آیا علامه مصباح نیز ترور خواهد شد؟ نقد مقاله زیستجهان جنسی و حجاب
از آن جا که سایت وزین رجا نیوز اقدام به درج مقاله پر آسیب "زیستجهان جنسی و مقوله حجاب" نمود، وظیفه خود دانستم که مطالبی را در نقد آن تقدیم کنم.
v گزارش مقاله اکبر جباری: "در جامعهای که معماری، شهر سازی، ترافیک، صنعت، ورزش، هنر، رسانه، سینما، سیاست و بسیاری از امور آن ساختار و ماهیت سکشوآل دارد، بطور طبیعی، رفتار افراد نیز ماهیت سکشوآل پیدا میکند. یکی از مظاهر این زیستجهان، بیحجابی و یا بدحجابی است."
v نقد1؛ جواب نقضی: اگر محیط جنسی است، پس نباید عمل منافی عفت برهنگی کامل و انجام عمل زناشویی در وسط میدان آزادی عیب داشته باشد! جامعه سکشوال است، خاطیان هم از غیب عالم، بی خبر. در مورد بسیاری از گناهان و جرمها میتوان چنین ادعایی کرد.
v نقد2: جواب حلی: جامعه انسانی یا جامعه طبیعی و حیوانی؟ یکی از مهمترین و تعیین کننده ترین ویژگی انسان، اختیار و اراده وی است، متاسفانه در این دیدگاه التقاطی، انسان ابتدا از انسانیت مسخ می شود و از اراده انسانی تهی می شود و در حد یک موجود طبیعی؛ یعنی، موجود تابع محیط؛ مثل برخی حیوانات و گیاهان تنزل داده میشود و بعد در توجیه گناه بی حجابی و قانون شکنی و توجیه کارها و سخنان برخی مسوولین، توجیهاتی می آید.
اعتقاد به جبر اجتماعی بسیار خطرناک است، تا جایی که قرآن برای مبارزه با این اندیشه التقاطی میفرماید: خدا برای اهل کفر مثال زن نوح و لوط می زند که در محیط نبوت، خائن و کافر و جهنمی شدند و برای اهل ایمان مثال همسر فرعون را می زند که در محیط کفر و طاغوت، مومن و بهشتی شد: "و ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْن" تحریم، 11. قطعا محیط زندگی آسیه، به طور طبیعی اقتضای س ک س یا هزار گناه دیگر و جهنمی شدن را داشت، ولی آسیه چنین نشد. از سویی خداوند او را الگوی مومنین قرار داده است.
v نقد3؛ اشکال روش شناختی: اگر یک انسان و جامعه را فقط از منظر یک روانشناس ببینیم، مثل لمس کردن گوش فیل در تاریکی است. شما برای تحلیل مساله حجاب، باید مجموعه عظیمی از علل را با روش های نقلی، عقلی و تجربی، بررسی کنید. نه اینکه همه چیز را مثل یک روانکاو، از منظر مجرم و گناهکار ببینید. مثال واضح این خطای روشی در سوالی است که از امام علی علیه السلام درباره "برتری عدل یا بخشش" پرسیدند. با اینکه عدل یعنی حق دیگران را دادن و جود، یعنی علاوه بر آن، قدری هم به او بخشش کردن؛ و ظاهرا بخشش بهتر از عدل است، امام امام علی این داوری را محصول نگاه فردگرایانه میدانند و بر اساس نگاه جامع و اجتماع نگر، می فرمایند که عدل بهتر است. بنابراین نگاه جامع و مصلحت عمومی جامعه، همانطور که اسلام گفته است و امام راحل و امام خامنه ای و سایر علمای برجسته استنباط کرده اند، در آن چیزی نیست که شما گفته اید و بقیه را هم جاهل دانسته اید. تفاوت در این است که بقیه فیل را در روشنایی دیده اند و شما در تاریکی.
v نقد4؛ اشکال پیشفرضی: پیشفرض اشتباه شما در این مقاله، بیتوجهی به سنت هدایت و افتنان الهی است. سنت الهی بر این نیست که انسان در محیطی باشد که "به طور طبیعی" به سمت حق کشانده شود؛ یعنی مسیر حق مثل یک جاده سرازیری باشد که خود را در آن رها کنی، دراز بکشی یا حتی بخوابی و باز هم به سمت مقصد و کمال حرکت کنی. مسیر الهی حتی مثل یک جاده صاف هم نیست، بلکه خداوند خواسته است که مسیر بندگی سربالایی باشد: "لقدخلقنا الانسان فی کبد" براستی که انسان را در رنج آفریدیم. برای تعالی باید از جاذبه جدا شد و عمود پرواز بود، یا در سربالایی با سختی به سمت خدا رفت، همان کاری که انبیاء و اولیای الهی کرده اند. به آسمان رسیدن و کنده نشدن از جاذبه نه ممکن است و نه مطلوب.
v ادامه مقاله: نویسنده حتی لایی کشیدن در اتوبان به ویژه در شب، یا لایی دادن در فوتبال را، با توجه دادن به فاعل لایی و مفعول لایی، یا توپ را توی سوراخ دروازه کردن را یک عامل تاثیرگذار در ترویج سکس و لذا بروز آن در بی حجابی دانسته اند. و نیز می گویند: "ماهیت ورزشهای قهرمانی امروزه کاملاً سکشوال است". در ادامه به درستی به نقش برجسته رسانه های جهانی به طور مستقیم و رسانه ملی به طور غیر مستقیم در ترویج ذائقه فحشا در مخاطبین اشاره کرده اند.
v نقد 5؛برهان خلف: اصلاح بی حجابی یا هر گناه س ک سی، دور و محال است: برای اصلاح بی حجابی باید معماری خانه و شهر عوض شود که خود حدود 200 سال طول می کشد تا این بافتها، فرسوده و باز سازی شود. برای اصلاح معماری، معماران و متولیان امر، باید ذائقه س ک سی نداشته باشند، برای نداشتن ذائقه سکسی باید در محیط زندگی بدون تشدید ذائقه جنسی، رشد کرده باشند. این امر منطقا دور و محال است. یا مثلا برای سلامت از هجوم فحشا، باید ورزش قهرمانی حذف شود، برای حذف آن باید، قبلا ذائقه متولیان اصلاح شده باشد. پس اصلاح محیط زندگی س ک سی، محتاج اصلاح ذائقه متولیان و افراد درگیر است؛ و ذائقه س ک سی افراد هم در گرو اصلاح محیط زندگی فحشایی آنان است. این استدلال، منطقا دور و باطل است.
v ادامه گزارش مقاله: سپس با ادعای اینکه متولیان اصلاح تارکین حجاب شرعی، هنوز فهم درستی از این پدیده ندارند می گوید: اما آنچه مهم است اینکه، رفتارها و ناهنجاریها و حتی هنجارهای ما، امروزه درون این زیستجهان، درحال شکلگیری است. شاید دیگر در چنین عالمی تکیه بر منطق قدرت در ایجاد یک هنجار مانند، حجاب، هم غیر ممکن و هم نامطلوب باشد.
v نقد6: طرح توسعه حجاب و عفاف، 300 ماده دارد و 25 دستگاه متولی آنند، نه فقط نیروی انتظامی: اولا طرحی که احمدی نژاد خود ابلاغ کرد و خود کارنامه مثبتی در آن ندارد، فقط منطق قدرت نبود، بلکه حدود 300 وظیفه برای 25 نهاد تعریف شده بود. ثانیا ناموفق خواندن فعالیتهای پیشگیری از بی حجابی، بی انصافی است، اگر اینها هم نبود، معلوم نبود که همین الان تهران و حتی شهرستان ها در چه وضعی بودند. وقتی سینما و برنامه های فرهنگی دولت و صدا و سیما، ضد فرهنگ عمل می کنند و هیچ کاری در جهت فرهنگ سازی (تنها چیزی که ظاهرا بدان اعتقاد داشته اند) نمیکنند، نباید از یکی از 25 نهاد متولی طرح توسعه حجاب و عفاف، انتظار موفقیتی به اندازه کل مجموعه داشت. این نهایت ظلم به بخش وظیفه شناس این طرح (یعنی نیروهای انتظامی و آمرین به معروف و ناهیان از منکر است) و البته تطهیر عناصر و مجموعه های ناکارامد مثل صدا و سیما، دولت های هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد در این مساله است!
