التماس و اسكناس

تمام ثانيه‌هايم پر از تماس شده        پر از "سلام! ببخشيد! التماس ... " شده

نخير! دست كثيفي دراز مي‌شود و     دو لحظه بعد  پر از خون و اسكناس شده

براي شام سُس چرك و پيتزا دارد         و سفره‌اي كه پر از كرم و كالباس شده

از التماس من و اسكناس خون آلود          و از دو واحد اخلاق درس پاس شده،

چقدر غيبت مهدي بلند مي‌شود و           چقدر قافيه‌ها پوچ و بي‌اساس شده!

باران