نیم نگاهی به سخنان آیت الله مهدوی کنی در همایش بزرگ جبهه متحد اصولگرایان در ۲۶ آبان، به نقل از رجانیوز؛ متن سبز رنگ، سخنان آیت الله مهدوی است:

آیت الله مهدوی: «اگر جامعتین با همفکری و تنظیم اصولی به عنوان اصول اصولگرایی برخاستند، برای احساس مسئولیتی بود که همیشه بوده است و مخصوصا در این مقطع احساس مسئولیت و احساس خطر بیشتر شده است.» جناب آیت الله مهدوی! آیا یکی از اصولی که آنان تنظیم کرده اند، قرار گرفتن نماینده هایی از کانون قدرت و ثروت (نماینده لاریجانی و قالیباف) در مرکز تصمیم گیری اصولگرایی بوده است؟

آ.مهدوی: «من مکرر گفته ام بعضی از بزرگان و دوستان که بحث وحدت را مطرح کردند این وحدت وحدت فلسفی و شیمایی نیست، بلکه وحدت سیاسی و اجتماعی است و در مسائل سیاسی و اجتماعی دور مسائل مشترک وحدت می کنیم.». جناب آیت الله مهدوی! وحدتی که علامه مصباح می گویند نیز، نه وحدت فلسفی است نه شیمیایی؛ بلکه وحدت حول گفتمان ناب انقلاب است نه حول افرادی که با سوء استفاده از موقعیت قدرت و ثروت، جایگاهی دست و پا کرده اند و «چند+چند» را به سمت کانون قدرت و ثروت و عملگرایی مورد نهی شدید ۲ امام خامنه ای کشانده اند.»!

مشاهده طرح در ابعاد بزرگتر

آ.مهدوی: «باید در مسائل مشترک دور هم بنشینیم و برای اهداف مشترک باهم کار کنیم و این امر ممکن است. در تمام دنیا هم همه اجتماعات و سیاست‌های مختلف با هم می نشینند بحث های اجتماعی می کنند و نتایج خوبی می گیرند، بنا بر این خیلی بحث را فلسفی نکنیم!» مصداق وحدت و همکاری مورد نظر شما در دنیا کدام است؟ بازی های حزبی پیچیده دموکرات ها و جمهوری خواهان؟ اگر نه، منظور شما کجای دنیا است؟ بعلاوه، آیا قرار است که نگاه ما هم به وحدت و سیاست، مثل بقیه دنیا باشد یا مثل قرآن که ما را به وحدت گفتمانی امر می کند؛ یعنی اول در گفتمان دین باشیم؛ أن أقیموا الدّین، وانگهی نگران تفرقه باشیم؛ و لاتتفرقوا فیه. شورا، ۱۳. منطق قرآن می گوید که به «حبل الله» چنگ بزنید، اما منطق دنیا می گوید که به «حبل القدرة و الثروة» چنگ بزنید.

آ.مهدوی: «بنده یک رجل سیاسی هستم؛ می خواهید شما دوست داشته باشید، می خواهید دوست نداشته باشید». خوش تر آن باشد که سرّ دلبران، گفته آید در حدیث دیگران! امام خامنه ای در اواخر سال ۸۹ در منزل آقای مصباح: «بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم که ايشان در کشور و براي اسلام چه وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را – حالا به اين تعبير بگوييم – خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممکن است وجود داشته باشد با اين وزانت علمي و عمق علمي و احاطه و وسعت و با اين آگاهي و بينش و صفا ... اين سه جهت در ايشان جمع است؛ هم علم، هم بصيرت به معناي حقيقي کلمه و هم صفا. اين سه تا با هم در وجود، ايشان خيلي ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌الله وجود ايشان را براي ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ايشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ايشان استفاده نمايند.» به جز چند + چند!

آ.مهدوی: «روحانیتی که با انقلاب است، نمی تواند کنار بنشیند و بگوید عده‌ای دیگر این کار را بکنند، این اشتباهی بود که در مشروطه شد ...» حضرت آیت الله مهدوی! براستی هنگامی که علامه مصباح، در ایام بدتر از مشروطه (براندازی نرم دوم خرداد) مشغول فحش شنیدن و کاریکاتوریزه شدن بود، آن روحانیتی که شما می فرمایید کجا بودند؟ به این سخنان امام خامنه ای در ۱۴ شهریور ۷۸ عنایت فرمایید: «اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و با اخلاق برجسته وارد مي كنند، نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح... مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخيص مي‌دهد، چون حسابگر است. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد كردند.» فیلم این سخنان.

آ.مهدوی: «ما دل‌مان می خواهد یک انتخابات خوبی باشد و این انتخابات خوب در این موقعیت حساس کشور ما اگر یک انتخابات جامعی ما داشته باشیم، بهترین مشتی است به دهان دشمن و برای رسیدن به این هدف مسلما باید بعضی از خرده گیری ها را کنار بگذاریم اگر بنا باشد که بخواهیم خرده گیری کنیم. همان اول من گفتم که بیایيد! می دانیم که با هم یک اختلاف سلیقه هایی داریم، ... ولی همه در مسیریم ...». هم مسیر بودن با جریان مردود یا تجدید شده در فتنه ۸۸ حرفی قابل تحمل است، وابستگی به کانونهای قدرت و ثروت، حرفی قابل تامل است، اما آنان را در مرکزیت تصمیم گیری اصولگرایان نشاندن، دور از انصاف است. حالا که چنین شده است، کمینه، اجازه بدهیم که دیکتاتوری شکل نگیرد و کسانی که در بصیرت و علم و صفا، تقریبا بی نظیرند، حق داشته باشند که نگذارند گفتمان ناب انقلاب، قربانی عمگرایی و رای جمع کنی مصلحتی شود. شاید عاقبت عملگرایی و رای جمع کنی، ما را به سرنوشت کسانی بکشاند که برای رای جمع کردن، به آزاد سازی غیرقانونی قلیان هم پناه برده اند! عاقبت اصل شدن افراد و منطق رای جمع کنی و فرع شدن گفتمان محوری، همین می شود!