v ادامه گزارش مقاله؛ تبیین پیچیدگی مساله بی حجابی: نویسنده سپس به تبیین پیچیدگی مساله بی حجابی می پردازد و میگوید که الف. چون بعضی از محجبه ها، در برخی موارد کار اشتباه می کنند و؛ ب. برخی از بی حجابها، در برخی موارد کار درست انجام میدهند؛ و از سویی، و مردم هم فلسفه و منطق بلد نیست تا مساله را درست تحلیل کنند، به این نتیجه می رسند که حجاب بد است و بی حجابی خوب![1]
v نقد 7: تحمیق و کودن انگاشتن بی حجابها، ظلم بزرگی به آنان است: برای هر عاقلی واضح است که آدم محجبه معصوم نیست و ممکن است اشتباه بکند و چه بسا حجاب او از روی عادت باشد. و اینکه بی حجابها، عین نجاست نیستند و همه کارهای آنان بد نیست. این که دیگر نیازی به فلسفه و منطق ندارد. ضمنا اکثر بی حجابها طبق جامعه آماری نیروی انتظامی و مسلمات جامعه، دانشجویان هستند تا سایر اقشار. کسانی که فلسفه و منطق یا منطق ریاضی را حتما خوانده اند. و اتفاق خود را اسلام شناس هم می دانند.
v ادامه گزارش مقاله برادرم اکبر جباری؛ بی حجابها بی حجابند، چون غیب عالم را نمیدانند: یک مشکل دیگر که فهم مساله حجاب را سخت کرده است، این است که بی حجاب ها، بی حجابی را گناه نمی داند. نویسنده سپس توجیهی شگفت برای ندانستن ارائه میکند: "«نمیداند» معنای خاصی دارد. این بدان معنا نیست که نشنیده و یا نخوانده است که بی حجابی گناه است. البته او درباب این گناه، هم خوانده است و هم شنیده است، بلکه منظور از ندانستن، ندانستن و ندیدن باطنِ این مقوله است. اساساً انسان گناهکار چون باطن گناه را نمیبیند، مرتکب گناه میشود." ایشان سپس مدعی می شود که انسان گناهکار و مجرم، یا باید خودش غیب و حقیقت گناه را ببیند یا یک فردی غیب و حقیقت گناه را به او نشان دهد و چون کسی از اول انقلاب تا حالا غیب عالم را به مردم نشان نداده است و حالا مردم، غیب ندیده اند، پس همه چیز (همه گناهان و جرمها) برای آنها مجاز است: "البته علم به باطن امور از جمله معاصی از اوصاف «متقین»[2] است. همانهایی که قرآن مجید میفرماید: «الذین یومنون بالغیب» «کسانی که به غیب ایمان دارند» وقتی ایمان به غیب یا همان ایمان به «غیبِ عالم» نباشد، طبیعتاً همه چیز مجاز میشود[3].
v نقد 8: بر اساس این ادعا، عده ای منطقا حق دارند علامه مصباح را ترور کنند! چون کسی عالم غیب و حقیقت قتل را به آنان نشان نداده است، و از سویی علامه مصباح سدّ راه این تئوری التقاطی شما خواهد شد، بنابراین در نظر برخی، او مانع سعادت جامعه و سدّ راه رسیدن مردم به کمال است، پس باید از بین برود. همان طور که علامه مطهری، از نظر اسلام شناسان دهه پنجاه، مانع ،شناخته شد و ترور شد.
v ادامه گزارش مقاله اکبر جباری؛ چرا کسی غیب عالم را به بی حجابها نشان نداده است؟ ایشان در ادامه ضمن نادیده گرفتن نقش تربیتی آیات تکوینی و تشریعی الهی برای هدایت مردم، "حجت خدا را بر بیحجابها، ناتمام میدانند" و می نالند که چرا کسی غیب عالم را به بی حجابها نشان نداده است: "اما نکته حائز اهمیت در جامعه ما این است که در طول سی سال گذشته قرار بود کسانی که ایمان به غیب دارند و به واقع نمایندگان غیب هستند، غیبِ عالم را نیز به عموم مردم نشان دهند."
v نقد 9: خطا در ماده استدلال: معنای واضح این حرفها تمام نشدن حجت خدا بر بندگانش است: آیا خداوند در قبر و قیامت، حق ندارد بی حجاب های فاسق را با خواری به عذاب بکشاند؟ آیا آنان حق دارند بگویند، که خدایا! تو حجت را بر ما تمام نکردی؟ حاشا و کلا! حجت بر همگان به ویژه مردم ایران تمام است. خورشیدوارهها، به قدر حاجت، بوده اند، اما بی حجابهای در افتاده در حجاب نقس، به ماهواره پناهنده شدند. و وای بر فاسقان!
