برخی از برادران مسلمان یا از سر تقیه، یا از سر سفاهت یا به دلیل طلسم و جادو شدن، مشایی را اسلام شناس می دانند. متاسفانه این ادعای تقیه ای یا سفاهت بار و بدون دلیل، ظرفیت خیانت بزرگ به دین و مردم ایران را فراهم کرده است.

اگر چه ادعای اسلام‌شناس بودن مشایی، آنقدر سبک و سخیف است که ارزش نقد ندارد و می توان آن را با تبسمی ویران کرد، اما چون رئیس جمهور و برخی از دوستدارن ایشان، نگاهی قدسی به این مساله دارند و این مساله ساده، به سمت شکل گیری فتنه عظیم به پیش می رود. فتنه ای که، نه تنها علامه مصباح، بلکه خود مشایی می گوید، خیلی بزرگتر از قضیه سال ۸۸ است. چون، برخی مشایی و احمدی نژاد را اسلام شناس تر از نائب امام زمان (عج) و علامه مصباح و سایر علمای بصیر و انقلابی می‌پندارند، ناچاریم، این ادعای بدیهی البطلان را با دلیل، رد کنیم.

شروط لازم برای تخصص در یک مساله؛ مثلا اسلام شناسی: شرط لازم، یعنی اینکه در صورت فقدان یکی از این شروط، به طور منطقی، نتیجه هم منتفی می شود. شروط لازم تخصص در هر امری از جمله اسلام شناسی:

۱. تخصص در هر امری نیاز به تحقیق در آن مساله دارد. ۲. شرط لازم اسلام شناس بودن این است که در راه شناخت اسلام و تحقیق در آن اقدام کرد. ۳. منبع اصلی اسلام، قرآن و سنت نبوی و وَلوی است؛ و بدون شناخت قرآن و سنت، امکان اسلام شناس شدن نیست. ۵. ابزار شناخت قرآن و سنت (ثقلین) دانشهای زیر است و بدون آنها امکان شناخت عالمانه از اسلام وجود ندارد:

۱. شناخت زبان عربی قدیم؛ ۲. شناخت علم صرف؛ ۳. شناخت علم نحو؛ ۴. شناخت علم معانی، بیان و بدیع؛ ۵. شناخت علم تاریخ؛ ۶. شناخت علم رجال؛ ۷. شناخت علم درایه؛ ۸. شناخت علوم قرآنی؛ ۹. شناخت علم تفسیر؛ ۱۰. شناخت علم کلام؛ ۱۱. شناخت علم اصول فقه؛ ۱۲. شناخت علم فقه؛ ۱۳. شناخت علم اخلاق؛ ۱۴. شناخت فلسفه فقه؛ ۱۵. شناخت فلسفه اخلاق؛ ۱۶. شناخت فلسفه حقوق؛ ۱۷. شناخت منطق و فلسفه؛ ۱۸. شناخت کلام جدید؛ ۱۹. شناخت فلسفه دین؛ ۲۰ شناخت فلسفه سیاست؛ ۲۱. ... .

قطعا مشایی شروط لازم برای اسلام شناس بودن را ندارد؛ چه رسد به شرط کافی: او حتی نمی تواند موضوع برخی از این علوم را در ۵ سطر توضیح دهد، حتی در برخی از این علوم نمی تواند به اسم چند کتاب اشاره کند. او حتی در یکی از این علوم، یک کتاب، مقاله با استانداردهای پژوهشی اجتهادی ندارد. او حتی در یکی از این علوم، در حد یک طلبه "سطح" حوزه، بنیه علمی ندارد. خوب این آدم که هنوز در صرف و نحو مجتهد نیست، چطور ادعای اسلام شناسی دارد؟ دست کم، سید علی محمد باب، چند سالی طلبگی کرده بود و کمی با ابزار لازم و شروط ضروری اسلام شناسی آشنا بود! مگر نباید اسلام را محققانه شناخت؟ آیا پای منبر نشستن، و چند روایت و داستان و روضه شنیدن، آدم را اسلام شناس می کند؟ بنابر آنچه گفته شد، مشایی قطعا ابزار شناخت اسلام را ندارد، چه رسد که این ابزار را درست به کار بندد و اسلام شناس باشد. با این حساب، اسلام شناس پنداشتن مشایی، نهایت سادگی است و دلیل سفاهت یا طلسم بودن قائل آن است!

مطالبــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرتبط