سخنان آیت الله سعیدی در «یا علی» گفتن امام خامنه ای پس از تولد، دستاویز شیاطین شد. ابتدا برای اینکه این سخن نامعقول پنداشته نشود، روایتی عین همین قضیه تقدیم می کنیم:

روایتی شبیه داستان تولد امام خامنه ای: در جلد ۴۱ بحارالانوار، صفحه ۳۰۳ روایتی درباره تولد زنی به نام خَولَة آمده است که پس از تولد، شهادتین و چند جمله دیگر را که گویای خبر از غیب و آینده بود، بیان کرده است. اینک خلاصه ای از آن: «وقتی ابوبکر خالد بن ولید را برای گرفتن زکات به قبیله بنی حَنیفه فرستاد؛ آنان گفتند: پیامبر، زکات را از ثروتمندان ما می گرفت و در میان فقرای ما تقسیم می کرد؛ تو هم چنین کن. خالد بازگشت و گفت که آنان از پرداختن زکات، خودداری کردند، ابوبکر لشکری را به همراه خالد فرستاد، او رئیس قوم را کشت، فی الحال، با همسر وی آمیزش کرد و زنان قوم را اسیر کرد. آنان را وارد مسجد مدینه کرد، در میان آنان زنی به نام خَولَة بود. او به قبر رسول خدا پناه برد و گریست و شِکوه کنان گفت: از کردار این قوم به تو شکایت می کنم؛ ما را بدون هیچ جرمی اسیر کرده اند، در حالی که مسلمانیم. آنگاه گفت: ایها الناس! چرا ما را اسیر گرفته اید در حالی که ما شهادت می دهیم که خدا یکی است و محمد رسول اوست؟

ابوبکر گفت: زیرا شما از دادن زکات خودداری کرده اید، خَولَة گفت، قضیه چنانکه شما می پندارید نیست، بلکه چنین و چنان است. اگر هم مردان از دادن زکات خودداری کردند، چرا باید زنان مسلمان اسیر شوند و هر مردی یکی از آنان را برگیرد؟ در این هنگام طلحه و خالد بن عَنان، تصمیم به تملک خوله گرفتند. خولة گفت: ابدا چنین نخواهد شد؟ تنها کسی مرا می گیرد که بتواند بگوید من در هنگام تولد چه گفته ام. ابوبکر گفت این زن سخن بی ربط می گوید. خوله گفت: به الله سوگند، راست می گویم.

در این هنگام علی بن ابی طالب آمد و به آن جمع و آن زن نگریست و گفت: ... یا خولة! سخنم را بشنو! آنگاه که وقت تولد تو شد، گفت خدایا! به دنیا آمدن این فرزند را به خیر گردان! بنابراین، به سلامت گذشت و آنگاه که ترا به دنیا می آورد تو از آن جا گفتی: «لا إله الا الله؛ محمد رسول الله؛ عما قلیل سَیَملِکُنی سیّدٌ سَیکون له منی ولد»۱. آنگاه مادر تو این سخنان را بر لوحی مسی نگاشت و در محل تولد تو دفن کرد و در آن شبی که مادر قبض روح می شد، آن را به تو سفارش کرد. و در هنگام اسارت شما، تو هیچ دغدغه ای جز برگرفتن آن لوح نداشتی؛ پس آن را برداشتی و بر بازوی راستت بستی؛ لوح را به من بده، زیرا من صاحب آن لوح هستم، من امیرالمومنین و پدر آن غلام فرخنده هستم؛ نامش محمد است؛ آنگاه زن رو به قبله کرد و خدا را به زیبایی سپاس کرد، سپس لوح را درآورد و به او داد؛ بعد، ابوبکر لوح را گرفت، عثمان آن را خواند و نوشته دقیقا همان بود که علی (ع) گفته بود، بی کم و زیاد! آنگاه ابوبکر گفت: ای ابوالحسن او از آن توست...»

بیان عظمت امام خامنه ای، نیازی به این قضایا ندارد: امام خامنه ای آن قدر عظمت تدبیر و کرامت مدیریتی مورد اعتراف دوست و دشمن دارند که نباری به نقل این مطالب نیست؛ ب. ولی اگر در جمع محدودی گفته شد، خائن است کسی که آن را افشاء کند؛ نگاهی به مساله رازداری می تواند کمک زیادی به درک خیانت یا ساده لوحی برخی از ما شیعیان داشته باشد؛ ج. شیاطین باید بدانند که کسی ادعای معجزه نکرده است و معجزه با کرامت تفاوت بسیاری دارد که در کتب کلامی ذکر شده است۲. ضمنا چنین مساله ای هیچ استبعاد عقلی و وقوعی ندارد؛ و تمسخر امور الاهی، دیر گاهی است که خوی ثانویه شیاطین جن و انس بوده است.

رازداری: بیان امام خامنه ای در دیدار با مدیران صدا و سیما در ۱۱ آذر ۸۳: «مطلبى كه در جمع مثلاً بيست نفرى يا پنجاه نفره‏ىِ يك عده مؤمنِ مخلص، گفتنش خوب است و ايمان آنها را زياد مى‏كند، در سطح ميليونىِ مردم به زبان آوردن، جز اين‏كه ايمان عده‏يى را سست و در ذهنشان ترديد ايجاد كند، هيچ فايده ديگرى ندارد.»

در زمان امام صادق (ع) که آزادی بیشتری برای شیعیان فراهم شد، برخی بر آن شدند که اسرار آل محمد را بیان کنند؛ بنابراین امام صادق (ع) روایات عجیبی در این باره دارد، اینک یک نمونه از آن:

۱. جمعی از پیروان امام صادق (ع) از ایشان پرسیدند: چه هنگامی او [عج] را می بینیم؟ امام فرمود: آیا آنچه را که آرزو کردید، خرسندتان میکند؟ گفتند سوگند به خدا آری! امام فرمود آیا خانواده و دوستان را رها میکنید؟ بر اسبان سوار شده، سلاح می پوشید؟ گفتند آری! و با دشمنان تان می جنگید؟ گفتند: آری! امام فرمود: ما چیز آسان تری را از شما خواستیم، ولی شما آن را انجام نداده اید! همه ساکت شدند. مردی از آنان گفت: فدایت شوم! چه خواستید؟ امام فرمود: به شما گفتم سکوت کنید، بنابراین اگر خویشتنداری کنید ما خرسند می شویم و اگر سرپیچی کنید ما آزرده می شویم، اما شما به خواسته ما عمل نکردید! مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۹۲.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱. «فَلَمَّا وَضَعَتْكِ نَادَيْتِ مِنْ تَحْتِهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ص عَمَّا قَلِيلٍ سَيَمْلِكُنِي سَيِّدٌ سَيَكُونُ لَهُ مِنِّي وَلَدٌ» بحارالأنوار، ج ۴۱، ص ۳۰۳. براستی آیا این عبارت امیرالمومنین «من تحتها» امکان تمسخر ندارد؟

۲. تعریف معجزه چند رکن دارد؛ الف. کاری غیر عادی صورت می گیرد؛ ب. این کار با اذن و یاری خاص خداوند صورت می گیرد، برخلاف کار مرتاض ها؛ ج. این کار برای اثبات نبوت است، برخلاف کرامات ائمه معصومین علیهم السلام یا برخی از علما. پس ممکن است ظاهر یک امری که از یک پیامبر یا امام یا عالمی صادر شده است، شبیه هم باشد، اما یکی معجزه باشد و دیگری به دلیل فقدان یکی از شروط سه گانه فوق، معجزه نباشد.