درامد: عصمت به معنی داشته ملکه ای است که موجود مختار را از انجام گناه یا اشتباه نگهداری می کند. عصمت را می توان به چهار نوع، تقسیم کرد: الف. عصمت کبرا که ویژه پیامبر و اهل بیت است؛ ب. عصمت خاص، که در حق پیامبران و برخی اولیاء قابل اثبات است؛ ج. عصمت استراتژیک که در حق ولیّ فقیه و امت ایشان در عصر ظهور صغرا قابل اثبات است و مربوط به نفی اشتباهات استراتژیک می شود نه هر اشتباهی؛ د. عصمت عام، که در حق عموم مردم قابل اثبات است و به معنای معصومیت آنان از انجام بعضی از گناهان است.

دلیل عصمت خاص حضرت زینب از گناه و اشتباه:

الف. معصومیت از گناه: «امام سجاد به حضرت زین اب علیهم السلام، فرمود: «بحمد الله تو عالمی بدون مُعلم و فهمیده ای هستی، بدون فهماننده[7] »؛ اگر این روایت را به ذیل آیه 282 بقره «و اتقو الله و یعلمکم الله» (خداپروا باشید و خدا به شما می آموزد) ضمیمه کنیم، با توجه به اطلاق هر دو بیان، فهمیده می شود که تنها هنگامی ممکن است که خداوند، به طور مطلق معلم کسی باشد که او هم به طور مطلق، خداپروا باشد! و این یعنی معصومیت از گناه.

ب. معصومیت از اشتباه: امام باقر علیه السلام، فرموده اند: «هر کس به آنچه می داند عمل کند، خدا آنچه را نمی داند، به او می آموزد»[8] بنابراین، چون زین أب، به آنچه می دانست، عمل می کرد (لازمه تقوای ایشان)، پس هر چه را نیاز داشت، می دانست؛ و این یعنی، عصمت از اشتباه.


عصمت، اکتسابی یا اعطایی یا هر دو: آیه تطهیر می گوید: خداوند فقط می خواهد که اهل بیت را از هر گونه رجسی پاک کند، اگر منظور از تطهیر، تطهیر تشریعی بود (یعنی همان هدایت و راهنمایی خداوند برای پاک شدن) که شامل همه انسانها یا دست کم مومنین می شد، پس مراد از این تطهیر، تطهیر تکوینی است؛ یعنی، خداوند اراده کرده است که خودش هر گونه رجسی را از اهل بیت دور بدارد! نوع این اراده، مثل موارد «کن فیکون» است؛ یعنی عقلا امکان تخلف وجود ندارد.

اشکال: ارزش و فضیلت هر انسانی، تابع رفتار اختیاری وی است، و چون چنین عصمتی ناشی از اراده تکوینی خداست، و تخلف ناپذیر است، پس فضیلتی برای اهل بیت نیست. از سویی خداوند اگر اراده تکوینی اش بر عصمت ما بود، ما هم معصوم بودیم و اصلا چرا چنین نکرد؟

پاسخ: درست است که این عصمت، ناشی از اراده تکوینی و تخلف ناپذیر خداوند است و اگر به ما هم تعلق می گرفت ما هم معصوم بودیم، اما نکته در این است که «آیا تعلق اراده تکوینی خداوند برای تطهیر، گُتره ای و بدون حساب و کتاب است؟» یا در پی لیاقت اکتسابی اهل بیت است؟ پس علت عصمت آنان، لیاقت اختیاری آنان و نیز لطف خداوند است؛ یعنی علت عصمت آنان اکتسابی – اعطایی است.

اشکال: شما می گویید اهل بیت همواره دارای عصمت کبرا بوده اند، حتی در کودکی، پس چگونه قبل از انجام هر کاری که منشأ استحقاق برای دریافت عصمت باشد، معصوم شده اند؟

پاسخ: از منظر خداوند، همه زمان ها، زمان حال است، نه گذشته ای هست و نه آینده ای؛ چون او بر زمان است، نه در زمان. پس خداوند از اول، آخر کار را هم می داند. یعنی خداوند می داند که اهل بیت، با اختیار خودشان، قرار است نهایت تلاش ممکن یک انسان برتر، برای خوب بودن را انجام بدهند (هر چه هست) از این رو، (در زمان آینده از نظر ما و در زمان حال از منظر خداوند) آنان استحقاق لطف تکوینی خداوند در دریافت عصمت را دارند.

