بسم الله الرحمن الرحیم. بررسی مستند و تطبیقی ابعادی از سند توافق شده در ژنو

درآمد

ما معتقدیم که مقاومت و تقویت ساخت درونی راهکار حل مشکلات کشور است و آمریکا و اسرائیل به ایران رحم نخواهند کرد و اکنون که متوجه شده اند برای برخی دولتمردان ایران، تحمل مشکلات و تحرک و مقاومت سخت است، و تاب تحریم ندارند، تلاش تا تسلیم نهایی ایران با قدرت ادامه خواهد یافت؛ مگر اینکه حرف خداوند را قبول نکنیم و حرف های روشنفکری بزنیم: «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم‏». آرای آمریکاییها و اسرائیلی ها که دو کشور غاصب و نامشروع در دنیا هستند، از ایران راضی نمی شوند تا هنگامی که به منطق و آیین آنان درآید و تابع ابلیس شود. این سخن خداوند متعال است. نکته دیگر اینکه پیامبر خاتم (ص) فرموده است که کار مهم «بی بسم الله» ابتر و بی نتیجه است؛ دست کم «In The Name of God» می گذاشتند. آیا بر سر آن توافق نبود؟ آنها که روی دلارشان هم «توکل بر خدا» نوشته اند!

بررسی کلیات سندی که در ژنو امضاء شد

قبلا از ورود به نقد محتوایی سند توافق شده در ژنو، توجه به فضایی حقوقی ای که سند در آن شکل گرفته است، روشنگر برخی مسائل است.

الف. بی اعتباری نسخه فارسی! به دلیل عدم تسلط حقوقی تنظیم کنندگان سند و خطر شکست خوردن در «جنگ الفاظ» و نیز بی توجهی یا تعمد یا بی سوادی آنان در ترجمه مغلوط سند امضاء شده در ژنو، خوب بود که «متن فارسی» نیز برای سند تنظیم می شد و هم ترازی اعتبار آن با متن انگلیسی به تصویب می رسید.

ب. بررسی اسم سند امضاء شده: گذاشتن اسم جعلی «سند مشترک اقدام» ظاهراً برای فرار از اصل 77 قانون اساسی و قطع دست مجلس شورای اسلامی در ورود به مسأله است؛ اینک «اصل‏ هفتاد و هفتم: عهدنامه‏ ها، مقاوله‏ نامه‏ ها، قراردادها و مؤافقت‏ نامه‏ های‏ بین‏ المللی‏ باید به‏ تصویب‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ برسد». مثلاً اسم انتخاب شده، حق و وظیفه قانونی مجلس برای ورود در مساله را سلب می کند. مجلس، شخصیت خود را در این مسأله به خوبی حفظ نکرده است. البته «اسم» چیزی را عوض نمی کند، و هر سندی که تعهدی برای کشور بیاورد، مجلس وظیفه ورود دارد؛ هر چند که در این جا گفته اند که این تعهدات داوطلبانه است، اما یادمان نرود که لغو همین تعهد «تعلیق داوطلبانه» در زمان ریاست جمهوری خاتمی با مدیریت جناب حسن روحانی بر پرونده هسته ای و پیش از تصویب مجلس بود که غرب را طلبکار کرد و وقتی همان دولت روشنفکر و اعتمادساز دست از اقدام داوطلبانه کشید، موجب شد که پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل برود. دولت راستگویان بگوید که کدام اقدامات پرونده هسته ای ایران را به سازمان ملل کشاند و تلویحاً آقای جلیلی را متهم نکنند!

ج. بی توجهی به اصول تنظیم سند توافق: در تنظیم هر سندی دست که اگر مثل نمی توان مثل احمد قوام با روسها عمل کرد، باید سه اصل همزمانی، هم سنخی و هم ترازی را رعایت می کردند. ولی چنین نشده است. اصل دیگر، گام بندی و زمان بندی دقیق گامها است. متأسفانه به جز گام بلندبالای اول که صدها تعهد عمیق و وسیع را به ایران تحمیل کرده است، هیچ گام دیگری به درستی تعریف نشده است و تنها از گام نهایی و گامهای میانی سخن رفته است. آخر گامهای میانی یعنی چه؟ چند گام؟ و هر گام در چه مدت زمانی؟ این توافقنامه از این جهت، از قولنامه اجاره دو آپاراتی برای مغازه ای که حتی از طرف یک املاکی هم تنظیم نشده است، ضعیف تر است. البته در این باب سخن بسیار است و که در آینده کتابها خواهد شد.

بررسی شبیخون الفاظ در سند توافق شده

بخش عظیمی از ارتباطات و تعهدات مستند به «الفاظ» هستند. تسلط به الفاظ و ساختارهای بیانی و اشراب خواسته ها در آن، آسان ترین راه برای پیروزی در یک نبرد حیاتی است. بنابراین دل سپردن به لبخند مذاکره کنندگان و کُری خوانی مذاکره کنندگان در تلویزیون خودشان به زبان فارسی، نمی توان جلوی تاراج چنگیزی الفاظ به جان منابع یک ملت را بگیرد. ساده انگاری مفرط آدم های مثل جناب ظریف و وزارت خارجه کنونی در تاراج مغولی سلاح نامحسوسی به اسم «واژه»ها، وضعیت متشنجی را در سند ژنو ایجاد کرده است؛ که پایبندی به آن، جز به قتل عام برنامه غنی سازی ایران نخواهد انجامید. آمریکا و دول استکباری، تا جایی که توان استفاده از شبیخون واژگانی داشته باشند، کم نخواهند گذاشت، بخشی را آشکارا در کلام می آورند و دشمنی هایی که در دل واژه ها پنهان می کنند، بیشتر است: «لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ» آل عمران، 118. استکبار از فساد کردن در کار ما ذره ای کوتاه نمی آیند و رنج بردن ما را دوست دارند، بغض و کینه از دهانه شان کف می کند و آنچه در سینه شان مخفی می کنند بیشتر است، این مضمون سخن خداوند متعال است؛ تو خواه پند بگیر و خواه ملال! البته نگاه آنان بین خودشان و به ویژه با مردم خودشان نیز همین است.

الف. ترجمه عنوان «Joint Plan of Action» به «برنامه اقدام مشترک» کاملاً اشتباه و ناشی از ناآشنایی به منطق تاراج الفاظ یا تغافل است. ترجمه درست این عبارت چنین است: «برنامه مشترک برای اقدام». گاهی چند نفر با هم برنامه ریزی می کنند، ولی قرار است یک نفر به آن عمل کند در این حالت، عنوان سند امضاء شده در ژنو، بر آن صادق است؛ و گاهی چند نفر یا حتی یک نفر، برنامه ای می ریزد، ولی قرار است که چند نفر به صورت مشترک آن را انجام دهند؛ در این حالت، عبارت گویای آن چنین است: «Plan of Joint Action» روشن است که تفاوت از زمین تا آسمان است!

ب. ریشه معنای «preamble» چیست؟ آیا به معنای مقدمه است؟ «Pre» پیشوندی در معنای «پیش» است و «amble» به معنای استفاده از اسب[1]، یورغه رفتن اسب، یورغه رفتن، راهوار بودن، یرقه، یرغه و یورغه است. وقتی اسب یا چارپای چموشی در یراق و افسار باشد و راه رفتن آن مطمئن و غیرآزار دهنده باشد، یا آنکه بخواهند یورتمه برود، انگلیسی زبان ها مناسب می دانند که کلمه «amble» را برای آن به کار ببرند. با این حال، وقتی پیشوند «Pre» بر سر آن در آورند، معنایش این است که مثلاً کابویی می خواهد بر گاوی وحشی سوار شود، در این حال، اقدامات اولیه ای را برای راهوار کردن آن انجام می دهد. پری امبل می تواند این اقدام را بیان کند. آمریکایی ها به عنوان یک کشور استکباری و رئالیستهایی که بشر را حیوانی وحشی می بینند، راه قفسبند کردن و رام کردن انسانها و دولتها را چیزی می دانند که خودشان نام قانون را بر آن می نهند.

دشمنی های گنجانده شده در متن سند در ژنو

الف. فلسفه مذاکرات 5+1 این بود که ایران حاضر به پذیرش قطعنامه های ظالمانه شورای امنیت بر ضد برنامه هسته ای خود نبود. بنابراین ایران با چند کشور گردن کلفت، وارد مذاکره شد. اکنون در گام میانی این توافقنامه آمده است که ایران باید نگرانی های های شورای امنیت سازمان ملل درباره برنامه هسته ای ایران را از طریق پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت برطرف کند. اولاً نگرانی کلمه حقوقی و قابل ارزیابی نیست، ثانیاً دست کم می توانند بگویند که طبق توافقی که شما پذیرفته اید، باید غنی سازی 5 درصد و اساساً غنی سازی را تعطیل کنید و به همه قطعنامه های شورای امنیت عمل کنید تا گامی بعدی انجام شود. ضمناً نتیجه «رضایت بخش» یعنی چه؟ آیا قرار است که دشمن از کار ما راضی بشود؟ و در عین حال ما بتوانیم حق خودمان را نیز حفظ کنیم؟

»There would be additional steps in between the initial measures and the final step, including, among other things, addressing the UN Security Council resolutions, with a view toward bringing to a satisfactory conclusion the UN Security Council's consideration of this matter«

ب. غنی سازی شامل چندین برنامه است که وقتی در کنار هم قرار بگیرد، یک چرخه غنی سازی شکل می گیرد. حال فرض کنید که کسی به شما بگوید که ما اجازه می دهیم که «یک برنامه» غنی سازی با محدودیت های دیوانه کننده ای داشته باشید. در این جاست که تاریخ ایران هرگز فراموش نخواهد کرد که چه تفاوت بزرگی است بین « a mutually defined enrichment programme» با «The mutually defined enrichment programme». اینک بند چهارم گام نهایی:

»Involve a mutually defined enrichment programme with mutually agreed parameters consistent with practical needs, with agreed limits on scope and level of enrichment activities, capacity, where it is carried out, and stocks of enriched uranium, for a period to be agreed upon.«

شرطهای ذکر شده در این بخش به قدری جنون آور است که باید به جای درس «روباه و زاغ»، در کتابهای انگلیسی، فارسی و عربی همه دانش آموزان ایران گنجانده شود. مشروط بودن «یک» برنامه غنی سازی نه بیشتر، آن هم به نیاز عملی که گفته می شود ما سوخت راکتورها را تأمین می کنیم و ایران نیازی به آن ندارد. اگر هم نیازی ثابت شود، باید برنامه غنی سازی مورد نظر از نظر «اندازه» غنی سازی، ظرفیت، حجم، گستره و مکان آن، مورد توافق آمریکاییها و دیگر هم پیمانانش باشد که هر کدام اگر به اندک چیزی راضی شوند، باجهای می خواهند، بیش از باجهای میلیاردی عربستان در جلوگیری از آن!

ج. پیچ خوردن قانون «همه یا هیچ»: قانون همه یا هیچ، دو بار در سند آمده است، یکی در ابتدای نوشته و دیگری در خط پایانی آن. اکنون به مطلب ابتدای نوشته باترجمه وزارت خارجه نگاه کنید: «هدف این مذاکرات رسیدن به یک راه‌حل جامع مورد توافق و بلندمدت است ... این راه‌حل جامع به مثابه یک مجموعه منسجم خواهد بود که هیچ بخشی از آن مورد توافق قرار نمی‌گیرد مگر آنکه در مورد تمامی بخش‌های آن توافق حاصل شود. » در این جا به راه حل جامعهش اشاره شده است که هنوز تنظیم نشده است. این هم مطلب پایان نوشته با ترجمه وزارت خارجه: «در خصوص گام نهایی و هر یک از گا‌م‌های میانی، این اصل اساسی که «تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است» اعمال می‌شود». در این جا قانون همه یا هیچ، شامل گام نهایی و گامهای میانی همین سند امضاء شده در ژنو است. اولاً در هیچ کدام از قانونهای همه یا هیچ، مرجع داوری تعیین نشده است که خود ابهام بزرگی است. از سوی دیگر، در قانون همه یا هیچ دومی، که در پایان نوشته آمده است، گام اول را شامل قانون همه یا هیچ ندانسته است؛ یعنی گامی که ایران متعهد است پدر خود را در آورد. و قابل تمدید هم هست. یعنی تیم غربیها دو سه بار می تواند با سردواندن ایران، گام اول را تمدید کند و در پایان هیچ کاری هم نکند و طبق توافق، تیم مذاکره ظریف حق نطق کشیدن هم ندارد. شاید کسی فکر کند که آمریکاییها هم باید همزمان به تعهداتشان عمل کند؛ اما توافقنامه این را نمی گوید؛ توافقنامه می گوید در بازگشت (In return)، نه همزمان با عمل ایران به تعهداتش، طرف مقابل هم فلان می کند. البته وزارت خارجه ایران، «In return» را به معنای «در مقابل» گرفته است: «در مقابل، 3+3، اقدامات داوطلبانه زير را انجام خواهند داد»؛ هر چند که کلمه خواهند در این عبارت، به نحوی هدف غربی ها را تأمین می کند.

In return, the E3/EU+3 would undertake the following voluntary measures

 اما چه می کند؟ پَوز کردن را که می دانید به چه معنا است؟ به معنای مکث کردن! نه توقف:

Pause efforts to further reduce Iran's crude oil sales, enabling Iran's current customers to

purchase their current average amounts of crude oil.


[1]. The American Heritage: To move along at an easy gait by using both legs on one side alternately with both on the other. Used of a horse. هم چنین در فرهنگ لغت  Collins English Dictionary – Complete and Unabridged © HarperCollins Publishers 1991, 1994, 1998, 2000, 2003 به معنای the ambling gait of a horse. نگاهی به کاربردهای امبلینگ در  ویکیپدیای انگلیسی هم جالب است.