محله گرایی و گفتمان گریزی در انتخابات شورای شهر
سه هدف هدف اصلی از طراحی انتخابات: الف. افزایش مشارکت عمومی در حاکمیت و انتخاب تصمیمگیران؛ ب. زمینه بیشتری برای نظارت عمومی بر فرد منتخب در طول مدیریت؛ ج. بسترسازی برای تأمین منافع عمومی و جلوگیری از گروهزدگی و محلهگرایی.
خطر انتخابات گروهگرا و گفتمانگریز: اگر انتخابات و مشارکت عمومی در پی گروهگرایی و تأمین منفعتطلبی یک محله خاصی باشد، فاجعهبارترین حالت ظلم عمومی شکل میگیرد و حالتی بسیار خطرناکتر از شرایط عدم انتخابات و حتی استبداد رخ خواهد داد. زیرا در حالت عدم انتخابات، فردی که تصمیمسازی یا تصمیمگیری میکند، رسماً از پشتوانه عمومی برخوردار نیست و هر تخلفی که بخواهد بکند، باید مخفیانه و با رعایت احتیاط بسیار باشد و لذا زمینه ستمگری، محدود خواهد شد. اما اگر گروهی رسماً و علناً از یک فردی برای تأمین منافع خود حمایت کردند، ستمگری و تأمین منافع یک گروه یا محله خاصی، به شکل قانونی، علنی، گسترده و سیستماتیک دنبال خواهد شد. و این بسیار خطرناکتر از حالت نبود انتخابات و حتی استبداد است. چیزی که انگلیسیها در دوره مشروطه بدون مشروعه در پی آن بودند و تا حدی نیز موفق شدند.

میبد، دهستانی که به برکت نظام اسلامی، شهرستانی پیشرو شد: برخی از مناطق به دلیل اینکه سران وابسته به بابیت یا بهائیت داشت، در زمان شاه خائن و بهائیگرا پیشرفتهایی کردند. همین بلدبودن راه و چاه به خدمت گرفتن ظرفیتها، تا ایام پس از انقلاب نیز کمابیش تأثیر گذار بود. اما غلبه وجهه دینی و انقلابی شخصیت های برجسته میبد، بر افراد وابسته و همسو با نظام طاغوتی شهر، میچربید و لذا میبد دهستانی فراموش شده بود. با فعالیتهای انقلابی علمای بلاد و مردم ایران، نظام طاغوتی برچیده شد و زمینه توجه عادلانه جمهوری اسلامی ایران به همه مناطق افزایش یافت، تا اینکه بالاخره میبد به شهر و شهرستان ارتقاء یافت. پس از آن نیز با تلاش نظام اسلامی و مسئولین میبد، این شهرستان با وجود تمام محدودیت های رسوب شده از نظام طاغوتی، به شهری شهره چهره شد. مظلومیت شهرستان میبد به ویژه با تلاش مردم، نماینده محترم مرحوم یحیی زاده و آیت الله اعرافی و در فضای دولت اصولگرا، توانست به استحقاق خود در انضمام وسعتی از دست رفته و مورد نیاز برسد و دولت جمهوری اسلامی ایران، بخش ندوشن و توابع را به میبد ملحق کرد. جای تأسف است که با وجود تصویب قانون از سوی مسوولین مافوق، مسؤولین ماتحت آنان، هنوز موفق به اجرای آن نشدهاند.
مرزبازی داخلی پس از وارفتن مرزبازی منطقهای: پس از آنکه مدیریت منسجم شهر توانست استحقاقات مرزی میبد را تا حد زیادی با تکیه بر قانون جمهوری اسلامی ایران، مطالعات بومی، مردم شناختی و نیز نیازسنجی صنعتی و اقتصادی تأمین کند، ناگهان پدیده قابل تأملی در انتخابات مجلس سال ۹۰ رخ داد و کانون همدلی مردم میبد یعنی بیت آیت الله اعرافی را هدف گرفت و برخی با تحرکات خارج از شهرستان میبد، در پی شکل دادن به یک جریان جدید برآمدند که البته این جریان به سبب خدمات عمیق مرحوم یحییزاده و مدیریت هوشمندانه امام جمعه میبد و مردم با بصیرت به اهداف خود نرسید.

بحران در کمین میبد؛ در غیاب یحییزاده و خوداری استانداری از اجرایی شدن مصوبات دولت: اکنون که مرحوم یحییزاده به عنوان یکی از اضلاع مربع موفقیت میبد در حوزه نمایندگی نیست و از سویی زحمات همدلانه مردم، نماینده و امام جمعه محترم و دولت اصولگرا با اجرایی نشدن قانون الحاق ندوشن به میبد فضای نامناسبی ایجاد کرده است، برخی بر آنند که انسجام شهر میبد را هدف گرفته و شیرازه پیشرفت این شهر را بدرند و از انقلاب، دولت اصولگرا، انسجام شهری و مدیریت شهر میبد انتقام بگیرند.
محلهگرایی دمیده شده ، عادی است یا ریشه بیرونی دارد؟ زمزمههایی به گوش میرسد که برخی در میبد اقدام به دمیدن در آتش تفرقه و محلهزدگی در جریان انتخابات شورای شهر میکنند. بخشی از این گرایشها طبیعی و ناشی از اشتباهات عادی است؛ اما نمیتوان از کنار احتمال سازماندهی شده بودن و ریشه در بیرون داشتن این زمزمههای شوم، گذشت.

