نگاهی به حرف های افروغ؛ مردی با پتانسیل نوری زاد
افروغ در برنامه پارک ملت حرف هایی زد که متن آن را به فارس داده است؛ اینک نقدی به آن، هر چند ارزش نقد ندارد!
۱. اولویت ترور، ترور اولویت: ظریفترین روش برای ترور حقیقت آن است که در زمین حقیقت حرف بزنیم؛ اما اولویت های حقیقت را ترورکنیم؛ یعنی حتی اگر تمام حرفهای افروغ هم درست و حسن باشد، باز هم حقیقت را دچار ترور اولویت کرده، «احسن» را قربانی حسن کرده است: «الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم ایکم احسن عملا» وقتی جهان سراپا دچارشکست شده است وعظمت امام وامت ایران اسلامی، مثل آفتاب می درخشد؛ در شرایط بیداری اسلامی و حتی بیداری مستضعفین ۹۹ درصدی در غرب و شکست دیکتاتورها و اعتماد روزافزون مردم به نظام ولایت فقیه و حتی تلاش آمریکا برای بومی سازی نظریه آسمانی ولایت فقیه در آنجا، این گونه روی برخی از نقاط تمرکز کردن و هشدارهای غلیظ و شدید دادن، قطعا کاری در راستای سانسور شکست غرب و در آستانه شکست نشان دادن نظام امامی و امتی جمهوری اسلامی ایران است. چرا یک کلام در مورد وضعیت بیداری مستضعفین در وال استریت و بیداری اسلامی، جامعه شناسی نکردید؟ این همان چیزی است که شیطان نمی پسندد و شما هم متاسفانه نپسندید. هر سوالی که از افروغ می شد، وصلش می کرد به مساله خیالی خودش.
۲. نهایت تعصب و تفکرسوزی در تحلیل افروغ : تنها مزیت انقلاب اسلامی ایران بر تمام حرکت های طول تاریخ، همراهی حقیقی امام و امت است؛ و این را تمام غربیهاچه باسواد و چه بیسواد و چه جامعه شناس و چه جامه شناس، همه معترفند؛ حتی مردم سایر کشورهای دنیا هم به نظام ما اعتماد دارند اما افروغ در وارونه سازی حقیقت مدعی می شود که نظام متکی به قدرت رسمی است۱. کاخ مستحکم این استدلال عجیب با تبسم و نگاهی ممتد، در هم می ریزد و نیازی به قلم دوانی نیست. اگر نظامی مثل ایران که فریاد «لاشرقیه لاغربیه» سر می دهد، متکی به امام و امت نبود، چند ساعت دوام می آورد؟
۳. خودشکنی کاخ توهمات افروغ : افروغ از سویی مردم را نادان می پندارد و سعی می کند مفهوم اجنبی روشنفکر را ناجی مردم بداند از سوی دیگر می گوید اینکه مجلس شرط کارشناسی ارشد را برای نامزدهای نمایندگی گذاشته است، در راستای روند تضییق حق مردم در حاکمیت است؛ وقتی مجری می گوید که این کار در راستای عالمانه کردن محیط مجلس نیست؟ می گوید مردم خودشان می دانند چه کنند لازم نیست که ما برای شان تصمیم بگیریم؛ بالاخره مردم نادان و محتاج روشنفکران هستند؟ یا دانا؟ اینکه وی شاهد مثال محدود شدن نقش مردم در تعامل با حاکمیت را این برداشت مغلوط و مبتذل می آورند؛ می تواند گویای خیلی از مسائل باشد. بیچاره استراتژیست های آمریکا و اسرائیل که دل به تحلیل های جامعه شناسانی چون افروغ بسته اند.
۴. تفاوت ولایت فقیه با ولایت فقه چیست؟ فقهی اداره شدن یک کشور، ممکن است که با ادعای حاکمیت غیر غیرفقیه هم سازگار باشد؛ بنابراین، به جای عبارت خودپرداخت افروغ در حاکمیت فقه، باید به همان ولایت فقیه تمسک جست، به این عبارت افروغ نگاه کنیم: «بنده سفت و سخت دفاع میکنم که حکومت باید فقهی باشد، اصولاً میگویم کلاً باید فقهی باشد چرا؟ چون معتقدم فقط و فقط خدا بر انسان ولایت دارد و اگر خدا باید ولایت داشته باشد، ما باید شاهد حکومت و قواعد و رهنمودهای الهی باشیم و چون فقه هم از جنس قانون است. پس باید در اداره کشور، فقه حاکم باشد. پس اگر قرار است فقه حضور داشته باشد، ما باید شاهد اداره فقهی جامعه باشیم. نباید مشکل داشته باشیم! ... کشور ما قاعدهمند و منضبط است و باید فقهی اداره بشود ... باید اطمینان حاصل بشود که کشور فقهی اداره میشود.»
۵. یا فرق نظام ولایتی و نظام وکالتی را نمی فهمید و یا اخلاق مداری! می کنید: افروغ: «روزبهروز احساس میکنم که نظام قیّمی (قیّم مآبانه) بر نظام وکالتی میچربد و این یک خطر است و باید فکری کرد.» نقد اجمالی، شما ظاهرا هنوز تفاوت ولایت فقیه و وکالت فقیه را نمی فهمید. پس چرا از آبروی امام راحل و امام خامنه ای و دین هزینه می کنید! نظام ما وکالتی است یا ولایتی؟
۶. خودشکنی جناب روشنفکر در ادب و ادبیات: افروغ: «لازمه بسط و گسترش نقد هم سعه صدر مسئولان است. امام (ره) میفرمایند حتی تخطئه از مواهب الهی است یعنی اگر کسی شما را خراب کرد، شما از آن یک فرصت بسازید. شما از خودت دفاع کن، دفاع معقول کن.» جناب افروغ! پس چرا نقد و فرضا تخطئه را با این ادب و ادبیات جواب می دهید: «... و به منظور جلوگیری از سوء استفاده برخی از فتنه جویان، متحجران و سنگ اندیشان، متوهمان و دوستداران هیجانات کاذب و کاسبان و کرکسان فتنه ... »
۷. پیشفرض شنیع غفلت سفیهانه علما و حوزه های علمیه در حرف روشنفکر: افروغ: «مستقل بودن حوزههای علمیه یکی از شروط اساسی نقد مؤثر در کشور است و اگر وابسته شد یا تنها نقش خود را در تصدیگری و اجرا دید، این، نوعی غفلت از آن جایگاه تاریخی است. ... حوزه علمیه ما که مستقل بود و منبع خوبی برای بسیج تودهها بود، بعد از انقلاب فکر کرد که فقط باید خودش را در قالب تصدیگری تعریف کند.» نقد اجمالی: شما بهتر است که حرف های صدای آمریکا و اسرائیل در وابستگی حوزه علمیه را با با پیشفرض شنیع سفیه انگاشتن علما، تکرار نکنید؛ تو برو خودت را از مطالب مطروحه در صدای آمریکا مستقل کن!

۸. ادبیات چاله میدانی و لات سالاری جناب روشنفکر در تقابل مطلق با ادبیات دینی: افروغ: « اما بخشی هم مربوط به حکمرانان است. ما که از مردم نباید توقع داشته باشیم که اخلاق را در قدرت رسمی خود رعایت کنند، آنها که قدرت رسمی در اختیار ندارند. پس باید یقه چه کسی را بگیریم؟ اگر نخواهیم بازی کنیم، باید یقه صاحبان قدرت را بگیریم.» نقد اجمالی: جناب روشنفکر! امیرالمومنین در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه می گوید که «اعظم ما افترض سبحانه من تلک الحقوق، حق الوالی علی الرعیة و ...» و شما با ادبیات زشت غربی می گویید که باید یقه ولیّ امر الهی را گرفت؟!
۹. متهم کردن نظام به تهدید و اغوا و متهم کردن مردم به بی عرضگی و ذلت پذیری: افروغ: «ما میگوییم قدرت یک تیپولوژی (انواع) دارد. زور، تهدید، اغوا، نفوذ و اقناع. هر چه فعل سیاسی یک نظام سیاسی بیشتر متمایل به سمت اغوا، تهدید و زور برود این غیراخلاقیتر است و هر چه به سمت محبت، نفوذ و اقناع برود اخلاقیتر است. حال میتوانیم قضاوت کنیم که قدرتمندان ما، بیشتر تکیه بر زور و اجبار و اغوا و رعب و وحشت دارند، یا تکیه بر محبت و عشق و نفوذ و اقناع دارند.» نقد اجمالی: به نظر شما، مردم ایران که به اعتراف بسیاری از جهانیان، بالاترین هوش اجتماعی و سیاسی دارند، ۳۳ سال است که تهدید می شوند، فریب می خورند و اغوا می شوند و فقیرانه و با نان و پنیر و تحریم زندگی می کنند و صدای آمریکا و اسرائیل به عنوان روشنفکران خارجی به همراه افروغ روشنفکر وطنی، این بی چارگی ها را تذکر می دهند و لی مردم حالی شان نمی شود؟ با حساب شما، مردم ایران خیلی سفیه اند.