اشکال: اگر خداوند زمانش حال است، چرا برخی از الطافش در زمانهای مختلف، به ما می رسد؟ یعنی چرا عصمت دریافتی اهل بیت، (از منظر در زمانی) بعد از انجام کارهای استحقاق آور نبوده است؟

پاسخ اول در علت عصمت معصومین؛ عصمت پیشینی به دلیل استحقاق پسینی: به دلیل لطف خداوند در حق بندگان و کامل بودن الگوها و اُسوگان هدایت خود، این عصمت را از همان آغاز کودکی به آنان عطا می کند؛ به این تمثیل دقت کنید: فرض کنید شما، دو کارگر را برای کار دعوت کرده اید، و هیچ کدام دارای ابزاری برای انجام بهتر کار نیستند. از سویی شما در کیفیت بالای کارکرد یکی از آنها و کیفیت پایین کارکرد فرد دیگر، مطمئن هستید. در این حالت هر عاقلی ممکن است پیشاپیش به فرد درستکار، مزدی بدهد تا در صورت نیاز، برای خرید ابزار کار و پیشرفت بهتر کار، استفاده کند. اما شما مطمئن هستید که فرد دوم، درست کار نمی کند و حتی در نهایت، مزدش به اندازه پول ابزار هم نخواهد بود. در این حالت، او لیاقت دریافت مزدی به قدر تهیه ابزار کار، آن هم پیشاپیش، ندارد و تنها می تواند بدون ابزار برتر، کار بکند.

امام صادق علیه السلام سخنی در دعای ندبه[1] دارند که می تواند این مساله را به خوبی تبیین کند. ایشان می فرماید: خداوند پس از آنکه زهد و دوری از هر چیزی غیر خدایی را بر آنان شرط کرد و آنان هم پذیرفتند؛ و خداوند هم می دانست که آنها، بر آن پای بندند، پیشاپیش آنان را پذیرفت و نامشان را برافراشت و فرشتگان بر آنان نازل کرد و با وحی خود، گرامی شان کرد و آنان را وسیله رسش به خودش کرد.

پاسخ دوم در علت عصمت کبرای معصومین؛ منشا عصمت آنان، وجود نوری شان است نه اعمال اختیاری: وجود نوری پیامبر و اهل بیت؛ بر اساس بیان قرآن[2] و نیز روایات بسیاری، حضرت محمد (ص) و اهل بیت اولین (ع) اولین مخلوقات الهی بوده اند و دارای یک مرتبه وجودی ویژه به نام «وجود نوری» هستند. یعنی اولین مخلوق خدا، عقل کل، یا نور پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) بوده است[3]؛ پیامبر و علی هم از یک نور هستند؛ و نیز سایر اهل بیت هم از یک نورند[4] و چهارده معصوم، همگی نوری واحدند[5]؛ سپس عرش و لوح و قلم به تَبَع نور آنان وجود یافته[6]. پس اهل بیت، وجود "بر زمان"ی دارند و تنها جسم (و احتمالا روح) آنان "در زمان"ی است.

بنابراین، علت عصمت کبرای اهل بیت، می تواند وجو نوری پیشینی آنان هم باشد، نه اینکه تنها ناشی از کارهای پسینی آنان باشد. یعنی سنخ عصمت آنان، از سنخ عصمت خداوند باشد. ممکن است بگوییم که چنین کمالی، چون اکتسابی نیست، ارزشی ندارد. اما این قاعده صحیح نیست که تنها کمالی ارزشمند است که اکتسابی باشد؛ زیرا کمال خداوند هم با اینکه اکتسابی نیست، ارزش است. لذا کمالات وجود نوری اهل بیت هم به همین دلیل، دارای ارزش است. در صورت لزوم یک مقاله در تبیین این مساله تقدیم خواهد شد.

========================

۱. «بَعدَ أن شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِيَّ وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلَائِكَتَكَ وَ كَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرَائِعَ إِلَيْكَ وَ الْوَسِيلَةَ إِلَى رِضْوَانِك‏...» بحار الانوار، ج 99، ص 104. و نیز إقبال الأعمال سید علی بن طاووس، ص 295. هر دو به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث.

۲. لا شَريكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمين» انعام/163. تنها در صورتی ادعای پیامبر در اولین مسلمان بودن درست است که روایات مربوط به تقدم وجود نوری حضرت محمد (ص) بر سایر مخلوقات، و حتی معلم ملائکه بودن ایشان را بپذیریم.

۳.  حضرت محمد (ص): «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي» بحار، ج 1، ص 97.

۴. رَسُولَ اللَّهِ: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَنِي وَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ» بحار، ج 37، ص 81.  يَا مُحَمَّدُ إِنِّي خَلَقْتُ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ». بحار، ج 36، ص 222.

۵. امام باقر (ع): «... كُلُّنَا وَاحِدٌ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ وَ رُوحُنَا مِنْ أَمْرِ اللَّهِ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّدٌ...» بحارالأنوار، ج 26، ص 16.

۶. رَسُولُ اللَّه: أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِي فَفَتَقَ مِنْهُ نُورَ عَلِيٍّ ثُمَّ خَلَقَ الْعَرْشَ وَ اللَّوْحَ وَ الشَّمْسَ وَ ضَوْءَ النَّهَارِ وَ نُورَ الْأَبْصَارِ وَ الْعَقْلَ وَ الْمَعْرِفَةَ الخَبَرَ» بحارالانوار، ج 54، ص 170.

۷. «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَة» بحار الانوار، ج 45، ص164؛ به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث.

۸. «مَنْ عَمِلَ بِمَا يَعْلَمُ عَلَّمَهُ اللَّهُ مَا لَمْ يَعْلَمْ» بحارالأنوار، ج 75، ص 189. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث.