"و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلي رواة أحاديثنا فإنّهم حجتي عليكم و ..."در پيشامدهايتان به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا آنان حجت ما بر شمايند و .. . راويان حديث در زبان اهل فن به مجتهد تعبير مي شود. اجتهاد يعني ملكه‌اي كه اگر كسي داراي آن باشد (مجتهد باشد) مي‌تواند با مراجعه به منابع، حكم مسائل جديد را پيدا كنند.

الآن در حدود يك صد رسالۀ در قم موجود است، و اين يعني يكصد مدعي اجتهاد و فراتر از آن يكصد مدعي اعلميت و مرجعيت وجود دار د.

حالا سؤال: آيا انقلاب اسلامي ايران و نيازمندي‌هاي خاصي كه در حوزۀ فقه غير فردي (اجتماعي) به وجود آورد، مصداق "الحوادث الواقعة" و پيشامدهاي جديد هست يا نه؟ آيا رواة احاديث اهل بيت عليهم السلام جوابي براي آن پيدا كرده‌اند؟

آيا همانطور كه با يك جابجايي اندك و گاه كپي برداري عيني، رساله‌هاي عمليۀ فردي چاپ مي‌شود، رساله‌اي در حوزۀ پاسخگويي به مسائل و مشكلات امروز اقتصادي، فرهنگي، سياست خارجي، حقوق بين الملل، علوم راهبردي، ورزش و .... داريم؟

پاسخ شرمگينانۀ ما واضح است: نه! نه! نه! نداريم.

حالا يكي از فرض‌هاي زير برا انتخاب كنيد:

الف: دين اسلام يك دين سكولار و فردي و اخروي است و كاري به مسائل اجتماعي ندارد.

ب: دين ما بر خلاف فرمايش امام خميني و ... يك دين حداقلي است و پاسخگوي مسائل حكومتي و اجتماعي و اقتصادي جوامع پيچيدۀ امروزي نيست و فقط به درد پاسخ به مسائل اقتصادي جوامع بدوي و كوچك آنهم همگن و هم فرهنگ با عربستان گذشته دارد و  به درد امروز نمي‌خورد.

ج: دين هم كامل است و هم جامع و هم جاويد و به همۀ نيازهاي تمام جوامع ساده و پيچيده در تمام ادوار تمدني بشر از پيش از گهواره تا پس از گور هم پاسخ مي‌دهد.

اگر اين جواب را بپذيريم پس بايد بگوئييم:

الف: يا ما اينك نيازي به نظريه هاي اقتصادي و اجتماعي دين نداريم ( نفي پيشامدهاي جديد: الحوادث الواقعة) و انقلابي رخ نداده و نياز جديدي توليد نشده است.

ب: نياز جديد توليد شده و لي مجتهدين ما هنوز آن را نفهميده‌اند.

ج: نياز هست مجتهدين هم فهميده‌اند، اما وقت پاسخگويي ندارند.

 د: نياز هست و همه هم فهميده اند، اما چون مجريان به دنبال عمل به آن نيستند و در پي اجراي تئوريهاي بانك جهاني و صندوق بين المللي پول هسنتد و اقتصاد مركانتيليستي و نگاه يوتيليتاريانيستي را دنبال مي‌كنند، علما مطابق فرمودۀ امام علي ع  از اظهار نظر امتناع دارند. امام علي ع فرمودند: لا رأي لمن لا يطاع: كسي كه فرمانبرداري نمي‌شود، نظري ندارد.

 بحمدالله روزگارالتقاطي فاصله گرفتن از ارزش‌ها و شعارهاي محوري انقلاب و نفوذ سكولاريزم به بدنۀ نظام در دو دولت توسعۀ اقتصادي و سياسي هاشمي و خاتمي به سر آمده و  بنا به فرمايش مقام معظم رهبري اينك در دورۀ دولت اسلامي هستيم و  رئيس جمهور هم دست ياري به سوي علما و حوزه و دانشگاهيان عزيز دراز كرده است. به قول امام خميني: اي علماي نجف! به داد اسلام برسيد! اي علماي قم به داد اسلام برسيد. در واقع به داد خودتان برسيد. اسلام كه به كسي احتياج ندارد. ما به اسلام احتياج داريم.

ه: همۀ اينها درست اما فعلا مجتهد به اين معنا كه پاسخگوي نيازهاي جديد (الحوادث الواقعة) باشد، در حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌هاي شيعه وجود ندارد. به فرمودۀ مرحوم آيت الله بهاء الديني در كتاب آيت بصيرت مجتهدين امروز مقلدند. يا به قول شهيد مطهري اجتهاد اين نيست كه يك علي الأحوط را علي الأقوي كني، يا يك احتياط واجب را احتياط مستحب كني.

دو احتمال ديگر هم هست كه يكي از آن دو را نمي‌گويم و يكي هم لابد به ذهن من نمي‌آيد.