انتحار اقلیت در برابر اکثریت: آیا برخی از به اصطلاح خواص یک محله خاص، میخواهند محله خود را به عنوان یک سلیقه متمایز محلهای معرفی کرده، این اقلیت را در برابر اکثریت شهر قرار دهند؟ اگر فیروزآباد، مهرجرد، یخدان و سایر محلات میبد نیز به دام این خطکشی خطرناک بیفتند، بیشک حتی یک نامزد از برخی محلات دیگر، در شورای شهر میبد راه نخواهد یافت. آن وقت این بازی دو سر باخت، ارمغانی جز انشقاق در شهر نخواهد داشت. خداوند گروهگرایی و محلهزدگی را عیناً و به روشنی شرک معرفی میکند و ما را از مشرک شدن بیم میدهد: «وَ لَا تَكُونُواْ مِنَ الْمُشْرِكِين ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَ كَانُواْ شِيَعًا كلُُّ حِزْبِ بِمَا لَدَيهمْ فَرِحُون» روم، ۳۱. ۳۲. و از مشرکین نباشید؛ از آنان که دینشان را پراکندند و گروه گروه شدند و هر دستهای بدانچه دارند دلخوشند. آیا جز این است که اگر انسان بر اساس تقوا به چیدن لیست انتخاباتی بپردازد، بسیار بعید است که همه افراد یاد شده اهل یک محله باشند؟ آیا این زمزمه که فقطه به نامزدهای فلان منطقه رأی بدهید، میتواند منشأی جز شرک داشته باشد؟ شرک یعنی علاوه بر معیار توحیدی، معیارهای دیگری هم به میان بیاید؛ در محلهگرایی، اهل یک منطقه خاص بودن، نه تنها مهم، بلکه تعیین کننده نیز است.

اگر عدل تنگ است، ظلم تنگناتر است: اگر راه عدل دنبال نشود و به ظلم پناه ببریم، کسانی بیش از همه آسیب میبینند که عِدَّه و عُدَّه کمتری دارند نه یک اکثریت قدرتمند. اگر قرار است منافع یک محله مظلومی تأمین شود، با یک انتخابات و ساختار عادلانه بیشتر امکان تحقق دارد تا با غلتیدن در دام فساد محلهگرایی: «فَإِنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ» نهج البلاغه، خطبه ۱۵. اگر قرار است کسانی مشکلات یک محله را بفهمند و برای رفع محرومیت به پا خیزد، آنان آدمهای باتقوا و با صلاحیت اند، نه آدمهایی که به انتخاب شدن بر پایه معیارهای غیر دینی دل خوش کردهاند. آنان اگر به جایی هم برسند، چه بسا با پیشنهادهای فریبندتری بلغزند، به خواست وکلای خود پشت کنند و راه پست و مقام بالاتری را پیبگیرند.

یکی بر سر شاخ و بن می برید: کانون قدرت مردم میبد در ایمان به خدا، همستگی و نیز مدیریت یکپارچه امام جمعه شهر است. اگر کسانی به محلهگرایی دامن بزنند، این رفتار، پایان بسیار خطرناکی را در پی خواهد داشت! و هیچ تضمینی نیست که در انتخابات شورای شهر ختم شود. آنگاه کسانی که در بیرون میبد آرزوی در هم شکستن بیت آیت الله اعرافی دارند، در انتخابات بعدی هم با وعده و وعیدها و برانگیختن تعصبات محلهای، میتوانند رأی گروه آلوده به تعصبات را بگیرند. از آن سو، برخی از افراد میبدی که همواره ثابت کردهاند که استعداد اشتباهات خاصی را دارند و مثلا برای اینکه یک آدم چپ رأی بیاورد، به شهر مجاور میرفته، رأی میدادهاند، برای شکستن هیمنه بیت آیت الله اعرافی هم که شده، به نامزد خاصی رأی میدهند. مسلماً همگرایی چپهای استان و به ویژه چپهای یزد، صدوق، اردکان و تفت، ممکن است بتواند ضربه نهایی را در انتخابات مجلس آینده بر بدنه شهری بزند که وجه غالب هویت پیشرفتهاش را از اسلام، انقلاب و گفتمان اصولگرایی دارد و اکنون نیز تکیهگاه مقتدری برای اصولگرایی در استان یزد است و حتی کسانی مثل جناب استاندار فعلی نیز با حمایت های بی دریغ فعالین دلسوز و ارزشی میبد بر سر کار آمدهاند. فرض کنید هزار رأی صدوق و دو هزرا رأی اردکان به میبد بیاید و از سویی، سه هزار رأی چپهای یزد نیز به تفت برود و در صندوق نامزد خاص مورد حمایت آنان ریخته شود!

حرف آخر: گاهی فکر میکنیم محلهگرایی در انتخابات، ربطی به امام حسین علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه و ظلم کلان ندارد. در حالی که یکی از القاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) این است که همگان را بر پایه «عنصر تقوا» گرد هم جمع میکند، نه بر اساس عنصر محلهگرایی و دیگر فاکتورهای شرکآلود و اگر مستضعفین و محرومین عالم فکر میکنند که میتوانند از راهی جز باب الله و راه امام زمان، رهبری و گفتمان رهبری به جایی راه یابند، اصول عقایدشان را شیطان نوشته است: «أَيْنَ جَامِعُ الْكَلِمِ عَلَى التَّقْوَى أَيْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِي مِنْهُ يُؤْتَى». بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۶. کجاست آنکه گردآورنده همه کلمهها بر محور تقوا است؟ کجاست آن در الهی که دهشها از آن جا سرچشمه میگیرد؟ امید که مردم شریف هیچ محلهای از میبد، دچار آسیب شرک آلود محلهگرایی نشوند: "بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، و اموالى كه به دست آوردهايد، و تجارتى كه از كساد شدنش مىترسيد، و خانه هايى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيّت نافرمانبردار را هدايت نمىكند" توبه، ۲۴.