معماری آسمان و فصلها و برگها و سایر آیات تکوینی، علمای بزرگ و شهدای عظیم و زمان های آسمانی مثل محرم و رمضان و مکانهای الهی مثل امام رضا و ... و ابر و باد و ماه و خورشید و سپیده و کوه و دریا و ... هم سکشوال اند؟ آیا در خلق آسمان و زمین و ستارگان و .. .ایاتی برای هدایت نیست. حاشا و کلا. حجت تمام است و خدا وعده آتش به فاسقان بد حجاب داده است.
وقتی کسی حتی سخنان مصرح رهبری و قانون را زیر پا می گذارید و علمای اسلام مثل امام خمینی و امام خامنه ای و علامه مطهری و مصباح را جاهل[4] خطاب می کنید، می خواهید غیب را بفهمد؟ آنان که باید مردم را به یاد خدا بیندازند هستند، اما بی حجابهایی که هوای نفس، حجابشان شده است، نمیخواهند به حق عمل کنند، و خدا به آنان وعده آتش داده است. آنان حق را می دانند ولی از انجام آن کراهت دارند. مشکل بشر ندانستن نیست، نخواستن است: "بلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُون" مومنون، 70 و "لقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُون" زخرف، 78.
ماجرای دومین اشتباه استراتژیک احمدینژاد + نقد مواضع آیت الله حائری؛ 1
بررسی مفهوم منکر در 183 عنوان تفسیر: نقد سخنان دکتر و آیت الله حائری 2
سخنان صریح امام راحل در نقض ترمینولوژی معروف و منکر احمدی نژاد و آیت الله حائری/ نقد ۳
[1]. البته باید متذکر شد که خود ایشان با وجود ارائه این استدلال عجیب و سفیه دانستن مردم در فرایند این استدلال، معترف است که بی حجاب ها می دانند که بی حجابی گناه است.
[2]. این ادعا هم باید اثبات شود. اساسا خداوند شرط هدایت شدن افراد را در آیه دوم سوره بقره، ایمان به غیب می داند. این چه ربطی به درک حقیقت گناه دارد؟ ایمان به غیب یعنی ایمان به خدا و بهشت و جهنم و ... که از حس ما غائب است نه اینکه درک عقلی ما هم به آن نرسد. با این حساب این قرآن برای هدایت مردم ایران نیست، چون ایمان به غیب ندارند. برادرم ایمان به غیب هزاران مصداق دارد و اساسا ایمان به غیب در این آیه، ربطی به ادعای شما ندارد. منظور از غیب در اینجا، غایب بودن، مصداق آیه از حس است نه دور از دسترس ذهن و فکر بودن. یعنی یک آدم معمولی هم با عقل معمولی میتواند آن غیب را؛ مثلا معاد را، بفهمد. تفسیرتان گاهی به تفسیر اکبر گودرزی ها در تبیین غیب که آن را مرحله غیب (مخفی) انقلاب کمونیستی تعریف می کردند نزدیک می شود. راستی مشایی وقتی کنار هدیه تهرانی عکس گرفت، رفته بود که حقیقت گناه را به او نشان دهد؟
[3]. کجای قرآن و سنت و عترت گفته است که شرط مجازات مجرم این است که او ملکوت گناه را ببیند و گرنه همه چیز بر انسان مجاز می شود، حتی قتل شهید مطهری و شاید علامه مصباح به دست اکبر گودرزی های جدید.
[4]. عبارت پایانی نویسنده: "با توجه به دلایل فوق به نظر میرسد باید بیشتر در صدد فهم این مقوله باشیم تا اینکه با تصمیمات شتابزده و جاهلانه بر شدت این مقوله بیفزاییم."