نوري آمد روشني بخشيد، باز    خفتــه را بيـدار كرد از خواب ناز
نااميدي را ز خود مأيوس كرد   قلب ها را با خودش مأنوس كرد
او ز وحدت گفت و از توحيد ناب    در دل مـردم به پـا كرد انقلاب
اشك ها جاري شد از سوز دلش    سيـنه ها تنگ از وفـور ماتمش
قطره ها گشتند جوي و جوي، رود    رودها دريـاچه و دريـا، چـه زود
مرد علم و مرد حلم و مرد شـور         كوه صبر و در دلش صدچشمه نور
پانـزده سـال از وطن تبعيـد شد    پانـزده نـوروز ما بي عيـد شـد
در هزار و سيصد و پنجاه و هفت    ماه مـا آمـد به ايـران، شاه رفت
انقـلابش انفجـــار نــور بود       نهضتي بر ضدّ ظلم و زور بود
دشمنش ناراحت از اين واقعه     خواست تا بر پا كند يك فاجعه
حمله كـردند از بيـابان طبس     غافل از شن ها و طوفان طبس
شد به صحرا ماسه و طوفان و باد     در پي نابودي اش چون قوم عـاد
گشت آمريكا مواجه با شكـست    پس كمر محكم به شال كينه بست
نيـمهْ پنجـاه و نه بعثيّ شـــوم           با غـرور آورد بـر ايران هجـوم
پس جـوان و نوجـوان و پيرمرد     مي شدند آمـادهْ جنگ و نبـرد
قلب هاي پاك پر شـد از صفــا     شـد هـدف آزادي كرب و بلا
هشت سال ايمان و غيرت شد شعار       لاله هاي پرپرش، سيصد هـزار
بيست و هفت تير سال شصت و هفت       رفت دشمن از وطن با قلب تفت
گرچه دشمن باخت در اين جنگ گرم       زود شد مشغول طرح جنگ نرم
جام زهري را كه نوشيدش امام     كرد سال بعد كارش را تمام
نيمه خرداد سال شصت و هشت    زاير حـق با دلي آرام گـشت
رحمت حـق باز شـد ما را نصيـب    شد اجابت نغمهْ «أمّن يجيب»
بعـــدِ «روح الله» شد «سيـّد علي»    نايـب «مهدي» و بر ملت ولي
سيدي از نسل زهرا و حسين              وارث خــون دل پيـر خميـن
مي كند بهرش بسيـجي چــاكري      مثل همّت ها و همچون باكري
بيست سال از رهبري اش چون گذشت    گشت واقع فتنهْ هشتاد و هشت
پاره شد عكس امـام، آمـد به جوش    خون مـردم، باز فتنه گر خموش
روز عــاشورا و قدس آشـوب كرد    فتنه، حزب الله را مضروب كرد
آسمــان حــق غبــارآلــود شد    بي بصيرت هر كه شد نابود شد
باز همچون هجده تيـــر سيــاه    كار دشمن شد به لطف حق تباه
كرد چشم فتنه گـر را رهبـــري    كـور با تبيين و با روشنگـــري
آفرين بــر امـتي كه آفــريد    در 9 دي يك حماسه اي جديد
گر ز بستانش بريزد يك خواص    رويد عمّاري به جاي عمرو عاص
همچو ما گشتند خصم اهرمن    مصـر و تونس، الجزاير و يمن
مي كند از فتنه ها امّت عبور    مي شــود آمادهْ وقت ظهــور
تا كند بر ما حكومت آن امين    تا شود پر از عدالت اين زمين
راه خونين پيكران آبــاد بــاد       روحشان از رحمت حق شاد باد
يا رب از اين نهضت خونين ما      تا به آخر خود نگهداري نـما
رهبري را حفظ كن اي مهربان    تا ظهور مهـدي صاحب زمان
از وجودش خود بلا را دور كن    رؤيتش را روزي مستـور كن