امام خمینی: «آن آقاى سرشناس [درباره شهدای انقلاب] گفته بود اين از خريّتشان بوده است!»
عنوان مطلبی از شیعه آنلاین: آیا حضرت آیتالله ... به شاه پهلوی انگشتر هدیه داد؟
پرسش خبرنگار افتخاری سایت شیعه آنلاین از سید صادق روحانی: «سلام علیکم اگر ممکن است خود حضرت آیت الله روحانی پاسخ دهند. آیا این صحت دارد که می گویند مرحوم آیت الله العظمی ... برای شاه معدوم انگشتر هدیه فرستاده بودند؟ پاسخ: بسمه جلت اسمائه؛ این تهمت را وقتی بایشان وارد کردند بجدی ناراحت شدند که فرمودند من در آن دنیا این تهمت زن، را محاکمه خواهیم نمود[.] خلاصه[،] از دروغهای بیّن الکذب است - من هم این تهمت زن [را] نفرین مینمایم[؛] که [به] مردی به این مهذبی که در افراد بشر عادی، [به]غیر از معصومین علیهم السلام کم نظیر است[،] چنین تهمتی میزنند.»
یک. 17 اشکال و ضعف در نوشته 3 سطری منتشر شده به اسم آقای صادق روحانی!
دست کم 14 اشکال نگارشی، ویرایشی یا دستوری در 3 سطر نوشته منسوب به آقای صادق روحانی وجود دارد! که با رنگ قرمز نشان داده ایم. مثلاً دروغ بیّن الکذب، کاربرد مناسبی نیست، بلکه «ادعای بین الکذب»، یا «نسبت بیّن الکذب» مناسب است؛ نیز «افراد بشر عادی» درست نیست؛ بلکه، «افراد عادی بشر» درست است! از نظر محتوایی هم دست کم 3 اشکال در این 3 سطر است: الف. آدم اهل علم باید بداند که «حاکم» در قیامت خداوند است نه جناب فلان آقا که بخواهد کسی را محاکمه کند! ب. اینکه اگر کسی سلام کرد، دست کم شما که اهل علم هستید، جواب سلام را بدهید! ج. عموماً از شنیدن «معصومین علیهم السلام» ذهن به سمت حضرات ۱۴معصوم می رود. گویا سایت شیعه آنلاین یا آقای صادق روحانی دقت کافی نکرده اند که چه می گویند. مگر آیت الله ... از حضرت زینب و علی اکبر و ابوالفضل (ع) هم برترند؟ این غلوّها یا بی مبالاتی در بیان، زیبنده نیست.
دو. نگاهی به سند منتشر شده در کتاب «در شناخت حزب قاعدین زمان»
عمادالدین باقی اصلاح طلب، که از تائبین انجمن حجتیه بود، در سال ۶۲ کتابی به نام «در شناخت حزب قاعدین زمان» منتشر می کند که در صفحه ۲۹۷ آن، سندی به تاریخ ۴ دی ماه ۱۳۵۷ آورده شده است که می گوید آیت الله ... انگشتری به شاه داده است و شاه از وی تشکر کرده است.
دانلود نسخه pdf کتاب «در شناخت حزب قاعدین زمان»
البته عماد الدین باقی اخیراً تغییر مواضعی درباره کتابش داده است، اما اسناد آن را دقیق و درست دانسته است و بیشتر از لحن خود در آن کتاب آنتقاد کرده است.
محمد جواد حق شناس که یک اصلاح طلب است، در مناظره ای می گوید: «در سال ۵۷ وقتی که شهبانو به عراق سفر میکند از طرف یکی از مراجع بزرگوار، انگشتری را هدیه میگیرد که به شاه بدهد.»
پایگاه تریبون مستضعفین در مطلبی درباره انجمن حجتیه و مرجع تقلیدشان می نویسد: «هم چنین امام خمینی در سخنان تندش از «یک فرد سرشناس از این ها» سخنانی را در توهین به انقلابیون نقل کرد. با توجه به اسناد ساواک [۱۶] و قضیه ی هدیه دادن انگشتر به شاه، مشخص است که منظور امام آیت الله العظمی خ. مرجع تقلید انجمنی ها بوده است».
سخن امام راحل درباره یک شخص سرشناس
امام خمینی در ۸ تیر ۱۳۶۰ در حضور اقشار مختلف مردم: «از صدر اسلام تاكنون دو طريقه، دو خط بوده است: يك خط، خط اشخاص راحت طلب كه تمام همّشان به اين است كه يك طعمهاى پيدا بكنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهايى كه مسلمان بودند، مىكردند، اما مقدم بر هر چيزى در نظر آنها راحت طلبى بود. در صدر اسلام، از اين اشخاص بودند. وقتى كه حضرت سيدالشهدا- سلام اللَّه عليه- مىخواستند مسافرت كنند به اين سفر عظيم، بعضى از اينها نصيحت مىكردند كه براى چه، شما اينجا هستيد، مأمونيد و حاصل، بنشينيد و بخوريد و بخوابيد. و از همانها بعضى قماشها بودند كه اشكال هم مىكردند كه يك قدرت بزرگى را در مقابلش چرا يك عده كمى قيام مىكنند. اين در طول تاريخ تا حالا بوده است. از اول نهضت اسلامى، ما شاهد اشخاصى كه به اين وضع بودهاند، راحت را بر هر چيزى مقدم مىداشتهاند، تكليف را اين مىدانستند كه نمازى بخوانند و روزهاى بگيرند و بنشينند در منزلشان ذكرى بگويند و فكرى بكنند ... براى اسلام هم غير از اين، خيلى، نه اطلاعات صحيح داشتند و نه ارزشى قائل بودند. همان بايد در منزلها بنشينند و نگاه كنند و به ديگران اشكال كنند. در آن وقتى كه اول نهضت بود، يك شخص سرشناس از اين اشخاص گفته بود كه ايرانيها ديوانه شدهاند! قيام در مقابل محمدرضا را و ايستادگى در مقابل ظلم را، با تعبير ديوانگى، يكى از اشخاص سرشناس معرفى كردند. آن كاسب يا تاجرى كه در منزل او بود و از او شنيد اين را، گفته بود كه آقا، بعضى از اينها مردم كذا و كذا هستند و اينها بعضيشان هم شهيد شده اند. آن آقاى سرشناس گفته بود: اين از خريّتشان بوده است! آدم كه نمىرود در توى خيابان مقابل مسلسل بايستد! و همان آقاى سرشناس پروندهاش از ساواك بيرون آمده و آن وقتى كه جوانهاى ما در خيابانها كشته مىشدند، انگشتر براى سلامت محمدرضا فرستاده بود. يك دسته اين طورند كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- از اينها تعبير مىكند كه اينها همّشان علفشان است؛ مثل حيواناتى كه همّشان اين است كه شكمشان سير بشود، شهواتشان را بر همه چيز مقدم مىدارند؛ نماز هم مىخوانند و روزه هم مىگيرند و عبادات شرعى را هم بجا مىآورند، لكن اينطور است وضع تفكر كه انسان نبايد خودش را در معرض يك خطرى، در معرض يك چيزى قرار بدهد و اين كارى كه اين ملت شريف اسلام كردند، اين كار يك كار جنون آميز بوده است!». صحيفه نور، ج ۱۴، ص ۵۱۹ تا ۵۲۱.
«لو کانَ لَبَانَ»؛ اگر ظلمی بود، امام آن را نقد می کردند!
در متن کتاب «حزب قاعدین زمان» بلافاصله پس از آوردن نامه محمد رضا شاه به آیت الله ... مطلب امام خمینی که در بالا آمده است، ذکر شده است. به نحوی که هر خواننده ای را وا می دارد که منظور امام خمینی از کسی که انگشتر به شاه داده است و از خریت انقلابیون سخن گفته است، آیت الله ... است. اگر واقعاً مطلب چیز دیگری بود، اخلاقاً شایسته بود که امام و اطرافیان ایشان، به نویسنده کتاب اعتراض کنند و خواهان اصلاح آن در چاپهای بعدی باشند که البته در این صورت، اطرافیان آیت الله ... هم مستمسکی داشتند که این شائبه را از آیت الله ... دور کنند.