آ.مهدوی: «نمی خواهم بگویم مقام معظم رهبری چنین عبارتی را فرمودند و به ایشان چیزی را نسبت نمی دهم، اما احساس می کنم که ایشان هم از این خرده گیری‌ها خیلی خوشحال نیستند که ما به خاطر خرده گیری از هم جدا شویم». الف. اگر خرده است، عقلای چند + چند، از سر این خرده بگذرند و مثل احمدی نژاد، مصباح و مردم را به مشایی های ۸+۷ و کانون های قدرت و ثروت نفروشند؛ ب. احساس شما محترم، اما، همان هایی که نماینده شان قرار است برای اصولگرایان تصمیم بگیرند، سخنان صریح امام خامنه ای (نه احساس مصباح یا شما) در لزوم محکومیت آشکار فتنه را به سکوت برگزار کردند! پس حق بدهید که احساس شما، تنها برای هم احساسی های شما محترم باشد؛ نه اینکه برای همگان حتی کسانی که احتمالا عالم تر، بصیرتر و باصفاتر هم هستند، مُطاع باشد!

آ.مهدوی: «بدانید احساس مسئولیت می کنم، برادران عزیز احساس مسئولیتی است در این سن برای تمام دوستان اصولگرا که شما را به خدا قسم، شما را به امام قسم که همه دوست دارید، بیایید بعضی از مسائل جزيی را کنار بگذارید و مسائل اصلی را پیگیری کنید». احساس مسئولیت یا ریش سفیدی، معیار حق و باطل نیست. مردم، همانند سال ۸۴، نبض نظام را با فرمایش امام شان تنظیم می کنند نه با توصیه های ریش سفیدان راست سنتی! به جای انتظار از کارکرد سن و سال و التجا به سوگند، خوب است که منطق حضور نمایندگان قدرت و ثروت در چند + چند، برای مردم بیان شود.

آ. مهدوی به نقل از فارس: «برخی می‌گویند ما طرفدار ظلم نیستیم و طرفدار عدل هستیم. ما هم می‌گوئیم ‌طرفدار عدل هستیم، کسی طرفدار ظلم نیست.». ظلم این است که وحدت حول صاحبان قدرت و ثروت شکل بگیرد و از راه جور، به دنبال موفقیت و یاری جویی باشیم؛ نه با چنگ زدن به ریسمان گفتمان حق! عدل و جور در یاری جویی امیرالمومنین در واکنش به عملگرایی و مصلحت زدگی برخی از یارانش به زیبایی معنا می شود: «آیا به من دستور می‌دهید، به كسانی كه تحت فرمانروائی من هستند، ستم كنم، تا یارانی گرد آورم، به خدا سوگند تا دنیا وجود دارد و تا ستاره‌ای دنبال ستاره دیگر، حركت می‌كند این كار را نخواهم كرد.»۱ این است قاطعیت در برابر کانون های قدرت و ثروت و یاری جستن از الله! جور این است که بر خلاف هشدار هولناک امام خامنه ای۲ در عاقبت به شر شدن متقربان به کانون قدرت و ثروت، این دو کانون خطرناک، در چند + چند نماینده داشته باشند. و عدل این است که هر کس به اندازه قرابت گفتمانی به امام خامنه ای، در مرکزیت تصمیم گیری اصولگرایی باشد.

آ.مهدوی: «در کار جمعی نظر فردی مورد قبول نیست، باید دید که مجموعه اصولگرایان چه می خواهند ... مسائل نباید فردی باشد». به نظر می رسد که باید دید خدا، رسول خدا، ائمه و نائب امام زمان، و مردم وفادار به دین و نظام، چه نظری دارند؛ نه احزاب و گروه ها و ساکتین و مردودین فتنه! آیا پافشاری علامه مصباح بر گفتمان انقلاب و نفی فرد محوری، مساله فردی است؟

توفیق بیشتر حضرت آیت الله مهدوی برای خدمت به اسلام را از خدای مان خواستاریم

از عَلَمدار جبهه پایداری تا ألَمدار چند+چند! ـ فرموده امام خامنه ای، مهری بر دهان تخریب کنندگان جبهه پایداری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱. «اَتَاْمُرونِّی اَنْ اَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِیمَنْ وُلیِّتُ عَلَیْهِ، وَاللّهِ لا اَطُورُ بهِ ِما سَمَرَ سَمِیرُ و ما اَمَّ نَجْمُ فِی السَّماء نَجْماً» نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶.

۲. «يك مسئله ديگر هم نزديك شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ اين را ما با شما بى‌رودربايستى عرض كنيم... اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهائى است كه خداى متعال از آنها نميگذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى ميگذارد.»