۱۰. بی حرمتی جناب روشنفکر به قانون اساسی: افروغ: «برای من ثابت بکنید که فقط فقها خبره هستند؟ ... خوب، دلیل بیاورید که تنها حکم شناسان باید در مجلس خبرگان ورود داشته باشند و ما نیاز به موضوع شناسی و موضوع شناسان نداریم.» نقد اجمالی: چون وظیفه اصلی خبرگان تشخیص فرد واجد شرایط رهبری و ارزیابی تداوم این صلاحیت است، این امر، از یک فقیه آشنا به زمان و نه خبره در موضوع شناسی بر می آید؛ زیرا محتاج اجتهاد و درک اجتهادی از اسلام است؛ وگرنه ممکن است که از نگاه یک اقتصاددان، رهبری به دلیل تن دادن به برخی تحریم ها، فاقد صلاحیت رهبری باشد؛ در حالی که هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست؛ در اجتهاد! اگر هم نیازی به اطلاعات دقیقتر در موضوع شناسی بود، با مشاوره می توان به آن رسید. ضمنا این به معنای بی نیازی مطلق طرح شده از سوی شما به خبره موضوع شناس نیست.
۱۱. تهمت روشنفکر اخلاق مدار! به امیرالمومنین (ع): افروغ: امام علی (ع) می فرماید: «من کسی نیستم که خودم را عاری از خطا بدانم، اینها چیست؟ معصوم این را میگوید» نقداجمالی چطور به خود اجازه می دهید که کلام معصوم را مثل سروش، تقطیع کرده، و الا الله آن را نیاورید و امام علی را فردی خطاکار نشان دهید؟ تهمت به اهل بیت به خاطر روشنفکری؟ امام در ادامه می فرماید: فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّ! نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶. ضمنا امام می فرماید که سخن حق و مشورت عدل را از من دریغ نکنید، اما این سخنان شما و آقای نوری زاد، سخن حق و مشورت عدل است؟
۱۲. افروغ همدست داخلی نوری زاد در اتهام زدن به امام خامنه ای: مخاطبان بسیاری از اتهامات افروغ، امام خامنه ای است؛ در واقع افروغ مکمل داخلی نوری زاد است. برای نمونه یک مورد که صریحتر است تقدیم می شود: الف. «پس باید در اداره کشور، فقه حاکم باشد. پس اگر قرار است فقه حضور داشته باشد، ما باید شاهد اداره فقهی جامعه باشیم. نباید مشکل داشته باشیم، نباید مقام معظم رهبری به قم تشریف ببرند و گله بکنند که چرا کشور، پشتوانه فقهی لازم را ندارد، چرا در فقه سیاسی آن طور که باید و شاید فعال نیستیم، پس ما واقعاً مشکل داریم.» ب. «از یک طرف گلایه میکنید که چرا فقها وارد فقه سیاسی نمیشوند، چرا فقها، مراجع و حوزههای علمیه ما دستی در احکام حکومتی، احکام سیاسی و متناسب با جمهوری اسلامی ندارند، اما از طرف دیگر در انتخاب فقهای مجلس خبرگان، هیچ نقشی ندارند، این باعث شکاف میشود، این پارادوکس است.»
براستی انتظار چه نقشی از سوی علما دارید؟ شما که علما را عملا سفیه می دانید؛ سفهایی که روشنفکر نیستند و نمی فهمند که وابسته شده اند. ضمن اینکه خبرگان محترم، خودشان همگی فرزند حوزه علمیه اند؛ دیگر انتظار چه نقشی؟ نکته دیگر اینکه؛ چه کسی گفته است که اگر جامعه زیر نظر یک فقیه و حتی امام معصوم اداره شود، مشکلی نخواهد داشت؟ تحلیل های جامعه شناختی شما این را می گوید؟ یا آیه و روایت و تاریخ صدر اسلامی؟ براستی کجای کلام شما را باید نقد کرد؟ اگر کسی منبع این سخنان را نمی دید، حدس می زد که مسعود بهنود در صدای آمریکا شو سیاسی گذاشته است.
------------------------------------------------------------------
۱. افروغ: «اشتباهی که کردهایم و هنوز هم مرتکب میشویم، فکر میکنیم قدرت مساوی است با قدرت رسمی و غافل میشویم از قدرت غیررسمی»