نقد؛ «آیت الله مهدوی: اگر مرا قبول دارید، حرفم را بپذیرید/ من جبهه پایداری را قبول دارم»
گاهی سخنانی منتسب به برخی از بزرگان منتشر می شود که باورپذیری آن دشوار است؛ از سویی به دلیل ترازی این سخنان، انسان در صحت انتساب آن، به بزرگان تردید می کند. اما وقتی این دست سخنان زیاد شود و تکذیبی هم در انتساب آن به بزرگان منتشر نشود، برای رعایت احترام به «حق» ناگزیر دست به نقد می بریم.یکی ازاین دست سخنان، حرفی است که برخي از سايتها به نقل از خبرگزاري مهر منتشر کرده اند: «در مشهد بودم که یک نوجوانی از من پرسید شما جبهه پایداری را قبول دارید یا نه، گفتم بله [جبهه پایداری را] قبول دارم. آن جوان از من پرسید پس چرا وحدت نمی کنید من هم پاسخ دادم چون آنها ما را قبول ندارند.»
البته پیشتر نیز سخنی در همین تراز به آیت الله مهدوی نسبت داده شده بود که دقیقا ناقض سخنان فعلی است؛ جهان نيوز: «اگر مرا قبول دارند حرفم را هم بپذیرند»!
جواب نقضی: مقدمه اول: اگر مرا قبول دارید، حرفم را بپذیرید؛ مقدمه دوم: من جبهه پایداری را قبول دارم؛ نتیجه؟ اگر قبول داشتن کسی دلیل اطاعت از وی است، پس آیت الله مهدوی باید حرف جبهه پایداری را بپذیرد؛ وگرنه یا آنان را قبول ندارد (نقض مقدمه دوم)؛ و یا اینکه قبول داشتن را دلیل حرف پذیری نمی داند (نقض مقدمه اول).
چه طور می شود که آیت الله مهدوی بگوید جبهه پایداری را قبول دارم اما لازمه آن، پذیرفتن حرف آنان نباشد؛ ولی وقتی جبهه پایداری می گوید که آیت الله مهدوی را قبول دارم، لازمه اش پذیرش حرف آیت الله مهدوی باشد؟ و اگر چنین نشد، ایشان اعلام کنند که «آنان ما را قبول ندارند» و دشمن بگوید پس لابد علامه مصباح و جبهه پایداری دروغ می گویند!

جواب حلّی: این سخن که «اگر مرا قبول دارید حرفم را بپذیرید!» مبنایی فکری و دینی ندارد وهیچ دلیل منطقی، آیه و یا روایتی نمی گوید کهیکی از معیارهای اطاعت کردن از کسی، قبول داشتن وی است!ولی برای روشن شدن بیشتر، آن را نقد می کنیم. هر یک از دلایل زیر، به طور مستقل، سبب ابطال نقل قول منتسب به آیت الله مهدوی کنی است.
1. قبول داشتن کسی، به معنای قبول داشتن وی در همه امور نیست. مگر اینکه منطق کسی «سیاه و سفید» باشد، یعنی یا باید مطلقا مرا قبول داشته باشی، یا حالا که مرا صد در صد قبول نداری، دروغ است که می گوییمرا قبول داری[1].
2. قبول داشتن کسی، به معنای قبول داشتن کار وی نیست. به این روایت نگاه کنیم: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبْغِضُ عَمَلَهُ، وَ يُحِبُّ الْعَمَلَ وَ يُبْغِضُ بَدَنَهُ.» نهج البلاغه، خطبه 154. گاهی خدا کسی را دوست دارد، ولی از کردار او متنفر است و گاهی عملی را دوست دارد ولی از عامل آن بیزار است.
3. قبول داشتن کسی،حتی اگر به معنای مشروعیت کار او باشد؛ به معنای درست بودن کار وی نیست، چون ممکن است که یک نفر به دلیل حجت شرعی؛ مانند عمل به ظواهر یا شهادت دو مومن، به حکمی برسد که به دلیل اشتباه در فهم مساله یا اشتباه کسانی که شهادت داده اند، کار اشتباهی بکند، اما در عین حال، کار او، به دلیل رعایت حجت شرعی، مشروع است.
4. قبول داشتن کسی، حتی، اگر به معنای مشروع دانستن و نیز درست دانستن کار کسی باشد، باز هم ممکن است که منطقا اطاعت از وی در همان کار هم غلط باشد؛ به دلیل اینکه ما باید از قول احسن (درست تر) تبعیت کنیم نه از قول حَسن (درست)؛ «یستمعون القول فیتبعون احسنه»، و نیز «لیبلوکم ایکم احسن عملا». بحث انتخاب فرد اصلح یا غیر اصلح و مرجع اعلم یا غیر اعلم هم بر همین مبنای قرآنی است.[2]
5. قبول داشتن کسی، حتی در هنگامی که به خاطر تصمیم «احسن» باشد، باز هم لزوما درست نیست؛ فرض کنید که جبهه پایداری با نشستن ساکتین فتنه در مرکزیت تصمیم گیری برای اصولگرایان، موافقت کند و این تصمیم و شیخوخیت جریان راست را «احسن» بپندارد، باز هم وقتی می تواند از آیت الله مهدوی تبعیت کند که معیار صریح حجت خدا، امام خامنه ای بر خلاف آن نباشد؛ وقتی ایشان مکرر در مکرر و آشکارا می فرماید که به اصحاب قدرت و ثروت نزدیک نشوید، حرف او بر حرف آیت الله مهدوی و حتی خود جبهه پایداری هم مقدم است. حتی اگر کسی بر این باور باشد که باید زیر عَلم جناح راست برود، وقتی ولیّ امر می گوید که نباید به اصحاب قدرت و ثروت نزدیک شد! همه موظفند که از ولیّ فقیه اطاعت کند. اساسا انتظار اینکه دیگران از کسی غیر از ولیّ فقیه تبعیت کنند، انتظاری تامل برانگیز است؛ نگرانی بزرگی که دلسوزان و اهل بصیرت نسبت به آقای هاشمی داشتند.
القصه: اساسا اطاعت کردن از کسی ربطی منطقی به قبول داشتن وی ندارد؛ مانند لزوم اطاعت از مامور قانون؛ آیا باید او را قبول داشته باشیم تا از او اطاعت کنیم؟ از سوی دیگر، اطاعت نکردن از کسی هم به معنای قبول نداشتن وی نیست؛ تا گفته شود که اگر مرا قبول دارید پس بیایید در یکی از مهمترین و حیاتی ترین برهه های انقلاب و جهان اسلام و به فرمایش امام خامنه ای در «لیلة القدر تاریخ» و درمساله ای بسیار مهم، آن هم بر خلاف هشدار مکرر ولیّ فقیه در نزدیک نشدن به اصحاب قدرت و ثروت، از من اطاعت کنید.
[1]. منطق«همه یا هیچ» و «بیست یا صفر» که به علامه مصباح نسبت می دادند، عملا بر خروجی فعلی جناح راست (جبهه متحد) حاکم است. یا بیایید با مرکزیت و محوریت ساکتین فتنه، لیست مشترکی بدهیم و شما برادران جبهه پایداری هم در لیست ما باشید، یا اگر با ساکتین کنار نمی آیید، همه شما وحدت شکنان را از لیست خود اخراج می کنیم!
[2]. آیا براستی باهنر نسبت به آقاتهرانی اصلح است؟ تمام افراد لیست جبهه متحد نسب به آقاتهرانی و تمام لیست جبهه پایداری اصلح اند؟ حاشا و کلا!