دلیل قطعی قرآنی برای رد صلاحیت ساکتین فتنه
قرآن کتاب خدا و حجت قطعی برای فقه سیاسی ما است. بنابراین، برای ارزیابی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری، میتوان به معیارهای نظارتی قرآن در حوزه فقه سیاسی مراجعه کرد. در ادامه از جریان فتنه «شبنه» که سبب سلب صلاحیت سیاسی و حتی انسانی ساکتین فتنه شد و به بوزینه بدل شدند، اشاره میشود.
«وَ اسْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتىِ كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فىِ السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَ يَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ ...» اعراف، ۱۶۳: ای پیامبر! از یهودیان بپرس ماجرای شهری ساحلی که در شنبه از حکم خداوند تجاوز میکردند. ظاهراً منظور دریای سرخ و بندر ایلات فعلی بوده است. خداوند فرموده بود که در روز شنبه از ماهیگیری خودداری کنید. ماهیها هم در شنبهها زیاد به ساحل میآمدند و در روزهای دیگر نمیآمدند. فتنهگران تصمیم گرفتند که آبراهههای پر از ماهی را در روز شنبه سنگچین کنند تا ماهیها نتوانند از آن خارج شوند و روز یک شنبه آنها را صید کنند. البته یهودیان یاد شده، مستقیماً دستور شرعی را نافرمانی نمیکردند و مثل فتنهگران برانداز سال ۱۳۸۸ آن قدر بیتربیت نبودند.
در برابر این فتنه الهی، مردم شهر به سه گروه تقسیم شدند: الف. فتنهگران؛ ب. مخالفین ساکت
فتنه که با وجود مخالفت با فتنه، نهی از منکر نمیکردند؛ ج. مخالفین
انقلابی فتنه که اقدام به نهی از منکر میکردند. در ایام
فتنه، مخالفین ساکت فتنه، به مخالفین حزب اللهی فتنه، میگفتند که شما چرا
فتنهگران را
نهی و سرزنش میکنید؟ در
فتنه 88 هم برخی که بیم گرفتار شدن خانواده یا دوستان شان به دست انقلابیون
داشتند، مقدس مآبی به خرج میدادند و ولیّ فقیه و مخالفین انقلابی فتنه را به آزاد کردن
فتنهگران در بند و حتی دلجویی از آنان فرا میخواندند!
به هر روی، ساکتین فتنه شنبه، این قدر ایمان داشتند که به مخالفین انقلابی فتنه بگویند که اینان عذاب خواهند شد و حرف حساب در گوششان نمیرود، بنابرین نهی از منکر چه سودی دارد!: «وَ إِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا ...» اعراف، ۱۶۴.
حزب اللهی ها گفتند که چرا متوجه نیستید که ولیّ امر ما در نماز جمعه و در برابر همه دشمنان اسلام، با گریه استغاثه کرد و از امام زمان کمک خواست، ما خجالت می«وَ إِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا کشیم از مسافر جمعههای غریبی که نائبش این طور گریه کند. حزب اللهیهای فتنه شنبه گفتند که ما در برابر خداوند خجالت میکشیم که این بیادبها، حرمت حکم خدا را میشکنند، ضمن این که اگر همگی نهی از منکر کنیم، امید به تأثیر هم هست: «قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلىَ رَبِّكُم وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون» اعراف، ۱۶۴.
البته نباید از انصاف گذشت که ساکتین فتنه ۸۸ شاید این تفاوت را با ساکتین فتنه شنبه داشته باشند که آنان صراحتا مخالف فتنه گران بودند ولی دست کم مخالفت اینان با فتنهگران ۸۸ روشن نبود؛ چه بسا یکی به نعل میکوبیدند و یکی به میخ و یا کلاً به نعل اسب هایی میکوبیدندکه قرار بود در عصر عاشورا بر پیکرهای بیسر کشتگان و بدنهایی که به دست فتنهگران عریان شده بود، بتازند. حالا بگذریم که برخی تکیهگاه براندازان بودند.
در این حال ولیّ فقیه، بارها فرمودند که همه باید صراحتاً فتنه یادشده را محکوم کنند! ولی باز هم با دونبش گویی برخی مواجه شد؛ مجدداً خواص ساکت و بلکه تکیه گاه فتنه را به پرهیز از دوپهلوگویی فراخواندند ولی برخی اصرار داشتند که سقوط کنند.
از خواص بیخواص و ضد خاصیت که بگذریم، مردمی مؤمنی که جزء مفتونین سال ۸۸ بودند نیز بالاخره در ۹ دی اقدام به نهی از منکر کردند و از تنزل به بوزینگی رها شدند، اما ساکتین فتنه، حتی اگر مخالف فتنه هم بودند ولی در نهی از منکر و اتخاذ موضع صریح در محکومیت فتنه کوتاهی کردند، اگر قرآن را حَکَم کنیم، حُکم بوزینگی بر پیشانی شان خواهد کوفت و مرگ سیاسی آنان قطعی خواهد بود. بنابراین اگر کسی از ساکتین فتنه جزء نامزدهای ریاست جمهوری باشد، شورای محترم نگهبان میتواند با الهام از این الگوی فقه سیاسی قرآن، ساکتین فتنه را ردّ صلاحیت کند.
