید.

بس کنیم! از خدا بترسیم! فرهنگ جامعه را فدای رابطه و سستی و کاهلی نکنیم، حرام، حرام است، حرام، دل زینب را می سوزاند، خدای‌مان را خشمگین می‌کند و آتش جهنم را گر می دهد، آتشی که آسمانها و زمین طاقت تحلمش ندارند – و هذا ما لاتقوم له السموات و الارض.

بنفسی انت من مغیّب لم‌یخل منا، بنفسی انت من نازح ما نزح عنا؛ امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی! راستی اسم آن دختر هستی بود!

-----------------------------------------

۱. شعر از درریز با کمی تغییر